تاریخ انتشار : ۱۹ تير ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۸  ، 
کد خبر : ۳۵۷۴۸
نگاهی به آینده روسیه پس از فصل انتخابات

مهره‌های شطرنج

مقدمه: با روی کار آمدن قشر تازه‌ای در روسیه انتظار می‌رود ملی‌گرایان با همکاری کمونیست‌های معتدل برخلاف گذشته مسئولیت بیشتر و نقش جدی‌تری را در آینده روسیه به دست آورند. این موضوع شاید مهم‌ترین تحول چند دهه گذشته در این کشور باشد. در این میان پوتین همچنان یکی از نقش‌آفرینان شطرنج تازه در روسیه با مهره‌های نو خواهد بود. پوتین که به یاری تجارت نفت و گاز به اقتصاد روسیه رونق بخشید، ممکن است در آینده مسئولیت اجرایی صنعت انرژی را در روسیه به عهده گیرد.

حسن بهشتی‌پور

استعفا یا بر کناری فرادکف ـ نخست‌وزیر روسیه ـ در شهریورماه و به دنبال آن معرفی زوبکف به عنوان نخست‌وزیر جدید این کشور از سوی پوتین در حالی که همه انتظار داشتند سرگئی ایوانف به عنوان نخست‌وزیر معرفی شود؛ بار دیگر پیچیده بودن تحلیل نظام قدرت در روسیه را به رخ همه کارشناسان کشید. با وجود این همه می‌دانند که این تغییر، مقدمه‌ای برای تغییرات بزرگ‌تری است که در ماه‌های آتی در روسیه شاهد خواهیم بود. برای آنکه خود را برای مواجهه با این تغییرات ـ که بدون ‌شک بر منافع ایران هم تاثیرگذار خواهد بود ـ آماده کنیم، باید از هم‌اکنون پیش‌بینی لازم را برای آینده داشته باشیم. در مقاله‌ای که پیش‌روی دارید سعی شده است از طریق شناخت گذشته روسیه و تحلیل وضعیت کنونی، تحولات آینده این کشور پس از انتقال قدرت از پوتین به جانشین‌اش بررسی شود.

روسیه آماده تغییرات اساسی

قرار است در آذرماه، انتخابات پارلمانی برای انتخاب 450 نماینده مجلس دومای روسیه برگزار شود و 3 ماه پس از آن (اسفندماه 1386) مردم روسیه به پای صندوق‌های انتخابات ریاست جمهوری این کشور خواهند رفت. تمامی قرائن و شواهد نشان می‌دهد قشر جدیدی از نظام قدرت در روسیه در این 2 انتخابات به قدرت می‌رسند که در سال‌های اخیر بیشتر در مدیریت میانی حکومت به ایفای نقش پرداخته‌اند. اگر این پیش‌بینی تحقق یابد، ما شاهد تعویض نسل در حاکمیت روسیه خواهیم بود چرا که با روی کار آمدن قشر میانی جدید در روسیه، انتظار می‌رود ملی‌گرایان با همکاری کمونیست‌های معتدل این کشور ـ برخلاف سال‌های گذشته ـ مسئولیت بیشتر و نقش جدی‌تری در آینده کشورشان به‌عهده گیرند؛ این شاید مهم‌ترین تحول در تاریخ روسیه در چند دهه گذشته باشد.

ـ روسیه سرزمینی است که در آن قدرت و سرمایه قابل تفکیک از یکدیگر نیستند و تمام سازمان‌های دولتی، جدای از هم اداره می‌شوند. در چنین کشوری، رئیس‌جمهور حرف اول را می‌زند و باید چنین مسئولیت بزرگی به عهده سیاستمداری صاحب قدرت گذاشته شود. این امر برای دولتمردان کرملین ـ که خواستار حفظ سرمایه و افزایش روزافزون دارایی‌های خود هستند ـ اهمیت فراوانی دارد. ولی آنچه برای اکثریت مردم عادت شده این است که هر چه حکومت می‌گوید، بپذیرند زیرا بیشتر روس‌ها در چند دهه گذشته خود را از سیاست دور نگه داشته‌اند؛ آنها ترجیح می‌دهند رهبران‌شان برایشان تصمیم بگیرند.

مقام نخست‌وزیری در روسیه، نقش یک قدرت اجرایی را برعهده دارد و کمتر در تصمیم‌گیری‌ها وارد می‌شود. تمشیت امور در دست رئیس‌جمهوری متمرکز است اما نباید پارلمان را نادیده گرفت.

در روسیه، پارلمان از آن جهت بیشتر اهمیت دارد که نحوه توازن قدرت در کشور را به نمایش می‌گذارد؛ ‌اگرچه بعضی معتقدند ترکیب اصلی پارلمان هم در کرملین مشخص می‌شود. ولی باید توجه داشت که رقابت انتخاباتی به واقع در روسیه وجود دارد. در حال حاضر بیش از 30 حزب در روسیه قابل شناسایی است که به 3 جریان اصلی قابل تفکیک هستند.

گروه اول، لیبرال‌های غرب‌گرا به رهبری کاسپاروف ـ قهرمان سابق شطرنج جهان ـ است که می‌کوشد با سایر نیروهای غرب‌گرا متحد شود؛ اگرچه اتحاد نیم‌بند او با کاستیانف در همان ابتدا به هم خورد. گروه دوم، ‌کمونیست‌های معتدل به رهبری زوگانف هستند که در موضوع اپوزیسیون منتقد دولت از مواضع پوتین در برابر غرب حمایت می‌کنند.

گروه سوم،‌ ملی‌گراهای روسی که دارای طیف‌های مختلفی هستند. این گروه از طرفداران احیای اقتدار روسیه در دوران قبل از حاکمیت بلشویک‌ها هستند، بدون آنکه از احیای نظام سلطنتی حمایت کنند. دولتمردان کنونی روسیه نیز ترجیح می‌دهند با این گروه کار کنند. در سال‌های اخیر، قوانین مربوط به احزاب و انتخابات آن‌قدر تغییر کرده که مطابق میل بزرگان صاحب قدرت شده است. به این‌ترتیب، در انتخابات آتی پارلمان روسیه نیز نیروهای نامطلوب پوتین، شانسی برای پیروزی ندارند.

فاصله میان دولت و مردم در روسیه و عدم شرکت مردم در اداره حکومت، سنتی دیرینه است؛ پس از فروپاشی شوروی این جدایی نه تنها کنار نشد بلکه با بهبود استانداردهای زندگی تقویت هم شد.

پوتین به یاری تجارت نفت و گاز، ‌توانست به وضعیت نابسامان این کشور در دوران یلتسین رونقی تازه بخشد به طوری که اکثر روس‌ها، در مقایسه با دوران کمونیستی بهتر زندگی می‌کنند. اگرچه اختلاف درآمدی بدتر از گذشته شده است اما همه قبول دارند تعداد کسانی که به دنبال وضع زندگی بهتر هستند، هیچ‌گاه در تاریخ روسیه به اندازه امروز نبوده است. به همین دلیل با وجود اینکه دلایل فراوانی برای نارضایتی مردم از دولت وجود دارد و با اینکه همه از وضع موجود به دلایل متعدد شکایت دارند اما آنها نمی‌خواهند دوران رونق اقتصادی را به خاطر مسائل کم‌اهمیت‌تر از نظر خودشان از دست بدهند.

نقش انرژی در تحولات آینده روسیه

روسیه به دلیل در اختیار داشتن بیشترین ذخایر گاز طبیعی، دومین دارنده زغال سنگ و هشتمین دارنده نفت، اهمیت ویژه‌ای دارد. همچنین بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی در دنیا، سومین صادرکننده نفت و سومین مصرف‌کننده انرژی است. بنابراین هر دولتی که در این کشور به قدرت برسد، یکی از مهم‌ترین محورهای سیاست داخلی و خارجی خود را براساس تولید و فروش منابع انرژی می‌گذارد؛ چرا که بدون شک روسیه در این زمینه از مزیت نسبی برخوردار است. شاید دقیقاً به خاطر همین اهمیت انرژی در سیاست آینده روسیه است که بیشتر ناظران مسائل روسیه، معتقدند پوتین در 4 سال آینده مسئولیت شرکت گازپروم ـ بزرگ‌ترین تولیدکننده و توزیع‌کننده گاز روسیه و جهان ـ را برعهده می‌گیرد تا همچنان موقعیت تاثیرگذار خود را برای شرکت در انتخابات 2012 حفظ کند. پوتین از راه فروش نفت و گاز از یکسو در داخل به وضعیت نابسامان گذشته پایان داد و از سوی دیگر قصد دارد در آینده از انرژی به عنوان اهرم فشاری در برابر اتحادیه اروپا و آمریکا استفاده کند.

بر این اساس لازم است فردی مقتدر چون پوتین مسئولیت اجرایی گاز و نفت را در روسیه بر عهده بگیرد. در این میان برای پوتین اهمیت دارد که افرادی مانند سرگئی ایوانف ـ معاون اول نخست‌وزیر ـ که بیشتر بر امور نظامی و امنیتی نظارت دارد یا مدودوف ـ معاون اول دیگر نخست‌وزیر ـ که بر وزارتخانه‌های اقتصادی اشراف و کنترل دارد به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شود تا هماهنگی لازم را با او داشته باشند؛ در این صورت پوتین از بابت ایجاد رقیبی جدی برای خود در آینده، نگران نخواهد بود.

نقش‌آفرینان آینده در روسیه

زویکوف ـ نخست‌وزیر جدید ـ در موقعیتی نیست که بتواند جانشنن پوتین شود زیرا او در 66 سالگی بیشتر نقش بوروکراتی حرفه‌ای را بازی می‌کند که می‌داند باید تا اردیبهشت‌ماه سال 87 ـ که کار انتقال قدرت به طور کامل در روسیه به اتمام می‌رسد ـ شرایط را برای همکاری با رئیس‌جمهوری آینده فراهم کند.

سرگئی ایوانف، یار قدیمی پوتین در اداره امنیت فدرال که جانشین کاگ‌ب شده است، امروز در موقعیتی قرار دارد که نقش کاپیتان تیمی را برعهده گرفته که قرار است با مربیگری پوتین، زمام امور روسیه را برعهده گیرد. در این تیم، بدون شک مدمدوف که در 44 سالگی با استفاده از نزدیکی مناسبات‌اش با پوتین، رشد قابل توجهی در نظام قدرت در کرملین داشته، خود را برای به دست گرفتن ریاست دولت آینده آماده می‌کند.

این تیم در سیاست خارجی قصد رودررویی با آمریکا و اتحادیه اروپا را ندارد اما می‌کوشد با احیای موقعیت روسیه در دوران شوروی، از قدرت درجه دوم که در سال‌های اخیر به دست آورده به قدرت درجه اول ارتقا یابد.

بر این اساس، به نظر می‌رسد مسیری را که پوتین با سخنرانی خود در اجلاس امنیتی مونیخ در بهمن‌ماه 1385 آغاز کرد، در سال‌های آتی باشتاب بیشتری ادامه یابد. در این سال‌ها پوتین در قدرت سایه به نقش‌آفرینی خود ادامه می‌دهد تا همکاران و همفکران او بتوانند موقعیت‌های جدیدی را در نظام قدرت تجربه کنند.

با نگاهی به ترکیب کابینه جدید آقای زوبکوف ـ که تنها وزرای کم‌اهمیت را مشمول تغییرات کرد ـ به خوبی می‌توان دریافت تیم وزرای خارجه، دفاع، کشور و سازمان امنیت فدرال به همراه نخست‌وزیر و معاونان او در عمل، همان کسانی هستند که قرار است در سال آینده با خانه‌تکانی در کرملین یا جای خود را به دیگران بدهند یا حداقل در موقعیت جابه‌جایی قرار گیرند.

به باور نگارنده تغییر نسل در روسیه جدید بدون‌شک موجب تغییر در سیاست‌ها نیز خواهد شد اما به معنای آن نیست که انتظار داشته باشیم این تغییرات را به همان سرعتی انجام شود که افراد تغییر می‌کنند.

اگر چنین گزینه‌ای را قبول داشته باشیم، از هم‌اکنون لازم است ایران هم در مورد سیاست‌های خود درباره آینده مناسبات‌اش با روسیه، بازنگری‌های جدی به عمل آورد.

اگرچه معلوم نیست سیاست خارجی ایران بتواند ارزیابی دقیقی از تحولات آتی روسیه ارائه دهد و مهم‌تر از آن، متناسب با این تغییرات سیاست‌های بنیادی که متضمن تامین منافع ملی ایران باشد، در پیش بگیرد.

بی‌تردید، کسی منکر اهمیت آینده‌نگری درباره تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای به ویژه در مورد کشورهای همسایه نیست اما به دلیل دشواری‌های آن، اغلب ترجیح می‌دهند به سیاست‌های روزمره‌گی ادامه دهند تا متهم به اشتباه در محاسبات نشوند. غافل از آنکه اهمیت پیش‌بینی‌های علمی که مبتنی بر محاسبات دقیق و اطلاعات موثق از شرایط گذشته و تحولات امروزی باشد؛ ‌حتی اگر به نتایجی غیر آنچه که پیش‌بینی شده است بینجامد، باز هم قابل اتکا و اعتنا خواهد بود.

جمع‌بندی

1-‌ روسیه در حال تغییرات اساسی در 6 ماه آینده است، این تغییرات قابل محاسبه و پیش‌بینی است.

2-‌ ایران باید ارزیابی دقیقی از تحولات پیش روی روسیه به عنوان یک کشور تاثیرگذار در سطح بین‌المللی و منطقه داشته باشد.

3-‌ به نظر می‌رسد نسل جدیدی که در سال‌های اخیر عمدتاً در مدیریت‌های میانی نقش‌آفرینی کردند، ‌در سال آینده قدرت بیشتری پیدا می‌کنند و کم‌کم جای قدیمی‌ترها را می‌گیرند.

4-‌ انتظار می‌رود با به قدرت رسیدن تیم جدید در روسیه که ترکیبی از ملی‌گرایی و گرایش‌های چپ معتدل در روسیه هستند، روند کنونی رودررویی روسیه با آمریکا با شتاب بیشتری ادامه یابد.

5-‌ ابعاد رقابت و همکاری بین روسیه و غرب پرتنش‌تر از گذشته خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات