سردرگمی و ندانمکاری کاخ سفید و پنتاگون در راه سرپوش گذاشتن بر شکستها و ناکامیهای آمریکا در عراق، ابعاد بحران در این کشور را پیچیدهتر کرده است. گزارشی که ژنرال «پترائوس» سرفرمانده نیروهای آمریکایی در عراق و «رایان کراکر» سفیر آمریکا در این کشور ارائه کردند، اگرچه به نام آنها تمام شد ولی در واقع گزارش دستکاری شده و ضعیفی بود که محصول مشترک پنتاگون، سیا و کاخ سفید تلقی میشود و پترائوس فقط مأمور خواندن آن بود.
مثلث پنتاگون، سیا و کاخ سفید از موقعیت نظامی ژنرال پترائوس هم «استفاده ابزاری» کرد تا به مخاطبان گزارش در کنگره چنین وانمود شود که گویا این یک گزارش کارشناسانه است که فقط بر مبنای دیدگاههای کارشناسی تدوین شده است. لکن بطلان اهداف بوش و دستیارانش در همان ساعات اولیه پس از انتشار گزارش کاملاً قابل درک بود.
پترائوس و کراکر سعی کردند با بهرهگیری از آمار و ارقام فراوان با تکیه بر تحلیلهای تکراری پنتاگون و کاخ سفید، چنین وانمود سازند که گویا بوش کوچک در عراق اشتباهی مرتکب نشده و اگر آمریکا در عراق ناکام شده، علت اصلی آن به دولت مالکی برمیگردد که گویا «ناکارآمد» است و اگر اهداف آمریکا در عراق تأمین نشده، بعلت کارشکنی ایران است ولی سایر همسایگان عراق با سیاستهای واشنگتن همراهند. ولی اوضاع در عراق در موقعیتی شکننده و ناپایدار است و در نتیجه لازم است حضور نظامیان اشغالگر ادامه یابد!
مشکل بزرگ بوش و دستیارانش اینست که مجبورند بر واقعیتهای عینی و ملموسی سرپوش بگذارند که ابعاد آن برای دنیای معاصر آشکار است و دیگر زمینهای برای تداوم دروغپردازی بوش و عوامفریبی دستیارانش باقی نمانده است. گزارش پترائوس ـ کراکر در شرایطی بر موفقیتهای دروغین بوش در عراق تأکید میورزید که ساعاتی بعد، ژنرال «پیترپیس» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا و یکی از معماران اصلی جنگ عراق طی سخنرانی در مقر اصلی پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) به اشتباهات فاحش آمریکا در جنگ عراق اعتراف میکرد و ضمن برشمردن موارد اشتباه واشنگتن، مأموریت داشت که مسئولیت همه ناکامیها را متوجه خود کند و اعتراف نماید که «من از اوضاع عراق ارزیابی نادرستی داشتم و در نتیجه نتوانستم به درستی تصمیم بگیرم و ارزیابیها و پیشنهادهای نادرستی را به کاخ سفید ارائه کردم».
اگر فقط اظهارات ژنرال «پیترپیس» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا را با گزارش دستکاری شده ژنرال پترائوس فرمانده نیروهای آمریکائی در عراق مقایسه کنیم، به اوج درماندگی و تناقضگوئی مقامات واشنگتن در بحران عراق پی میبریم که چگونه دو مقام نظامی در کمتر از یک روز، دقیقاً بر عکس اظهارات یکدیگر موضع میگیرند و هر دو مدعی هستند که راست میگویند! به راستی این تناقضات چگونه قابل درک و توجیه است؟
البته در اینباره بایستی مقامات پنتاگون توضیح دهند ولی از اظهارات ژنرال «پیترپیس» چنین برمیآید که وی در آستانه بازنشستگی، آخرین مأموریت خود را انجام رسانده و ضمن قبول مسئولیتهای شکست در عراق، سعی کرده بوش و نومحافظهکاران جنگافروز را تبرئه کند.
با اینهمه، ادعای موفقیت آمریکا در عراق تنها مورد از دروغهای بزرگ مندرج در گزارش پترائوس ـ کراکر نیست. خوبست با بررسی و اجمالی این گزارش به مردم آمریکا و نمایندگان کنگره کمک کنیم و سایر دروغهای مطروحه در این گزارش دستکاری شده را کشف نمائیم.
دروغ اول آنکه مقامات واشنگتن برای منحرف کردن افکار عمومی آمریکا و سرپوش گذاشتن بر شکستها و اشتباهات خود در عراق، ایران را عمل ناکامی خود معرفی میکنند و با فرافکنی سعی دارند از پذیرش مسئولیتهای تعطیلناپذیر خود در قبال بحران عظیم عراق طفره بروند. اما آیا واشنگتن در این زمینه میتواند بر نقش مخرب عوامل خود در سازماندهی و تجهیز گروههای تروریستی در عراق سرپوش بگذارد؟ مسلح کردن برخی از عشایر عراقی و تجهیز گروههای تکفیری بهمراه سیاست جذب و تشویق بعثیها برای ایجاد «موازنه وحشت» در عراق، نکتهای نیست که آمریکا بتواند نقش خود را در این زمینه انکار کند. بعلاوه طیف وسیعی از نیروهای مخرب و تروریستی، دقیقاً با بهرهگیری از حمایت مالی ـ تجهیزاتی رژیمهای متحد آمریکا در منطقه، برای انجام جنایات فجیع تروریستی علیه مردم مظلوم عراق سازماندهی و هدایت شده و میشوند.
اشتباه بزرگ آمریکا اینست که در واقع سیاست احیای شبکه جهنمی بعثیها را در زیر فشار جنونآمیز برخی رژیمهای مرتجع عرب، در پیش گرفته و برای خشنود کردن و جلبنظر موافق آنها سعی دارد رژیم بعث بدون صدام را دوباره به قدرت بازگرداند.
بدینترتیب ضمن نادیده گرفتن احساسات مردم مظلوم عراق که برای چندین دهه در زیر فشار خفقان بعثی قرار داشتهاند و قربانیان فراوانی در طول این دوران جهنمی دادند، زندگی و هستی و خانوادهشان را از دست دادهاند، آمریکا هم در آن دوران بعنوان متحد بعثیها ظاهر شده بود و امروز هم برای احیای آن شبکه مخوف و آدمکش وسوسه میشود. این از نظر مردم مظلوم عراق پنهان نمانده است و میبینیم که این وضعیت شوم آنها را به ستوه آورده است.
اشتباه بزرگتر آمریکا، تجهیز و سازماندهی گروههای تروریستی علیه مردم عراق است. فراموش نکنیم که آمریکا به بهانه خشکاندن ریشههای تروریسم، به اشغال عراق پرداخت ولی با تجهیز تروریستها و قتلعام مردم سعی دارد مردم عراق را خسته کند تا در برابر هر وضعیتی تسلیم شوند. به راستی وقتی مردم مظلوم عراق به چشم خود میبینند که پس از قتلعام صدها نفر از عزیزان آنها توسط گروههای تروریستی، در اردن مراسم جشن و پایکوبی به حمایت از گروههای تکفیری تشکیل میشود، آیا همدستی رژیمهای مرتجع و همپیمان آمریکا با تروریستها را نادیده میگیرند؟ آیا پلیس و نیروهای امنیتی عراق که برخی عناصر تروریستی اعزامی از عربستان و امارات و سایر رژیمهای عرب را دستگیر و بازجوئی میکنند، دیگر جائی برای ادعای واشنگتن باقی میماند که این رژیمها را عاشق امنیت و ثبات عراق معرفی کند؟
آیا مردم مظلوم عراق، نقش ایران در طول همین دوره برای مرهم گذاشتن بر آلام روزافزون آنها و کاستن از ابعاد رنج و سختی آنها را شاهد نبودهاند؟ تأمین برق و سوخت، ارسال دارو و سایر کمکهای انساندوستانه و حمایت همه جانبه از دولت مردمی عراق، جزئی از فهرست طولانی خدمات جمهوری اسلامی ایران به عراق است که اشغالگران عراق بخوبی از آن آگاهند ولی بخاطر خصومت با ملت ایران، هرگز به آن اعتراف نمیکنند.
در واقع اشغالگران و اعراب مرتجع به عراق، ناامنی و کشتار و فاجعه صادر میکنند ولی ملت و دولت ایران با رفتاری برادرانه و مسئولانه به امنیت و رفاه و ثبات عراق میاندیشند و به همسایگان دردمند خود کمک میکنند و در همان حال بوقهای تبلیغاتی دشمن و نظامیان اشغالگر با دروغپردازی، تصویری رسوا ارائه میکنند و باقیمانده حیثیت خود را هم حراج کردهاند و حتی به دولت، ارتش و نیروهای امنیتی عراق اجازه نمیدهند قاطعانه در برابر تروریستهای اعزامی از برخی رژیمهای عرب مقابله کنند. اشغالگران عراق بدانند و خوب میدانند که با عوامفریبی و دروغپردازی نمیتوانند بر واقعیتهای عینی سرپوش بگذارند و نفرت از اشغالگران را مهار کنند یا خود را دلسوز مردم عراق معرفی نمایند.
باید پرسید که آیا اشغالگران حتی یک پل، یک مدرسه یا یک بیمارستان را در عراق احداث یا حتی تعمیر کردهاند؟ آیا کارنامه سیاه اشغالگران با تحمیل 750 هزار کشته و 2 میلیون معلول و مجروح و یک کشور ویرانه، همان بهشتی بود که بوش به مردم عراق وعده میداد؟ بوش و دستیارانش نه تنها به مردم عراق بلکه حتی به مردم آمریکا و کانونهای قدرت در آمریکا هم دروغ گفته و با انتشار گزارش رسوای پترائوس ـ کرار نشان دادند که همچنان دروغ میگویند.