نامه سرگشاده 100 تن از علماء و اساتید دانشگاه از جمله آیتالله تسخیری و حسین نصر که در اخبار فارسی به اشتباه 38 نفر ذکر شده و استدلالهای جالب آن مورد غفلت قرار گرفته و منعکس نشده است. این نامه ضمن ارائه بحثی علمی و قوی راجع به اشتباهات پاپ در رابطه با اسلام به دیدگاه مثبت شورای دوم واتیکان (28 اکتبر 1965) و پاپ ژانپل دوم (5 مه 1999) نسبت به مسلمانان نیز اشاره و حمله به مسیحیان به خاطر سخنان پاپ را محکوم میکند. موارد قابل توجه این نامه عبارتند از:
ـ ابن حزم که در سخنرانی پاپ مورد استناد قرار گرفته گرچه متفکری ارزشمند است ولی شخصیتی فرعی است و از نظر فقهی پیرو مکتب زهیری بوده که اکنون هیچ یک از مسلمانان از آن پیروی نمیکنند.
ـ طبق اولین تفاسیر قرآن مانند تفسیر طبری آیه لا اکراه فیالدین وقتی نازل شد که عدهای از مسلمانان مدینه خواستند فرزندان خود را که مسیحی یا یهودی بودند به اجبار مسلمان نمایند و این زمانی بود که اسلام داشت از حیث نظامی و سیاسی به قدرت خود میافزود.
ـ در سخنان پاپ آمده است خشونت برخلاف طبیعت خداوند است در حالی که مسیح خود بر علیه کسانی که در معبد به مبادله پول بپردازند خشونت به خرج داده است. در انجیل 10:36ـ34 matthew میخوانیم: فکر نکنید من آمدم تا صلح را به روی زمین بیاورم بلکه شمشیر را... و نیز وقتی خداوند فرعون را غرق کرد آیا خداوند بر خلاف طبیعت خود عمل کرد.
ـ مسلمانان صدر اسلام با کفار قریش جنگیدند؛ کفاری که آنان را از سرزمین خود بیرون کرده بودند، آزار و اذیت و شکنجه کرده و برخی از آنان را کشته بودند.
ـ یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون (مائده، 8) و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله انه هو السمیع العلیم. (انفال، 61)
ـ تعلیمات اسلامی چنین اقتضا نمیکرد که افراد مغلوب در جنگ را به زور مسلمان کرد. بسیاری از سرزمینهایی که در صدر اسلام فتح شد قرنها غیر مسلمان باقی ماند و اگر مسلمانان میخواستند آنها را به زور مسلمان کنند دیگر کنیسه یا کلیسایی نباید در آنجا باقی میماند.
ـ در اسلام دستوری مبنی بر گسترش اسلام با شمشیر وجود ندارد.
ـ همه پیامبران حقیقت واحدی را تبلیغ میکردند. قوانین و احکام ممکن است متغیر باشد ولی حقیقت تغییر نمیکند. ما یقال لک الا ما قد قیل للرسل من قبلک ان ربک لذو مغفرة و ذو عقاب علیم (فصلت،43).
ـ وقتی درباره متخصصین مسایل اسلامی صحبت میشود باید به کسانی رجوع شود که مسلمانان قبول دارند. گرچه ممکن است افرادی غیرمسلمان نسبت به مسایل اسلامی تخصص داشته باشند ولی تاکنون نشنیدهایم مسلمانان پروفسور تئودور خوری و راجر آرنالدز را تأیید کرده یا آنها را نماینده خود یا نظرات خویش بدانند. در گفتوگو هدف این است که به نظرات طرف واقعی مقابل توجه و گوش فراداده شود نه اینکه تنها به دیدگاههای خود اعتنا کنیم.16
نامه سرگشاده آیتالله سبحانی. در این نامه به نکات زیر توجه شده است:
ـ استناد به گفته امپراطور، کاری غیرتخصصی است. انجیل میگوید کار قیصر را به قیصر و کار مسیح را به مسیح واگذار کنید.
ـ حمایت کشورهای مسیحی از اسرائیل در حمله به لبنان و کشتار زنان و کودکان بیگناه
ـ شکستن بتها توسط حضرت ابراهیم
ـ اشاره به موارد غیرعقلانی در دین مسیح مانند فدا و قربانیشدن حضرت مسیح(ع)، تثلیث، و اینکه خدا پس از خلقت جهان در ژانویه از مادر متولد میشود.
ـ عقل و خرد از منابع فقه است
ـ صحبتهای پاپ به جای اینکه فضای گفتوگو را رونق دهد جهان را در آستانه جنگ صلیبی قرار داده است.17
بیانیه کمیسیون حقوقبشر اسلامی
در این بیانیه به نکات زیر توجه شده است:
آزادی عقیده قابل تعلیق نیست ولی ابراز آن طبق اعلامیه جهانی حقوقبشر در ماده 18 و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی در ماده 18 و کنوانسیون اروپایی حقوقبشر در ماده 9 محدود است و آزادی ابراز مذهب یا معتقدات را میتوان به موجب قانون و در شرایط خاص که برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادیهای اساسی دیگران ضرورت داشته باشد تابع قیود معینی قرار داد.
حق آزادی بیان اگرچه در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوقبشر و ماده 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوقبشر به رسمیت شناخته شده است ولی صراحتاً هم در میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و هم در کنوانسیون اروپایی حقوقبشر، قیود و محدودههای قابل قبول حقوقی آن پذیرفته و اعلام گردیده است. در نظام اروپایی حقوقبشر، ذیل بند ب ماده 10 تصریح شده که «اعمال آزادیهای مربوط به حق آزادی بیان، از آن جایی که اجرای آن توام با تکالیف و مسؤولیتهایی است، ممکن است مشروط به تشریفات، شرایط و محدودیتها یا مجازاتهایی شوند که قانونی باشد و در چارچوب یک جامعه مردمسالار به نفع امنیت ملی، تمامیت سرزمینی یا رفاه عمومی جهت ممانعت از بینظمی، جرم و برای حمایت از بهداشت یا اخلاق یا شهرت یا حقوق دیگران و بیطرفی قوه قضائیه ضرورت داشته باشد». این رویکرد حقوقی در کنوانسیون بین آمریکایی حقوقبشر و همچنین منشور آفریقایی حقوقبشر و خلقها نیز تصریح گردیده است. در رویه قضایی دیوان اروپایی حقوقبشر هم مصادیق متعددی وجود دارد که دیوان بر قیود مزبور تأکید و سعی نموده در جهت ضرورتهای جامعه دموکراتیک و البته با تفسیر مضیق محدودیتهای اصل آزادی بیان را در چارچوب قانونمند آن مورد حمایت قرار دهد.
بنابراین با عنایت به ضوابط حقوقی بینالمللی، کاملاً روشن است که تحت هیچ شرایطی نمیتوان به نام آزادی بیان اعتقادات و حقوق دیگران را مورد تجاوز قرارداد و فرقی ندارد که در مطلب ابراز شده، نقل کننده نظر شخصی خود را بیان میدارد یا این که نقل قول توهینآمیز دیگری را بدون نقد و تفسیر عیناً ابراز میکند.
جدای از محدودیت ذاتی فوقالذکر، در موازین بینالمللی بارها و بارها برای جلوگیری از تنش بین انسانها یا ترویج خشونت یا نژادپرستی تأکید شده که نمیتوان به نشر دیدگاههایی پرداخت که ثمره آن تنفر و دشمنی است، به عنوان مثال در ماده 20 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی تأکید شده است که «هر گونه دعوت (ترغیب) به کینه (تنفر) ملی یا نژادی یا مذهبی که محرک تبعیض یا مخاصمه یا اعمال زور باشد به موجب قانون ممنوع است». یا در کنوانسیون بینالمللی رفع هرگونه تبعیض نژادی ذیل ماده 4 دولتها را متعهد نمودهاند به اینکه نشر هرگونه افکار مبتنی بر تفوق یا نفرت نژادی و تحریک به تبعیض نژادی را جرم و قابل مجازات تلقی نمایند. تجربه عملی نشان داده است که توهین به اعتقادات پیروان ادیان به طور طبیعی زمینه ترویج نفرت و تبعیض نسبت به آنان را دامن میزند خصوصاً در جوامعی که پیروان ادیان مورد توهین قرار گرفته در اقلیت باشند. در سند پایانی کنفرانس جهانی منع تبعیض در پاراگرافهای متعدد تأکید شده که باید به شدت از رفتار یا گفتارهایی که زمینه نقض حقوق و تبعیض علیه اقلیتها اعم از قومی، مذهبی و... را فراهم میآورد اجتناب کرد و مرتکبین را مجازات نمود. بدین ترتیب تردیدی باقی نمیماند که براساس موازین بینالمللی در صورتی که فرد یا افرادی با عمل یا گفتار خود به اصول ادیان و پیروان آنها بیاحترامی کنند در روندی گام نهادهاند که از دیدگاه حقوق بینالملل مستوجب کیفر شناخته شده است و نظامهای حقوق داخلی ملزم گردیدهاند که به طور جدی با اعمال ضمانتهای کیفری مانع از بروز یک چنین افکار یا رفتارهایی شوند.
سالها است که در صحنه جهانی، تروریسم و خشونت کور اکثر جوامع و ملتها را رنج میدهد و متأسفانه افرادی سنگدل و بیمنطق از پیروان ادیان مختلف برخلاف آموزههای ادیان الهی بعضاً متوسل به رفتارهای تروریستی میشوند. اینگونه خشونتها قطعاً باید محکوم شود و همه پیروان صدیق ادیان الهی احساس تکلیف فوری نمایند که یک چنین افرادی را از خود دور ساخته و زمینه اجرای عدالت را در مورد آنها فراهم آورند. با این حال در روند مبارزه با تروریسم همانگونه که دبیر کل سازمان ملل در گزارش بهار سال 85 خود به درستی ابراز کرد و اخیراً در مصوبه مجمع عمومی ملل متحد نیز مورد تأکید تمامیکشورهای عضو سازمان ملل قرار گرفت، باید برای رفع این پدیده غیرانسانی، عوامل و ریشههای آن را خشکاند و برای رفع آنها چارهاندیشی کرد. دبیر کل در گزارش خود تصریح نموده که توهین به ادیان و مقدسات نحلههای مختلف اعتقادی به طور طبیعی بستری را فراهم میآورد که برخی به خشونت متوسل شوند خصوصاً اگر احساس کنند که در وضعیت نابرابری قرار دارند که امکان احقاق حقوق آنها وجود ندارد بنابراین اگرچه تروریسم با هر شکل و توجیه آن توسط موازین حقوقی بینالمللی محکوم است اما این جنبههای بسیار مهم را نیز از نظر نباید دور داشت که یک بیدقتی یا یک حرکت نسنجیده یا احیاناً اقدام عامدانه علیه ادیان و پیروان آنها میتواند آتشی را شعلهور سازد که سالها تلاش برای خاموشکردن و آرامساختن آن لازم است. از زاویه مزبور میتوان تأکید کرد که هر فرد یا افرادی که توهین به ادیان و اعتقادات پیروان آنها نمایند بستری برای خشونتورزی را فراهم ساختهاند که مسؤولیت آن متوجه خودشان است و باید پاسخگوی جامعه بینالمللی باشند.18