قبل از شروع بحث اصلی لازم میدانم عرض کنم این است که سلسله جلساتی شکل گرفته بود تحت عنوان آسیبشناسی اصلاحات که بازتاب آن در سطح جامعه و به خصوص در جریانات سیاسی بازتابی ویژه بود. این فعالیت که از سوی شاخه دانشجویی حزب انجام میگرفت در سطح نخبگان هم تاثیر خودش را به جای گذاشت و در سال جدید نیز در روندی که جامعه به سمت آن حرکت میکند، این جلسات به آن سمت حرکت میکند و انشاءا... از نظرات نخبگان سیاسی و فکری و فرهنگی در ابعاد مختلف دعوت شود.
بحث امروز ما در مورد اوضاعی است که در سالهای حضور اصلاحطلبان در قدرت و انتخاباتهایی که برگزار شد که یک به یک در فضای سیاسی کشور موثر بودند تا اینکه در جریان انتخابات شورای هر جریان جدیدی وارد عرصه قدرت شد. این انتخابات نتیجه یاس و دلزدگی مردم از حضور در عرصه بود.
ما شاهد شکست جناح اصلاحطلب بودیم. حضور یکپارچه جریان ناشناختهای که بعدا به نام آبادگران شناخته شد و نتیجه نهایی آن ظهور شخص جدیدی به نام احمدینژاد بود در شهرداری و بعد از آن هم در ریاستجمهوری حضور پیدا کردند که موجب تغییر روند سیاسی کشور گردید. به نظر میرسد حزب اعتماد ملی در این فضا حضور یافت که بنده معتقدم باید برخی از مسائل مهندسی مجدد گردد و به نوعی زمینه بازگشت به صحنه قدرت را فراهم سازد و از طریق تاثیرگذاری بر افکار عمومی دنبال شود. حزب شکل گرفت و ما دنبال ایجاد یک رسانه برای ارتباط با مردم رفتیم. بحث راهاندازی شبکه ماهوارهای مطرح شد که به خاطر نوع نگاه حاکم به این مقوله به نتیجه نرسید و در همان جلسات اول هیات موسس بحث روزنامه مطرح شد و الان هم شاهد فعالیت روزنامه در 15 ماه گذشته هستیم. بحث بررسی تاثیر رسانه، بر آرایش سیاسی کشور مطرح است. این بحث نیازمند ارزیابی وضع موجود در حوزه رسانه است و اینکه الان دارای چه وضعیتی هستیم و نقاط ضعف و قوت کار روشن شود و اینکه ببینم میتوانیم بهره مناسب برای پیوند درستی میان رسانه و حوزه آرایش سیاسی در کشور داشته باشیم یا نه.
بخشی از این موارد مربوط به مطالعات قبلی ما میشود که به نظر میرسید با برخی از موانع قانونی یا برداشتهایی که به لحاظ قانونی از وضعیت رسانه در کشور میشود محدودیتهای جدی برای احزاب و تفکرات سیاسی در پیش رو داشتیم. برداشت یا قانون فعلی حاکی از آن است که رسانه ملی را که رسانهای میدانند که با نظارت نمایندگان 3 قوه شکل میگیرد و نهایتا رئیس سازمان هم توسط رهبری منصوب میشود و این رسانه تبدیل به یک رسانه برتر در سطح افکار عمومی و تاثیرگذاری آن بر جامعه مخاطب شده است. در آغاز انقلاب رسانه ملی در حوزه سیما تنها شبکه یک و دو را داشت و یک شبکه سراسری رادیو که بعضا توسط استانها یکسری رادیو محلی هم داشتیم که ساعتی از پخش را نیز به خود اختصاص میداد. روند انقلاب و موقعیت انقلاب اسلامی در میان کشورها و برداشت ایدئولوژیکی ما از انقلاب به سمتی رفت که رادیو تلویزیون در کشور موفقیت ممتازی پیدا کرد.
تغییری که بعد از فوت امام شکل گرفت با «رفتن محمد هاشمی و آمدن لاریجانی» دوستان موقعیت رسانه را شناختند و به دنبال حداکثر بهرهگیری و تاثیرگذاری به وسیله آن هستند به گونهای که ما شاهد یک توسعه کمی و کیفی در سازمان رسانه و مخاطبین رسانه بودیم و آخرین وضعیت این رسانه وجود 13 کانال زنده رادیویی، 7 کانال تلویزیونی، یک کانال عربی بینالمللی و یک کانال بینالمللی به زبان انگلیسی نیز افتتاح خواهد شد و مجموعا 20 و اندی کانال سراسری جادهای و تلویزیونی داریم که همه تحت مدیریت یک حوزه به نام سازمان صدا و سیما است با محوریت شخص رئیس سازمان صدا و سیما و این غیر از کانالهای استانی است که آخرین آن استان خراسان شمالی بود که هزینه راهاندازی آن بیش از یک میلیارد بوده و تنها در 5 استان شبکه تلویزیونی نداریم.
اکثر این شبکهها از کانال ماهوارهای پخش میشود و سطح تولیدات آن متفاوت و قابل توجه است و نگاهی ممتاز و از منظر حقوقی انحصارگرایانه حاکم است و کاملا در اختیار این دوستان هست و هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی حق ورود به این حوزه را ندارد. نمونه آن راهاندازی یک شبکه داخلی برای کوی دانشگاه بود که دادستانی تمام تجهیزات را جمع کرد و گفتند این کار شما دخالت در کار صدا و سیما است.
متاسفانه با درخواست آقای کروبی برای راهاندازی شبکه، به عنوان یک پدیده امنیتی برخورد شد و در فرودگاه با عوامل شبکه برخورد کردند.
در حال حاضر شبکههایی در اروپا فعال شده که در ایران نیز ردپایی دارند، مثل شبکه مهاجر بیش از 65 درصد مخاطبین رسانه در ایران تلویزیون و رادیو میباشد و این حجم از مخاطبین نشان دهنده اهمیت این رسانه است و هر ایرانی 6ـ5 ساعت از وقت خود را به این رسانه اختصاص میدهد.
از طریق سیستم مانیتورینگ با بررسی اولیه در سال 78 اعلام شد حدود 120 میلیارد تومان از محل درآمد تبلیغات به دست میآورد و رقمیکه سازمان زیر بار آن رفت رقمیمعادل 25 میلیارد بود .
آقای افخمی رقمی بالای 1000 میلیارد تومان را محاسبه کردند (البته منظور این است که سازمان صدا و سیما میتواند با توجه به نسبت توان اقتصادی و عملکرد صدا و سیما به چنین درآمدی دست پیدا کند.
در بحث راهاندازی شبکه خصوصی موضوع را با همه مطرح کردیم در نتیجه در مجلس تصویب شد و نهایتاً قانون آمد و رفت و من هم در صحن دفاع کردم و اولین قانونی بود که کلیت آن مغایر شرع و قانون اساسی شناخته شد. چرا که در موارد ایراد به صورت مادهای برخورد میکنند و امکان طرح مجدد آن فراهم نشد به اعتقاد من نیاز مخاطب سر جای خودش است و ما با پدیده کانالهای فارسی زبان خارج از کشور مواجه هستیم که نزدیک به 30 کانال هستند که متناسب با نیاز مخاطب به سرگرمی توجه میکنند و نیاز موسیقایی را میخواهند برطرف کنند و فیلم تلویزیونی قبل از انقلاب پخش میکنند. برخی شبکه سیاسی و برخی شبکه تبلیغی هستند که با حمایت حکومتهای آمریکا و خارجی پا گرفته و دنبال میشود و گسترش یافتهاند و برخی دیگر ایرانی نیست و از طرف وزارت خارجه آمریکا پخش میشود. مانند صدای آمریکا که در دو سال اخیر بخش اعظمی از هزینه مصوب کنگره به این شبکه اختصاصیافته ـ که چهار ساعت برنامه و چهار ساعت بازپخش دارد و این اتفاق در اروپا افتاد و پارلمان هلند با پیگیری یک نماینده ایرانی این پارلمان که از اعضای منافقین بوده، علیرغم مخالفت وزارت خارجه هلند پارلمان مصوبهای مبنی بر اختصاص مبالغی جهت ایجاد و حمایت از شبکه فارسی زبان اروپایی با محوریت ایرانیان مقیم اروپا شکل گرفته و فعال شده است.
ما با یک پدیده جدیدی مواجه هستیم. مطبوعات مکتوب در کشور، چیزی حدود 20 تا 25 درصد مخاطبین را شامل میشود که شامل روزنامهها، هفتهنامهها و... میشود که حدود 15 درصد شامل رسانههای محلی، اینترنت و شایعات و رسانههای غیرالکترونیک میشود و مخاطبین بالقوه رسانه مکتوب در کشور ما بین 7ـ6 درصد میباشد و این 7ـ6 میلیون کمتر از یک سوم تا یک چهارم نیاز آنها توسط رسانه مکتوب تامین میشود و مابقی از سایر کانالها تامین میشود.
در رابطه با روزنامه نیز از قبل از انقلاب دو روزنامه کیهان و اطلاعات بودند و هماکنون نیز به کار خود ادامه میدهند. البته نمیخواهم وارد موج بلند روزنامهها و رسانههای مکتوب در سالهای 58 ـ56 شوم اما بعد از انقلاب دو روزنامه جمهوری اسلامی به مدیر مسئولی میرحسین موسوی و روزنامه انقلاب اسلامی به مدیر مسئولی بنیصدر در کشور به وجود آمد که جمهوری اسلامی برای پوشش حزب جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی که از طرف بنیصدر منتشر شد، از طرف جمعی از ایرانیان خارج از کشور که قشری تحصیلکرده بودند و به منظور پوشش این افراد منتشر شد و دنبال تفکری بودند که بنیصدر آن را شکل داد و سردبیر آن آقای علیرضا نوبری بود که آن موقع رئیس بانک مرکزی هم شد و بعد اعدام شد، این دو جریانی بودند که به جریان مطبوعات قبل از انقلاب اضافه شدند که آقای دعایی نماینده امام در اطلاعات و آقای خاتمی نماینده امام در کیهان شدند.
روزنامه انقلاب اسلامی به بنیصدر کمک کرد تا موقعیت خود را به ریاست جمهوری ارتقا دهد و پیوند روزنامه و سیاست را به نمایش بگذارد. خود آقای بنیصدر با سرمقالههایی که مینوشتند مطرح شدند و آقای سلامتیان هم در آن مقطع در آن روزنامه همکاری میکرد و بنیصدر موفق شد عرصه افکار عمومی را به دست آورد و خط این روزنامه با توجه به تحصیل ایشان در فرانسه، همان خط روزنامه لوموند بود و بعداً هم توسط روزنامه همشهری پی گرفته شد.
روزنامه جمهوری اسلامی که با حزب پیوند داشت و اولین پیوند حزب با روزنامه و پیروزی جریانی که حزب از آن طرفداری میکرد در انتخابات خبرگان اول به نام ائتلاف سبز فهرست و عکس 10 نفر کاندیداهای تهران را مطرح کرده بود و هر 10 نفر در تهران رای آوردند و یک جریان در مجلس به پیروزی رسید و یک جریان در انتخابات ریاستجمهوری و این روند ادامه پیدا میکند و نهایتاً وارد جریان اختلافات جمهوری اسلامی و بنیصدر و عزل وی که منجر به خارج شدن جریان روزنامه انقلاب اسلامی شد.
در دوره جنگ شاهد اتفاق جدیدی نیستم. از طرفی ورود یک ستون به روزنامه اطلاعات از طرف مرحوم صابری به عنوان دو کلمه حرف حساب در دوره جنگ بود که جزو اتفاقات خوب بود و بعد منجر به تولد یک سازمان مطبوعاتی با حوزه طنز و فکاهی با مدیریت صابری که از مشاوران مرحوم رجایی بود، شد و بعد از فوت رجایی، مدتی مشاور مقام معظم رهبری بود و ورود صابری به عرصه طنز که با حمایت امام هم بود، نگاه طنز شکل گرفت.
بعد از این جریان اولین رویداد سیاسی رسانهای تولد روزنامه رسالت بود که در آن موقع در اقلیت بودند و با مدیریت مهندس نبوی بود که این روزنامه و جریان، متولد شد.
موتلفه و انجمن اسلامی مهندسین از این روزنامه حمایت میکردند و خود مهندس نبوی عضو انجمن اسلامی مهندسین بودند که وزیر پست و تلگراف اولین دوره دولت میرحسین موسوی بودند و بعد هم آمدند در مجلس و بعد هم این جریان را در روزنامه ادامه دادند.
در زمان مجلس پنجم که جناح چپ در اقلیت بود و روزنامه سلام شکل گرفت و چهرههای جدیدی از افراد سیاسی که محصول و دست پرورده روزنامه سلام هستند در مجلس سوم وارد حوزه سیاست شدند و در مجالس چهارم و پنجم با برخورد شورای نگهبان یا عدم اقبال از قدرت فاصله گرفتند. ستون الو سلام اتفاق جدیدی بود که خیلی مشهور شد و مسوول آن خود آقای موسوی خوئینیها بودند. و در این سالها روزنامه رسالت و روزنامه سلام دو روزنامه رودررو به عنوان نماد چپ و راست سیاسی بودند و بنیاد رسالت آنها را حمایت میکند.
اینجا اشاره میکنم به دو هفته نامه جدی در حوزه چپ و راست.
حزب موتلفه هفتهنامه شما سازمان مجاهدین هفته نامه عصر ما که از هفتهنامههای تاثیرگذار در حوزه سیاسی معاصر بودند.
این ایام دوره ریاستجمهوری آقای هاشمی است و وضعیت مطبوعات در دوره اول با مشکلاتی مواجه است و روند سیاسی به گونهای است که توجهات بیشتر در حوزه سازندگی است.
آقای هاشمی مجبور شد در دوره دوم دولت خودش وزارت ارشاد را واگذار کند که خاتمیاستعفا داد و لاریجانی آمد و بعد میرسلیم. در وزارت علوم معین جای خود را به هاشمیگلپایگانی و در وزارت کشور عبدا... نوری جای خود را به بشارتی داد. و این نیروها در مرکز مطالعات استراتژیک با محوریت خوئینیها مشغول فعالیت شدند. معاونت سیاسی داخلی حجاریان، معاونت سیاسی خارجی آقای صدر و مابقی به سمت مرکز دانشگاهی و مطالعاتی رفتند و بعد آقای خوئینیها جای خود را به حسن روحانی داد. این دوره دوره ذخیرهسازی و دوره مطالعاتی بود. و بعد در این مدت دو اتفاق ویژه افتاد:
1ـ رفتن کرباسچی به شهردار تهران و تیم کارگزاران حاصل نگاه ایشان به مدیریت شهری بود که منجر به پدیده مبارکی به نام سازمان مطبوعاتی همشهری شد. با سرمایهگذاری آقای کرباسچی و شهرداری تهران با محوریت آقای عطریانفر. در انتهای دوره دوم تجربهای که همشهری کسب کرد با قطع جدید و رنگی و رویکرد اجتماعی و شهری این فکر به ذهن هاشمی آمد که خود دولت هم یک روزنامه راه بیاندازد که با حمایت جدی دولت آقای وردی نژاد مسوولیت این کار را به عهده گرفت .
نهایتا به پدیده دوم خرداد رسیدیم و نقشی که روزنامههای سیاسی ایفا کردند، روزنامه سلام به عنوان یک ارگان در انتخابات نقش مهمی ایفا کرد. همین طور عصرما.
در گفتمان دوم خرداد، توسعه سیاسی روی دو محور فعالیت احزاب و مطبوعات میچرخید که احزاب به وزارت کشور به محوریت عبدا... نوری و مطبوعات به وزارت ارشاد به محوریت مهاجرانی سپرده شد.
ما در این دوره شاهد شکوفایی گسترده مطبوعات سیاسی هستیم و قابل مقایسه با اوایل انقلاب و بعد از شهریور 20 و دوره مرحوم مصدق میباشد. تیراژ کیهان بعد از پیروزی انقلاب نزدیک به یک میلیون رسید. روزنامه صبح امروز به لحاظ تیراژ به 800 هزار نسخه رسید. اولین نشریه حرفهای فارغ از جریانات سیاسی روزنامه جامعه میباشد. روزنامه جامعه توانست موقعیت ویژهای پیدا کند که بعد با مشکلاتی مواجه شد اوج اتفاقی که در حوزه مطبوعات افتاد داستان کنفرانس برلین بود که بخش عمدهای از مطبوعات را با چالش مواجه کرد. گفتمان عمده این موضوع آن تقابل به وجود آمده و حضور گروههای افراطی بود که محدودیتهای قبلی عرصه مطبوعات از بین رفت، از جمله آن روند پیشرفت افراد در مطبوعات بود. و سبب شد کسی که قبلاقلم به دست نگرفته بود همه کاره شود و مطالبی نظیر عالیجناب سرخپوش بیرون بیاید و مواردی از این دست که نقطه قوت مطبوعات نبود و منجر به لطمه شدیدی به عرصه مطبوعات کشور شد که چون آشنا با حضور در صحنه سیاسی و مطبوعات کشور نبودند، باعث افزایش نگرانی و منجر به کاهش تحمل مقابل شدند. و اتفاق بزرگ این مقطع تعطیلی 17 نشریه در یک روز بود که اوج برخورد با مطبوعات بود و قبل از آن برخورد با روزنامه سلام که منجر به داستان کوی دانشگاه میشود. در پایان این دوره با روزنامهنگاران شاخص محاکمه و برخورد کردند میتوان به شخص عبدا... نوری مدیر مسوول روزنامه خرداد که محکوم شد، اشاره کرد؛ کسی که سابقه روشنی در جمهوری اسلامی ایران دارد. نماینده امام در سپاه در شورای دفاع، عضو شورای شهر و وزیر کشور، نماینده مجلس و... سعید حجاریان ترور میشود. با عباس عبدی، گنجی و باقی و قوچانی برخورد میشود. و به یک روند آرام میرسد. حتی روزنامه بیان که توسط محتشمیپور منتشر میشد تحمل نمیشود و بسته میشود. با روزنامههایی مثل نسیم صبا به مسوولیت منتجبنیا نیز برخورد میشود.
از روزنامههای آن موقع حیات نو است که با مسوولیتهادی خامنهای منتشر میشد که نهایتا به خاطر کاریکاتوری که منتسب به حضرت امام میشود با آن برخورد شد. و دیگر، روزنامه اصلاحطلب جدیای نداریم.
بعد از شکست اصلاحطلبان در شورای شهر روزنامه غیرسیاسی و اجتماعی همشهری در اختیار آبادگران و محافظهکاران با روند قانونی قرار میگیرد. ممنوعیت توزیع همشهری در شهرستانها که قبلا اجرا میشد به خاطر آنکه احساس کردند متعلق به خودشان است رفع شد. و گروهی که در همشهری بودند به روزنامه شرق منتقل شد که جریان اصلاحطلبی با نگاه نخبهگرا را پوشش میداد.
ولی تغییر دولت، روزنامه ایران را هم از دست اصلاحطلبان خارج کرد و به محافظهکاران داد.
رسیدیم به حدود 000/600/1 تیراژ مطبوعات که 000/100/1 مربوط به روزنامههای دولتی است.
باقیمانده تیراژ روزنامهها حدود 500 ـ400 هزار میباشد که به سه دسته محافظهکاران تقسیم میشود؛ نظیر سیاست روز، رسالت و ابرار، روزنامههای میانه و روزنامههای اصلاحطلب که مجموع روزنامههای اصلاحطلب حدود 200 هزار میشود، شرق، آفتاب، همبستگی، اعتماد...
ولی حرف نهایی آن است که دولت در کشور آن قدر بزرگ است و سیطره دارد که عرصه مطبوعات هم کاملا در اختیار دولت است. وضعیت روزنامه اعتماد ملی در مقطع جدید اینگونه است که در 15 ماه اخیر به یک نقطه قابل قبول رسیده است. چالش اخیر یکی از روزنامههای صبح با اعتماد ملی هم، نشاندهنده آن است که حضور اعتماد ملی در انتخابات احتمالا منجر به جلب افکار عمومی بشود، به دنبال حمله و خلع سلاح آقای کروبی هستند و زمینه محدودیت جدی برای روزنامه را فراهم میکنند. و لذا به نظر میرسد هر چقدر به انتخابات نزدیک میشویم پیوند سیاست و مطبوعات مستحکمتر میشود.