آنچه که جامعه جهانی پس از مدتها انتظار و بعد از دو روز جلسه کنگره آمریکا و در نهایت سخنرانی بوش دریافتند، اظهاراتی مبهم و غیرصادقانه بیش نبود. سخنانی دو پهلو که پارادوکسهای مکرر، سرتاسر آن نمایان بود و این تناقض گوییها توسط دیگر سران ایالات متحده، نظیر گیتس وزیر دفاع هم تکرار شد.
شدت این اظهارات دو پهلو تا به حدی بود که حتی رسانههای راستگرای ایالات متحده را هم به انتقاد واداشت. نمایندگان کنگره در طول این دو روز سوالات مهمی را در حضور دو سفیر نظامی و سیاسی آمریکا در عراق یعنی دیوید پترائوس و رایان کروکر طرح کردند.
اما آنچه این دو سفیر را بسیار متعجب کرده بود، سوالات متعدد جمهوریخواهان و هم حزبیهای بوش بود که نشان میداد دولت کنونی آمریکا نه تنها در میان رقبا، که در داخل حزب متبوعش هم با انتقادات شدیدی مواجه است. چیزی که در گزارش دیوید پترائوس بهت کارشناسان و ناظران سیاسی را برانگیخت، تأکید وی بر خروج 30 هزار نیروی آمریکایی از عراق بود. 30 هزار نیرویی که به تازگی و تنها حدود 15 ماه پیش، به دستور بوش وارد خاک این کشور شده بودند. در تمام مدت جلسات دو سفیر آمریکا تماما تلاش میکردند که ضمن تأکید بر خروج این نیروها فضا را برای خروج دیگر نیروهای آمریکایی از عراق هم مهیا نشان دهند و حتی پترائوس تأکید کرد که تابستان 2008 مىتواند، مناسبترین زمان براى خروج نخستین گروه از نیروهاى آمریکایى از خاک عراق باشد. بوش هم در سخنرانی خود پس از اتمام جلسات کنگره گفت: مردم ایالات متحده باید حضور درازمدت این کشور در عراق را درک کنند و بدانند که آمریکا در این مدت پیشرفتهای چشمگیری در این کشور داشته است و همزمان با این سخنان وی بر خروج تعدادی از نیروها از عراق تأکید کرد. این اظهارات به وضوح نشان مىدهد که ارتش آمریکا تا آیندهاى نامعلوم در عراق خواهد ماند و به این زودىها از عراق خارج نخواهد شد و عملا هیچ زمانبندی برای خروج آنها وجود ندارد. در کل به نظر میآید با فشارى که این روزها جرج بوش رئیسجمهورى آمریکا از سوى دموکراتها و متحدان اروپایی خود براى خروج نیروهاى کشورش از عراق تحمل مى کند، پترائوس سعی کرده است تا با گزارش خود اندکی جو به شدت منفی علیه هیئت حاکمه آمریکا را تعدیل کند. در حقیقت سخنان رییسجمهور آمریکا در مورد کاهش نیروهای نظامی این کشور در عراق، که به نوعی بلوف جدید کاخ سفید است نقطه عطف سیاست آمریکا در قبال عراق نبوده بلکه فقط تبلیغات جمهوریخواهان در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آمریکاست. فشار افکار عمومی ایالات متحده که عموما ضد جنگ هستند، نه تنها محبوبیت بوش که محبوبیت حزب جمهوریخواه را هم از بین برده است تا جایی که این حزب امید چندانی برای انتخابات آتی ریاستجمهوری ندارد.
لذا به نظر میرسد که این تحولات تاکتیکی و نه استراتژیک صرفا به منظور تسکین افکار عمومی ایالات متحده است تا به نحوی نظر آنها را در خصوص انتخابات ریاستجمهوری جلب کند. اقدام چندی پیش بوش یعنی اعزام 30 هزار نیرو به عراق، خود شاهدی بر این مدعاست چرا که اگر ایالات متحده، در عالم واقع چنین تصمیمی را اتخاذ کرده بود هرگز نیروهای خود را افزایش نمیداد که اکنون بخواهد برای خروج آنها برنامهریزی کند. سخنان جان ابی زید فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در عراق هم حاکی از این موضوع است که ایالات متحده به این زودیها تصمیمی برای خروج از عراق ندارد. ژنرال جان ابى زید که این روزها در پنتاگون فعالیت مىکند، در اظهارنظری گفته بود که براى استقرار سیاسى و امنیتى در عراق، ارتش باید حداقل پنج تا 10 سال دیگر در خاک این کشور بماند. این اظهارات هم نشان میدهد که ایالات متحده در کوتاهمدت قصدی برای خروج از عراق ندارد. فارغ از اظهارات مقاماتی نظیر ابی زید، کاخ سفید به هیچوجه نمیتواند از منافع بیشمار خود در عراق چشمپوشی کند. اکنون آمریکا با حضور در عراق میتواند جریان نفت را که به نوعی ضامن حیات غرب محسوب میشود، کنترل کند زیرا در منطقهای خیمه زده که بیش از 70 درصد ذخیره انرژی جهان را در خود جای داده است و از سوی دیگر هم حضور آمریکا در عراق توانسته سود سرشاری را به جیب کارتلهای عظیم نفتی این کشور سرازیر کند. عامل دیگری که سبب خواهد شد خیال ترک عراق به مخیله مقامات کاخ سفید خطور نکند، حضور در منطقهای است که دشمنان عمده ایالات متحده را در خود جای داده است. آمریکا میخواهد با حضور در عراق دشمنان اصلی خود نظیر جمهوری اسلامی ، سوریه و حتی حزبالله لبنان را کنترل کند هر چند که تاکنون در این خصوص موفق نبوده اما به نظر میرسد این مسأله انگیزه مهمی برای حضور طولانی مدت در عراق باشد. لذا اندیشیدن به خروج نیروهای اشغالگر آمریکایی از عراق، کوتهاندیشی است. در این شرایط کسانی که نمیتوانند حضور امپریالیسم ایالات متحده را در خاورمیانه برتابند، باید فارغ از هرگونه خوشبینی در خصوص خروج زود هنگام اشغالگران، با علم به تهدیداتی که حضور دراز مدت این کشور میتواند به همراه داشته باشد، چارهای برای این تهدیدها بیندیشند و حتی زمینه را برای بدل کردن این تهدیدها به فرصت مهیا کنند.