در حالی که جهان خود را با نفوذ و قدرت تازه هند تطبیق میدهد، خود هند در تلاش است با مسئولیتهای جدید خود از جمله رابطه با ایران کنار بیاید. آیا هند باید تلاشهای جامعه بینالملل را در خصوص ممانعت از دستیابی ایران به تسلیحات اتمی نادیده بیانگارد و یا در برابر آنها مانعتراشی کند؟ هند با گزینه سادهای روبروست. واکنش ضعیف هند در برابر تهدید هستهای ایران، هندی را به تصویر خواهد کشید که آنقدر در باتلاق جهان سوم فرورفته و آنقدر به خطرات گسترش سلاحهای اتمی و تروریسم بینالمللی بیاعتناست که نمیتوان به عنوان شریک قابل اعتماد غرب بر آن حساب کرد. از سوی دیگر، واکنش قوی هند در برابر ایران کشوری را به نمایش خواهد گذاشت که آماده است مسئولیتهای متناسب با حد و اندازه، اهداف و شکوفایی روزافزون اقتصادی خود را برعهده بگیرد. تاکنون هند در مدار همکاری و مقابله حرکت کرده است. این کشور در دو سال گذشته در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران رأی داده است.
همزمان با آن آرا وزیران نفت هند نگرانیهای آمریکا را نادیده گرفتهاند و علنا ً برای خط لوله گاز ایران و هند که باعث تضعیف تلاشها برای به انزوا کشاندن رژیم ایران خواهد شد، با ایران مذاکره کردهاند که موافقتنامه همکاریهای نظامی آمریکا و هند را با ابهامهائی روبرو کرده است. در همین حال ماه گذشته نیز حزب حاکم کنگره هند سفیر اسبق این کشور در ایران را که علنا ً از برنامه هستهای ایران حمایت میکند، کاندیدای معاونت ریاستجمهوری کرد. درک سیاست هند در قبال ایران مستلزم تجزیه و تحلیل مقوله پیچیده منافع، نقطهنظرات، سیاستها و عادتهای دیپلماتیک است.
بسیاری از هندیها بهرهگیری از ذخائر انبوه نفت و گاز ایران را برای برطرف کردن نیازمندیهای بلندمدت خود به انرژی ضروری میدانند. ایران و هند همچنین در مهار طالبان در افغانستان منافع مشترکی دارند و بالاخره این که ایران به هند اجازه میدهد به افغانستان و آسیای مرکزی [از راه ترانزیت دریائی ـ زمینی] دسترسی داشته باشد. موضوع دیگری که این دو کشور را بهم پیوند میدهد، مسائل مشترک فرهنگی است. هندی و فارسی هر دو متعلق به خانواده هندواروپایی هستند و در زمانهای قدیم فارسی زبان دربار امپراتوری هند بود. هند دومین جمعیت بزرگ شیعیان جهان (حدود 30 میلیون نفر) را در خود جای داده است. شیعیان که به خویشاوندی با ایران شهره اند، در مرکز و شمال هند متمرکز هستند. اما بهرغم روابط دیرینه ایران و هند، حکومت جمهوری اسلامی کاملا ً با سنت پلورالیسم هند مخالفند و فرهنگ هندو را ارج نمینهند. جمع بازرگانی دو کشور در سال مبلغ ناچیزی حدود 6 میلیارد دلار است که بیشتر آن از طریق واردات نفت توسط هند تأمین میشود. روابط مردم این دو کشور نیز از دیدار زائران هندی و طلبههای قمی فراتر نمیرود.
با همه اینها بهتر است هند بیطرفانه به ایران بنگرد، به رژیمی که اهداف هستهایاش تنها به بی ثباتی یک منطقه بیثبات دامن خواهد زد. رویکردهای این دو کشور در قبال تسلیحات اتمینمیتوانند خیلی از یکدیگر متفاوت باشند. هند به صورت اصولی از امضای معاهده منع گسترش سلاحهای اتمیسر باز زده، اما به اصول این معاهده بینالمللی پایبند بوده است. اما ایران این معاهده را امضاء کرده اما با خرید پنهانی اطلاعات هستهای از بازار سیاه عبدالغدیر خان، دانشمند هستهای پاکستان، آژانس اتمی را فریب داد. اگرچه ایران از تروریسم در هندوستان حمایت نمیکند، اما دهلی نو به سختی میتواند از تهران انتظار داشته باشد حمایت اسلام آباد از جهادگرایان را محکوم کند و در عین حال حمایت تهران از حماس و حزبالله را نادیده بگیرد. در نهایت هند باید منافع خود را بعنوان یک عضو مسئول نظام بینالمللی در مقابل روابط دوجانبه با ایران ارزیابی کند. جهان نیز مراقب خواهد بود که هند به کدام سو متمایل خواهد شد.