دکتر عبدالوهاب المسیری
استاد دانشگاه قاهره و متخصص در حوزه یهود
ترجمه: علی علیمحمدی
بهرغم آرامش و اعتمادبه نفسی که ایهود اولمرت، نخستوزیر رژیم اسرائیل میکوشد نشان دهد و نیز تاکید دائمیمبنی بر باقی ماندن در قدرت، صرفنظر از افزایش فشارها بر وی برای کنارهگیری از قدرت، به ویژه پس از گزارش «کمیته فینوگراد»، در محافل سیاسی، رسانهها و میان مردم این مساله قوت گرفته است که روزهای اندکی از عمر نخستوزیری و بلکه به طور کلی حیات سیاسی وی باقی مانده است. واقعیت این است که اتهاماتی چون «سوءتدبیر»، «بیمبالاتی» در تصمیمگیری درباره جنگ و مدیریت آن و نیز ناکامی در تعیین اهداف جنگ که «کمیته فینوگراد» متوجه اولمرت کرده، بر تصویری که در اذهان سیاستمداران و مردم درباره وی از زمان تصدی نخستوزیری شکل گرفته، صحه گذاشته است؛ تصویری از خودخواهی، فساد و ناتوانی در اداره امور که موجب شده وی فاسدترین و ناکامترین نخستوزیر رژیم اسرائیل قلمداد شود. عوامل متعددی در شکلگیری این تصویر دخیل بوده است؛ اولین عامل، تحقیقات و دعاوی قضایی مربوط به اولمرت از جمله فساد مالی وی به همراه آریل شارون پیش از اینکه از حزب «لیکود» جدا شوند و حزب «کادیما» را تشکیل دهند و نیز اقدامات خودسرانه وی در گماردن برخی از نزدیکان خود در مسوولیتها و پستهای سیاسی و مدیریتی و سوءاستفاده از موقعیت شغلی و سیاسی خود است. (روزنامه هاآرتص، پنجم سپتامبر 2006)
عامل دوم ناتوانی اولمرت در پرکردن خلاء ناشی از غیبت شارون، در رهبری حزب کادیما و اداره امور اسرائیل است. و ناکامیهای حزب کادیما را در انتخابات کنیست در مارس 2006 باید معلول آن دانست که موجب شد تا این حزب در تشکیل دولت به ائتلاف شکنندهای با رقیب خود یعنی «حزب کارگر» و برخی احزاب کوچک دیگر تن در دهد. از پیامدهای دیگر ناتوانی اولمرت در رهبری حزب کادیما و دولت، به بروز اختلافات و درگیریهای درون حزبی مانند اختلاف خانم «تزیپی لیونی» وزیر امور خارجه و آوی دیختر وزیر کشور و همچنین استعفای چند وزیر از دولت در اعتراض به روش اولمرت در اداره دولت میتوان اشاره کرد که «ایتان کابل» آخرین نفرشان بوده است. (روزنامه السفیر، 16 مه 2007)
با این حال میتوان گفت علل و عوامل باقی ماندن اولمرت را در مقام نخستوزیری تاکنون باید در هراس از جانشینهای احتمالی به هنگام کنار رفتن وی جست وجو کرد و نه شایستگیهای سیاسی و قدرت حزب کادیما. در سطح حزبی نیز کنار رفتن اولمرت، به تشدید درگیریها در صفوف حزب کادیما منجر خواهد شد، به ویژه ماهیت سیاسی نامتجانس و از هم گسیخته این حزب، زمینه را برای افزایش چنین درگیریهایی مهیا خواهد کرد. از این رو اولمرت و رهبران حزب کادیما به خوبی میدانند که هر انتخابات عمومی در سایه این شرایط، ارمغانی جز ضعف و از همپاشیدگی تشکیلاتی برای حزب نخواهد داشت و شرایط به گونهای رقم خواهد خورد که نه تنها وی نمیتواند مجدداً به منصب نخستوزیری تکیه زند، بلکه حزب همراه با اولمرت شکست سختی متحمل خواهد شد و اعضای آن به احزاب دیگر گرایش پیدا خواهند کرد. (هاآرتص، 11 مه 2007) بنابراین مهمترین هدف و در واقع امید آنان ـ به اعتقاد «مایا بانگل»ـ «طولانی شدن عمر دولت کنونی تا حداکثر زمانی که عرصه سیاسی و افکار عمومی آن را تحمل کنند»، خواهد بود.(روزنامه معاریو، 11 مه 2007)
در زمینه ائتلاف نیز هیچ یک از شریکان سیاسی این حزب که پیشاپیش همه «حزب کار» قرار دارد، هیچگونه سود و دستاوردی در استعفای اولمرت و برگزاری زودهنگام انتخابات برای خود نمیبینند، زیرا بر اساس پیشبینیها، برنده اصلی این شرایط حزب لیکود و رهبر آن نتانیاهو، خواهد بود. نظرسنجیها نشان میدهد رویکرد حاکم در میان رایدهندگان تمایل به انتقام از حزب کادیما که همچون هیولایی بیهویت ظهور کرد و انتخاب نامزدهای «حزب لیکود» که صاحب مواضع افراطیترند، است. از سوی دیگر بهرغم اطلاعیههایی که اخیراً از سوی «حزب لیکود» مبنی بر امکان ائتلاف با «حزب کارگر» در آینده منتشر شده است، اما «حزب کارگر» هنوز از چنین ائتلافی که به نفع لیکود و طبق شرایط آنان خواهد بود، در هراس است. (هاآرتص، 11 مه 2007) زیرا این امر به معنای باقی ماندن حزب کارگر در حاشیه خواهد بود که چند سالی است آن را تجربه میکند.
در سایه این شرایط به نظر میرسد که موضع اولمرت نسبت به منتقدین و کسانی که خواهان استعفای وی هستند بیش از آنکه به مقاومت شبیه باشد نوعی لجبازی و یکدنگی و تلاشی نومیدانه برای به دست آوردن زمان بیشتر و خروج از دولت با رسوایی کمتر است. این یکدندگی به علاوه پریشانی و اضطراب و عصبانیتی که در چهره اولمرت نمایان شد، محور و موضوع بسیاری از یادداشتها و نوشتههای تحلیلگران سیاسی در سرزمین اشغالی شد. «رونی سوفیر» در روزنامه یدیعوت آحارونوت (11 مه 2007) بر این نظر است که «اولمرت نمیتواند عبارت «شکست خوردهها» را که کمیته درباره او به کار برده، درک کند. بنابراین اگر وی شکست خورده، این ناکامیدیگری برای اوست». این روزنامهنگار ادامه میدهد که «اولمرت میتواند با این عنوان که هنوز نخستوزیر است، از جایش تکان نخورد.»
باید گفت که «بازی اولمرت» حتی از نظر نزدیک ترین دوستانش نیز به پایان رسیده است و اگر وی به اشتباهات خود اقرار کند و کنارهگیری کند چه بسا با سعه صدر مردم در آینده بخشیده شود. در این بین اولمرت هزینه این شکست را به تنهایی متحمل نخواهد شد، بلکه بسیاری از رهبران سیاسی و نظامیهمسو با وی نیز که نمیتوانند از مسوولیت این شکست شانه خالی کنند، این هزینه را خواهند پرداخت، اگرچه لجباز و خودبین باشند.