محمد ولایتی ـ دانشآموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی
تقریبا تمام کشورهای اروپای غربی در گذشته ممالکی مهاجرنشین بودهاند و بخش زیادی از جمعیتشان را مهاجرینی تشکیل میدهند که در دوران معاصر به این منطقه وارد شدهاند. اما این کشورها در برابر تاثیرات اجتماعی ـ سیاسی مهاجرت معمولا به سه مدل مختلف واکنش نشان میدهند:
الف: کارگران مهمان:
به این معنا که در این کشورها به عنوان وسیلهای برای بازار کار محسوب میشوند. به آنان به عنوان میهمانان موقتی نگاه میشود که نیازی نیست در جامعه ترکیب شوند. البته به مرور زمان، نسل دوم این مهاجران اجبارا تا میزان معینی در جامعه ترکیب یا ادغام میشوند.
کشورهای آلمانیتبار اروپای غربی یعنی آلمان اتریش و سوئیس را میتوان به عنوان بارزترین نمونه این وضعیت برشمرد.
ب: ادغام دائمی مهاجران:
مهاجران در این وضعیت به صورت دائمی و نه موقت، بخشی از جامعه میشوند. کشور فرانسه مشخصترین نمونه این وضعیت به حساب میآید.
ج: به رسمیت شناخته شدن اقلیتها:
داشتن هویت فرهنگی متفاوت و گوناگون از عناصر مهم و مشخصه مهاجران به شمار میآید. اما در این وضعیت مهاجران برای حفظ فرهنگ خاص خود معمولا با مشکل مواجه نمیشوند. کشور میزبان باید شرایطی را تعیین کند تا مهاجران بتوانند به فرهنگ خاص خود عمل کنند. با این حال مهاجران در اکثر موارد خیلی نم توانند مانند اکثریت جامعه از حقوق و فرصتهای مساوی برخوردار شوند. کشورهای هلند، اسکاندیناوی، لوگزامبورگ و انگلستان را تا حدودی میتوان از نمونههای این وضعیت برشمرد. بیشتر محققان این زمینه، هلند و سوئد را نمونههایی میدانند که توانستهاند مهاجران را بدون نفی فرهنگ خاصشان در جامعه ادغام کنند. اما کشورهای طرفدار این الگو در دوره تنگناهای اقتصادی ناآرامیهای سیاسی نمیتوانند دیدگاههای چند فرهنگی مهاجران را در جوامع خود تحمل کنند.
بیش از 10 درصد از کل جمعیت ساکن هلند را افراد متولد خارج از کشور تشکیل میدهند. هلند در مقایسه با بیشتر کشورهای اروپایی، جمعیت مهاجر متنوعتری دارد، زیرا در چند دهه گذشته مهاجرتهای زیادی به هلند به دلایل متفاوت صورت گرفته است. تاریخ استعمارگری هلند و نیاز این کشور به کارگر مهاجر از جمله این دلایل است. پس از استقلال اندونزی که تا سال 1949 میلادی مستعمره این کشور محسوب میشد، حدود سیصد هزار مهاجر به این کشور مهاجرت کردند. البته از کشورهای ترکیه و مراکش هم تعداد زیادی مهاجر در این کشور زندگی میکنند. در حال حاضر اعضای به اصطلاح نسل دوم مهاجران هلند ترجیح میدهند از موطن پدریشان همسر انتخاب کنند. این پدیده به خصوص در میان ترکها و مراکشیها که به ترتیب با جمعیت 240000 و 195000 نفری، دو گروه از بزرگترین جوامع مهاجر هلند را تشکیل میدهند، بیشتر رواج دارد.
پس از استقلال سورینام (مستعمره قبلی هلند در آمریکای جنوبی که دهه 1970 به استقلال رسیده بود) که تا سال 1975 میلادی بخشی از حکومت پادشاهی هلند به شمار میرفت، تعداد زیادی از سورینامیها نیز به هلند مهاجرت کردند که در حال حاضر تعداد آنها در هلند بیش از 260000 نفر تخمین زده میشود. وضع مهاجران سورینامی و آنتیلیتبار بسیار بهتر از جوامع ترک و مراکش است.
شرط عمده کسب تابعیت هلند، پنج سال اقامت پیوسته در هلند است. برای همسران اتباع هلندی شرایط آسانتری به کار میرود. اخیرا دولت تابعیت دوگانه را مجاز شمرد، یعنی کسی که تابعیت هلند را میپذیرد نیاز به ترک تابعیت قبلی ندارد.
قوانین هلند تاسیس مدارس خصوصی هر یک از فرقههای مذهبی را با هزینه دولت کاملا مجاز میشمارد. در سالهای گذشته بر پایه همین قوانین، بیش از 20 مدرسه برای مسلمانان و تعدادی نیز برای هندوها تاسیس شده که همگی در سطح ابتدایی هستند. تدریس در این مدارس به زبان هلندی صورت میگیرد و برنامه درسی آنها مطابق دستوراتی است که مقامات هلند معین کردهاند. اما فقط تعداد کمی از مهاجران مسلمان و هندو ( که هندوها عمدتا سورینامی هستند) کودکان خود را به این مدارس میفرستند.
تاسیس شوراهای مشورتی برای هر یک از اقلیتهای قومی عمده میتواند اقدام مناسبی در این جهت باشد. این شوراها در سطح ملی توسط وزارت کشور و در سطح محلی به خصوص در شهرهای دارای مراکز تجمع عمده مهاجران، تشکیل شده است. مراکز عمده تجمع مهاجران در هلند در چهار شهر بزرگ این کشور یعنی آمستردام، روتردام، لاهه و اوترخت سکونت دارند و 13 درصد از کل جمعیت این شهرها را تشکیل میدهند. مقامات رسمیموظفاند قبل از اتخاذ تصمیمهای موثر درباره اقلیتها با این شوراها مشورت کنند. نمایندگان اتحادیههای عمده مهاجرین، اعضای شوراهای مشورتی را تشکیل میدهند. این اتحادیهها میتوانند هدفهای گوناگونی از جمله فعالیتهای مشاورهای اجتماعی، تشکیل دورههای آموزشی زبان (هلندی و زبان مادری) در تهیه برنامه رادیویی و حتی فعالیتهای ورزشی را اجرا کنند. دولت براساس قانون مجاز نیست به فعالیتهای مذهبی کمک مالی بدهد، اما میتواند به فعالیتهای دیگر از جمله تشکیل کلاسهای زبان در مساجد کمک مالی کند.
وضع اقلیتها در زمینه آموزش و استخدام در مقایسه با مسکن چشمانداز مناسبی ندارد. میزان بیکاری در میان ترکها و مراکشیها بین 21 تا 36 درصد است. این رقم برای سورینامیها و آنتیلیها بین 17 تا 31 درصد است، در حالی که رقم بیکاری جمعیت غیرمهاجر فقط 7 درصد است. در چند سال گذشته همین میزان کم بیکاری غیر مهاجران به تدریج رو به کاهش نهاده در حالی که میزان بیکاری مهاجران افزایش یافته که کاهش نیافته است.
بسیاری از هلندیها هنوز هم به اقلیتها به چشم افرادی محتاج به حمایت دولت و نه بازار کار مینگرد. این امر موجب شده است، جوامعی از اقلیتهای قومی به حاشیه حیات اجتماعی رانده شوند. گفته میشود برخی از مهاجران حتی با گذشت بیشتر از 20 سال اقامت در هلند هنوز هم نمیتوانند به زبان هلندی صحبت کنند.
حقوق مدنی مسلمانان
بعد از فتوای تاریخی امام خمینی (قدس) درباره حکم ارتداد سلمان رشدی (توهینکننده سال 1989 میلادی به پیامبر اسلام) مسلمانان هلند در دو شهر بزرگ این کشور (لاهه و روتردام) راهپیمایی کردند. راهپیمانان از فتوای امام خمینی (قدس) در ایران حمایت کردند. موضعگیری دولت هلند در پی این موضوع چهره غیرمذهبی و دنیاگرای حکومت این کشور را به خوبی عیان کرد.
در پی برپایی تظاهرات مسلمانان هلند در حمایت از فتوای حضرت امام خمینی(ره) در مارس 1989 و پیامدهای آن، مردم هلند پی بردند که اسلام صرفا دینی نیست که عدهای در گوشه و کنار جهان سوم از آن پیروی کنند، بلکه در هلند هم رواج یافته است.
اقلیت ملوکها قدیمیترین گروه مسلمان ساکن هلند هستند. آنان در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 در این منطقه ساکن شدند. وقتی که اندونزی مشغول براندازی حاکمیت هلندیها و کسب استقلال بودند، ملوکها که بخشی از ارتش سلطنتی هند هلند (اندونزی فعلی) را تشکیل میدادند به هلند مهاجرت کردند. در آن زمان بیشتر ملوکها تصور میکردند به زودی به وطنشان باز میگردند. تا امروز هم برخی از آنان همچنان با این رویا به سر میبرند.
مسلمانان جاوهای و هندی نیز از سورینام به هلند آمدند. گفته میشود در حال حاضر نیمیاز جمعیت سورینام در هلند ساکن اند و دولت هلند هم انتظار نداشته تا این عده از سورینامیها به زادگاهشان بازگردند. هلندیها هم حضور اقوام ملوکی، ترک، مراکشی، سورینامی، جاوهای و هندی را به عنوان یک پدیده دائمی پذیرفتهاند.
تعارض نظام حقوقی سکولار هلند با قوانین اسلامی در موارد زیادی برای مسلمانان هلند مشکلاتی را ایجاد میکند. از جمله این مسائل، مساله ازدواج مرد با چند زن و مسائل مربوط به احکام اسلامی خانواده (ازدواج، زندگی مشترک و طلاق) است که نظام حقوقی هلند به سختی تن به اجرای احکام اسلامیدر ارتباط با مسلمانان میدهد.
از دیگر مسائل مرتبط با احکام اسلامی مسلمانان در جوامع اروپایی هلند مساله احکام ذبح شرعی حیوانات برای استفاده مسلمانان است. چرا که متجددان اروپایی معتقدند که ذبح شرعی حیوانات برای استفاده مسلمانان است. چرا که متجددان اروپایی معتقدند که ذبح شرعی حیوانات موجب رنجش حیوانات میشود.
(ناگفته نماند که براساس آخرین تحقیقات پزشکان ذبح شرعی گوسفند موجب میشود تقریبا تمامیخون موجود در اعضای بدن حیوان خارج شود و این امر درجه سلامت و بهداشت گوشت مورد استفاده را افزایش میدهد و همچنین براساس تحقیقات به عمل آمده مشخص شده که گوشتی که با ذبح شرعی به دست آمده (گوشت مورد استفاده مسلمانان) در بازارهای اروپایی از سایر گوشتها قیمت بیشتری دارد چرا که مورد تقاضای غیر مسلمانان جوامع اروپایی نیز قرار میگیرد در حالی که در شیوه مدرن صنعتی کشتار حیوانات مقدار زیادی خون در اعضای بدن حیوان باقی میماند و این امر سلامت بهداشت گوشت را برای استفاده انسان پایین میآورد)
معمولا مقامات کشورهای مبدا مسلمان، امامان جماعت مسلمانان هلند را انتخاب میکنند و برای یک دوره سه چهار ساله به هلند میفرستند و مسلمانان ساکن هلند هزینه زندگی ایشان را تامین میکنند. این امامان در موقعیت تازه زندگی خود معمولا به دو منبع با دیدگاه متفاوت وابسته هستند، یکی جامعه اسلامی محل اقامت خود و دیگری مقامات رسمی کشورهای مبدا (همچون مراکش، ترکیه و ……) یکی از وظایف امامان در جامعه مسلمانان هلند سخنرانی خطبههای نماز جمعه است. این موضوع ممکن است بین مقامات رسمی کشورهای مبدا و جوامع اسلامی ساکن هلند ایجاد اختلافنظر کند، که امام باید منطبق با نظر مقامات رسمی و سیاسی مقامات کشورهای مبدا صحبت کند یا به صورت مستقل؟
نمونه این مساله، فتوای امام مراکشی شهر آلفن هلند است. وی فتوایی با این حکم صادر که دختران مسلمان به شرط رعایت حجاب میتوانند جهت تحصیل به مدرسه بروند. اما شهرداری شهر آلفن در مدارس خود این اجازه را به دختران مسلمان نمیداد و برای توجیه تصمیمات خود به یکی از مدرسان دروس عربی در دانشگاه لیدن هلند متوسل شد، که آیا قرآن از دختران مسلمان خواسته است که موهای سر خود را بپوشانند یا نه؟ این مدرس زبان عربی که ظاهرا از تنها موضوعی که اطلاع نداشته موضوعات و مسائل دین اسلام بوده است، به شهرداری آلفن میگوید که کتاب مقدس مسلمانان ـ قرآن ـ از دختران و زنان مسلمان نخواسته موهای سرشان را از نامحرمان بپوشانند. این پاسخ وی بهانهای دیگر را به دست شهرداری این شهر داد. این شهرداری تمام دختران مدرسه را از پوشیدن حجاب در ساعات درسی منع کرد. احکام و قواعد اسلامی (مقتبس از قرآن و سایر منابع، آیات 31 سوره نور و 59 سوره احزاب و……) دقیقا مشخص کرده است که زنان و دختران مسلمان در معرض دید دیگران میباید چه قسمتهایی از بدن خود را بپوشانند که موی سر هم یکی از آنها است.
اگر شهرداری این شهر و سایر مقامات اروپایی تصمیم گیرد در این گونه مسائل واقعا بخواهند که از حکم واقعی و مورد موافقت تمامی فقهای اسلامی و حتی امامان مساجد رسمیت یافته یا نیافته، مطلع شوند به راحتی میتوانند این سوال را بپرسند و پاسخ صحیح را دریافت کنند. اما تا به حال نشان دادهاند که در پی به دست آوردن بهانهها و توجیهات غلط برای تصمیمات و اقدامات خود هستند.
از سال 1985 مساله حجاب دختران مدرسه ای ساکن هلند کمکم به سوی نقطه اوج حرکت کرد. در ژانویه 1985 یکی از اعضای مجلس هلند از وزیر آموزش و پرورش سوال کرد که نظر او درباره مسئله حجاب و موضع شهرداری آلفن چیست؟ در هلند معمولا طرح سوال در مجلس طبق عرف به منظور اصلاح بینظمیها و یا رفع اقدامات اشتباه مقامات پایینتر صورت میگیرد. این وزیر در پاسخ به این سوال گفت: لازم میدانم شهرداریهای هلند از تفسیر احکام اسلامیدر قرآن خودداری کنند. بدین وسیله از تصمیم شهرداری آلفن عدول کرد و گفت: در جامعه کنونی ما صحیح نیست تا دختران منطقهای را از پوشیدن حجاب منع کنیم.
اکنون تقریبا میتوان گفت در هلند پوشیدن حجاب و رعایت سایر دستورات اسلامی مجاز است، با این حال گفته میشود بسیاری از والدین مراکشی ساکن این کشور مایل به شرکت فرزندانشان در مدارس دولتی هلند نیستند.
در هلند برخی بر این عقیدهاند که ادغام جوامع مسلمانان مدیترانهای در جامعه هلند وقتی پیشرفت واقعی خواهد داشت که دانشآموزان مراکشی و ترک، دروس ویژهای درباره فرهنگ و زبان خاص خود بگذرانند. عربی کلاسیک نیز همواره به عنوان زبان دانشآموزان مراکشی پذیرفته شده است. در تعدادی از شهرهای هلند، بیش از نیمیاز دانشآموزان مدارس ابتدایی دولتی را دانشآموزان مسلمان تشکیل میدهند. از این رو برخی مساله تاسیس مدارس کاتولیک، پروتستان و یهودی را قبلا به رسمیت شناخته است. والدین هم در هلند حق دارند فرزندان خویش را به مدارسی بفرستند که خود انتخاب کرده اند. در سیستم آموزشی هلند شهرداریها میتوانند این مدارس را به رسمیت شناخته و به آنها کمک مالی بدهند. بسیاری از شهرداریها در این کار تعلل و تاخیر به خرج میدهند اما سیستم آموزشی در دراز مدت نمیتوانند این تعلل را ادامه دهد.
سازمانهای مذهبی در هلند حق دسترسی به فرستندههای رادیویی و تلوزیونی را دارند. به انجمنهای فرهنگ اسلامی و اتحادیههای ترک حق تولید و پخش برنامههای مذهبی اسلامی تحت عنوان بنیاد پخش برنامههای اسلامی داده شده است. این بنیاد از اکتبر 1986 تا 1989 پانزده دقیقه برنامه تلوزیونی و یک ساعت برنامه رادیویی در هفته داشته است. از اکتبر 1989 به بعد برنامه تلوزیونی به نیم ساعت در هفته و برنامه رادیویی به دو ساعت در هفته افزایش پیدا کرده است. ساختار سازمانی برنامههای رادیویی و تلوزیونی اسلامی در هلند بار دیگر فقدان تماس میان جوامع مسلمان ساکن هلند را به نمایش میگذارد. یعنی سهم مسلمانان مراکشی، ملوکی و سورینامی در این برنامهها محدود است.