بشار اسد رئیسجمهور 42 ساله سوریه در همهپرسی بدون رقیب انتخاباتی روز 27 مه (26 خرداد)، در حالی دوباره زمام امور این کشور را برای هفت سال دیگر برعهده گرفت که صاحبنظران سوری انتقادات شدیدی را بر عملکرد دوره پیشین وی وارد میدانند. رشد فزاینده بیکاری در شهرهای مختلف این کشور، سیر تصاعدی قیمتها و شکاف طبقاتی و اجتماعی در میان آحاد ملت سوریه از بارزترین این انتقادات است.
بشار سومین فرزند ژنرال حافظ اسد در روز 11 سپتامبر 1965 در قدیمیترین پایتخت جهان یعنی دمشق به دنیا آمد و در همین شهر به مدرسه رفت. پس از ورود به دانشگاه ملی دمشق در سال 1988 در رشته پزشکی فارغالتحصیل شد و چند ماهی در درمانگاه دولتی تشرین مشغول به کار بود. با آغاز سال 92 میلادی این دانشجوی درسخوان برای گرفتن تخصص راهی انگلیس شد و توانست در رشته چشم پزشکی مدرک خود را با معدل الف بگیرد. ابتدا قرار بود برادر بزرگتر بشار به نام «باسل» جانشین حافظ اسد شود اما او در یک سانحه رانندگی در سال 94 کشته شد. از این رو بشار که از آن زمان در انگلیس زندگی میکرد از سوی پدرش به دمشق فرا خوانده شد. پس از بازگشت به سوریه به ارتش پیوست و در سال 1999 به درجه سرهنگی رسید. با فوت حافظ اسد در روز 10 ژوئن (20 خرداد) 2000، دو کمیسیون ویژه پارلمان (مجلس الشعب) در خصوص تعیین جانشین برای او تشکیل جلسه اضطراری دادند و پانزده روز بعد از این تاریخ یعنی در 25 ژوئن، پارلمان سوریه بشار اسد را برای ریاستجمهوری کاندیدا کرد و او در روز دهم ژوئیه رسماً زمام امور را در دست گرفت. این خلبان نیروی هوایی و با وعدههای اصلاحطلبانهیی که در آغاز ریاست جمهوری میداد، فضای تازهیی در سوریه ترسیم کرد که اینک پس از گذشت هفت سال و چند هفته، منتقدانش میگویند در اجرای آنها ناموفق بوده است.
بانوی متین خاورمیانه
از جمله زنان اول خاورمیانه بانوی خندان سوریه «اسماء اسد» همسر رئیسجمهور این کشور ایت. بانوی اول سوریه بر خلاف سایر همسران رهبران عرب که همواره درگیر زد و بندهای سیاسی برای به قدرت رساندن اعضای خانواده خود هستند، هرگز در مسائل سیاسی سوریه دخالت نمیکند و عمده وقت خود را صرف مسائل اجتماعی و فرهنگی، امور مربوط به زنان و به ویژه کودکان میکند. برگزاری هر چند وقت یک بار همایش ملی کودکان در راستای تبیین راهبردی برای بهبود وضعیت سه میلیون کودک این کشور و تشویق همه جانبه از موسسات غیر دولتی زنان در جهت بازیابی حقوق زن سوری، بر این ادعا صحه میگذارد. نام واقعی بانوی اول سوریه «اسماء الاخرس» است. او که در سال 1975 در لندن به دنیا آمده فرزند ارشد فواد الاخرس جراح معروف قلب مقیم لندن است. وی تحصیلات آکادمیک خود را در رشته فناوری اطلاعات و کامپیوتر در انگلیس گذراند و سپس در بخش بانکی مشغول به کار شد. آشنایی اسماء و بشار به زمانی باز میگردد که بشار اسد برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت. علاقه شدید او به کامپیوتر و IT زمینه آشنایی این دو را فراهم ساخت. علاقه مشترک آنها بعد زا روی کار آمدن وی موجب نفوذ و گسترش اینترنت در سوریه شد. آن دو در 5 دسامبر 2000 با خواندن صیغه عقد توسط حافظ اسد به عقد یکدیگر درآمدند و حاصل این ازدواج سه فرزند است. اولین فرزند بشار در دسامبر 2001 به نام « حافظ»، یک سال بعد دومین فرزندشان که دختر است و «زین» نام دارد و اواخر سال 2003 فرزند سوم به نام کریم به دنیا آمدند. اسماء توجه ویژهای به تربیت فرزندان خود دارد و ضمن آنکه آشپز ماهری است، بسیار نیز به خانه و زندگیاش پایبند است. او اصرار دارد فرزندانش همچون سایر بچهها زندگی کنند و شرایط فرزند رئیسجمهور بودن آنها را از پیشرفت و جدیت باز ندارد و اساساً این مساله محور اصلی زندگی آنها نباشد. به همین دلیل اسماء به عنوان مادر خانه تمام تلاش خود را به کار میبندد تا بچهها دور از دسترس خبرنگاران و رسانهها زندگی معمولی خود را داشته باشند.
اسماء در اکثر سفرهای خارجی همسرش را همراهی میکند. او اصلاً اهل بریز و بپاشهای سلطنتی نیست و همواره از خریدهای بیجا امتناع میورزد. طرز تفکر و دیدگاه اسماء اسد در مورد کودکان بسیار قابل ستایش است که نحوه رفتار با کودکان تاثیر مستقیم بر پیشرفت تمدنها دارد و جامعه نابهنجار به مراتب آثار سوء بیشتری روی کودکان که آینده ساز جامعه هستند به جای میگذارد.
جاسوسی اسرائیل از ایمیلهای اسماء اسد
چندی پیش روزنامه فرامنطقهیی الشرقالاوسط از جاسوسی سیستمهای اطلاعاتی نظامی اسرائیل در ایمیلهای شخصی همسر بشار اسد پرده برداشت و نوشت سرویس امنیت خارجی اسرائیل موسوم به موساد از طریق شبکه جاسوسی خود و با هدف جمع آوری هر چه بیشتر اطلاعات مربوط به رئیسجمهور سوریه به پستهای الکترونیک اسماء دست یافته. این در حالی است که مقامات امنیتی اسرائیل گفتهاند آنچه شما آن را جاسوسی مینامید، ثبت ایمیلهایی است که بین اسماء و همسرش رد و بدل شدهاند. با اطلاع بشار اسد از این مساله وی به اتحادیه اروپا شکایت کرده است. به باور مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل رهبران و همسران آنها اهداف آسانی برای اقدامات جاسوسی به شمار میآیند، با این تفاوت که سیستمهای کامپیوتری ویژه رهبران به سیستمهای حمایتی فوقالعاده پیشرفته مجهز است و اغلب کامپیوترهای شخصی همسران آنها فاقد این امکانات حفاظتی است. بنا به گفته همین مقامات آگاه، کنترل ای میلهای خصوصی اسماء کوچکترین اهمیتی ندارد، اما با ردیابی این ای میلها میتوان به فکر و اهداف آتی بشار اسد به عنوان رئیسجمهوری که از گروههای تندور فلسطینی حمایت همه جانبه دارد، دست یافت.
مصطفی العقاد جاودانه است
بیشک نام دو ستاره عرب یعنی «عمر شریف» و «مصطفی العقاد» بر تارکهالیوود میدرخشد. در ایران نیز مصطفی العقاد کارگردان دو فیلم «الرساله» (محمد رسولالله) و «اسد الصحراء» (عمر مختار)، نام کاملاً شناخته شدهیی است و این دو فیلم بارها از شبکههای تلویزیونی کشورمان بخش شده است. دو سال پیش العقاد به همراه دخترش ریما که برای شرکت در مراسم ازدواج یکی از دوستانشان به اردن سفر کرده بودند، در حادثه تروریستی انفجار هتل اقامتشان کشته شدند. دو روز بعد از این حادثه دلخراش جسد العقاد و دخترش به شهر حلب زادگاه وی منتقل و به خاک سپرده شد. چندی بعد القاعده با صدور بیانیهیی ضمن برعهده گرفتن مسوولیت این انفجار علت اصلی آن را واکنش آشکار به فیلم محمد رسولالله و آنچه تحریف تاریخ اسلام نامیدند، عنوان کردند.
از حلب تا هالیوود
مطفی العقاد در سال 1933 در خانوادهیی فقیر در شهر حلب سوریه به دنیا آمد. اولین بار توسط یکی از همسایگانش که در سینمای اصلی این شهر بلیت میفروخت به سینما رفت. آن موقع او تنها شش سال داشت و چنان مجذوب فضای سینما شد که خاطره آن همیشه در ذهنش ماند. شاید همین جرقه کوچک باعث شد وی پس از اتمام دبیرستان بخواهد به یک کارگردان مطرح جهانی بدل شود. در آغاز تمامیدوستان و حتی خانوداهاش رویای العقاد نوجوان را به تمسخر گرفتند، اما کار از کار گذشته بود و مصطفی تصمیم گرفت برای تحقق آن راهی آمریکا شود. وی توانسته بود از دانشگاهی در ایالت کالیفرنیا بورس تحصیلی بگیرد، اما از آنجایی که هزینه سفر را نداشت مجبور شد یک سال تمام در شهر حلب کار کند تا بلیت سفر را تهیه کند. در سال 1954 به کالیفرنیا رفت. پدرش آن موقع تنها دو دلار به او کمک کرد. در واقع از بضاعت و توان خانواده اش پرداخت پول بیشتر میسر نبود. وی چهار سال بعد توانست مدرک دانشگاهیاش را بگیرد.
در سال 1976 اولین فیلم خود به نام الرساله را (که در ایران به محمد رسول الله شهرت دارد) در پاسخ سوال دخترش ریما که از او پرسیده بود آیا میتوانی اسلام واقعی را به من نشان دهی؟ در دو نسخه عربی و انگلیسی با موفقیت ساخت. در تولید این فیلم امام مسی صدر و شماری از رهبران برجسته تشیع و تسنن مشاور اصلی او بودند. فیلمنامه نسخه عربی را «اچ ای ال کرگ» که نگارش آن سه سال به طول انجامید به رشته تحریر درآورد. جالب اینکه توفیق الحکیم (داستاننویس مشهور مصری) نقش حمزه(ع) و منی واصف از سوریه نقش هند همسر ابوسفیان را ایفا کردند. در نسخه انگلیسی نیز آنتونی کوئین و «ایرنه پاپاسن» در نقشهای فوق هنرنمایی فوقالعاده داشتند. حامیمالی این فیلم و همچنین فیلم عمر مختار، معمر قذافی رهبر لیبی بود.
فیلم محمد رسولالله اولین فیلمیبود که طی آن سعی شد تصویر واقعی از دین اسلام مطابق با سطح عقل و خرد غربیها نشان داده شود که انصافاً در ایجاد چنین تصویری روشن از اسلام نیز بسیار موفق شد. پس از پخش این فیلم العقاد از سوی ملک حسین (پادشاه وقت اردن) نشان ستاره اردن را دریافت کرد.
از دیگر شاخصهای این فیلم موسیقی منحصر به فرد آن است. آهنگ ساز این اثر به یادماندنی یک سال تمام در موسیقی شرقی تحقیق و تفحص کرد و سپس با دریافت درونمایه غنی آن برخاست موسیقس فیلم محمد رسولالله همت گماشت. ساخت فیلم اسد الصحراء (عمر مختار) در دو نسخه عربی و انگلیسی بر شهرت بیش از پیش العقاد افزود. این بار نیز همکاری نزدیک کوئین و مصطفی العقاد شاهکار دیگری خلق کرد که تا به امروز دیدنی است. وی قصد داشت فیلم صلاح الدین ایوبی که فیلمنامه آن را «جان هیل» به اتمام رسانده بود را بسازد، اما مرگ ناراحت کننده این کارگردان و دخترش خلق فیلم جاودانه دیگری را از او ستاند. پس از اعلام رسمیخبر کشته شدن او، منی واصف در مورد العقاد چنین گفت: «مرگ او توسط کسانی صورت گرفت که منادی دفاع از اسلام هستند، بی خبر از آنکه العقاد واقعاً به اسلام خدمت کرده است.» گفتنی است اگر چه تقریباً 31 سال از زمان ساخت این فیلم میگذرد و گذشت زمان از زیبایی اثر نکاسته است، اما هنوز هم پخش این فیلم در سوریه و مصر ممنوع است!!!
هنوز هم مرگ دایاتا مشکوک است
«پرنس دایاتا» همسر سابق ولیعهد انگلیس در 31 آگوست 1997 در تصادفی که هنوز هم افکار عمومیاین کشور آن را ساختگی میپندارند به همراه اوناسیس این مرد میلیاردر مصری کشته شد. پرنس دایانا که خود یک شاهزداه ولزی بوده در مدت هفت سال زندگی مشترکش با فرزند ملکه انگلیس، دو پسر با نامهای ویلیام و هری به دنیا آورد. وی پس از جدایی از همسرش پرنس چارلز قصد ازدواج با یک مرد مسلمان مصری با نام دودی الفاید که به خاطر ثروت هنگفتش به اوناسیس مشهور بود را داشت و این احتمال که خانوداه سلطنتی انگلیس از بیم به دنیا آمدن فرزندان مسلمان دایانا نقشه تصادف او را کشیدهاند به قوت خود پابرجاست، زیرا در صورت ازدواج آن دو برادر یا خواهر ناتنی نوههای ملکه انگلیس مسلمان میشدند و این دقیقاً چیزی است که ملکه انگلیس نمیخواست. به هر روی پس از تصادف، کارشناسان علت اصلی را سرعت غیر مجاز اعلام کردند و حتی برخی نیز گفتند که دایانا و اوناسیس از دست یک عکاس سمجی که قصد داشت از آن دو عکس بیندازد مجبور به فرار شدند، اما سرعت بالا باعث تصادف خونین هر دو آنها شد.
عروسکی با صدای پرنسس دایانا
اخیراً یک شرکت معتبر تولیدکننده اسباب بازی در آمریکا، عروسک 30 سانتیمتری از این شاهزاده ولزی روانه بازار کرده که هم راه میرود و هم میتواند 16 عبارت معروف او از جمله «من همه انسانها را دوست دارم» و «زندگی چه زیباست» را با صدای خود دایانا ادا کند. قیمت این عروسک زیبا 28 دلار است. از آنجایی که این شرکت آمریکایی هنوز موفق نشده حق نامگذاری این عروسک را با نام دیانا از خانواده سلطنتی انگلیس بگیرد فعلاً اسم آن را شاهزاده ولز گذاشته است.
رد پای خانواده سلطنتی انگلیس در مرگ دایانا
چندی پیش روزنامه انگلیسی گاردین در گزارش مفصلی از استعفای مسئول پرونده تصادف مشکوک پرنس دایانا خبر داد و به نقل از او نوشت که این پرونده به مسئولی قویتر و به مراتب بانفوذتر از من احتیاج دارد. گفته میشود بهترین گزینه جانشینی او «لرد جان استیوز» رئیس سابق نیروی پلیس لندن است. در دیدار اخیر این مسئول مستعفی با استیوز وی این ادعا را که تصادف مرگبار پرنسس دایانا یک حادثه عادی نبوده بلکه اشخاص با نفوذ از این حادثه سهم میبردهاند را مطرح کرده و خواستار پیگیری هر چه قاطعانهتر این پرونده شده است. به تازگی دستنوشتههایی از دایانا به دست آمده که نشان میدهد او از توطئه قتلش به خوبی آگاه بوده و حتی به چند نفر از دوستان صمیمیاش نیز صراحتاً گفته بوده است همسرش پرنس چارلز فرزند ملکه انگلیس درصدد قتل اوست. این گزارشها در حالی اعلام میشود که فرزند ارشد اوناسیس که حالا مدیریت فروشگاههای زنجیرهای هرولز به او رسیده، بر این باور است سرویس امنیتی انگلیس در این پرونده دست داشته زیرا زنده بودن دایانا به نفع ملکه این کشور نبوده است.
جنبش ضدمین؛ شلیک بدون نشانهگیری
مهمترین نقش اجتماعی که پرنسس دایانا در عمر کوتاه خود برعهده گرفت کارزار گسترده علیه مینهای ضد نفر بود. در حقیقت این نقش به لحاظ تاثیر بر افکار عمومی تا حدی بود که سخنرانی او از کارزار ضدمین صلیب سرخ در آنگولا به شدت مورد حمله قدرتمندان انگلیسی قرار گرفت. بعد از این سخنرانی «ارل هاو» وزیر وقت دفاع انگلیس، دایانا را «تفنگی که بدون نشانهگیری شلیک میکند» خواند که در مورد مینهای ضد شخص هیچ اطلاعاتی ندارد. برادر دایانا در سخنرانی معروفی به مناسبت مرگ او در مورد کارزارهای خواهرش علیه مین، ایدز، دفاع از قربانیان جذام و بیخانمانها و سایر فعالیتهای سال آخر زندگیاش، گفته بود دایانا در سال آخر زندگیاش نشان داد نیازی به سلطنت ندارد تا پیام جادویی خود را به مردم برساند. وی خودش یک بار به من گفت این درد درونی عمیق من است که مرا به راندهها و در حاشیه ماندههای جامعه در جهان پیوند میدهد. این سخنرانی لرد آشکارا قصد ایجاد قرابت و تقارن بین قربانیان قدرت در جهان و قربانی قدرت در کاخ باکینگهام یعنی پرنسس دایانا را داشت و برای آنکه پیوند خود را با قربانیان جنگها نشان دهد و بگوید با آنها همدرد است، در ژانویه 1997 به آنگولا سفر کرد و با لباس مخصوص به میدانهای مینگذاری شده رفت و با قرباینان عکس گرفت.