افزایش تنشها میان ایالات متحده و ایران، نمایانگر تهدیدی جدی برای منطقه و صلح جهانی است که در صورت عدم تلاش برای کاهش درگیریها، ممکن است منجر به جنگ شود. چنین تنشهایی که در افزایش مواضع آشکار و قابل ملاحظه واشنگتن علیه ایران انعکاس یافته است، از جانب مقامات رسمی مختلف و شماری از اندیشمندان به عنوان نشانههای جنگ سردی جدید شناخته شده است و در واقع بهانهای را برای ایالات متحده برای حضور نامحدود نظامی در عراق به منظور مبارزه نظامی با سیاست ایران فراهم آورده است، در حقیقت، سخنرانی روز پنجشنبه جورج دبلیوبوش – رئیسجمهوری ایالات متحده – در رابطه با سیاست در پیش گرفته شده در عراق و اظهارات هفته گذشته ژنرال دیوید پترائوس – فرمانده ایالات متحده - و رایان کروکر – سفیر ایالات متحده در عراق – کاملا حاکی از تغییراتی در چشمانداز استراتژیک ماموریت نظامی ایالات متحده در عراق در رابطه با ایران است. همانطور که انتظار میرفت، ایران نیز به گزارش مطرح شده اعتراض کرد و رهبر ایران – آیتالله خامنهای – بوش را مجرم جنگیای خطاب کرد که میباید به دلیل قساوتها و بیرحمیهای ایالات متحده در عراق محاکمه شود. این در حالی است که رسانههای ایرانی سرشار از گزارشهایی تحت عنوان ریاکاری ایالات متحده در پذیرفتن افراطگرایان سنی و گروههای تروریستی در عراق است؛ گروههایی که از حکومت جاری تحت رهبری شیعه متنفر هستند.
حسین کاظمی قمی - سفیر ایران در عراق – به خبرگزاری سیانان گفته است ایالات متحده مرتکب 2 خطای استراتژیک شده است: نخستین اشتباه ایالات متحده، تلاش در جهت بازگرداندن قدرت به افرادی است که حتی در رژیم سابق عراق متهم به آدمکشی بودهاند و اما خطای دوم مسلح کردن برخی گروههای سنی و گروههای تروریستی برای عملکرد در مقابل حکومت عراق است. هم قمی و هم علی لاریجانی – دبیر شورای عالی امنیت ملی - نسبت به اظهارات ضدایرانی پترائوس واکنش نشان دادند و اظهار داشتند اکثر تروریستها از کشورهایی هستتند که دوست آمریکا قلمداد میشوند. بنا به گفته قمی - تاکنون حتی یک شهروند ایرانی هم در حملات تروریستی علیه نیروهای آمریکا حضور نداشته است.
معامله فاستین میان نظامیان ایالات متحده با افراطگرایان سنی که شامل اعمال فشار برحکومت عراق بود، برای ایالات متحده چندان نتیجهبخش نبود اما بار دیگر این موضوع، نمایانگر یکی از تناقض گوییهای ایالات متحده در عراق است.
هنوز به نوعی، بنا به گزارش پترائوس، سیاست در پیش گرفته شده توسط کاخ سفید - که برای ایالات متحده روزانه 300 میلیون دلار هزینه مالی و میانگین 2 کشته و 15 زخمی هزینه جانی در بر دارد - پیروزی قلمداد میشود. این موضوع باعث شده است تا مباحث پارلمانی، کمتر در رابطه با ساختار ملی عراق بوده و بیشتر در مورد مباحثی چون ضدتروریستی و ضدایرانی باشد و به نوعی خود را در یک محک کاملا جدی، فراروی کنترل حکومت در بغداد قرار دهد. آیا پارلمان عراق در محدوده کنترل حکومت هست؟
تناقضگویی ایالات متحده در عراق به این معناست که حکومت عراق و پارلمان باید با طرح پایگاه دائمی واشنگتن در نزدیکی مرز ایران و عراق موافقت کنند. به رغم این، مقامات رسمی هنوز از قرار معلوم حتی هیچ مشورت و رایزنی در رابطه با این موضوع نکردهاند.
لاریجانی پیشبینی کرده است که حکومت عراق چنین طرحی را وتو خواهد کرد اما این موضوع، با توجه به سخنان اخیر سخنگوی حکومت عراق که ایران را متهم به دخالتهای بیجا در عراق کرد نیز، چندان روشن به نظر نمیرسد.
در یک مصاحبه با الجزیره، لاریجانی اعلام کرد که ایران خواهان خروج فوری نیروهای ایالات متحده از عراق نیست. این موضوع پیشتر نیز در صحبتهای عباس عراقچی – معاون وزارت خارجه ایران - در مصاحبه با «لبنان فایننشال تایمز» انعکاس یافته بود؛ اینکه ایران خواهان خروج منظم و تدریجی ارتش ایالات متحده است. بیانیه رئیسجمهور بوش مبنی بر خروج تدریجی و نگهداری بخشی از نیروهای ایالات متحده در عراق تا آیندهای دور، لزوما به معنی مواجهه با ایران نیست بلکه بیشتر پیرامون نگرانی خطر تهدید گسترش درگیرها و حجم زیاد مهاجران به دنبال ایجاد شلوغی و هرج و مرج ایجاد شده به دلیل عزیمت نابهنگام و شتابزده نیروهای ایالات متحده است. از طرف دیگر، تاکید جدید واشنگتن در رابطه با تهدید ایران برای حمله به عراق، تبدیل به نگرانیهای جدید برای این ایرانیها در رابطه با قصد و نیت حقیقی ایالات متحده شده است. در نتیجه، کشتی پر دردسر دیپلماسی ایران و ایالات متحده، عمیقا در دریای شک و سوءظن و زخم زبانهای دوجانبه به همراه دیدگاههای بالقوه متعدد در یک افق فکری از محدوده لبنان و سوریه تا عراق و خلیجفارس لنگر انداخته و میتواند خیلی سریع با ظهور جزر و مد، گرفتار و غرق شود.
سؤال بعدی اینجاست؛ از اینجا به کجا میتوان رفت؟
کمال خرازی – وزیر سابق امور خارجه ایران که اکنون سرپرست شورای تازه شکل گرفته روابط خارجی است - تفکر ایران را در مصاحبه اخیر خود با مطبوعات ایرانی روشن ساخت. بنا به اظهارات خرازی – گفتوگوهای ایران و ایالات متحده در رابطه با بحث امنیت در عراق کاملا تاکتیکی بوده و نه استراتژیک و ایران آمادگی مذاکرات جامع و فراگیر با ایالات متحده را ندارد. خرازی با اشاره به درگیری و اختلاف در راستای منافع میان ایران و ایالات متحده، از تلاش برای کشف راهها برای خروج از چنین محیطی سخن به میان آورد. خرازی اعلام کرد ایران در صورت پذیرش اصول و ارزشهایش توسط آمریکا، تمایل به ادامه مذاکرات با این کشور را دارد. از سوی دیگر علی حسینی – سخنگوی وزارت خارجه ایران – اعلام کرده است در صورتی که دولت عراق درخواستی رسمی را برای دور چهارم گفتوگوهای ایران و ایالات متحده ارائه دهد، ایران، صرفنظر از عدم اطمینان و بدگمانی در رابطه با تحریکهای ضدایرانی در واشنگتن، در این گفتوگوها شرکت میکند.
اما در این میان، همه در واشنگتن موافق مقابله با ایران نیستند. نیویورک تایمز در گزارش خود از افزایش شکاف میان بازها به رهبری دیک چنی و کبوترها به رهبری کانداولیزا رایس در رابطه با سیاست ایران مینویسد. این موضوع در رسانههای ایالات متحده نیز انعکاس پیدا کرده است. کسانی چون ماکس بوت، حامی بازها یا موافق خط مشی چنی بوده و معتقد به یک پیروزی ناگهانی در مقابل ایران و القاعده در صورت خروج نیروهای آمریکایی از عراق هستند. اما افرادی میانهروتر چون دیوید لاگ نتیوس از واشنگتن پست، خواهان کاهش تنشها میان ایران و ایالات متحده و توافق دریایی میان 2 کشور هستند. این ایده همانند آنچه که پیشتر ایالات متحده با اتحادیه شوروی و چین با امضا رساند، کاملا به موقع بوده و بیشتر از همه، اینکه ناظر به امکان برخوردهای ناوگانهای ایالات متحده در خلیجفارس است. پیش از این هم تجربه برخورد ناوگانها با یکدیگر وجود داشته است.
چنین هدفی میتواند از طریق یک کمیته کاری ایجاد شده در چهارچوب گفتوگوهای ایران و ایالات متحده در بغداد، حالتی رسمی به خود بگیرد. برای اتخاذ مقیاس واقعی یا گامهایی برای ممانعت از برخورد غیرعمدی دریایی و درگیریهای دریایی در خلیجفارس، ایالات متحده نسبت به انعقاد چنین تفاهمی بیمیل به نظر میرسد چرا که در این صورت تواناییهایی دریایی ایالات متحده برای هدایت مانورهایش در خلیجفارس با محدودیت سنگین روبهرو خواهد شد. از سوی دیگر، شرط ایران این است که هر توافقی با نظامیان ایالات متحده ممکن است از لحاظ مفهومی بد تعبیر شده و باعث حضور گسترده نظامیان ایالات متحده در منطقه شود. اما حقیقت در این راستا این است که نیروهای ایالات متحده تا اندازهای سابقه توافقهای دوجانبه با دولتهای مختلف عرب - که عضو شورای همکاری خلیجفارس هستند – را دارند در اینجا، موضوع همکاری ایران با این شورا مطرح است.
در هر صورت، شرط لازم و مهم برای چنین توافقی بهبود روابط ایران و کمیسیون دفاعی شورای همکاری خلیجفارس و به طور کلی و اساسا بین ایران و عربستان سعودی است، بنا به آخرین گفتههای محمود احمدینژاد – رئیسجمهور ایران – این موضوع در رأس اولویتها قرار دارد. در آخرین گفتوگوی تلفنی با ملک عبدالله، احمدینژاد با ارائه گزارشی، پیشنهاد تقسیم دستاوردهای کنونی هستهای ایران را به عربستان سعودی داد.
ایران و عربستان سعودی توافق امنیتی سطح پایینی با یکدیگر دارند و ممکن است نیاز به بهبود آن باشد. برای مثال توافق چند جانبه توسط ایران و شورای همکارهای خلیجفارس، توافقی نجاتدهنده خواهد بود. روشن است میزان اطمینان بین ایران و همسایگان عرب در خلیجفارس ارتباط مستقیم با میزان تنشها میان ایران و ایالات متحده دارد. به همین دلیل یک توافق جزئی دریایی بین ایران و ایالات متحده، یک گشایش کوچک برای فرصتهای بزرگتر را فراهم میکند. دیگر مقیاسهای اطمینانبخش شامل عملکرد ضدتروریسم است که مطمئنا منافع مشترکی را در مقابل تهدیدات ضد شیعی القاعده تروریست در بر دارد.
ایالات متحده و ایران - هر دو - به دنبال مبارزه با القاعده یا طالبان در افغانستان هستند ولی مشکل اینجاست که ایران در مرکز مخالفت و تضاد با استراتژی بوش در عراق قرار دارد.