حسین رهنورد
انتقاد از دولت نوری مالکی نخستوزیر عراق در آمریکا روزبهروز افزایش مییابد و آن چه بیش از هر چیز در انتقادات آمریکائیان شنیده میشود ادعای ناتوانی مالکی و دولتش در اداره عراق به دلیل گرایشهای فرقهای است. این انتقادات که با تغییرات و فشارهایی در داخل عراق همراه است، طی هفتههای اخیر بحرانی را پیش روی دولت نوری مالکی قرار داده که به نظر بعضی از صاحبنظران میتواند منجر به سقوط این دولت شود.
پیشینه اختلاف در دولت مالکی به چند ماه قبل برمیگردد که گروه وابسته به مقتدی صدر 6 وزیر خود را از کابینه مالکی کنار کشید. این اقدام پس از آن صورت گرفت که مالکی با تعیین جدول زمانی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق مخالفت کرد و بدین ترتیب وزرای منسوب به گروه صدر از کابینه خارج شدند و پس از آن هم این گروه از شرکت در پارلمان عراق خودداری کردند.
پس از آن در تیرماه گذشته با انتشار اظهارنظری از مالکی درباره سپاه مهدی (نیروهای گروه مقتدی صدر) روابط مالکی و آن گروه به شدت وخیم شد. مالکی از سپاه مهدی خواسته بود تا با عوامل این گروه که بنا به ادعای آمریکاییها به سربازان این کشور حمله میکنند، برخورد کند. در مقابل مقامهای ارشد گروه صدر نیز به شدت از نوری مالکی انتقاد کردند. هادی شیبانی از روحانیون برجسته این گروه، مالکی را به همکاری با آمریکا متهم کرد و گفت که دولت مالکی سقوط خواهد کرد. یکی دیگر از روحانیون طرفدار مقتدی صدر هم با صدور بیانیهای از عملکرد مالکی انتقاد کرد. ضمن این که طرفداران این گروه در بغداد در اعتراض به سخنان نوری مالکی راهپیمایی کردند. پس از چندی مقتدی صدر هم مستقیما وارد میدان شد و نخستوزیر عراق را ابزار دست آمریکاییها خواند و گفت: دولت وی دوام نخواهد آورد. احتمالا خود آمریکاییها وقتی بفهمند که وی ناموفق بوده، عوضش میکنند.
صدر این سخنان را در مصاحبه با روزنامه انگلیسی ایندیپندنت عنوان کرد و ادامه داد: دولت مالکی با بخشهای مهمی از مردم عراق همکاری نمیکند و این موضوع پایان کارش را رقم خواهد زد.
اوایل مردادماه دولت مالکی دو ضربه دیگر در داخل خورد. ابتدا شش وزیر وابسته به «جبهه وفاق» که بزرگترین گروه سیاسی سنی مذهب در عراق است، خروج خود از کابینه را اعلام کردند. جبهه وفاق که در انتخابات پارلمانی دو سال قبل عراق حدود 15 درصد آرا و 44 کرسی از 275 کرسی مجلس عراق را به دست آورد، یکی از ارکان دولت ائتلافی عراق به شمار میآمد. یک هفته پس از آن پنج وزیر دیگر نیز جلسات کابینه را بایکوت کرده و بحران سیاسی را عمیقتر کردند. وزرای یادشده نیروهای منتسب به ایاد علاوی نخستوزیر سابق عراق بودند و آنها هم ادعا داشتند که به دلیل ناکارآمدی دولت در پایانبخشی به فرقهگرایی در عراق، چنین تصمیمی گرفتهاند. به این ترتیب دولت وحدت ملی مالکی مجبور شد که در غیاب کامل اعضای سنی به کار خود ادامه دهد. خروج 17 وزیر- یعنی تقریبا نیمی از کابینه- که مشارکت خود را در دولت ائتلافی یا معلق کرده یا به کلی استعفا داده بودند، جلوه بیرونی اختلافاتی بود که به نظر میرسید در طول ماههای حکومت مالکی همواره وجود داشت.
پس از این تحولات، مالکی از رهبران فراکسیونهای اصلی مجلس عراق- که در این روزها در تعطیلات تابستانی بود- خواست تا در اجلاسی که به منظور رفع بحران برگزار میشد، شرکت کنند تا با مذاکرات چند جانبه و گفتوگوهای رودررو، اختلافات پیش آمده را حل کنند. مسعود بارزانی رئیس منطقه کردستان عراق هم به بغداد رفت تا مذاکراتی را با رهبران دیگر گروهها صورت دهد و زمینه ائتلاف دوباره را فراهم سازد. گروههای کرد در طول بحران در کنار مالکی مانده و در دولت مشارکت داشتند.
آخر مردادماه، جورج دبلیوبوش در سخنانی به طرفداران عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق هشدار داد که این عمل ممکن است موجب شود در عراق همان وضعیتی پیش بیاید که در ویتنام بعد از خروج نیروهای آمریکایی پیش آمد. به تعبیر بوش، هزینه آن عقبنشینی تاریخی را «میلیونها شهروند بیگناه» پرداختند. رئیسجمهور آمریکا گفت: جنگ ویتنام به آمریکا آموخته که در برابر عراق صبر و حوصله داشته باشد! این سخنان بوش در زمانی گفته میشد که صاحبنظران عقیده داشتند روابط او با نخستوزیر عراق، نوری مالکی تیره شده است.
بوش در سخنان خود با موضعگیری دوپهلو درباره نوری مالکی گفت: او مرد خوبی است با وظایفی سخت و عملکرد دولت مالکی او را ناامید کرده است. بوش همچنین گفت اگر دولت مالکی به خواستههای مردمش پاسخ ندهد، مردم به ناچار دولت را تغییر خواهند داد.
این اظهارات جرج دبلیوبوش بعد از آن صورت گرفت که رایان کراکر سفیر آمریکا در بغداد، وضعیت پیشرفت سیاسی در عراق را بسیار ناامیدکننده خوانده بود و کارل لوین، سناتور دموکرات آمریکا که ریاست کمیته نیروهای مسلح سنای این کشور را نیز به عهده دارد، مصرانه به مجلس عراق توصیه کرد که دولت نوری مالکی را برکنار کنند و دولتی را جایگزین آن کنند که کمتر فرقهای عمل کند!
تا پیش از آن به نظر میرسید در مقابل موج انتقادات سناتورهای دموکرات آمریکا علیه مالکی، بوش به عنوان مدافع دولت عراق ظاهر میشود اما سخنان تازه بوش نشان داد که او نیز با سناتورها همعقیده شده یا حداقل برای ادامه مواضع سابق خود تردید دارد. شاید بوش در واقع موافق نظر سناتورهای حزب رقیبش برای کنارهگیری مالکی از صحنه قدرت عراق نباشد اما بحران دولت عراق به جایی رسیده که بوش هم سرخورده شده است! موضوعی که در تغییر دولت عراق وجود دارد، این است که به نظر بسیاری جایگزین مناسبی برای مالکی وجود ندارد که قدرت جذب حمایت گروههای مختلف مذهبی و سیاسی در عراق و پایان بخشیدن به منازعات فرقهای در این کشور را داشته باشد.
تغییرات در کابینه عراق به این معنی است که دو گروه اصلی کرد عراق به رهبری جلال طالبانی و مسعود بارزانی در کنار دو گروه اصلی شیعیان یعنی حزب الدعوه به رهبری مالکی و مجلس اعلای عراق به رهبری عبدالعزیز حکیم از دولت حمایت میکنند اما ائتلاف گروههای سنی، حزب العراقیه و گروه مقتدی صدر حمایت خود از دولت مالکی را قطع کردهاند. کردها و شیعیان عراق مجموعا اکثریت کرسیهای مجلس عراق را در اختیار دارند و این به معنای آن است که بدون نظر موافق آنها امکان کنار گذاشتن مالکی وجود ندارد اما به نظر میرسد بدون همکاری گروههای دیگر، این گروههای پرقدرت در ایجاد ثبات لازم در عراق با مشکلات بسیاری روبهرو هستند.
نوری مالکی در مقابل اظهارات مقامات آمریکایی و بالاخص گفتههای بوش، این اظهارات را غیرمسوولانه و بیادبانه خواند. همزمان روزنامه نیویورک تایمز هم نوشت: معرفی رئیس دولت عراق به عنوان عامل ناکامیهای چشمگیر سیاستهای آمریکا در عراق به جای معرفی کردن رئیسجمهور آمریکا، یک سیاست خودخواهانه و منفعتطلبانه از طرف واشنگتن است.
این روزنامه آمریکایی با اشاره به گزارش جدیدی از سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در مورد عراق که در آن ادعا شده دولت نوری مالکی توانایی حکومت کردن در عراق را ندارد و ظرف شش ماه تا یک سال آینده مجبور به کنارهگیری کامل خواهد شد، نوشت: پی بردن به چگونگی پایان دادن به بزرگترین شکست سیاسی خارجی آمریکا از زمان جنگ ویتنام نه منطقی است و نه سازنده. مشکل کوتهفکری و عدم کفایت مالکی نیست. وی محصول سیستمی است که واشنگتن ایجاد کرده است.
در ادامه این تحلیل، آمده بود: در حالی که القاعده در عراق حضور دارد، واشنگتن و بغداد اغلب دچار سوءتفاهم میشوند. در استان الانبار، ارتش آمریکا با در خدمت گرفتن سنیهای محلی عراق در جنگ علیه تشکیلات القاعده دستاوردهایی را به نام خود ثبت کرده است اما دولت مالکی ترجیح میدهد به تقویت قدرت سیاسی شیعیان و بهرهگیری از منابع غنی نفت در جنوب غربی عراق تمرکز کند.
از سوی دیگر در پی اعلام گزارش سازمان سیا در مورد دولت نوری مالکی، برخی از مقامهای عراقی از جمله رئیسجمهور این کشور به این گزارش واکنش نشان داده و آن را دور از واقعیت دانستند. جلال طالبانی در این باره گفت: پیشبینیهای آمریکا خلاف واقع است و همه در آیندهای نزدیک شاهد خواهند بود که این دولت تقویت میشود و مشکلات فعلی را پشت سر خواهد گذاشت. من مطمئنم که این مساله محقق میشود زیرا در حال حاضر شیعیان و کردهای عراق ائتلاف خوبی دارند.
یاسین مجید مشاور اطلاعرسانی نخستوزیر عراق هم در این باره گفت: چنین گزارشهایی به نفع روند سیاسی عراق نیست و تنها دیدگاههای شخصی مقامهای آمریکایی را بیان میکند. دولت نوری مالکی به انتشار چنین گزارشهایی توجه نمیکند و همچون گذشته به روند اصلاحات سیاسی در عراق ادامه میدهد. دیدگاه داخلی نسبت به اصلاحات سیاسی، امنیتی و اقتصادی در عراق با دیدگاه کسی که از خارج عراق به این اصلاحات نگاه میکند، تفاوتهای اساسی دارد.
باسم شریف از نمایندگان مجلس عراق هم با صراحت اعلام کرد که چنین گزارشهایی با هدف توجیه شکست آمریکا در عراق تهیه و منتشر شده است. در گزارش سازمان سیا علاوه بر موارد ذکر شده، ادعا شد نیروهای عراقی بدون حمایت نظامیان آمریکایی قادر به انجام کاری نیستند و عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق اقدامی منطقی نیست.
در حالی که در روزهای اخیر به نظر میرسد فعالیت ایاد علاوی برای شکست دولت فعلی عراق بیشتر شده تا وی بتواند بر کرسی نخستوزیری عراق بنشیند، رایزنی و نشستها برای آشتی میان گروهها و فرقههای مذهبی در عراق بیشتر شده است. پنجشنبه گذشته اولین نشست آشتی گروههای سنی و شیعه عراق با حضور نمایندگان دو طرف و محمد طنطاوی شیخالازهر در قاهره برگزار شد. در این نشست سیدمحمد حکیم، ابورغیف، فاتحالجاتح به نمایندگی از طرف شیعیان عراق و احمد الکبیسی، عبداللطیف حمیم و عبدالملک السعدی به نمایندگی از طرف سنیهای این کشور حضور داشتند که به نظر میرسد نشست مهم و تاثیرگذاری بوده است. شیخالازهر هدف از برگزاری این نشست را دعوت از دو طرف برای برقراری صلح و آرامش در عراق و حمایت از منافع مردم این کشور و دولت منتخب اعلام کرد و گفت: چنانچه شرایط امنیتی عراق بهبود یابد به منظور ادامه این گفتوگوها به عراق سفر خواهد کرد.
برگزاری چنین نشستهایی خواست آیتالله سیستانی رهبر مذهبی شیعیان عراقـ که از حضور مستقیم در صحنه سیاست پرهیز دارد- نیز هست. جمعه گذشته احمد الصافی نماینده آیتالله سیستانی و خطیب جمعه کربلا راهحل مشکلات سیاسی عراق را انجام مذاکرات شفاف به همراه حسننیت احزاب عراقی دانست.
وی گفت: تا زمانی که احزاب عراقی با حسننیت پای میز مذاکرات ننشینند و ضمن در نظر گرفتن منافع مردم برای ایجاد راهحل میانه انعطافپذیری نشان ندهند، مشکلات سیاسی عراق حلوفصل نخواهد شد.
نگاهی به روند طی شده نشان میدهد که سخن این خطیب عراقی علاوه بر صحت، دقیق است و مهمترین موضوع در شکاف ایجاد شده در میان فرقهها و نمایندگان سیاسی آنها از همین موضوعات ریشه میگیرد. توجه به این نکته که گروهی مثل حامیان مقتدی صدر همان کاری را میکند که دموکراتهای آمریکا میخواهند و همان پیشبینی را دارد که سازمان سیا ساخته، باید مدنظر قرار گیرد. ضمن اینکه قدرتطلبی ایاد علاوی در اقدامات انجام گرفته توسط وی مشخص است و کمتر گروه پرطرفدار عراقی به توانایی و شایستگی او در ائتلاف و رفع کدورت فرقههای مذهبی و سیاسی معتقد است، با این حال اقدامات وی با همراهی بعضی گروهها تقویت میشود.
طی روزهای گذشته مقامات ائتلاف العراقیه نیز اعلام کردند که وزیران وابسته به این حزب به طور رسمی و کامل از دولت عراق کنارهگیری کردهاند که البته در کنار این خبر، اخباری مبنی بر مخالفت دو وزیر عضو این ائتلاف با خروج از دولت منتشر شده است. ضمن اینکه خبرگزاری BBC هم گزارش داد که یک گروه لابی نزدیک به حزب جمهوریخواه آمریکا نمایندگی علاوی را برای جلب حمایت سیاستمداران واشنگتن از وی را برعهده گرفته است. پیشتر نسخهای از قرارداد علاوی با گروه لابی «بی.جی.آر» به رسانههای آمریکایی درز کرده بود که براساس آن، ایاد علاوی حدود 300 هزار دلار به این گروه پرداخت خواهد کرد تا بتواند به قدرت برسد.
این اقدام چیز عجیبی نیست. بعضی از احزاب و گروههای سیاسی عراق در آمریکا به گروههای لابی روی آوردهاند تا نظر موافق سیاستمداران آمریکایی را نسبت به خود جلب کرده و از منافع حزب خود در واشنگتن دفاع کنند، بدون آنکه به این نکته توجه کنند که چنین اقداماتی امکان دادن به مقامات و گروههای آمریکایی- صهیونیستی برای اعمال نفوذ بیشتر در عراق و مشارکت دادن هر چه بیشتر آنها در صحنه سیاست عراق است که مطمئنا به اختلافات فرقهای بیشتر خواهند انجامید.
در ادامه رایزنیها رهبران احزاب سیاسی عراق توانستند به توافقات جدیدی دست پیدا کنند، به طوری که یکشنبه گذشته جلال طالبانی رئیسجمهور عراق، مسعود بارزانی رئیسجمهور منطقه کردستان عراق، طارق هاشمی و عادل عبدالمهدی معاونان سنی و شیعه رئیسجمهور عراق در کنار نوری مالکی نخستوزیر در تلویزیون عراق ظاهر شدند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که این پنج سیاستمدار عراقی درباره برگزاری انتخابات محلی و رفع بعضی ممنوعیتهای اداری مذاکراتی داشته و به پیشرفتهایی دست یافتند. علیرغم این موضوع سناتورهای آمریکایی و بعضی مقامات غربی به انتقاد از دولت مالکی ادامه دادند و در مقابل آنها مالکی هم از سیاستمداران آمریکایی به دلیل دخالت در امور داخلی عراق انتقاد کرد. مالکی در اظهاراتش از دو سناتور آمریکایی هیلاری کلینتون و کارین لوین نام برد و گفت: این سیاستمداران آمریکایی به گونهای رفتار میکنند که گویی عراق ملک آنها است. این افراد باید سر عقل بیایند. هیلاری کلینتون و کارل لوین افراد دموکراتی هستند و باید به دموکراسی احترام بگذارند. این افراد در زندگی سیاسی خود شاهد اختلافنظرهایی که ما در عراق تجربه کردهایم نبودند و چیزی در این باره نمیدانند. از آن سو کاخ سفید از توافق رهبران ارشد شیعه، سنی و کرد عراق برای حل اختلافاتشان به عنوان نشانهای از پیشرفت سیاسی در عراق یاد کرد و در بیانیهای اعلام کرد: ما به رهبران عراقی در مورد حصول این توافق تبریک میگوییم. رئیسجمهور آمریکا نیز از تمایل این رهبران عراقی برای توسعه یک شراکت استراتژیک با آمریکا استقبال کرده است.
این رویکردها در آمریکا به وضوح ثابتکننده این موضوع است که وضعیت عراق برای سیاستمداران آمریکایی به ابزاری برای کسب محبوبیت در افکار عمومی تبدیل شده و با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری استفاده بیشتری از این ابزار میشود. شاید بتوان ادعا کرد که حمایت کاخ سفید و جورج بوش از توافقات سیاسی و فرقهای در عراق هم به دلیل نیاز وی به ثبات در عراق برای کاهش انتقادات از جنگ عراق و ناتوانی آمریکا در ایجاد امنیت در آن کشور و به قتل رسیدن سربازان آمریکایی است. این موضوع تبدیل به یک برگ برندهای شده که میتواند سرنوشت انتخابات سال آینده آمریکا را رقم بزند و موجب شکست یا پیروزی جمهوریخواهان در آن انتخابات باشد. براساس چنین دیدگاهی است که دولت مالکی مورد حب و بغض دو جناح حاکم در آمریکا قرار میگیرد.
توجه به این نکته میتواند گروههای عراقی را اولا به ائتلاف بیشتر و ثانیا به توجه جدیتر به داخل عراق و منافع ملی این کشور جلب کند. گروههای مختلف عراقی این روزها در حال تمرین دموکراسی هستند و این تمرین جز با صرفنظر کردن از بعضی خواستههای قدرتطلبانه به نتیجه مطلوب نمیرسد.