کرم محمدی
خانم رایس وزیر امور خارجه و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا و همچنین نیکولای سارکوزی رئیسجمهور فرانسه طی سفری به مسکو با پوتین و سایر مقامات عالیرتبه این کشور دیدار و مذاکره نمودند. بر اساس آنچه خبرگزاریها اعلام کردند محور اصلی این مذاکرات موضوع دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی صلحآمیز هستهای بود. میهمانان از غرب به شرق آمده؛ تلاش وسیعی برای همراه نمودن بیچون و چرای روسیه با سیاستهای آمریکا و بخش تندرو کشورهای اروپائی معمول داشتند؛ اما ظاهرا توفیق چندانی از رایزنیهایشان در پایتخت روسیه کسب نکردند.
به دنبال تصویب لایحه شناسائی نسلکشی ارامنه در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا که بنا به ادعای ارامنه و حامیان آنها در زمان امپراطوری عثمانی در سال 1925به وقوع پیوسته و طی آن بیش از یک و نیم میلیون نفر ارمنی قتل عام شدهاند؛ روابط واشنگتن و آنکارا به شدت تیره گردیده است. سفیر ترکیه در آمریکا به آنکارا فراخوانده شده و همزمان مجلس ترکیه با اکثریت قاطع آرا به ارتش این کشور اجازه داده تا برای سرکوب نیروهای پ.ک.ک به داخل خاک عراق وارد شود و هم اینک دهها هزار سرباز ترک در مرز مشترک با عراق به حالت آماده باش درآمده و نقاطی از شمال عراق آماج حملات توپخانهای قرار گرفته است.
دعوت از دالائی لاما رهبر جدائیطلبان تبت به آمریکا و اعطای بالاترین نشان غیرنظامی توسط جورج بوش به وی؛ خشم عریان مقامات چین را برانگیخت. مقامات پکن در اولین اقدام دستور دادند تا سفر وزیر امور خارجه این کشور برای شرکت در اجلاس 1+5 که به منظور بررسی مسائل مربوط به پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران تشکیل شده بود؛ لغو گردد.
اشغالگران در باتلاق عراق گرفتار آمده و سیاستهای توسعهطلبانه و نظامیگریهای دولت جمهورِیخواه بوش دست آورد قابل دفاعی در پی نداشته به نحوی که حتی سانجز ژنرال بازنشسته آمریکایی این مطلب را به صراحت بین داشته و موضعگیریهای وی طی روزهای گذشته در مطبوعات غرب بازتاب نسبتا وسیعی به دنبال داشته است.
تبلیغات بر سر و صدا و هماهنگ شده سرویسهای جاسوسی غرب و در راس آنها موساد و سیا مبنی بر احتمال ترور ولادیمیر پوتین به هنگام سفر به تهران؛ بلافاصله توسط دهها غول رسانهای دیداری؛ نوشتاری و شنیداری تحت تسلط صهیونیزم بینالملل در صدر خبرها قرار گرفته و بازتاب یافت؛ اما مانع از انجام سفر و حضور پوتین در تهران نگردید.
این مباحث امور سادهای نبود و برای آمریکا گران تمام شده و خواهد شد و مشکلاتی غیرقابل انکار هستند که هم اینک فرا روی مقامات کاخ سفید قرار دارند. طبیعی است که برای برون رفت از این وضعیت و یا بهتر بگوییم کابوسها؛ راه چارهای باید اندیشید. آمریکاییها بار دیگر حربه نخنما شده در خطر افتادن امنیت و صلح بینالمللی را پیش کشیده و عامل آن را نیز تهران معرفی کرد. جورج بوش طی سخنانی به صراحت اعلام نمود که اگر جهان در قانع کردن جمهوری اسلامی ایران برای توقف برنامههای هستهایاش موفق نگردد؛ جنگ سوم جهانی آغاز خواهد شد.
رئیسجمهور آمریکا در حالی این ادعاها را مطرح مینماید که شانتاژهای مکرر و توام با تبلیغات وسیع چهار سال پیش این کشور مبنی بر تلاش صدام برای دستیابی به بمب اتمی و استفاده قریبالوقوع وی از سلاحهای کشتار جمعی و تهدید جدی امنیت و صلح جهانی؛ کاملا دروغ و بیاساس از آب در آمده و علی رغم آنکه تمام خاک عراق به اشغال نظامیان آمریکایی و همپیمانان این کشور درآمد؛ هرگز اثر و نشانی از سلاحهای مورد ادعای غربیها بدست نیامد؟
گرچه پوچی ادعاهای آمریکاییها و فرانسویها و انگلیسیها بر کسی پوشیده نیست اما نباید فراموش کنیم که تیغ در دست زنگی مست قرار دارد. دستاندرکاران سیاست خارجی کشور میبایست از موقعیت فعلی پیش آمده که در صدر به مواردی از آنها اشاره گردید؛ به بهترین وجه در راستای ناکارآمدی تیغ آمریکاییها و همچنین به نفع منافع ملی مملکت نهایت استفاده را بنمایند. نزدیکی هر چه بیشتر به پکن؛ مسکو و آنکارا از یک طرف و همزمان حضور قوی در عرصه رسانههای دنیا و داشتن برنامههای مدون برای مقابله با تبلیغات همهجانبهای که در سطح بینالمللی به منظور جنگطلب جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی ایران در جریان است و باز نمودن مسیر مسدود شده روند مذاکرات با مراجع بینالمللی و اروپایی میتواند بر سر راه جنگافروزیهای آمریکا مانع جدی ایجاد نماید.
سلاح کارآمد و بدیل دیگری که در این بحبوحه میتوان بر روی آن مانور داد اتحاد ملی است که رهبر فرزانه انقلاب امسال را به همین عنوان نامگذاری نموده است. تحقق این مهم نیازمند سعه صدر مقامات و حضور همه جریانات سیاسی درون نظام در تصمیمسازیهای کشور است.