نادر کریمی جونی
اهمیت نشست سال جاری سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس آنقدر زیاد بود که به جز امیر کویت که در بستر بیماری به سر میبرد، سایر روسای کشورها به جای اعزام نماینده و...، خود در نشست شرکت جستند. در یک رویداد قابل توجه پادشاه عربستان عبدالله بن عبدالعزیز که معمولاً به جهت جایگاه و ارشدیت در اینگونه نشستها شرکت نمیجوید، خود ریاست هیات اعزامی کشورش به ابوظبی را برعهده گرفت و در این نشست حضور یافت. این اهمیت البته میتواند به موضوعهای مهمی که هماکنون در دستور کار این نشست قرار دارد و یا حداقل نشست با آن مواجه است، مربوط باشد.
طی ماههای گذشته تحولاتی رخ داده که گاه منافع کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس را تحت تاثیر قرار داده و یا در چشماندازهای متعاقب آن رویداد، نقاطی که میتواند بر منافع کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس تاثیرگذار باشد، دیده میشود. نقاطی مانند طرح خاورمیانه بزرگ، کشیده شدن عملیات تروریستی در درون خاک این کشورها، افراطگرایی مذهبی، حوادث لبنان و فشارهای آمریکا و فرانسه بر سوریه، منازعه ایران و غرب بر سر پرونده هستهای، موضوع مهم تدوین ساختار جدید دفاعی ـ امنیتی برای خلیجفارس و بالاخص برای شورای همکاری خلیجفارس و... از جمله موضوعهایی است که اعراب خلیجفارس نسبت به آن توجه ویژه مبذول کردهاند و اگرچه در این نشست دستهای از دستور کارهای تکراری مانند مسئله پول واحد و برخی تدابیر اقتصادی در دستور کار نشست سران جای گرفته، اما از اظهارات عبدالرحمن العطیه دبیرکل شورای همکاری چنین استفاده میشود که شرکتکنندگان در این نشست به موضوعهای سیاسی و امنیتی بسیار بیشتر از همکاریهای اقتصادی و... مصر و سوریه به همراه شش کشور عضو شورا امنیت خلیجفارس را تامین میکردند، اما در همان زمان از طرح 1+6 که ایران را به جای سوریه و مصر قرار میداد، دفاع میشد. در این میان اگرچه طرح 2+6 به دلیل مشکلات ساختاری و همانگونه که پیشبینی میشد، نتوانست موفقیتی به دست آورد اما کشورهای شورای همکاری خلیجفارس نیز از طرح 1+6 استقبال نکردند و بالاخره بعد از چند دور گفتوگو پیمان دفاعی شورای همکاری، موسوم به سپر جزیره به تصویب رسید. اما این پیمان مجدداً به جهت نادیده گرفتن همسایه شمالی خلیجفارس همان نقص ترتیبات گذشته را داشته و به همین جهت حتی پس از فروپاشی حکومت صدام حسین و رفع ناامنی از منطقه پیمان دفاعی سپر جزیره نتوانست چنان که باید وظیفه خود را به انجام رساند. ضمن اینکه با نابودی صدام حسین و در حالی که ایران همواره روابط حسنهای با این کشورهای عربی داشته و در طول زمانهای گذشته برت تعمیق و توسعه روابط تاکید کرده است، اکنون ماهیت پیمان دفاعی و ضرورت حیات آن با چالش مواجه شده است. در این رابطه جمهوری اسلامی ایران بارها تاکید کرده که خروج نیروهای خارجی از منطقه خلیجفارس و سپردن امنیت آن به نیروهای کشورهای ساحلی تنها راهحل فراروی برای بهبود امنیت در این آبراه است. ضمن اینکه از نظر ایران در حال حاضر هیچ قدرتی که علاقه و یا اراده حمله به کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس را داشته باشد، توجه کردهاند. البته تا آنجا که به ایران مربوط میشود، شورای همکاری خلیجفارس نتوانسته تصمیمهای موثری اتخاذ کند، در این باره هرچند در سالهای بعد از سقوط صدام حسین پیشنهادهایی درباره عضویت ایران در این شورا ارائه شد و قراردادهای امنیتی منعقد شده میان ایران با همسایگان جنوبیاش مقدمهای که میتواند به عضویت ناظر و سپس عضویت کامل ایران در شورای همکاری خلیجفارس بینجامد، توصیف شد، اما احساسات قومی و عربی رهبران کشورهای عضو مانع از آن شد که این پیشنهادها عملیاتی شود. اگرچه اعضای شورای همکاری با وجود تعلق عراق به جامعه عرب، از حضور این کشور ساحلی خلیجفارس در شورای همکاری هم استقبال چندانی نکردند اما عدم عضویت ایران در این شورا باعث نشده تا تحولات شورا برای ایران بیاهمیت تلقی شود. ایران همواره نشستهای شورای همکاری خلیجفارس را از نزدیک دنبال کرده و در مواردی در قبال تصمیمها و یا بیانیههای شورای همکاری موضعگیری کرده است.
همانطور که انتظار میرود، در صدر موضوعهای قابل توجه برای ایران البته موضوع امنیت منطقه و ترتیبات امنیتی حاکم بر خلیجفارس قرار داشته است. به ویژه بعد از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و به عبارت بهتر پس از پایان اشغال کویت، کشورهای عضو شورای همکاری با درک ضرورت برقراری یک ساختار امنیتی ـ دفاعی که بتواند از تمامیت ارضی کشورهای عضو دفاع و تهدیدات را بیاثر کند، از همان هنگام تصمیم به ایجاد یک پیمان نظامی مشترک میان کشورهای عضو شورای همکاری گرفتند که در نخستین گام طرح 2+6 از سوی نشست سران این شورا به تصویب رسید. در این طرح مصر و سوریه به همراه شش کشور عضو شورا امنیت خلیجفارس را تامین میکردند، اما در همان زمان از طرح 1+6 که ایران را به جای سوریه و مصر قرار میداد، وجود ندارد و به این دلیل ایجاد پیمان دفاعی برای کشورهای عربی خلیجفارس با این پرسش مهم مواجه است که اصولاً دشمنی که قرار است پیمان سپر جزیره با آن مقابله کند، کیست؟ در این میان رایزنیهایی که اخیراً میان کشورهای مهم شورای همکاری صورت گرفته و رهبری آن را عربستان و امیر عبدالله پادشاه عربستان در دست گرفته است، درصدد به وجود آوردن تغییراتی در پیمان سپر جزیره است. آنگونه که از اخبار نشت کرده به رسانهها استفاده میشود، رهبران شورای همکاری خلیجفارس در ترتیبات دفاعی جدید وجود و تعریف جدید دشمنان و تهدیدات فراروی را مدنظر قرار دادهاند و درصدد ایجاد یک رویکرد نوین دفاعی هستند.
اما نکته مهم در این میان آن است که استراتژیستهای دفاعی سپر جزیره در این دگردیسی همکاری با قدرتهای ارشد جهانی و بالاخص برقراری رابطه با پیمان دفاعی ناتو را در دستور کار خود قرار دادهاند. برخی ناظران علاقه دارند که این همکاری فیمابین سپر جزیره و پیمانهایی نظیر ناتو را به دوره دگردیسی که بر این پیمانها گذشته نسبت دهند و میگویند چون با فروپاشی شوروی سابق، ناتو دچار خلاء دشمن شده اکنون که سپر جزیره با فروپاشی صدام حسین دچار خلاء دشمن شده تلاش میکند تا از تجارب ناتو بهره ببرد. در عین حال اظهارات روزهای اخیر عبدالرحمن العطیه درباره نگرانی کشورهای حاشیه جنوبی از شدت یافتن منازعات فیمابین ایران و غرب، نشان میدهد که حداقل همه انگیزه سپر جزیره از همکاری با پیمان آتلانتیک شمالی به بهرهگیری از تجارب گذشته مربوط نمیشود. بدیهی است که چنین نگرانیهایی از نظر ایران کاملاً بیمورد و به دور از واقعیت است. چرا که جمهوری اسلامی ایران از وقوع تنش در منطقه استقبال نمیکند و ماجراجویی در خلیجفارس از سوی هرکس که صورت گیرد را برخلاف مصالح کشورهای ساحلی ارزیابی میکند.
در این میان نکتهای که البته باید مورد توجه ویژه مقامات ایران قرار گیرد آن است که بالاخره در صورت وجود التهاب و یا تخاصم، کشورهای طرف منازعه و همسایگانشان احساس خطر میکنند. به ویژه برای شیخنشینهای حاشیه جنوبی خلیجفارس که همکاری نزدیکی با غرب و بالاخره ایالات متحده آمریکا دارند، تیرهتر شدن روابط ایران و غرب و تبدیل این تیرگی به نزاع، میتواند نگرانیهای فزایندهای در جنوب خلیجفارس پدید آورد.