تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۷ - ۱۷:۰۷  ، 
کد خبر : ۳۶۰۳۸

بوش، مالکی، ... و ایران!


دکتر محمدعلی مهتدی

جورج بوش، رئیس‌ جمهوری ایالات متحده آمریکا که از نتایج مثبت سفر نوری المالکی به جمهوری اسلامی ایران، ناراضی به نظر می‌رسد، با حالتی شتاب‌زده و آکنده از انفعال، ‌طی سخنانی به مالکی هشدار داد که نباید با ایران مماشات و سهل‌انگاری کند.

آنچه بیش از هر چیز دیگر رئیس ‌جمهوری آمریکا را ناراحت یا نگران کرده، این است که مالکی در پایان سفر موفقیت‌بار خود به تهران، از نقش سازنده ایران در عراق ستایش کرده است. در این مورد بوش که از کلمه «سازنده» عصبانی است، می‌گوید: «اگر اشاره‌ای که مالکی می‌فرستد این است که ایران نقش سازنده‌ای ایفا می‌کند، باید با او صحبت کنم، چون معتقدم چنین نیست چرا که ایران با ارسال اسلحه به ویژه بمب‌های ضدزره به عراق به امنیت و ثبات در این کشور آسیب می‌زند.»

بوش در ادامه تهدید می‌کند که اگر ثابت شود که این نقش سازنده نیست، آنگاه باید بهایی برای آن پرداخت شود. چه کسی باید بها را بپردازد؟ سخنگوی کاخ سفید توضیح می‌دهد که تهدید متوجه ایران است نه مالکی!

این سخنان رئیس ابرقدرتی که داعیه حکمروایی بر جهان را دارد هم شگفت‌انگیز و هم خنده‌آور است، چرا که نوری المالکی، نخست‌وزیر عراق منصوب از سوی آقای جورج بوش نیست که باید دستورات وی را اجرا کند. مالکی از پارلمانی که منتخب همه جریان‌های سیاسی و قومی و مذهبی عراق است رای اعتماد گرفته و لذا منتخب ملت عراق است و طبیعی است که به منافع عراق و روابط سازنده با همسایگان عراق بیاندیشد نه به منافع آمریکا و خواست‌های بی‌منطق دولت آقایان بوش و دیک چنی.

از این گذشته، در دیدار مالکی با مسئولان جمهوری اسلامی ایران، پیوسته روی لزوم ایجاد امنیت و ثبات در عراق تاکید شده و تهران اعلام کرده است که آماده است برای این منظور هر کمکی را به دولت عراق بکند. از آنجا که دولت جورج بوش نیز پیوسته از لزوم ایجاد امنیت و ثبات در عراق سخن می‌گوید، قاعدتاً رئیس‌ جمهوری آمریکا نباید دلیلی برای برآشفتن داشته باشد، بلکه برعکس، باید خشنود نیز باشد، به ‌ویژه که اکنون کمیته کارشناسی سه‌جانبه با شرکت ایران، آمریکا و عراق به همین منظور تشکیل شده و اگر آقای بوش نکته‌ای دارد، می‌تواند آن را از طریق نمایندگان خود در این کمیته مطرح کند.

پس این آشفتگی و تهدیدهای توخالی برای چیست؟

واقعیت این است که جورج بوش آشکارا دروغ می‌گوید، زیرا ثابت شده که ایالات متحده آمریکا به امنیت و ثبات در عراق نمی‌اندیشد و خود عامل اصلی ناامنی و عدم ثبات در عراق است. همچنین جورج بوش تحمل کسی را که منتخب ملت عراق باشد ندارد و با سنگ‌اندازی در راه دولت منتخب عراق می‌خواهد با متهم کردن این دولت به ناکارآمدی و همزمان با ایجاد ناامنی و درگیری‌های فرقه‌ای و مذهبی، دولتی را به بهانه «نجات ملی» روی کار بیاورد که از کاخ سفید حرف شنوی داشته باشد و آنچه را که دیکته می‌شود انجام دهد. چنین دولتی نباید با جمهوری اسلامی ایران روابط خوب و سازندده‌ای در جهت منافع عراق داشته باشد و مشکل آقای بوش این است که هر دولت منتخب مردم در بغداد، خواه ناخواه با تهران روابط برادرانه‌ای خواهد داشت و این نتیجه مشترکات تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی است که نمی‌توان آن را تغییر داد.

و این نخستین ‌بار نیست که جورج بوش غافلگیر و برآشفته می‌شود. چند روز پیش هم به هنگام سفر حامد کرزای، رئیس‌جمهوری افغانستان، به آمریکا، زمانی که در مصاحبه مشترک مطبوعاتی در کمپ دیوید، جورج بوش به انتقاد از نقش ایران در افغانستان پرداخت، کرزای جواب داد که نقش ایران در افغانستان سازنده است و ایران از هیچ کمکی به افغانستان فروگذار نکرده است.

بوش مأیوسانه می‌کوشد روابط جمهوری اسلامی ایران با همسایگانش را تخریب کند و با ایجاد ائتلا‌ف‌های شکننده و بی‌پایه و اساس در اینجا و آنجا، ایران را منزوی و محاصره نماید ولی در همه جا با شکست روبرو می‌شود. چرا که نفوذ جمهوری اسلامی ایران در سراسر منطقه گسترده و غیرقابل رقابت است.

این نفوذ از راه‌های نظامی و امنیتی به دست نیامده بلکه نتیجه سیاست‌ها و مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران است که با آرمان‌های ملل منطقه مطابقت دارد و لذا به همان میزان که تنفر از آمریکا و اسرائیل در منطقه بالا می‌گیرد، بر نفوذ جمهوری اسلامی ایران افزوده می‌شود.

آیا وقت آن نرسیده است که رئیس‌ جمهوری آمریکا به خود آید و با واقعیات منطقه با واقع‌بینی روبرو شود و دست از سیاست‌ها و خط‌مشی‌های یکجانبه‌گرایانه و غیرانسانی و بی‌منطق بردارد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات