نادعلی بای
مقدمه:
سفر دو روزه محمود احمدینژاد، رییسجمهوری اسلامی ایران در راستای گسترش همکاریهای دوجانبه، به الجزایر در روز 15 مرداد با همراهی یک هیات عالیرتبه سیاسی ـ اقتصادی آغاز شد. کارشناسان، سفر "احمدینژاد" را در چارچوب بهبود تدریجی روابط دوجانبه دو کشور قلمداد میکنند؛ روابطی که دورههای سختی را بعد از بحران امنیتی دهه 1990 پشتسر گذراند. توسعه روابط و مناسبات تهران ـ الجزیره میتواند نقش مهم و تعیینکنندهای در مسایل منطقهای و جهان اسلام داشته باشد آن هم با توجه به اینکه الجزایر بارها حمایت خود را از فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران اعلام کرده است. این سفر بهانهای برای نگارش و تنظیم مقاله پیش روی شد.
">نادعلی بای
مقدمه:
سفر دو روزه محمود احمدینژاد، رییسجمهوری اسلامی ایران در راستای گسترش همکاریهای دوجانبه، به الجزایر در روز 15 مرداد با همراهی یک هیات عالیرتبه سیاسی ـ اقتصادی آغاز شد. کارشناسان، سفر "احمدینژاد" را در چارچوب بهبود تدریجی روابط دوجانبه دو کشور قلمداد میکنند؛ روابطی که دورههای سختی را بعد از بحران امنیتی دهه 1990 پشتسر گذراند. توسعه روابط و مناسبات تهران ـ الجزیره میتواند نقش مهم و تعیینکنندهای در مسایل منطقهای و جهان اسلام داشته باشد آن هم با توجه به اینکه الجزایر بارها حمایت خود را از فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران اعلام کرده است. این سفر بهانهای برای نگارش و تنظیم مقاله پیش روی شد.
قاره آفریقا هم از نظر مساحت و هم از نظر جمعیت دومین قاره بزرگ جهان پس از آسیاست. این قاره با 30، 244، 50 کیلومترمربع 3/20 درصد از مجموع خشکیهای روی زمین را در برمیگیرد. آفریقا با 900 میلیون نفر جمعیت حدود یک هفتم از جمعیت جهان را در خود جای داده است. براساس شواهد تاریخی، داریوش پادشاه هخامنشی دستور لایروبی کانال متصله دریای سرخ به دریای مدیترانه را صادر کرد، کانالی که امروزه سوئز نامیده میشود. در زمان ساخت کانال فعلی نیز بعضی از علائم به دست آمده، این رویداد تاریخی را تایید کرده است. این مساله نشان میدهد که مناسبات بین ایران و قاره آفریقا بیش از 2500 سال پیش وجود داشته است به گونهای که اولین لایروبی کانال توسط ایرانیان صورت گرفته است. براساس شواهد تاریخی در زمانهای بسیار دور بین بنادر ایران و شرق آفریقا کالا مبادله میشده است. آثار ارتباط نزدیک ایرانیها و مردم شرق آفریقا و حضور آنان در این منطقه هنوز در بعضی از کشورها وجود دارد. عمق روابط ایران و آفریقا را میتوان در زبان سواحیلی که 210 میلیون نفر از جمعیت 900 میلیون نفری این قاره به آن زبان صحبت میکنند، مشاهده کرد که 30 درصد این زبان را زبان فارسی تشکیل میدهد.
مهاجرت مسلمانان به حبشه (اتیوپی فعلی) به دستور پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و اعزام جعفربن ابیطالب به عنوان اولین فرستاده اسلام به این قاره، نشانگر وجود علقههای دیرین سیاسی و فرهنگی بین جهان اسلام و قاره آفریقا بوده است. قاره آفریقا همچنین یکی از کانونهای مهم اسلام در جهان محسوب میشود. اسلام از دیرباز به عنوان یک باور و اعتقاد در دلهای بسیاری از مردم این قاره نفوذ کرده است. آفریقا تنها قارهای است که نزدیک به 60 درصد جمعیت آن مسلمان هستند. بزرگترین کشورهای آفریقایی از نظر وسعت (سودان و الجزایر) کشورهای مسلمان میباشند، همچنین پرجمعیتترین کشورهای این قاره (نیجریه و مصر) مسلمان هستند. بیشتر زبانهای رایج در آفریقا یا اسلامی بوده یا ریشه اسلامی دارد. از بعد بینالمللی یک سوم اعضای سازمان ملل متحد و برخی نهادهای بینالمللی دیگر همچون جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی را کشورهای آفریقایی تشکیل میدهند.
رژیمهای سلطنتی ایران به دلیل همسویی قدرتهای سلطهجو در جهان، روابط گسترده با کشورهای آفریقایی نداشتند، تنها آفریقای جنوبی به دلیل ویژگیهای خود روابط پر رونقی با رژیم پهلوی داشت. در آن زمان ایران تنها در 9 کشور آفریقایی دارای نمایندگی دیپلماتیک بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی جهتگیری سیاست خارجی ایران تغییر کرد و بسط مناسبات با کشورهای غیرمتعهد و در حال توسعه ـ عمدتا در قاره آفریقا ـ در اولویت قرار گرفت. نخستین گام دولت اسلامی ایران قطع تمامی روابط سیاسی و اقتصادی خود به ویژه قطع صدور نفت به آفریقای جنوبی و گشایش دفتر نمایندگی سواپو در راستای حمایت از مبارزات مردم آفریقا علیه نژادپرستی بود. ایران همچنین کمکهای خود را به کشورهای خط مقدم جبهه و نهادهای مبارز نظیر کنگره ملی آفریقا (ANC) و کنگره پان آفریکن (PAC) آغاز کرد. در کشورهای خط مقدم از جمله زیمبابوه، موزامبیک، تانزانیا، نامیبیا و زامبیا نمایندگی سیاسی ایران دایر شد. سفر آیتالله خامنهای رئیسجمهور وقت به کشورهای آنگولا، تانزانیا، موزامبیک و زیمبابوه نقطه عطفی در تاریخ روابط ایران و آفریقای زیر صحرایی بود. فروپاشی اتحاد شوروی و ایجاد تحولات عمیق ناشی از آن، موجب توجه کشورهای صنعتی به اروپای شرقی و آسیای مرکزی و کاهش کمکهای آنان به آفریقا شده است. این مساله به عنوان یک واقعیت از دید کشورهای آفریقایی پنهان نمانده و باعث هموارتر شدن راه همکاریهای جنوب ـ جنوب شده است. جمهوری اسلامی ایران نیز در جهت پیشبرد و اهداف این همکاریها با مثبت ارزیابی کردن گسترش مناسبات با کشورهای آفریقایی، درصدد است از طریق همکاریهای متقابل، بخش عمدهای از نیازهای طرفین را با استفاده از امکانات و تواناییهای خود تامین کند و اهداف همکاریهای جنوب ـ جنوب را تحقق بخشد. بدیهی است تقویت روابط اقتصادی عاملی برای تحکیم مناسبات سیاسی، فرهنگی و بینالمللی است و این موضوع اهمیت توسعه همکاری با قاره آفریقا را مضاعف میکند. جمهوری اسلامی ایران و کشورهای قاره آفریقا، برپایه اشتراکات فراوان تاریخی و فرهنگی و اجتماعی از زمینههای مثبت و مناسبی برای گسترش روابط برخوردارند. نگاهی به تاریخ روابط مردم ایران و آفریقا از سابقه دوستی و همکاریهای سازنده حکایت میکند. توجه به آرای کشورهای این قاره در سازمانهای بینالمللی برای هر کشوری از جمله ایران حائز اهمیت است. با توجه به موارد فوق، آفریقا دارای جایگاه ویژهای در سیاست خارجی ایران میباشد و جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجی خود در قبال کشورهای آفریقایی را با توجه به این موارد تنظیم کرده است. جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، اهمیت زیادی به ارتقای روابط خود با آفریقا داده و گسترش و تعمیق روابط با کشورهای آفریقایی در تمامی ابعاد، یکی از اولویتهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. در پرتو این سیاست، امروزه روابط جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آفریقایی در ابعاد سیاسی و فرهنگی استحکام یافته و متاسفانه در بعد اقتصادی از ظرفیتهای بالقوه موجود در حد مطلوب بهرهبرداری نشده است. ایران و کشورهای قاره آفریقا میتوانند زمینههای همکاری خود را بویژه در بخشهای اقتصادی، تجاری و صنعتی گسترش بدهند و از این رهگذر در تامین منافع ملتهایشان در عرصه بینالمللی بکوشند.
پیوندهای ژئواکونومیک ایران و آفریقا
با نگاهی به نقشه جهان به این اصل پی خواهیم برد که پیوندی ژئواستراتژیک که ناشی از تامین امنیت حوزه خلیجفارس بود و در دوران جنگ سرد وجود داشت و در این تفکر نقش اساسی را مصر عهدهدار بود کما اینکه وقتی صحبت از تامین امنیت خلیجفارس مطرح شد فرمولهای 1+6 یا 2+6 و غیره پیشنهاد میشد که در همه آنها مصر مطرح بود. ولی فروریختن دیوار برلین و تحول در مفاهیم و عملکردهای ژئواستراتژیک تحول بزرگی در مجموعه قاره آفریقا ایجاد نمود، زیرا برای اولین بار بخش حساسی از آفریقا در داخل محدوده استراتژیک خاورمیانه سنتی قرار گرفت و این تغییر در مرزهای جغرافیایی خاورمیانه سنتی اولین پیامدی که در بر خواهد داشت این است که این محدوده جغرافیایی از لحاظ امنیتی به یکدیگر پیوند داده شدهاند و ما در آینده شاهد تامین امنیت دست جمعی این گستره بزرگ جغرافیایی خواهیم بود. قرن بیست و یکم، قرن جایگزین شدن اهداف ژئواکونومیک به جای اهداف و قلمروهای ژئواستراتژیک است. در این راستا، قاره آفریقا برخلاف دوران جنگ سرد و قبل از آن که بخش اعظمی از این قاره در واقع از دیدگاه استراتژیستهای قدرتهای بزرگ کاملا فراموش شده باشد، با تحولاتی که در جهان بوقوع پیوست محور استراتژیهای جهان در کلیه سطوح براساس مفاهیم ژئواکونومی قرار گرفته است. در نتیجه بخش وسیعی از قاره آفریقا در هسته و کانون این سیستم واقع گردید. اگر ما بخواهیم با نگرش به این تحولات تقسیمات جدیدی از این قاره ارائه دهیم آن هم به نحوی که با استراتژیهای پنجگانه جهانی هماهنگ باشد، هیچگونه تضاد و تقابلی در اجرای تاکتیکهای آنها نداشته باشد، تقسیماتی به شرح زیر ارائه میشود: 1- آفریقای حوزه مدیترانه که بخش شمالی قاره را دربر میگیرد، 2- آفریقای شمال شرقی که اصطلاحا واژه شاخ آفریقا را بر آن نهادهاند شامل کشورهای مصر، سودان، اتیوپی، سومالی، اریتره و جیبوتی، 3- آفریقای جنوب صحرا که اصطلاحا در دوران جنگ سرد، کمربند شکننده نامیده میشد، 4- منطقه آفریقای جنوبی. برای درک واقعیتها و پیوندهای ژئواکونومیک بین مناطق مورد بحث یعنی آفریقا و ایران باید نگاهی اجمالی به این مناطق داشته باشیم. منطقه حوزه مدیترانه در واقع آفریقای شمالی است از لیبی آغاز شده و تا کشور مراکش امتداد دارد. در این بخش برخی از کشورهای این حوزه مانند لیبی به علت ویژگیهای توپوگرافی ساحل در امنیت مجموعه کشورهای شمال آفریقا به ویژه مصر نقش اساسی دارند. الجزایر به دلایل تاریخ دارای پیوندهای ژئوپولیتیک با کشور فرانسه است. به همین علت تحولات داخلی ناشی از عملکرد اسلامگرها تا حد زیادی در ارتباط با ایجاد بحران در فرانسه میباشد. تونس در استراتژیهای حوزه مدیترانه نقش چندانی ندارد و از ثبات نسبی در مقایسه با کشورهای این منطقه برخوردار است. مغرب به دلیل اینکه مکمل استراتژیک اروپای ساحلی است اصولا جزو لاینفک اروپای ساحلی است و از انعطافپذیری بیشتری برخوردار است. منطقه دوم، آفریقای شمال شرقی یا در واقع شاخ آفریقا است که بخش لاینفک خاور نزدیک بزرگ در معادلات آینده است و این پیوند استراتژیک اولین تولیدش ایجاد یک فضای امنیت منطقهای در بین کشورهای عضو میباشد. در نتیجه در آینده نزدیک شاهد برطرف شدن اختلافات شمال و جنوب سودان و کاهش اختلافات مصر و سودان و اتیوپی و سومالی خواهیم بود. در اولویتبندی گسترش روابط سیاسی خود با کشورهای آفریقایی حق تقدم را باید به این منطقه بدهیم و این نکته بسیار مهمی است که در تدوین استراتژی سیاسی ایران باید لحاظ گردد، زیرا دو حوزه دریای سرخ و خلیجفارس به عنوان یک واحد عملیاتی میباشند و با در نظر گرفتن اینکه کانال سوئز از لحاظ عرض و عمق گسترش خواهد یافت، امکانات بیشتری را برای نفتکشهای پرظرفیت فراهم خواهد ساخت، به ویژه اینکه دیگر دو قطب جهانی دوران جنگ سرد هیچگونه تقابلی را در این منطقه ندارند. در نتیجه استراتژیهای تدوین شده در این منطقه کمتر با موانع مواجه خواهد شد و این رویداد تاثیر شگرفی بر پایداری امنیت فراگیر آنها خواهد داشت. منطقه سوم، آفریقای جنوب صحرای (Sub-Sahara) است که در دوران جنگ سرد به عنوان یکی از سه منطقه کمربندشکننده مناطق یازدهگانه ژئوپولیتیک جهان خواهد بود، در قرن بیستویکم مسلما تغییر ماهیت خواهد داشت. این منطقه که در معادلات سابق مورد ادعای قدرتهای رقیب بود به دلیل نامناسب بودن توپوگرافی ساحل همانند کشورهای غرب آفریقا کمتر ارزش قدرت دریایی داشت ولی به دلیل ویژگیهای ژئوپولیتیک آنها صحنه رقابت دو ابرقدرت و برخی اوقات فرانسه میشد. اما اینک با تشکیل منظومههای قدرت و وجود ذخایر بسیار غنی معدنی و انرژی در محور استراتژی انرژی به رهبری آمریکا تحولات بسیاری را در آن خواهیم دید. منطقه چهارم یا آفریقای جنوبی کماکان از دید اهداف استراتژیک به صورت یک منطقه امن قلمداد میشود و دور از تحولات باقی خواهد ماند. با شرحی که گذشت ایران باید با نگرش به رونق بازارها و گسترش تجارت جهانی و محور قرار دادن انرژی در تحولات ژئواکونومیک که مسلما موجب ارتباط تنگاتنگی بین شاخ آفریقا و غرب آفریقا خواهد شد از هماکنون در جهت انتخاب شرکای استراتژیک خود اقدامات لازم را در این بخش از آفریقا به عمل آورد. به نظر میرسد که دومین منطقهای که میتواند به عنوان یک منطقه نوپا و مورد توجه با کشورهای خلیجفارس و به ویژه ایران ارتباطات گستردهای داشته باشد همین غرب آفریقا و حوزه خلیج گینه است. لذا، با توجه به ویژگیهای ژئواکونومیک این منطقه امید است مسئولان سیاست خارجی کشور از هماکنون در جهت گسترش روابط اقتصادی با تمرکز بر انرژی فعالیتهای چشمگیری انجام دهند.
اقدامات و همایشها در زمینه گسترش روابط ایران و آفریقا
پیش از انقلاب اسلامی ایران، 11 سفارت آفریقایی در ایران وجود داشت و این تعداد امروزه به 26 سفارت رسیده است. یکی از سیاستهای استراتژیک و راهبردی جمهوری اسلامی ایران در روابط بینالملل، توسعه روابط سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی با آفریقا بوده است. ایران در مجامع بینالمللی به پشتیبانی آفریقا امیدوار است و آفریقاییها هم امیدشان به ایران است. هماکنون همه زمینههای لازم برای توسعه روابط میان ایران و آفریقا مهیاست و تلاش ایران برای ساختن آینده بهتر روابط است. مرکز مطالعات وزارت امور خارجه در سال 1379 به شکلی فعال جهت شناساندن هرچه بیشتر قاره آفریقا در ابعاد سیاسی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و غیره تاسیس شد. این مرکز کل قاره آفریقا را که بیش از پنجاه کشور میباشد و در دو بخش کشورهای عربی، آفریقایی و آفریقایی زیر صحرا تقسیم شده است را پوشش میدهد. قاره آفریقا بعد از کشورهای همسایه ایران بیشترین و نزدیکترین نقاط مشترک سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی را با جمهوری اسلامی ایران داراست، بگونهای که ایران با برخی از کشورهای شمال و شرق آفریقا دارای پیوند عمیق تاریخی چند صد ساله است. این مرکز تاکنون فعالیتها و خدمات زیر را انجام داده است: 1- برگزاری اولین همایش روابط فرهنگی ـ تمدنی ایران و آفریقا با همکاری دانشگاه تربیت مدرس در 12 - 11 اردیبهشت 1380، 2ـ برگزاری میزگردها شامل؛ میزگرد سفرای آفریقایی و میزگرد مشترک ایران و مصر و... همچنین مرکز غیردولتی مطالعات آفریقا در دانشگاه تربیت مدرس ایجاد شده است. سفر مقامات مختلف کشورهای آفریقایی به ایران و متقابلا سفر مسئولان ایرانی به کشورهای قاره آفریقا حاکی از عزم دو طرف برای گسترش روابط میباشد. همایش "همکاریهای اقتصادی ـ بازرگانی ایران و آفریقا: تجربیات، چشماندازها، راهکارها" در اسفند 1384 برگزار شد. هدف از همایش که از سوی این مرکز برگزار شد، شناخت ظرفیتهای بالقوه و ثروتهای طبیعی آفریقا و افزایش تعاملات و گسترش روابط متقابل ایران و کشورهای این قاره است. تجربه اقتصادی ـ بازرگانی بخش خصوصی و دولتی ایران در آفریقا، امکانسنجی توسعه تجارت با آفریقا در قالب ترتیبات دوجانبه، منطقهای و فرامنطقهای، توانمندیها و فرصتهای گسترش روابط بازرگانی ـ اقتصادی از جمله محورهای مورد بحث در این همایش بود. همچنین دومین همایش "همبستگی ایران و آفریقا" به مناسبت بزرگداشت روز جهانی آفریقا در 4 خرداد 1385 در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد. در این همایش یک روزه، سفیران کشورهای آفریقایی و مقامات فرهنگی آفریقا و ایران به بررسی توسعه و گسترش روابط فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تجاری این دو حوزه تاریخی ـ تمدنی پرداختند. در این همایش همچنین راهکارهای توسعه روابط با کشورهای آفریقایی توسط مسئولان ایرانی و آفریقایی بررسی شد. در این همایش سفرای زیمبابوه، کنیا، آفریقای جنوبی و نیجریه پیرامون موضوعاتی همچون اتحادیه آفریقایی سخنرانی کردند. همچنین نمایشگاهی به مدت یک هفته و در دو بخش فرهنگی و تجاری در محل نمایش دایر شد. همایشها و کمیسیونهای مشترک مختلف دیگری نیز برگزار شده است که خارج از حوصله این مقاله میباشد.
مقایسه سیاست خارجی آمریکا، چین و ایران در قبال آفریقا
سه ستون کلیدی سیاست خارجی بوش در قبال آفریقا عبارتند از: 1- رویکرد استراتژیک که شامل همکاری با دولتهای باثبات کلیدی در منطقه زیر صحرایی، پشتیبانی از سازمانهای درون منطقهای، مشارکت با اتحادیه آفریقایی 2- اولویتهای آشکار سیاستگذاری شامل (مبارزه با فراگیر شدن اچ.آی.وی.ایدز، پیشرفت آزادی سیاسی و اقتصادی، گسترش صلح و ثبات منطقهای)، 3- اصول مشارکت دوجانبه که شامل (حکومت خوب، اصلاحات اقتصادی، ارتقای بهداشت و آموزش) میباشد.
همچنین جورج بوش، در جای دیگر اهداف سیاست خارجی ایالات متحده در آفریقا را اینچنین بیان میکند: 1- کمک به برقراری صلح و امنیت در سرتاسر این قاره. 2- فراگیر کردن بهرهمندی از سلامت و بهداشت و سواد در سرتاسر قاره و به ویژه مبارزه با ایدز. 3- کمک به توسعه ملتهای آفریقایی، اقتصادهای آزاد از طریق کمک و تجارت... بوش در این زمینه به کشورهای آفریقایی قول داد تا از کنگره بخواهد قبل از آغاز سال 2008 قانون رشد و فرصت آفریقا AGOA را گسترش بدهد. سفر دورهای جورج بوش به قاره آفریقا در سال 2003 و 2005 و دیدار از کشورهای نیجریه و حوزه خلیج گینه (دارای ذخایر انرژی)، و... اهمیت این قاره را برای سیاست خارجی آمریکا میرساند. البته واضح است که اهداف فوق تنها اهداف ظاهری و اعلامی میباشد و گرنه آمریکا به چیزی جز غارت ثروتهای مردم قاره آفریقا فکر نمیکند. رویدادهای اسفبار دارفور، سومالی و دیگر مناطق آفریقا گویای این واقعیت است.
سومین نشست سران مجمع همکاری چین ـ آفریقا و اجلاس وزیران این مجمع در 5 - 4 نوامبر 2006 در پکن برگزار گردید و بیش از سی تن از سران دولتها در آن حضور داشتند باعث بروز بعضی نگرانیها در واشینگتن شده است. با اینکه ثبات در روابط کلی بین ایالات متحده و چین برقرار است، مسئولان شورای امنیت ملی آمریکا بر این باور بوده و نگران آنند که: "چین پیوسته در پی نفوذ در حوزه منافع درازمدت ما است. اینطور به نظر میرسد که چین خواهان ارائه الگوی جایگزین غرب در موارد مهمی چون حقوق بشر و حکومت به نحوه احسن است." سه منطقه مورد نگرانی است: شرق آفریقا (سودان، چاد و سومالی)، غرب آفریقا (نیجریه و گینه استوائی) و جنوب آفریقا (آفریقای جنوبی). در این مناطق منافع آمریکا شامل انرژی، حقوق بشر و حکومت کردن به نحوه احسن است. ایالات متحده امیدوار است که در هماهنگی با بانک جهانی، نیجریه و آفریقای جنوبی را شریک دائمی کرده تا بتواند از طریق آن دو در بقیه آفریقا اعمال نفوذ کند. این هدف مورد حمایت شدید هم جمهوریخواهان و هم دموکراتهاست. "در آفریقا به اندازه کافی جا برای ایالات متحده و چین وجود دارد" این جمله اظهارنظر یک مسئول وزارت امور خارجه آمریکا است، "اما، اگر ما هماهنگی بهتری نکنیم، این منطقه بجای اینکه جائی برای همکاری باشد به محلی برای کشمکش تبدیل خواهد شد." آیا نگرانی ایالات متحده از سیاست آفریقایی چین منطقی است؟ باید برای پاسخ به این سوال سیاست خارجی چین در قبال قاره سیاه را بررسی کنیم و بشناسیم. "ون جیابائو" نخستوزیر چین در 17 ژوئن 2006، به مدت یک هفته از چند کشور آفریقایی دیدار کرد. قارهای که پکن اخیرا برای تامین انرژی مورد نیاز خود به آن توجه زیادی نشان میدهد. هرچند مقامات چین دیدگاهها درباره تلاش پکن برای دستیابی به منابع انرژی در قاره آفریقا را به منظور تامین انرژی مورد نیاز این کشور رد میکنند، اما سفرهای زیاد مقامات بلندپایه پکن به این قاره و قراردادهای انرژی با کشورهای مختلف آفریقایی نشاندهنده عزم چین برای گسترش مناسبات با این قاره سیاه اما غنی است.
نخستوزیر چین به کشورهای مصر، کنگو، آنگولا، آفریقای جنوبی، غنا، تانزانیا و اوگاندا سفر کرد. ارزش مبادلات تجاری بین چین و این هفت کشور آفریقایی در سال 2005، به 21 میلیارد و 130 میلیون دلار رسید. "ههیافی" دستیار وزیر خارجه چین، سفر مقامهای این کشور به قاره آفریقا را تنها با هدف تامین انرژی چین رد میکند و تاکید دارد همکاری چین و کشورهای آفریقایی با هدف تامین منافع متقابل و موفقیت دو طرف انجام میشود و برخی دیدگاهها که همکاری اقتصادی و بازرگانی چین با آفریقا را تنها برای دستیابی به انرژی میدانند، اشتباه است. از نظر وی همکاری اقتصادی و بازرگانی چین با آفریقا در زمینههای تاسیسات زیربنایی، مخابرات، کشاورزی و غیره روبه گسترش است و این همکاریها تنها در عرصه انرژی نیست. از دیدگاه چین، روابط سیاسی این کشور با کشورهای قاره آفریقا تاریخ پنجاه ساله دارد و پکن سیاست کمک به کشورهای این قاره را دنبال میکند، اما کارشناسان معتقدند نیاز چین یه انرژی روزبهروز در حال افزایش است و برای تامین این نیاز به مناطق مختلف از جمله آفریقا توجه دارد. به گفته این کارشناسان، مناسبات اقتصادی چین و کشورهای آفریقایی در حال گسترش است و پیشبینی میشود میزان تبادلات دو طرف که هماکنون بیش از 37 میلیارد دلار است به سرعت افزایش یابد. این در حالی است که این رقم در سال 2000، تنها یک میلیارد دلار بود. چین تاکنون بیش از 900 طرح نیز در کشورهای قاره آفریقا ایجاد کرده است و این نشان از توجه ویژه پکن به این قاره از دیدگاه سیاسی و اقتصادی دارد. "جونگ کوان" سخنگوی وزارت بازرگانی چین معتقد است که اجرای این طرحها در 53 کشور آفریقایی بدون نگاه سیاسی و هرگونه پیششرطی در این زمینه بوده است.
اما تحلیلگران معتقدند چین برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی خود با توجه به استعمار قاره آفریقا در گذشته توسط آمریکا و کشورهای اروپایی و انجام کودتاهای مختلف و به راه انداختن جنگهای داخلی، سیاست دیگری را در پیش گرفته است تا افکار عمومی و نظر سیاستمداران آفریقایی را جلب کند. در این راستا گروههای پزشکی چین با 16 هزار عضو تا سال گذشته میلادی کشورهای آفریقایی اعزام شدهاند و 340 میلیون بیمار توسط این گروه درمان شدهاند. نخستوزیر چین نیز در یک برنامه تبلیغی در کشور آفریقایی آنگولا علاوه بر دیدار با رئیسجمهور و نخستوزیر این کشور، از یک بیمارستان که به کمک چین ساخته شده است دیدن کرد. آنگولا یک کشور آفریقایی که چین براساس برنامهریزی انجام شده بر گسترش مناسبات با کشورهای این قاره تاکید دارد در صادرات نفت خام به چین از عربستان و ایران پیشی گرفته است. به عنوان مثال آنگولا در ماه فوریه 2006، 2 میلیون و 120 هزار تن نفت خام به چین صادر کرد و عربستان در این ماه 1 میلیون و 980 هزار تن به این کشور صادر کرد. آنگولا هماکنون به همراه نیجریه از بزرگترین صادرکنندگان نفت در قاره آفریقا به چین میباشد. دولت چین مسائل امنیتی، توسعه، برقراری صلح و منافع متقابل را از عوامل دیگر تقویت همکاری خود با آفریقا میداند. دولت چین نقش قاره آفریقا را با بیشترین شمار کشورهای در حال رشد، برای پیشبرد صلح و توسعه جهان مهم میداند و تاکید دارد "مسائل امنیتی، توسعه، برقراری صلح و منافع متقابل" ایجاب میکند چین و آفریقا همکاریهای خود را گسترش دهند. چین برای گسترش مناسبات با این قاره "مجمع چین و آفریقا" را نیز تشکیل داده و از دیدگاه پکن یکی از ساختارهای مهم برای دو طرف به منظور پیشبرد همکاریها در قرن جدی است. چین تاکید دارد در چارچوب این مجمع که پنج سال پیش ایجاد شد، دو طرف میتوانند اعتماد متقابل سیاسی را تقویت کرده و همکاریهای اقتصادی و تجاری، منطقهای و بینالمللی خود را گسترش دهند.
بدنبال برگزاری سومین نشست سران مجمع همکاری چین ـ آفریقا و اجلاس وزیران این مجمع در 5 - 4 نوامبر 2006 در پکن، کارشناسان معتقدند برگزاری این نشستها و رفت و آمدهای مقامات چینی و کشورهای آفریقایی، آمریکا را به عنوان جدیترین رقیب در آفریقا به واکنش واخواهد داشت.
برخی رسانههای آمریکایی نیز اخیرا حضور چین در آفریقا را برای واشینگتن همراه با چالش دانستند، اما پکن تاکید دارد توجه به آفریقا و گسترش روابط با آن قاره بخشی از سیاست مستقل چین محسوب میشود. با توجه به ناامنی خلیجفارس، آفریقا همواره برای چین اهمیت بیشتری مییابد. به این دلیل بود که هوجین تائو به مغرب، کنیا و مهمترین کشور نفتخیز قاره سیاه یعنی نیجریه سفر کرد. بسیاری از کارشناسان غربی، حتی گسترش معاملات نفتی چین با کشورهای آفریقایی را به نفع این کشورها نمیدانند. آنها معتقدند که چین بازار کشورهای آفریقایی را با کالاهای مصرفی خود پر خواهد کرد، در حالی که این کشورها باید درآمد ناشی از منابع طبیعی را به مصرف بهبود ساختارهای پایهای خود برسانند. علاوه بر این، چین زیر پوشش عدم دخالت در سیاستهای داخلی، به تقویت دیکتاتوریهای آفریقا نیز خواهد پرداخت. چین در آمریکای لاتین نیز برای دسترسی به مواد خام و بازارهای تازه برای کالاهای صادراتی ارزان قیمت خود، به رقابت با اروپا و آمریکا پرداخته است. همچنین حضور و نفوذ چین در منطقه خلیجفارس و دریای خزر بیش از گذشته شده است.
ارزیابی
ارزیابیهای کارشناسی نشان میدهد که به رغم وجود ظرفیتهای بالای همکاری جمهوری اسلامی ایران با کشورهای قاره آفریقا در زمینههای اقتصادی و تجاری در این خصوص متاسفانه به جز چند مورد مشخص، نتیجه قابل توجه و متحول چشمگیری در روابط اقتصادی فیمابین صورت نگرفته است. به عنوان مثال صادرات غیرنفتی جمهوری اسلامی ایران به آفریقا با وجود افزایش سالانه در سال 1380 برابر با 78 میلیون دلار بوده که این رقم تنها 5 درصد صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد. واردات ایران از آفریقا در این سال 163 میلیون دلار بوده که کمتر از 1 درصد کل واردات ایران است. این اطلاعات گویای وجود موانع و مشکلات بر سر راه توسعه روابط اقتصادی فیمابین میباشد.
قاره آفریقا از نظر منابع طبیعی از جمله فلزات کمیاب (طلا، الماس، اورانیوم و...) نفت، گاز طبیعی، جنگلها، محصولات گیاهی و دریایی غنی میباشد. وجود این منابع غنی و نیروی کار ارزان، چشمانداز مثبتی از توسعه این قاره را نوید میدهد. اما به رغم این امکانات سرشار و بالقوه، بسیاری از کشورهای آفریقایی به دلیل نداشتن ثبات لازم، عدم بهرهمندی از فناوریهای لازم برای استفاده از ظرفیتهای موجود و عدم طراحی و برنامهریزی مناسب، همچنان در زمره کشورهای فقیر قرار دارند. "برنامه مشارکت نوین برای توسعه آفریقا (NEPAD) توسط رهبران اتحادیه آفریقایی تصویب شده و به عنوان برنامه اجرایی این اتحادیه برای توسعه اجتماعی و اقتصادی قاره آفریقا در حال اجرا است. این طرح که هدف آن فقرزدایی از قاره آفریقا و قرار دادن کشورهای این قاره در مسیری سازنده و مثبت در فرآیند جهانی شدن میباشد، یک گام مهم و عملی به سوی همگرایی منطقهای، یکپارچگی اقتصادی و وحدت عمل سیاسی میباشد.
جمهوی اسلامی ایران دارای امکانات، قابلیتها و تواناییهای بالقوه و بالفعل فراوانی برای همکاری و گسترش روابط با کشورهای آفریقایی است. ایران از نظر ذخایر معدنی در سطوح جهانی بسیار غنی بوده و حدود 10 درصد از ذخایر نفت دنیا و بیش از 18 درصد ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد و در مسیر انتقال بخش قابل توجهی از ذخایر انرژی منطقه به بازارهای جهانی قرار دارد. تحولات آفریقا در راستای تامین و افزایش امنیت و صلح در این قاره، نویدبخش است. کشورهای آفریقایی با ایجاد اتحادیه آفریقایی، طراحی برنامه نپاد و همچنین فائق آمدن بر وضعیت جنگ و درگیری، در پیش گرفت راه صلح و دموکراسی و با بهرهبرداری مطلوبتر از منابع فراوان طبیعی خود، آیندهای توام با آبادانی و خوشبختی را جستجو میکند. در این فرآیند اطمینانبخش، ایران میتواند تجربیات و دستاوردهای خود را در اختیار کشورهای آفریقایی قرار دهد.
شرکتهای مختلف ایرانی به مدد تجارب فراوان و گسترده خود در زمینههای راهسازی، سدسازی، پلسازی، آبرسانی، برقرسانی، مخابرات و ارتباطات، بهداشت، کشاورزی و غیره در هر یک از کشورهای آفریقایی به ویژه در سودان، برپایه نیازها و فرصتها، همکاری خود را آغاز کردهاند. همچنین دانشگاهها و موسسات آموزشی پیشرفته ایرانی، آماده همکای در زمینه آموزش متخصصان و دانشجویان آفریقایی هستند. در بخش بازرگانی جمهوری اسلامی ایران میتواند کالاهای همگون با نیازهای آفریقا و با کیفیت خوب و قیمتهای ارزان را به بازارهای آفریقایی عرضه نموده و در برابر آن، از محصولات آفریقایی برای تامین نیازهای داخلی خود استفاده کنیم. تاکنون نمایشگاههای متعددی برای معرفی کالاهای ایرانی در آفریقا برگزار شده است که موفقیتآمیز بوده و با استقبال بسیار خوب مردم آفریقا روبرو شده است.
در عصر کنونی روابط بینالملل که پدیده جهانی شدن میتواند زمینهای برای استیلای قدرتهای جهانی بر ابعاد گوناگون زندگی ملتها را فراهم سازد، بهرهمندی از فضای جدید و مقابله کارساز با تبعات سوء این پدیده تنها در گرو شناخت موقعیتها و ظرفیتهای بینالمللی و همکاری تنگاتنگ و همسوی میان کشورهای جهان سوم است. بُر این اساس جمهوری اسلامی ایران و کشورهای قاره آفریقا نیاز به همکاری و تلاش بیشتر جهت تحقق آرمانها و منافع مشترک خود دارند. با توجه به مطالب فوق و با توجه به وجود مسلمانان زیاد در قاره آفریقا و پیوندهای دینی و تمدنی و فرصتهای موجود برای سرمایهگذاری و تجارت در آفریقا، و از آنجا که الجزایر، لیبی و نیجریه عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) میباشند و همچنین ایران به همراه مصر و نیجریه عضو 8D (هشت کشور در حال توسعه اسلامی) میباشد، و عضویت کشورهای مسلمان آفریقایی در سازمان کنفرانس اسلامی، حمایت کشورهای آفریقایی از برنامه صلحآمیز هستهای ایران، حضور جدیتر ایران در آفریقا و معادلات این قاره ضروریتر از همیشه به نظر میرسد. کما اینکه در این زمینه رئیسجمهور احمدینژاد تاکنون از چندین کشور آفریقایی مهم دیدار کرده و حتی در نشستهای سران اتحادیه آفریقایی (به عنوان مثال هفتمین نشست سران اتحادیه آفریقایی در بانجول گامبیا) بعنوان میهمان ویژه حضور داشته است البته حضور هوگو چاوز نیز در این نشست، امیدهای پیوند و اتحاد بین ایران ـ آفریقا ـ آمریکای لاتین را در ذهن متبادر میکند. با توجه به سفر رئیسجمهور احمدینژاد به الجزایر، پیشنهاد جدی ایجاد سازمان کشورهای صادرکننده گاز به همراه روسیه، ترینیداد و توباگو، با توجه به اینکه کشورهای دارای ذخایر عظیم گازی بوده و با توجه به نیاز روزافزون جهانی به تامین انرژی، تعیین استانداردهایی برای استخراج، صدور، قیمتگذاری و هزینه ترانزیت میتواند کارساز باشد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.