مقدمه:
گروه سیاسی: عماد افروغ نماینده تهران طی نطق شدیداللحنی عملکرد دولت و مجلس هفتم را زیر سوال برد و از آنچه او عدم کنترل گرانی و تورم و تساهل اصولگرایان حاکم بر دولت و مجلس در نادیده گرفتن اشتباهات بزرگ نامیده، انتقاد کرد. افروغ نمایندهیی است که همیشه به دولت احمدینژاد انتقاد داشته و کابینه احمدینژاد را ضعیفترین کابینه قلمداد کرده است. افروغ در عین حال به اصولگرایان مجلس به خاطر فراموش کردن وظیفه نظارتیشان و کوتاه آمدن در برابر دولت و مجلس معترض بوده است. این نماینده مجلس که سرانجام در اعتراض به وضعیت نابسامان فراکسیون اصولگرایان به همراه چند نماینده دیگر از این جریان انشعاب کرد و اصولگرایان منتقد و مستقل را تشکیل دادند، دیروز طی نطق پیش از دستور حمله شدیداللحنی را علیه عملکرد مجلس و دولت ترتیب داد و کارنامه اصولگرایان در تمامی زمینهها به ویژه اقتصاد را ناموفق و مایوسکننده خواند. متن کامل نطق پیش از دستور افروغ به این شرح است:
">مقدمه:
گروه سیاسی: عماد افروغ نماینده تهران طی نطق شدیداللحنی عملکرد دولت و مجلس هفتم را زیر سوال برد و از آنچه او عدم کنترل گرانی و تورم و تساهل اصولگرایان حاکم بر دولت و مجلس در نادیده گرفتن اشتباهات بزرگ نامیده، انتقاد کرد. افروغ نمایندهیی است که همیشه به دولت احمدینژاد انتقاد داشته و کابینه احمدینژاد را ضعیفترین کابینه قلمداد کرده است. افروغ در عین حال به اصولگرایان مجلس به خاطر فراموش کردن وظیفه نظارتیشان و کوتاه آمدن در برابر دولت و مجلس معترض بوده است. این نماینده مجلس که سرانجام در اعتراض به وضعیت نابسامان فراکسیون اصولگرایان به همراه چند نماینده دیگر از این جریان انشعاب کرد و اصولگرایان منتقد و مستقل را تشکیل دادند، دیروز طی نطق پیش از دستور حمله شدیداللحنی را علیه عملکرد مجلس و دولت ترتیب داد و کارنامه اصولگرایان در تمامی زمینهها به ویژه اقتصاد را ناموفق و مایوسکننده خواند. متن کامل نطق پیش از دستور افروغ به این شرح است:
همگان به یاد داریم که مجلس هفتم در فضایی مملو از آرزوهای دیرینه دینی، اخلاقی، انقلابی، تحولخواهی، عدالتطلبی، سادهزیستی و صداقتمحوری در بستری از نقادی و انبساط روشنفکری در رجعت به آرمانها و اندیشههای اصیل انقلاب اسلامی و امام راحل(ره) شکل گرفت. مردم خسته و بیزار از مناقشات بیثمر، ناسازگار و ناهمخوان با هویت تاریخی و با نیازها و حقوق واقعی و جامع خود و انزجار از نگرشهای ماکیاولیستی و حضور پیدرپی گفتمانهای کلیشهیی و غربی و اقتصادزده و سیاستزده غیرفرهنگی یکسویه و شتابان و مشاهده رفتارهای کودکانه، احساسی و شالودهشکنانه برخی از رجال سیاسی در قالب تحصنها، نامهنگاریها، استعفاهای دسته جمعی و شعار تغییر قانون اساسی و برگزاری رفراندوم، به کسانی رای دادند که حقیقتگرایانه و در قالب گفتمان انقلاب اسلامی دو وظیفه تقنینی و نظارتی را در راستای تحقق بخشیدن به نیازها و حقوق همهجانبه خود به خوبی ادا کنند. آنان به طور طبیعی توقع سلامت و پاکی، قناعت و سادهزیستی، شجاعت و مقاومت، استقلال رای و عدم ورود در بازیها و لابیهای بیحاصل سیاسی و اقتصادی حقیقتسوز، فهم عمیق و جامعهنگری در مسائل را از نمایندگان خود داشتهاند. به طور قطع ملت شریف ایران بیش از آنکه به ما رای داده باشند به این آرمانها و شعارها رای دادهاند و با کسی نیز عقد اخوت نبستهاند. اصولگرایی حقیقی که محصور در این فراکسیون و آن فراکسیون نیست، به کسی اطلاق میشود که عملاً پایبند به این شعارها و آرمانهای متعالی باشد، اما بگذارید تا ملاکها و معیارها و سنجشهای برخاسته از این معیارها با ما سخن بگویند. بگذارید تا مردم ار نزدیک ببینند و داوری کنند که آیا مجلس در تحقق آرمانهای آنان موفق بوده است یا خیر؟ بگذارید تا پردهها کنار رود و مردم از سلامت نفس و سادهزیستی و قناعت و نظارت حقطلبانه نمایندگان خود مطمئن شوند. بگذارید به دور از فضای سنگین و ریزش همهجانبه مصلحت و مصلحتاندیشیهای کاذب و جناحی، حقایق در قالب نقدی شفاف، آشکار شود و عشق و علاقه مردم نسبت به نمایندگان اصولگرای خود دو چندان شود. همواره از برخوردها و بازگشت برخی از صاحب منصبان سیاسی سالهای گذشته نگرانیم و در این زمینه به مردم هشدار میدهیم و حتی با نقادیهای حقطلبانه برخی از نمایندگان اصولگرا با انگهایی از قبیل همسویی با رقیب، ریختن آب در آسیاب دشمن، به مصلحت نبودن و غیره مقابله میکنیم و بدین وسیله و تا حدودی با تغافل از مسئولیتهای حال و گذشته خود فرافکنی میکنیم. بنده نیز در این نگرانی با شما هم عقیدهام و اگر به یاد داشته باشید در اولین نطق خود از این دسته از افراد به عنوان اباحهگرایان دولتی یاد کردهام، اما اولاً این نوع ارزیابیها با همه اهمیتش، ثانوی بالعرض و غیرماهوی و تا حدودی سلبی است... و طبعاً ما را از ارزیابیهای دقیق و ایجابی موضوع عطف به ملاکهای اصلی، یعنی ارزیابی مربوط به انجام مسئولیتها و وظایف خود، باز میدارد، ثانیاً از باب یادآوری، هیچ از ریشههای پیدایی این جریان پرسیدهاید؟ آیا در ظهور این جریان و ریشههای آن در مورد نقش خود به کنکاش نشستهاید؟
به نظر شما اگر عملگرایی مفرط، البته غالباً بدون توجیهات دینی و در قالب مدیریت علمی پس از جنگ و برخی فاصلهگیریها از آرمانها و حقایق تعریف شده انقلاب اسلامی، از یک سو و سکوت توجیه، تطهیر و حتی تقدیس شما، از سوی دیگر نبود، نوبت به این گفتمان میرسید؟ ای کاش بازگشت به گذشته و نمایش اتفاقات، فراز و فرودها، گلایهها و خوندل خوردنها و رویت مواضع گروهها و جریانات مختلف سیاسی میسور بود تا به راحتی نتوانیم با غفلت از حافظه تاریخی مردم و با ناآگاه پنداشتن آنان تغییر موضع دهیم، هرچند اسناد و مدارک به حد کافی گویای بسیاری از حقایق تاریخیاند و آیا هماکنون و در شرایط نسبتاً مشابه به این گستره عملگرایی با توجیهات دینی و سکوت مصلحتاندیشانه و رفتارهای یکجانبه و مغایر با حقوق همهجانبه و جامع مردم، ظاهرگرایی و مخالفت با آزاداندیشی و محتواگرایی و تداوم فرمالیسم در علم، اغواگرایی و تصویرسازی کاذب از واقعیات، توهمگرایی و سمبلیسم رفتاری، بسط جمود و قشریگری و عوامزدگی و ایجاد فضای عمومی خودسانسوری و محدودکننده حس آزادی و شجاعت بیان آزادانه اندیشه و تقویتکننده روحیه ستایش، مصانعه، مداهنه و تملق دامن نمیزنید؟ و آیا این شما نیستید که بر سر شاخ نشسته و بن میبرید؟ باز هم تغافل؟!
قال علی(ع): لا آری اِصلاحِکُم بِاِفسادِ نَفسی
من اصلاح شما را به تباه ساختن خویش جایز نمیشمارم. آیا زیبنده مجلس به ما هو مجلس است که اسیر نگاههای ذرهیی و جزئینگر شود و در فقدان یک نگاه ساختاری و فرآیندی زمینه را برای گفتمانهایی فراهم کند که هیچ سنخیتی با انقلاب و فرهنگ و تاریخ این زاد و بوم ندارد؟ چرا نباید از فرصت به دست آمده در جهت بسط و نشر نقد درون گفتمانی کمال بهره را برد؟ اتفاقاً وظیفه ما در حاکمیت بیش از قوای دیگر، به نظارت و نقادی نزدیک است. آیا عدم توجه گسترده به این وظیفه، در نهایت بیتوجهی از وظیفه اصلی و جفا در حق مردم نیست؟ آیا زمینهسازی برای تعاملگرایی یک سو و ایجاد دولتگرایی پارلمانی، به ویژه در بخش نظارتی، زمینهسازی برای غلبه گفتمانهایی نیست که هماکنون ما را از آن میترسانید؟ آیا میتوان با ادامه برخی رفتارهای ناموجه و با لاپوشانی و عدم آگاهی مردم، با هر عمل و توجیهی، جلوی این رخداد را گرفت؟ بدون تردید انجام وظیفه نظارتی مجلس، تا حدودی در گرو وجود یک روحیه نقاد و یک نقد از درون مجلس است. مجلس هفتم تاکنون چند جلسه غیرعلنی به ارزیابی عملکرد تقنینی و نظارتی خود و استفاده از نقادیها و راهحلها و پیشنهادات نمایندگان اختصاص داده است. متاسفانه محدود کردن تذکر نمایندگان، بنا به تفسیری خاص، به نحوه اداره جلسه، نه تنها به بسط وظیفه نمایندگانی در جامعه کمک نکرده است، بلکه عملاً و احتمالاً به نام هدر ندادن وقت و اداره قاطعانه مجلس، او را از منش نقد از درون نیز محروم کرده است. داوری بنده این است که به دلیل عدم نقش نظارتی و عدم پاسداشت شأن مجلس از سوی هیأت رئیسه محترم، نظارتها و پیگیریهای نمایندگان و حتی کمیسیونها به ثمر نمینشیند. بیتوجهی به طرح مصوب تسهیل ازدواج جوانان توسط دولت و تقلیل آن به وام ازدواج و غفلت از مواد چندگانه آن، به ویژه احداث و واگذاری موقت مسکن، عدم ارائه پاسخ به گزارش مکتوب کمیسیون فرهنگی درباره عملکرد سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در این مورد به خصوص، به رغم یادداشت به رئیسجمهور محترم و غیرقانونی بودن آییننامه ساماندهی فعالیت سایتهای اینترنتی از سوی دولت و نادیده انگاشتن نقش قوه قضائیه و حتی مجلس در تصویب آن و در سطح کلان رواج بیاخلاقی و ماکیاولیسم مذهبی یا استفاده ابزاری از دین، از موارد فرهنگی این نظارتهای بیثمر است.
به هر حال، شایسته است که مجلس، حداقل در جلسات داخلی خود به نقد و ارزیابی تمامی وعدهها و آرمانهایی که از دل آن برخاسته است بپردازد و میزان موفقیت خود را در تمام زمینههای تقنینی و نظارتی مربوط به عرصههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی گزارش دهد، اشتباه نشود منظور حجم کمی مصوبات نیست، منظور میزان موفقیت و کارایی این مصوبات در جامعه است. برای نمونه، آیا گرانی مهار شده است و قدرت خرید مردم افزایش یافته و عدالت اقتصادی مستقر و یا در حال استقرار است؟ در این بین عملکرد اقتصادی مجلس و به طور خاص در تصویب بودجه و متمم آن چه نقشی در افزایش نقدینگی و تبعات آن داشته است؟ میزان تحقق برنامه پنجساله چهارم و در راستای سند چشمانداز در چه وضعیتی است. آیا برنامههای اقتصادی دولت و حتی مجلس در راستای این سند، این برنامه و رئوس سیاستهای ابلاغی اصل 44 از سوی مقام معظم رهبری است؟ مجلس تاکنون در راستای وظایف نظارتی خود، چند گزارش فرآیندی در اختیار نمایندگان گذاشته است؟
پرواضح است که بنده نیز به فرازها و نقاط قوت و مستمر این مجلس در وجه استقلالطلبی و عزتمداری در روابط بینالملل و سیاست خارجی و پرهیز از مناقشات بیثمر و بیبنیاد و همچنین نقاط قوت نظارتی آن، به طور عمده در دو سال اول، به ویژه جلسات مربوط به رای اعتماد به دولت نهم واقفم. اما همانگونه که اشاره شد، به تدریج این وجه فعال نظارتی، پیش پای تعاملگرایی یک سویه رنگ باخته و طبعاً زنگ خطری را به صدا درآورده است. یک سال باقیمانده از عمر مجلس فرصت خوبی برای این بازنگریها و نقدهای از درون و فعال کردن بخش نظارتی آن است. طبعاً یکی از بهترین اشکال کمک به دولت همسو نیز انجام همین وظیفه نظارتی است. دو محور دیگر مربوط به سلامت اقتصادی و سادهزیستی نمایندگان و رعایت اخلاق و موازین شرعی در برخوردها و رفتارهای سیاسی است. آیا مجلس مراقبتی در خصوص بهرهمندی مستقیم و غیرمستقیم نمایندگان خود از رابطه ساختاری قدرت ـ ثروت و سرمایههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در پس این رابطه و همچنین میزان تنعم آنها از امکانات و امتیازات مختلف نمایندگی به دست داده است. از ذکر مثالها و موارد صرفنظر و آن را به وقت دیگر موکول میکنم و همچنین از افشای حقایقی در مورد مسببان اصلی جعل شبنامه علیه خود نیز بنا به مصلحت نظام خودداری و آن را به مجالی دیگر موکول میکنم. اما امیدوارم قوه قضائیه با فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری در خصوص برخورد با کسانی که به طرق مختلف از جمله شبنامه، پیامهای کوتاه، سایتها، وبلاگها و... مبادرت به هتک حرمت و حیثیت افراد میکنند، اقدام جدیتر و قاطعتری در مقایسه با گذشته انجام دهد و بتواند با همکاری نهادهای ذیربط ریشه این مساله غیراخلاقی را بخشکاند و زمینه را برای رویاروییها و رقابتهای سالم و اخلاقی و جوانمردانه فراهم کند. البته جای این سوال باقی است که چرا دولت با وجود آییننامه مربوط به انضباط سایتهای اطلاعرسانی مصوب خود نسبت به سایتهایی که ظاهراً به گونهیی به دولت وصل بوده و همواره به هتک حرمت افراد و زدن انگهایی از قبیل خیانت، نفاق و غیره مبادرت میورزند، برخلاف فیلتر کردن سایتهای دیگر، سکوت اختیار کرده است. بدون تردید جواب این سوال در غیرقانونی بودن همان آییننامه مستتر است.
آیا زیبنده مجلس اصولگرا است که یکی از نمایندگان به اصطلاح اصولگرای آن در همسویی با یکی از سایتهای دولتی علیه یکی دیگر از نمایندگان اصولگرا مبادرت به انواع هتک حرمتها و حیثیتها و به کارگیری الفاظی از قبیل ملحد، ضد ولایت فقیه، اظهارات گستاخانه و امثالهم کند؟ و احتمالاً از پاداشهایی نیز برخوردار شود و موجب خوشحالی و مسرت زایدالوصف برخی از هم جناحیهای خود شود، اما با او هیچ برخوردی صورت نگیرد؟ خدایا، کرامت و عزت مومنانه به ما میگوید سکوت، اما این بیحرمتیها و ریاکاریها به ما میگوید، فریاد. به کجا میرویم، چرا در اعمال خود بازنگری نمیکنیم. چرا مدام فرافکنی میکنیم، خود را اهل مصلحت و طرفدار نظام میدانیم و دیگران را متهم به نادیده انگاشتن مصالح نظام میکنیم و عملاً مصالح جناحی را با مصالح نظام خلط میکنیم. چرا واقعیتها را نمیبینیم. اگر نمایندهیی سالم و سادهزیست بود و ندای حقگرایانه و انقلابی سر داد و خود را برکنار از هرگونه برخورداریهای غیرمتعارف طبیعی و غیرطبیعی کرد، به صرف نقد، متهم به مصلحتسوزی، الحاد و ضدیت با ولایت فقیه میشود و حقیقتسوزان، منفعتطلبان و هتاکان، مومن، طرفدار ولایت فقیه و مصداق حقیقت و صواب میشوند. غافل از اینکه 1- به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری، اسلام در ذات خود یک حقیقت است نه یک مصلحت 2- ولایت فقیه ابزار توجیه مصلحت و دستیابی به منافع کاذب نیست که ریسمان تحقق حقیقت است.
ره به کدام سوی میبریم. برادران و سروران اصولگرا با شما بر سر اصول و آرمانها پیمان بستهایم و تاکنون نیز بر سر این پیمان بودهایم و عهد نشکستهایم. اما از ما نخواهید به دلیل مصلحتسنجیهای کاذب جناحی یا عدم بهرهبرداری سیاسی جناحهای رقیب در برابر عهدشکنیها و سیاستها و رفتارهای غیر اصولگرایانه برخی از به اصطلاح اصولگرایان سکوت اختیار کنیم، چرا که اصولگرایی با اصولگرایان تعریف نمیشود. تا زمانی که بر سر عهد و پیمان باشید، خاک پای شما توتیای چشم ما است، در غیر این صورت نه تنها با شما نخواهیم بود که با تمام قامت در برابر شما خواهیم ایستاد. خدایا ندای حقطلبانه و عزت مؤمنانه مرا از گزند مصانعه و مداهنه، مصلحتهای حقیقتسوز و توجیهات ناروا، جمود و فشارهای کور و متعصبانه، تحریکات عوامانه و فضاهای ریاکارانه، تهدیدها و تطمیعهای اصحاب قدرت، تملقهای دروغین و ستایشهای از یاد برنده است، مصون و محفوظ بدار. خدایا مرا از موهبت دردهای بزرگ و شیرین انجام وظیفه در راه اعتلای اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی بهرهمند فرما.