"خون فلسطینی خط قرمز ماست و ریختن این خون، بطلان تمامی حرمتهای فلسطینی است." این وصیت یاسر عرفات رهبر فقید فلسطین است که همیشه به آن تکیه میکرد. اما آیا امروز کسی از فلسطینیها وجود دارد که گوشش با زمزمههای این وصیت آشنا باشد؟ امروز جنبش فتح و حماس نه تنها به وصیت عرفات عمل نکردند و حرمت خون فلسطینیها را نگه نداشتند بلکه آنچه را که تا به امروز عرفات و دیگر شهدای فلسطینی برای کسب قضیه فلسطین یعنی تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی بیتالمقدس و پایان اشغالگریهای اسرائیل به دست آوردند نیز در معرض خطر قرار دادهاند."
روزنامه القدس العربی با ارائه تحلیلی تحت عنوان "حماس یا فتح، متهم کیست؟" مینویسد: «در لبنان در حالی درگیریهای نهرالبارد ادامه دارد که تمامی جهان شبهنظامیان فتحالاسلام را به عنوان یک گروه یا یک سازمان فلسطینی جدا شده از جنبش فتح میشناسند. بهرغم آن که گروههای فلسطینی در کنار سازمان آزادیبخش فلسطین تلاشهای گستردهای برای تبرئه فلسطینیها از عملکرد شبهنظامیان فتحالاسلام انجام دادند و میتواند گفت که در کنار ارتش لبنان به موفقیتهایی برای حل این بحران که بسیاری، از آن به بحران فلسطینی ـ لبنانی یاد میکنند، دست یافتند، اما این مساله به بینش و دید جامعه جهانی نسبت به قضیه فلسطین به خصوص در زمینه جریان مقاومت مسلحانه در برابر تجاوزات اسراییل بسیار تاثیر منفی گذاشته است.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «در حالی که درگیریهای نهرالبارد ادامه دارد، بحران فلسطینی ـ لبنانی به بحران فلسطینی ـ فلسطینی تبدیل و حرمت خون فلسطینیها برای چندمینبار متوالی شکسته شد. درست در زمانی که فلسطینیها به جان یکدیگر افتادهاند اسرائیل چون تماشاگری خرسند از جریان فیلم در حال پخش، در انتظار درو کردن نتایج درگیریهای داخلی فلسطین است. در فلسطین فلسطینیها با سلاح فلسطینی کشته و در لبنان فلسطینیها با سلاح لبنانی هدف قرار داده میشوند. رودخانهای از خون فلسطینیها به راه افتاده است و هیچکس در این هیاهوی جنگ و آشوب، حتی کودکان و زنان فلسطینی در امان نیستند. به جای آنکه فلسطینیها از تمامی تواناییهای خود برای آزادسازی خاک خود از اشغالگران اسرائیلی استفاده کنند این تواناییها را در یک جنگ داخلی بیهدف که تنها دشمن از آن نفع میبرد به تحلیل بردهاند. گویا فلسطینیها در خواب غفلت، شاید هم دربند یک طلسم نفرین شده هستند.»
القدس العربی در این تحلیل خود میآورد: «در زمانی که تمامی اراضی فلسطینی تحت اشغال اسراییل است و هیچیک از مناطق اشغال شده کشورهای عربی تا به امروز به آنها پس داده نشده است، فلسطینیها، لبنانیها و عراقیها سلاح به دست گرفتهاند و به جای آن که سینه دشمن را نشانه روند قلب برادر خود را نشانه میروند. محمود عباس (ابومازن) جنبش حماس را مسئول اصلی بحران فعلی فلسطین و درگیریهای مسلحانه دانست و اعلام کرد که برخی از مسئولان جنبش حماس درصدد انجام یک کودتا علیه تشکیلات خودگردان هستند. حماس نیز برخی از مسئولان جنبش فتح را که در ارتباط با دولت آمریکا و اسرائیل هستند مسئول اصلی این درگیریها معرفی کرده است و عنوان داشته که این مسئولان جنبش فتح درصدد آن هستند که با گسترش دامنه درگیریهای داخلی در فلسطین هرج و مرج به راه اندازند و در نهایت، دولت متحد ملی فلسطین را با شکست مواجه کنند، بلکه در پایان حماس عامل اصلی تمامی این شکستها و بحرانها میان ملت فلسطین معرفی شود.» در این تحلیل همچنین آمده است: «پیش از آن که دولت متحد ملی فلسطین تشکیل شود ابومازن بارها تهدید کرد که با انجام همهپرسی یا انتخابات زودهنگام دولت حماس را منحل خواهد کرد و امروز پس از تشکیل دولت متحد ملی تهدید میکند که با معلق ساختن مشارکت خود تمامی وزیران خود را از این دولت فراخواهد خواند. هر یک از این طرفهای فلسطینی طرف مقابل خود را به یک چیز متهم میکند، اما با توجه به تمامی واقعیتهای موجود باید بگوییم ابومازن مسئول قسمت اعظم این بحرانها و هرجومرجهای جاری در نوار غزه است. ابومازن در مسئولیت اصلی خود یعنی اداره امور فلسطین به بهترین نحو ممکن شکست خورد و نتوانست برای هیچ یک از بحرانهای فلسطین راهکار یا راهحل مناسبی بیابد. ابومازن باید در همان زمان به صورت علنی و رسمی شکست خود را اعلام میکرد و از سمت خود کنارهگیری و استعفا میداد. البته نمیتوان اسماعیل هنیه نخستوزیر فلسطین را از نقش داشتن در این بحرانهای جاری در فلسطین مستثنی کرد.»
در پایان این تحلیل آمده است: «به هر حال آنچه که امروز مهم است مشخص کردن متهم اصلی این بحرانها و درگیریها نیست، بلکه امروز باید تمامی فلسطینیها به ندای عقلی خود گوش فرادهند و پیش از آنکه این زخم چرکین شود، هرچه سریعتر آن را مداوا کنند. دیگر مردم فلسطین خسته شدهاند و نمیتوانند شاهد قربانی شدن کودکان و زنان خود در جنگ قدرت میان برخی از مسئولان فلسطینی فریفته غرب باشند. تمامی مسئولان فلسطینی در قبال تمامی خونهای فلسطینی ریخته شده مسئولند و عاملان این درگیریها باید در برابر ملت فلسطین مجازات شوند. شاید باور کردنی نباشد اما بسیاری از سرکردگان این بحران در حالی که از فلسطین به هتلهای قاهره و امان پناه آوردهاند درگیریهای مسلحانه در نوار غزه را رهبری میکنند. به راستی که این افراد، خطرناکتر از دشمن فلسطین یعنی اسرائیل هستند و باید به صورت جدی با این مساله برخورد کرد و ریشههای این مزدوران اسرائیلی و آمریکایی را خشکاند. بحران داخلی فلسطین با منحل ساختن دولت و به حاشیه کشیدن حماس از عرصه سیاسی امکانپذیر نیست، زیرا اینگونه تصمیمگیریها عاقلانه نیست و تنها دامنه بحران در مناطق فلسطینی را گسترش خواهد داد. تبادل اتهامات میان مسئولان فلسطینی نیز نمیتواند در حل این بحران کارساز باشد بنابراین مسئولان فتح و حماس در این شرایط حساس باید از هرگونه تندروی در موضعگیریهای خود اجتناب ورزند و شخصیتهای اعتدالگرای دو طرف در برقراری آرامش اولیه و متوقف کردن عملیاتهای مسلحانه جاری در نوار غزه میتوانند بسیار تاثیرگذار باشند.»