اکونومیست/ترجمه: کاوه شجاعی
در آخرین گردهمایی «روسیه دیگر»، ائتلافی کمجان از لیبرالها، ملیگرایان و کمونیستها علیه ولادیمیر پوتین رئیسجمهوی روسیه فعالیت میکند. یک گروه جوانان حامی کرملین هم در نزیکی آنها حاضر شدند و ضمن روشن کردن شمع، برای «روسیه دیگر» مراسم عزاداری برپا کردند. شاید در نگاه اول، این شیرینکاری حامیان پوتین لوس به نظر برسد، اما متاسفانه به واقعیت بسیار نزدیک است.
اپوزیسیون در روسیه شاید هنوز نمرده باشد، اما بدون شک در کمای عمیق به سر میبرد. کرملین صحنه سیاست را مملو از پنهانکاری و دورویی کرده، برای برهم زدن تجمع مخالفان پلیس باتوم به دست میفرستد و راه را برای حضور معترضان در تلویزیون بسته است، اما مشکل مخالفان در روسیه جای دیگری است. درگیریهای داخلی، نبود فکر جدید و از همه مهمتر فقدان حمایت عمومی از آنها بزرگترین ضربه را به اپوزیسیون روسی وارد کرده است.
تنها 4 ماه مانده به انتخابات پارلمانی و هشت ماه تا روز رایگیری برای انتخاب رئیسجمهوری مخالفان هنوز چند دستهاند و روحیه خود را از دست دادهاند. آنها هنوز بر سر نامزد خاصی به توافق نرسیدهاند. در این میان میزان حمایت مردم از ولادیمیر پوتین همچنان بالاست و اگر آمار دولتی را بپذیریم به 85 درصد میرسد.
در عین حال، شماری از چهرههای مهم سیاست روسیه، مانند میخائیل کاسیانف، یک نخستوزیر سابق و ولادیمیر ریژکف یک عضو مستقل در پارلمان بعد از اختلافنظر با گری کاسپاروف ائتلاف «روسیه دیگر» را ترک کردهاند. کاسپاروف به مدت دو دهه قهرمان شطرنج جهان بود و حال به یک فعال دموکراسیخواه مبدل شده است. دلیل عمده درگیریهای درونی به جاهطلبی رهبران و اختلافات جزئی بر سر روشها مربوط میشود. مثلا کاسپاروف و کاسیانف- دومی اعلام کرده میخواهد رئیسجمهور شودـ هفت ساعت تمام در مورد چگونگی معرفی نامزدهای پارلمان و ریاست جمهوری بحث کردهاند. منازعه و ستیز این دو آنهایی را که خطر شرکت در اعتراضات «روسیه دیگر» را به جان میخرند، به شدت دلسرد میکند. ادوارد لیمینف رهبر حزب ممنوعه بلشویک ملی میگوید: «آنها هنوز خرس را نکشتهاند، اما برای تقسیم پوستش به جان هم افتادهاند.»
دو حزب قدیمیتر لیبرال یابلوکو و اتحاد نیروهای راست (SPS) هم اوضاع بهتری ندارند. آنها سالهاست که نتوانستهاند با هم ائتلاف کنند اگرچه هر دو در میان یک گروه از مردم طرفدار دارند. 4 سال پیش هیچکدام از این دو حزب نتوانستند در انتخابات پارلمانی به آستانه 5 درصدی برسند و در مجلس حضور پیدا کنند. این آستانه این بار به 7 درصد رسیده است و براساس آخرین نظرسنجیها این دو حزب در انتخابات امسال نیز بدون شک بازنده به حساب میآیند. ایرینا خاکامادا که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 کاندیدا شده بود میگوید: «من از کرملین نمیترسم، اما وقتی تو نمیتوانی با هممسلکهای خودت به تفاهم برسی، زمان آن رسیده که از صحنه سیاست کنار بکشی.»
البته به نظر میرسد که هر دو حزب یابلوکو و اتحاد نیروهای راست به خط قرمزهای کرملین واقعا احترام میگذارند و پا را از گلیم خود درازتر نمیکنند. اتحاد نیروهای راست توسط آناتولی چوبایس رهبری میشود که انحصار صنعت برق روسیه را در اختیار دارد و از سوی کرملین حمایت میشود. او روابط خوبی با پوتین دارد و بر حمایت او از اصلاحات در این صنعت حساب میکند. اتحاد نیروهای راست قرار نیست که در انتخابات ریاست جمهوری آینده کاندیدای خود را معرفی کند و علاوه بر این شایعاتی وجود دارد که رهبری SPS در قرار دادن شماری از اعضای صریحاللهجه و تندرو خود در فهرست انتخابات پارلمانی تردید دارد. از همین حالا همه اطمینان دارند که نامزد مورد تایید کرملین پیروز میدان است.
مشکلات مخالفان روزبهروز عمیقتر میشود. بوریس نمتسف یکی از رهبران محبوبتر SPS میگوید: «در جامعه روسیه، هیچ نیاز واقعی به مخالفت آزادیخواهانه وجود ندارد. مخالفان لیبرال واقعا شانسی ندارند.» برای شماری زیادی از مردم روسیه لیبرالهایی چون نمتسف و چوبایس هنوز یادآور سالهای بینوایی، هرجومرج و فقدان غرور ملی در دهه 1990 هستند. آنها به عنوان اعضای دولت بوریس یلتسین از ثبات اقتصادی و انضباط مالی سخن میگفتند اما مردم معمولی هیچ چیز جز بحران و هرجومرج از آنها ندیدند. جالب اینجاست که وعدههای اصلاحی آنها در دوران پوتین به ثمر نشست. در عصر پوتین، روسیه به کمک بهای بالای نفت به رشد اقتصادی سالی 7 درصد رسید، کسری بودجه از بین رفت، تورم مهار شد و دولت بدهیهای خارجی را پرداخت کرد.
در این میان شمار کمی از مردم به آزادی بیان یا حقوق بشر اهمیت میدهند، چون اوضاع زندگی آنها واقعا بهتر شده است. کاسیانف میگوید: «کرملین با مردم توافقی نانوشته امضا کرده است؛ آهای مردم! از زندگی لذت ببرید، به خارج سفر کنید، ماشین بخرید، اما وارد کارهای سیاسی نشوید! اگر هم احساسات میهنپرستانهتان به جوش آمد، ما راهی برای ارضای آن پیدا میکنیم.»
در واقع از آنجایی که میل به لیبرالیسم در روسیه ضعیف است، ناسیونالیسم همچنان نیروی قدرتمندی به حساب میآید. کرملین هم در این میان احزابی از هر طیف ایجاد میکند تا بین مخالفان چند دستگی به وجود آورد و رای آنها را بدزدد. به علاوه دولت پوتین هر حزب غیرقابل کنترل را حتما سرکوب میکند. در روسیه و در آستانه دو انتخابات مهم، همه به یک چیز اطمینان دارند: در این سالها، در عصر پوتین، امکان ندارد یک لیبرال بتواند وارد کرملین شود. در این هیچ تردیدی نیست.