محمد ملازهی
کشور ترکیه در آستانه برگزاری انتخابات مجلس خلق با چالشهای جدی از سوی گرایشهای سیاسی و ایدئولوژیک روبهرو شده است.
اگر ملاک قضاوت را ادعاهای داوطلبان قدرت قرار دهیم میتوان گفت که خواست مشترک آنها تسهیل شرایطی است که در آن ترکیه به توسعه پایدار دست یابد، کشوری پیشرفته شود و بصورت الگوی موفقی در جهان اسلام دربیاید.
اما حقیقت این است که ترکیه با دو چالش جدی روبهرو است.
1- چالش هویت اسلامی و هویت لیبرالی
2- چالش قومی ترک و کرد
بحث درباره این دو چالش بسیار است اما آنچه که در سرنوشت آینده ترکیه تأثیرات قطعی برجای خواهد گذاشت، این واقعیت است که ترکیه کشوری اسلامی و بخشی از خاورمیانه میباشد یا کشوری لائیک و اروپایی است. انتخابات عمومی ترکیه هرچند ممکن است به این بحث نتواند خاتمه دهد و چالش همچنان باقی بماند اما از این نظر که جهتگیری تفکرهای موجود در این کشور را روشنتر میکند، حایز اهمیت است. دستکم میتوان گفت که میزان توفیق یا عدم توفیق هر یک از این دو جناح فکری میتواند میزان پایگاه اجتماعی آنها را تا حدی روشن کند.
جناح اسلامگرای حزب عدالت و توسعه و جناح لائیک که از حمایت ارتش و روشنفکران لیبرال ترکیه برخوردار است، در این انتخابات با آزمون دشواری روبهرو هستند.
پیروزی یا شکست هرکدام از آنها میتواند در جهتگیری سیاسی آینده ترکیه مؤثر باشد. اسلامگراها به حمایت مردم تا حدی اطمینان دارند اما در همان حال از دیدگاه منفی ارتش نیز بیاطلاع نیستند.
گذشته از این، پذیرفته نشدن ترکیه در اتحادیه اروپا که خواست اصلی جناح لیبرال و ارتش ترکیه میباشد به نفع حزب عدالت و توسعه تمام شده است و اگر رجب طیب اردوغان از این امر بتواند بهرهبرداری کند، فشار ارتش را با حمایت مردم میتواند خنثی کند، همچنانکه توانست بحران سیاسی ناشی از تمایل ارتش به حمله به شمال عراق را به سود خود تحت کنترل دربیاورد و ژنرالهای ارتش در مرز عراق و ترکیه توقف کردند.
چالش دوم یعنی چالش قومی کرد و ترک حتی از چالش هویتی اول، سرنوشتسازتر است.
گروه لیبرال و ارتش ترکیه در مقابل این مسأله، قدرت مانور چندانی ندارند.
افکار عمومی در میان قومیت اکثریت ترک به شدت نگران تحولات منطقه است. راهحل نظامی که ارتش از آن حمایت میکند به بنبست رسیده و راهحل سیاسی قابل قبولی نیز تاکنون یافت نشده است.
در چنین فضایی یک گروه واقعبینتر از نخبگان سیاسی ترک و کرد، یک گروه حامی خواست کردها تشکیل دادند و آشکارا وارد مبارزات انتخاباتی شدهاند.
اینکه این تفکر آشتیجویانه تا چه اندازه بتواند در مجلس آینده حضور بیابد معلوم نیست زیرا که با دو مشکل روبرو است، مشکل اول عدم پذیرش ارتش و تبلیغات گستردهای است که با انکار هویت قومی کرد تا حدی اذهان عمومی را مشوش کرده است و مشکل دوم جریان چپگرا «پ.ک.ک» است که راهحل را سیاسی نمیبیند و هواداران خود را تشویق به عدم شرکت و تحریم انتخابات میکند.
از اینرو کار برای نخبگان راهحل سیاسی این مسأله دشوارتر از آن است که آنها فکر میکردهاند که با حضور در مجلس میتوانند روند مصالحه ملی را به پیش ببرند.
در هر حال انتخابات مجلس ترکیه در موقعیت زمانی دشواری انجام میشود که در آن قدرت سیاسی ـ ایدئولوژیک با چالش روبروست. پیروزی یا شکست هرکدام از جریانهای سیاسی، میتواند مسیر حرکت سیاسی آینده ترکیه را تغییر دهد.