مقدمه:

اگرچه حادثه دلخراش مسجد «لعل» سرانجام با دخالت مستقیم نیروهای ارتش پاکستان پایان یافت؛ اما نباید این تصور به ذهن متبادر شود که همه چیز پایان یافته است.

حملات انتحاری تندروهای بنیادگرا علیه نیروهای پلیس و ارتش پاکستان پس از سرکوبی شورش مسجد لعل را شاید بتوان نقطه‌عطف بر آغاز درگیری و تنش آشکار در این کشور قلمداد کرد.

شکل‌گیری تفکرات افراطی طرفدار طالبانیزم و به‌ ویژه تأسیس بیش از دوازده ‌هزار مدرسه مذهبی با گرایش رادیکال اسلامی در پاکستان که به لحاظ مالی به صورت مستقیم به حمایت دولتی وابسته نیستند، تهدیدی جدی علیه امنیت ملی پاکستان به شمار می‌رود و ادامه چنین روندی، دورنمای سیاسی بسیار ناگوارکننده‌ای فراروی رهبران سیاسی نظامی اسلام‌آباد قرار می‌دهد.

نوشتار حاضر درصدد است ضمن بررسی زمینه‌های شکل‌گیری تفکرات بنیادگرایانه، سناریوهای محتمل در خصوص چشم‌انداز سیاسی پاکستان را تحلیل و تأثیر هر یک از آنها را بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران مورد ارزیابی قرار دهد.

"> ایران و آینده سیاسی پاکستان
تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۳۶۰۹۰

ایران و آینده سیاسی پاکستان

مقدمه:

اگرچه حادثه دلخراش مسجد «لعل» سرانجام با دخالت مستقیم نیروهای ارتش پاکستان پایان یافت؛ اما نباید این تصور به ذهن متبادر شود که همه چیز پایان یافته است.

حملات انتحاری تندروهای بنیادگرا علیه نیروهای پلیس و ارتش پاکستان پس از سرکوبی شورش مسجد لعل را شاید بتوان نقطه‌عطف بر آغاز درگیری و تنش آشکار در این کشور قلمداد کرد.

شکل‌گیری تفکرات افراطی طرفدار طالبانیزم و به‌ ویژه تأسیس بیش از دوازده ‌هزار مدرسه مذهبی با گرایش رادیکال اسلامی در پاکستان که به لحاظ مالی به صورت مستقیم به حمایت دولتی وابسته نیستند، تهدیدی جدی علیه امنیت ملی پاکستان به شمار می‌رود و ادامه چنین روندی، دورنمای سیاسی بسیار ناگوارکننده‌ای فراروی رهبران سیاسی نظامی اسلام‌آباد قرار می‌دهد.

نوشتار حاضر درصدد است ضمن بررسی زمینه‌های شکل‌گیری تفکرات بنیادگرایانه، سناریوهای محتمل در خصوص چشم‌انداز سیاسی پاکستان را تحلیل و تأثیر هر یک از آنها را بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران مورد ارزیابی قرار دهد.


رضا جنیدی

ریشه‌یابی تروریسم مذهبی در پاکستان

مهمترین دلایل شکل‌گیری تفکرات بنیادگرا و تندرو طرفدار طالبان در پاکستان را می‌توان در چند عامل خلاصه نمود:

1- بهره‌برداری ابزاری از دین در جریان استقلال پاکستان از هند و انکار هویت اسلامی پس از استقلال.

2- اشغال افغانستان به وسیله اتحاد شوروی سابق و شکل‌گیری روحیه جهادی.

3- دخالت نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان و شمال پاکستان و شکل‌گیری مجدد روحیه جهادی علیه شیطانی جدید.

4- سوءاستفاده دولتهای نظامی‌گرا از قدرت افراطیون در راستای حل‌وفصل مسایل و شبهات مرتبط با مشروعیت حکومت خود و خنثی‌سازی مخالفتهای غیرنظامی.

5- سوءاستفاده از تروریسم جهت ناامن‌سازی افغانستان و مناطق جامو و کشمیر هند در مواقع لزوم.

آینده سیاسی پاکستان؛ سناریوهای محتمل

در مورد آینده سیاسی پاکستان، سناریوهای چندی متصور است، اما تحقق هریک از این سناریوها بستگی به عواملی از قبیل نوع مناسبات سران واشنگتن و اسلام‌آباد، اوضاع طالبان در افغانستان، شرایط منطقه‌ای و مسایلی از این قبیل دارد که با این وجود، می‌توان با بهره‌گیری از روندهای گذشته و شرایط داخلی پاکستان و همچنین اوضاع منطقه‌ای و بین‌المللی، روند تحولات این کشور را تا حدودی پیش‌بینی نمود. نوشتار حاضر در پایان هریک از سناریوهای محتمل، چالشها و منافع مترتب از آن بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را نیز مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌دهد.

پادگان‌‌نشین شدن دولت نظامی‌گرا و روی کار آمدن دموکرات‌ها

امروزه، ‌اکثر صاحبنظران معتقدند که پاکستان قادر نخواهد بود، شکست‌های چندجانبه خود در امور حکومت‌داری، مدیریت اقتصادی، و خط‌‌مشی خارجی و استراتژیک خود را اصلاح و جبران نماید؛ مگر اینکه سران این کشور، حکومت دموکراتیک غیرنظامی را مجدداً برقرار سازند و آن را تحت یک چارچوب بنیادین، و با کنترل و توازن مناسب و صحیح به اجرا گذارند. هرگونه تلاشی که در جهت انجام اصلاحات و با هدف حل مشکلات پیچیده اسلام‌آباد صورت پذیرد، صرفاً‌ آرامشی زودگذر و ناپایدار به وجود می‌آید.

 در صورت روی کار آمدن حکومت دموکراتیک غیرنظامی و البته قدرتمند در پاکستان، مزیتهای زیادی نصیب همسایگان این کشور و از جمله جمهوری اسلامی ایران خواهد شد، زیرا تحقق این مهم تنها راه‌حل فروکش کردن بحران (به ‌ویژه ممانعت از قدرت‌گیری مجدد طالبان به عنوان دشمن سرسخت ایدئولوژیک ایران) روی کار آمدن سیستم غیرنظامی و دموکراتیک است. ضمن اینکه، در این صورت، بهانه حضور نظامی آمریکا در مرزهای شرقی ایران نیز از بین می‌رود.

اما متأسفانه در شرایط کنونی، آمریکا تمایل چندانی به پیشبرد روند دگرگونی در پاکستان ندارد و شعارهای آمریکا در پیشبرد روند دگرگونی پاکستان، تکرار ادعاهای پوچ ایالات‌ متحده در برقراری دموکراسی و مبارزه جهانی با تروریسم است. علاوه بر این، با توجه به اینکه تفکر نظامی حتی در پایین‌ترین سطوح ساختار سیاسی این کشور ریشه دوانده، بعید است که به راحتی بتوان نظامیان قدرت‌طلب پاکستانی را پادگان‌نشین کرد.

پاکستان و بازی با کارت طالبان

هواداران این سناریو معتقدند که پاکستان کلید حل صلح در منطقه است. به‌زعم این تحلیلگران، تا زمانی که منافع مورد نظر پاکستان در روابط‌‌اش با هند و افغانستان تأمین نشود (سناریویی که تحقق آن بعید به نظر می‌رسد)، اسلام‌آباد همچنان از گزینه طالبان برای ایجاد ناامنی در افغانستان و مناطق جامو و کشمیر استفاده می‌کند.

در صورت تداوم چنین روندی که هم‌اکنون نیز توسط دولت پاکستان در حال پیگیری است، همچنان شاهد ناامنی در کشورهای همسایه خواهیم بود؛ سناریویی که هیچ‌گاه مطلوب‌نظر ایران نیست.

تقویت روحیه جهادی و ارتقای قدرت افراطیون

رفتار آمریکا در بحث مبارزه با تروریسم، به ‌ویژه حمله به مناطق قبایلی پاکستان و نقض آشکار حاکمیت ملی این کشور، اعتراض گسترده مردم و افراطیون این کشور را برانگیخته است.

مولانا سمیع‌الحق، مدیر مسئول مدرسه مشهور پاکستان (دارالعلوم حقانیه) و رهبر اتحاد 6 حزبی پاکستان موسوم به «مجلس عمل» در جواب به این سؤال که وضعیت کنونی منطقه را چگونه ارزیابی می‌کنید، تصریح نمود: «من در حال حاضر فرق چندانی با زمان اشغال افغانستان توسط شوروی نمی‌بینم، یک کافر رفت‌ و کافر دیگری آمد، روسیه رفت و آمریکا آمد و جهاد در هر حالت خود جهاد است. این جنگ آزادی‌خواهی است علیه نیروهای آمریکایی و متحدان آنان.»

بنابراین، پس از حضور نظامی آمریکا در منطقه، راه افراطیون از دولت پاکستان و آمریکا جدا شده و مبارزه آنها حکم جهاد بین حق و باطل پیدا کرده است. ایمن الظواهری، مرد شماره دو القاعده در تازه‌ترین نوار اینترنتی خود خطاب به مردم پاکستان اعلام کرد که «به جز جهاد هیچ رستگاری برای آنها وجود ندارد» و آنها باید علیه دولت پاکستان به‌پا خیزند.

الظواهری گفت: «اگر شورش نکنید مشرف به شما حمله خواهد کرد. مشرف متوقف نمی‌شود تا زمانی که اسلام را در پاکستان ریشه‌کن کند.»

تبلیغات این گروه از یک طرف و رفتارهای ناشیانه آمریکا و ارتش پاکستان در مبارزه با افراطیون (که بیشتر منجر به کشته شدن غیرنظامیان می‌شود) موجب کاهش شدید حمایتهای مردمی از مشرف شده است و در صورت تداوم چنین وضعیتی، بعید نیست که مردم به افراطیون روی آورند. بنابراین، نباید هشدار بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر سابق پاکستان نسبت به احتمال سیطره افراطیون بر دولت پاکستان را نادیده گرفت.

شایان توجه است، در صورت تحقق چنین سناریویی، منافع ملی ایران به شدت مورد تهدید قرار خواهد گرفت؛ زیرا تفکرات این گروه کاملاً با شیعه و به ‌ویژه شیعه ایرانی در تضاد و دشمنی آشکار است.

تقویت جایگاه مشرف و طلایه‌داری وی در مبارزه با تفکرات طالبانی

به اعتقاد برخی از کارشناسان، کاخ‌ سفید به دلیل برخی ملاحظات ژئوپلتیکی یک بار دیگر دولت پرویز مشرف را متحد استراتژیک خود تلقی کرده و از وی حمایت می‌کند، اما نه به خاطر نقش پاکستان در مبارزه با تروریسم، بلکه به دلیل جایگاه استراتژیک این کشور در «جنگ سرد جدید». ناظران سیاسی درخواست مقامهای آمریکایی از دولت پاکستان برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه را نیز سرپوشی برای فریب افکار عمومی قلمداد می‌نمایند.

 تداوم چنین روندی که هم‌اکنون نیز شاهد آن هستیم از چند جهت تهدیدی علیه منافع و امنیت ملی ایران به حساب می‌آید؛ هماهنگی آمریکا با دولت نظامی‌گرای پاکستان موجب تقویت پایگاه مردمی افراطیون در درازمدت می‌گردد و سرکوبی آنها صرفاً باعث حل موقتی مشکلات می‌شود. با این توصیف، بحران کنونی پاکستان تبدیل به آتش زیر خاکستری می‌شود که در صورت تضعیف فشارهای امنیتی علیه افراطیون، به بحرانی لاینحل تبدیل خواهد شد.

از طرف دیگر، یکی از اهداف آمریکا در خاورمیانه، تکمیل حلقه محاصره ژئواستراتژیک ایران است؛ حلقه‌ای که در غرب و جنوب کامل شده و از سمت شمال (از طریق گسترش ناتو) به سوی پاکستان در حرکت است. چنانچه پاکستان نیز به شریک استراتژیک آمریکا تبدیل شود، آنگاه ضمن تکمیل حلقه محاصره ایران،‌ دامنه گسترش نیروهای ناتو از طریق خاک این کشور به آبهای آزاد عمان متصل خواهد شد.

چشم‌انداز نگران‌کننده پاکستان

آنچه از تحلیل وضعیت کنونی پاکستان برمی‌آید حاکی از این است که پاکستان همچنان جهت حل مشکلات منطقه‌ای خود، آگاهانه به حمایت از طالبان ادامه خواهد داد. وضعیت کنونی، یعنی نه ثبات دایمی و نه جنگ داخلی، منافع آمریکا در این منطقه را نیز تأمین می‌کند؛ زیرا دولت نظامی‌گرای پاکستان برای بقای حکومت خود نیازمند حمایت آمریکاست و بنابراین، به عنوان عامل دست‌نشانده کاخ سفید در پیشبرد اهداف ژئواستراتژیکی آمریکا عمل می‌کند. ضمن اینکه وجود گروههای تندرو و طرفدار طالبان حضور نظامی آمریکا در این منطقه را توجیه می‌کند.

از سوی دیگر، مبارزه آشکار آمریکا با افراطیون منجر به شکل‌گیری مجدد روحیه جهادی در پاکستان شده و تداوم چنین روندی موجب تقویت روزافزون پایگاه مردمی افراطیون می‌شود. علاوه بر این، رقابت احتمالی نخبگان سیاسی و ژنرالهای ارتش بر سر قدرت در آستانه انتخابات جدید منجر به تشدید بحران در پاکستان خواهد شد و این فرصت خوبی در اختیار افراطیون قرار می‌دهد تا از رقابت بین این دو گروه به نفع خود بهره‌برداری نمایند. در نتیجه چنین وضعیتی، پاکستان به انبار باروتی تبدیل خواهد شد که با کمترین جرقه آماده انفجاری عظیم است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات