عدهای دوم خرداد را یک جنبش اجتماعی با تکیه بر آرای میلیونی میدانند، که شکلگیری آن براساس حضور گسترده مردم در یک مقطع زمانی در پای صندوقهای رای بوده است و بزرگی و عظمت این جنبش را در تعداد شرکتکنندگان و تنوع آن میدانند؛ در حالی که یک پروسه زمانی طولانی طی شد تا این جنبش به ظهور برسد و به همین دلیل باید برای شناخت بهتر و دقیقتر آن به ریشهها و عواملی که موجب شکلگیری آن شد، توجه شود. تنها بررسیهای آماری در مورد چنین رویدادهایی ـ گرچه اهمیت بسیار دارد ـ ولی نمیتواند بسنده باشد. در این بررسی و شناخت، تنها نمیتوان به یک نقطه و محدوده زمانی تکیه کرد؛ بلکه باید بر عوامل شکلدهنده و حوادثی که منجر به ظهور این مقطع و رسیدن به این نقطه شد نیز پرداخت. در این نوشتار به برخی از عوامل موثر در شکلگیری این جنبش پرداخته شده است.
1ـ از اصلیترین ویژگیهای دومخرداد، قانونگرایی بود، با تاکید بر احیای قانون اساسی که ثمره انقلاب اسلامی است، و شعار ابتدایی و اصلی آقای خاتمی نیز اجرای قانون اساسی بود که از درون این شعار و هدف، اصلاحات اساسی نیز با توجه به اصول مطرح در قانون اساسی (لغو شکنجه، نفی تفتیش عقاید، آزادیهای مصوب در قانون، استقلال، آزادی و عدالت) تحقق مییافت.
2ـ پشتوانه قانون اساسی ایران، صدوبیستسال تفکر سازمانیافته و اندیشه منسجم است و این قانون با این پشتوانه عظیم، با اندیشهها و تفکرات پر نوسان و متفرقی که حتی مراحل آکادمیک را هم طی نکردهاند، تفاوتی عمده دارد.
3ـ آقای خاتمی محصول یک انشعاب، از بزرگترین تشکل ایران بود. انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز که در سال 1366 رخ داد و امام خمینی بهعنوان مرجعی سنتی و رهبری قانونی، مردمی و کاریزما، از این انشعاب حمایت کردند، در حالی که تعدادی از زعما و شخصیتهای مطرح آن دوران، ازجمله آقای هاشمیرفسنجانی، حجتالاسلام ریشهری، آیتالله خامنهای و آیتالله مهدویکنی و... با آن انشعاب مخالف بودند و به آن نپیوستند.
4ـ حضور آقای خاتمی در عرصه سیاسی، ریشههایی سیاسی داشت و گرچه در جایگاهی اجتماعی به بار نشست، ولی پدیده دوم خرداد صرفاً یک پدیده اجتماعی نبود. خاتمی محصول هموارکردن سنگلاخها و موانع قانونگرایی بود. همچنین نمیتوان از نقش حرکتهای قبل از دوم خرداد، مانند ظهور مدارس و نشریات خاص در حوزه علمیه، تدریس و آموزش قرآن و نهجالبلاغه، دیدگاه اسلام راهنمای عمل و همچنین مقاومتهایی که صورت گرفت، در ظهور و شکلگیری این جنبش صرفنظر کرد.
5ـ از دیگر ویژگیهای دوم خرداد، پیروزی قانون اساسی بر آموزشهای مصطلح فقهی حوزه بود؛ بدین معنا که اجماع فقها و مدرسین، حجتالاسلام ناطق نوری را تایید کردند، ولی مقام رهبری که بهعنوان ولیفقیه میبایستی موید هویت فقهی و اجماع فقها باشد، براساس قانون اساسی، آرای مردم یعنی آقای خاتمی را تنفیذ نمودند و این نقطه عطف عظیم ـ یعنی پیروزی قانون اساسی بر اجماع فقها ـ واکنشبرانگیز بود؛ اما شخصیتهای موثر و بدنه جنبش اصلاحات به این مسئله توجه ننموده و خود را در برابر این واکنش آماده نکرده بودند، در عوض به جای برخورد با انحصار و راست افراطی، راست سنتی را عمده کرده و آماج حملات نمودند که بعدها اصلاح شد.
6ـ ویژگی دیگر این جنبش، ادغام سه نظام (حوزوی، قانونی و فوق قانون) در یک نظام (قانون اساسی) بود، بدینمعنا که برخی از مراجع نیز، برای اولین بار به خاتمی و جنبش دومخرداد رای دادند؛ گرچه این عده معتقد بودند که حلال و حرام خدا تا روز قیامت حلال و حرام است و نیازی به قانون اساسی نیست، ولی به دلیل ظلم فراقانونی که به آنها شده بود، از عدالت و قانونگرایی حمایت کردند.
بعد از دوم خرداد نیز مخالفان قانونگرایی، احترام به قانون و تن دادن به آن را پذیرفتند و برای اولین بار سه نظام مجزا و منفک از هم که شامل نظام حوزوی، نظام قانونی و نظام فوق قانون بود، در یک نظام که مبتنی بر قانوناساسی جمهوری اسلامی بود، ادغام شد و این کار بزرگی در جهت رسیدن به وحدت جامعه و دوری از تنش بود. دوم خرداد اولین گام در این راستا بود و حصول نتیجه از آن نیازمند فرصتی استراتژیک (حداقل 4 تا 8 سال) بود، تا مردم شیرینی این وحدت را بچشند.
رسیدن به این نتیجه نیز نیازمند تحقق شعار اصلی دوم خرداد، یعنی قانونگرایی و احیای قانوناساسی بود که متأسفانه توسط هواداران تجدیدنظر در قانون اساسی به بوته فراموشی سپرده شد. متاسفانه برخی محافل که خطمشی فرهنگی داشتند و از دانش استراتژیک (مکانیزم، مرحلهبندی، زمانبندی) برخوردار نبودند، متوجه این رشد تاریخی نشدند. این افراد به ارزشها و اندیشه سازمانیافته قانون اساسی پی نبردند و چون دیدگاههای ایدئولوژیک آنها با این روند هماهنگ نبود، مرحلهسوزی کردند و بارها و بارها شعار تجدیدنظر در قانون اساسی و یا شعارهای مشابه را مطرح کردند.
توجه کنیم که در یک مشارکت سی میلیونی، آقای خاتمی در پرتو شعار قانونگرایی، بیست میلیون رای میآورد و تحقق چنین شعاری، دستکم یک دوره چهار ساله یا دو دوره زمان لازم دارد؛ اما عدهای با وجود شعار قانونگرایی که رأی ملت را به خود جلب کرده، تجدیدنظر در قانون را مطرح کردند. این بدان میماند که عدهای با شعاری حاکم شوند و بلافاصله بعد از حاکمیت، فرصتطلبانه آن شعار را تغییر دهند. این فلجکردنها به جایی رسید که آقای خاتمی در سال 1379در سخنرانی خود در دانشگاه تربیت مدرس، تجدیدنظر در قانون اساسی را به لحاظ استراتژیک (و نه آکادمیک) خیانت نامید، همین عدم پذیرش مدت زمان زیادی از وقت آقای خاتمی را صرف این کرد تا ثابت کند قانونگرایی از اصول اساسی و لازمه جامعه است.
اما اینها معتقد بودند که با شعار نفی قانون اساسی، آقای خاتمی میتواند از محافظهکاران امتیاز بگیرد؛ ولی این چانهزنی به ضرر آقای خاتمی و جنبش تمام شد. چرا که محافظهکاران معتقد بودند وقتی شخصیتهای مطرح جنبش، قانون را قبول ندارند، نمیتوان روی جریان آنها حساب کرد، و این در حالی بود که محافظهکاران، قانونگرایی را در عمل قبول نداشتند و سعی میکردند «ابزار ـ قانونی» را به جای آن بنشانند و دیدگاههای امام خمینی در تایید قانون، فشار فلجکنندهای بر آنها میآورد. در مشارکت دوم خرداد ـ چه طرفداران آقای خاتمی و چه مخالفان وی که در رایگیری شرکت کردند ـ بر قانونگرایی تاکید کردند، اصولاً برای هر جنبش و طراح آن باید یک فرصت چند ساله داد تا بتواند اندیشه و خطمشی آن جنبش را پیاده کند و این امر با نفی قانون اساسی از یک سو و شعار قانونی از سوی دیگر که جنبش از آن برخاسته است، امکانپذیر نیست. این کار موجب شده بود که محافظهکاران ـ که نگران از آینده و حتی مایوس از آن شده بودند ـ در فاز امنیتی ـ نظامی تقویت شوند.
7ـ ویژگی دیگر این جنبش آن بود که به لشکر عظیمی از جوانان و زنان که امیدی به تغییرات و اصلاح نداشتند، حیاتی نو بخشید و آنها را در معادلات اجتماعی و سیاسی جامعه وارد کرد. «جنودا لم تروها»؛ لشکریانی که آنها را نمیدیدید.
8ـ همچنین میتوان گفت، دوم خرداد معلول متانت احزاب و گروههای سیاسی نیز بود و این روش با مشی مجاهدین در 30 خرداد 1360 که وارد فاز نظامی شدند و دست به اسلحه بردند، تفاوتی عمده داشت. این جریانها در برابر ضعفهای مقطعی و یا سیستماتیک به هیچوجه وارد فاز نظامی نشدند و به اعمال خشونتآمیز دست نزدند و در صورت فشار و حذف، دست به انتشار نشریه زدند؛ ازجمله این نشریات میتوان به سلام، ایرانفردا، کیان، راه مجاهد و پیامها جر و... اشاره کرد.
جنبش دوم خرداد و حرکتی که آقای خاتمی آغاز کرد، نقاط برجسته و ویژگیهای مطلوبی داشت؛ از جمله این ویژگیها شعار قانون اساسی و احیای آن، افشای قتلهای زنجیرهای و اصلاح وزارت اطلاعات، تاکید بر لزوم مشارکت، مخالفت و مبارزه با انحصار و راستِ افراطی در عین پذیرش راست سنتی و مدرن بود. اما طرفداران عبور از خاتمی در درون جنبش، بسیاری از این شعارها را زیر سوال بردند و در عین حال نتوانستند شعاری کاراتر و مقبولتر ارائه دهند و با زیر سؤال بردن شعارهای اولیه، جنبش را از اهداف خود دور کردند و این موجب سوءاستفاده بیشتر جناح رقیب برای ضربه زدن به جنبش دوم خرداد شد و سبب شد بیست میلیون رایی که بهعنوان یک پشتوانه محکم در صندوقها ریخته شد، مانند بیست میلیون تومان پولی که در بانک راکد مانده باشد، کارایی و ارزش خود را از دست بدهد و به سرمایهگذاری تبدیل نشود.