محمدصادق جنانصفت
رئیسجمهور، محمود احمدینژاد و حلقه اول همکاران و مشاورانش در نهاد دولت و نهاد ریاست جمهوری و همچنین نیروهای سازمانیافته پیدا و پنهان حامی او، ثابت کردهاند شناخت خوبی از پدیدههای قابل استفاده برای تضعیف رقبای سیاسی و کسب محبوبیت ظاهری در کوتاهمدت برای خویش دارند. بر پایه همین شناخت بود که این تیم منسجم و کوچک گرد آمده در نهاد ریاست جمهوری، دانشگاه آزاد اسلامی را نیز در تیررس فعالیتهای خویش با دو هدف یادشده قرار داد و این نهاد آموزشی را یکی از هدفهای تبلیغاتی قرار دادند. دانشگاه آزاد اسلامی که 25 سال پیش فعالیت خود را آغاز کرده، در حال حاضر 3/1 میلیون دانشجو در مقاطع گوناگون تحصیلی دارد و 350 واحد و مرکز تحصیلی در سراسر ایران در خود جای داده است با همین هدفها برای نبرد تبلیغاتی انتخاب شد.
رئیسجمهور و حلقه نخست یاران او برای آغاز تیراندازی به این هدف تبلیغاتی «هزینه تحصیل» را به مثابه یک کلیت هدف قرار دادند. این هدف موثری بود و هست. چرا؟ چون در شرایط درآمد سرانه پایین ایرانیها در مقایسه با کشورهای مشابه و تبلیغات پر سر و صدا در ربع قرن گذشته برای تحصیل رایگان، پرداخت هزینه تحصیل اصولا ناراحتکننده تشخیص داده میشود. هدف این بود که صدای رئیسجمهور ایران به گوش دانشجویان برسد و آنها درک کنند که وی از پرداخت هزینه تحصیل توسط آنها ناراحت است و او قصد دارد عدالت برپا شود و نباید رقم دریافت هزینه افزایش یابد. چراغ حمله به دانشگاه آزاد اسلامی روشن شده بود و از گوشه و کنار توسط یاران دولت فتیله آن بالا کشیده میشد، اما در مقابل موج بزرگی در حمایت از فلسفه وجودی دانشگاه آزاد در میان نخبگان جامعه برخاست تا جایی که سخنگوی دولت اعلام کرد کاری با این نهاد ندارد و البته همچنان اصرار کرد دانشجویان خود راه ما را ادامه میدهند. با توجه به اینکه احتمال دور دیگری از نبرد تبلیغاتی علیه دانشگاه آزاد را نمیتوان نادیده گرفت و با توجه به اینکه قرار است جامعه ایرانی به سمت مدیریت خصوصی دستکم در بخش فعالیتهای اقتصادی حرکت کند، یادآوری چند نکته درباره دانشگاه غیردولتی خالی از لطف نیست. یک پرسش مهم این است: آیا دریافت هزینه تحصیل از متقاضیان تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی برخلاف عدالت است؟ پاسخ قطعا منفی است، واقعیت این است که دریافت هزینه تحصیل از متقاضیان در دانشگاهها غیردولتی هرگز موجب اجبار و براساس توافق یکجانبه نبوده و نیست و به همین دلیل نمیتوان آن را برخلاف عدالت دانست. صورت مساله این است که دانشگاه آزاد اسلامی به صورت شفاف و آشکار اعلام میکند کسانی که میخواهند در مراکز این نهاد و در رشتههای گوناگون آن به تحصیل بپردازند باید مبلغی پرداخت کنند. اگر فردی توانایی و تمایل به تحصیل در این مرکز نداشته باشد مختار و آزاد است که به این مرکز آموزشی نیاید و هیچ هزینهای هم پرداخت نکند. بنابراین، کسانی که به این دانشگاه مراجعه میکنند تا ادامه تحصیل دهند با آگاهی کامل و در شرایط اختیار و انتخاب حاضر شدهاند هزینه بابت خرید خدمات آموزشی پرداخت کنند. به این ترتیب هیچ اقدام ناعادلانهای صورت نمیپذیرد. اگر کسانی هستند که ترجیح میدهند به جای طولانی شدن زمان انتظار برای ورود به دانشگاههای دولتی و در نتیجه دیرتر آمدن به بازار کار بخشی از درآمد احتمالی آتی خود را زودتر هزینه کنند چه جایی برای طرح بحثهای خالی از فایده باقی میماند؟ شاید گفته شود همین که گروهی از متقاضیان تحصیل ناگزیرند به دانشگاه آزاد بیایند چون دانشگاههای دولتی ظرفیت پذیرش همه تقاضا را ندارد یک فعل غیرعادلانه انجام شده است آنگاه میتوان پرسید آیا این کاستی و نارسایی متوجه نهاد دولت است یا متوجه یک مرکز آموزشی غیردولتی؟ اگر نهاد دولت نمیتواند تعادلی میان عرضه و تقاضای آموزش عالی ایجاد کند و تقاضا از عرضه جلو افتاده است این ضعف را میتوان به یک نهاد آموزشی غیردولتی نسبت داد؟ اگر نهاد دولت و حکومت تمایلی برای باز گذاشتن رقابت برای ایجاد مراکز آموزش عالی بخش خصوصی ندارند و دانشگاه آزاد بدون رقیب مانده است نباید این وضعیت را معلول نگاه حکومت به مسائل تلقی کرد و آیا باید این شرایط را به دانشگاه غیردولتی نسبت داد؟
نکته بعدی در این باره تشریح کارنامه دانشگاه آزاد در کلیت خودش است. میتوان پرسید آیا تاسیس و توسعه این دانشگاه غیردولتی که باری بر دوش منابع مالی عمومی نمیگذارد و دخل و خرجش را از منابع جامعه و با رضایت خاطر پرداختکنندگان هزینه تحصیل میدهد کاری بر پایه عدالت است یا اقدامی ناعادلانه به حساب میآید؟ واقعیت این است که این اتفاق و رویداد حرکتی در مسیر برپایی عدالت است. اکنون در سرزمینهای توسعهیافته اقتصادی شاهد حرکت شتابان به سمت دریافت هزینههای تحصیل از سوی متقاضیان هستیم و دانشگاههای غیردولتی سهم بیشتری در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه به دست میآورند. دانشگاه آزاد اسلامی از این جهت نیز یک نهاد مدرن به حساب میآید. تاسیس 350 مرکز آموزشی در سراسر ایران اقدام ارزندهای است که البته باید مراقبت کرد و رقابت کافی ایجاد کرد که انحصاری نشود و سطح آموزشی این مراکز همواره روند رو به رشد را طی کند. اگر فقط بتوان احساس نوعی خوشبختی در میان 3/1 میلیون دانشجوی پذیرفته شده در دانشگاه آزاد اسلامی را اندازهگیری کرد معلوم میشود چه اقدام بزرگی انجام شده است. توزیع خدمات آموزش عالی در سراسر ایران اتفاقا مردمی کردن آموزش عالی است که باید از آن تقدیر کرد. این اتفاقی است که در همه دنیا رخ داده و حرکت در مسیر عدالت به حساب میآید.
کاری که میتوان و باید انجام داد این است که با سعهصدر به موضوع رقابت نگاه کنیم و از تنگنظریها اجتناب و راه را برای ورود رقبای نیرومند برای دانشگاه آزاد هموار سازیم و این عین عدالت است.