تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۴  ، 
کد خبر : ۳۶۱۵۰

نگاهی اجمالی به پدیده پناهندگی

حسین لاجوردی مقدمه: از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، مهاجرت و جابه‌جا شدن خاصه جدا شدن از سرزمین مادری و عزیمت به کشوری کاملا متفاوت و گاه متضاد با فرهنگ و آداب و رسوم سرزمین خودی، امری است که همیشه با ترس فراوان همراه بوده است و تقریبا تمامی ‌انسان‌ها در مراحل نخستین از آن خودداری می‌کنند، چرا که ذات بشر ایجاب می‌کند که قبل از دست یازیدن به هر عملی به عواقب آن بیندیشد و آینده نامعلوم را برای خودش ترسیم نکند. هنگامی ‌که پدیده آوارگی از تصور به واقعیت نیل می‌کند، فاجعه آوارگی آغاز شده است و این آغازی است دردآور و مداوم و ملموس که آواره‌ها و پناهنده‌ها ناگزیر از ادامه و قبول آن هستند، چرا که چاره‌ای جز آن ندارند و امکان بازگشت نیز برایشان میسر نیست. ولی در این وادی پرهیاهو و مشکل‌زا آنان تنها تحمل‌کنندگان نیستند، چرا که کشورهای آواره پذیر و آواره فرست نیز بدور از مشکل نمی‌مانند و با عوارض آن دست به گریبان هستند. بررسی حاضر ضمن اشاره به قوانین کلی بین‌المللی بیشتر به مسائل پناهندگی و آوارگی ایرانیان می‌پردازد.

آواره‌ها و پناهنده‌ها چه کسانی هستند و از کجا می‌آیند؟
براساس کنوانسیون ژنو در سال 1951 حقوق پناهندگی در دنیا پذیرفته شد و در سال 1960 کمیساریای عالی پناهندگی وابسته به سازمان ملل متحد رسماً آغاز به کار نمود. اگرچه در طی 50 سال گذشته تعاریف زیادی برای پدیده پناهندگی و آوارگی انجام شده است و از آن جمله پروتکل سال 1967 سازمان ملل متحد می‌باشد که پناهندگی را تعریف کرده است، ولی پیچیدگی مسائل، همچنان باقی است و هر روز وضعیت و موقعیت این گروه سرگردان در دنیا به تعاریف و مفاهیم جدیدتری نیاز پیدا می‌کند.
براساس تعاریف سازمان ملل متحد پناهنده و آواره دارای مشخصات زیر است:
1 ـ پناهنده کسی است که به دلایل سیاسی، نژادی، مذهبی و یا عضویت در گروه‌هایی که دولت آن کشور از نظر سیاسی آنان را مخالف خود می‌شناسد و یا گروه‌های اجتماعی که دولت‌ها حاضر به قبول آن نیستند مانند مسائل زنان و... و یا ترس از آزار و شکنجه از کشور خود خارج می‌شود و از یک مرز بین‌المللی عبور می‌کند و براساس مقررات سازمان ملل متحد باید در اولین کشوری که خود امضاکننده قراردادهای کنوانسیون ژنو می‌باشد درخواست پناهندگی بنماید و در این صورت می‌تواند مورد حمایت سازمان ملل متحد قرار بگیرد.
2 ـ آواره کسی است که از خانه و کاشانه خود آواره می‌شود ولی داخل مرزهای کشور خود باقی می‌ماند و همچنان با قوانین آن کشور زندگی می‌کند. این افراد که تعریف پناهندگی در مورد آنان صدق نمی‌کند، نمی‌توانند از حمایت سازمان ملل متحد و مقررات حاکم بر پناهندگی استفاده نمایند.
تبصره: رویدادهای دهه 1990-2000 در جهان، از جمله فروپاشی شوروی، یوگسلاوی سابق و مسائل آسیا و افریقا و... باعث گردیده است که مرزهای این تعاریف مخدوش بشود و یک بار دیگر نیز تعاریف جدیدی بوجود بیاید چرا که اکثریت قریب‌ به اتفاق آواره‌های دهه گذشته بنا به تعاریف سازمان ملل متحد هم آواره هستند و هم پناهنده و به این ترتیب قوانین موجود به بررسی‌های بیشتری نیازمند می‌باشند.
سابقه مهاجرت ایرانیان و آشنایی با غرب
اولین مهاجرت جمعی ایرانیان را باید مهاجرت بزرگ زرتشتیان به هندوستان عنوان کرد که به دلیل جبر و فشار سیاسی ـ مذهبی به شبه قاره هند مهاجرت کردند و در آنجا جامعه پارسیان هند را به وجود آوردند.
مهاجرت‌ها و آشنایی‌های بعدی ایرانیان با غرب را که اثرات اجتماعی ـ سیاسی فراوان در جامعه ایران داشته است باید از حدود یک قرن پیش مورد بررسی قرار داد، که گروهی مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادی و میرزا ملکم‌خان و... در دوران پادشاهی قاجار و گروهی دیگر که این بار از سوی حکومت مرکزی قاجار و شخص عباس میرزا که به دلیل شکست از روسیه فکر می‌کرد مشکل ایران عدم آگاهی در به دست‌آوردن تکنولوژیک غرب می‌باشد، عده‌ای را برای دستیابی به آگاهی‌های تکنولوژیک به کشورهای اروپائی اعزام داشت تا پس از بازگشت بتوانند با دستیابی به رموز ساختن توپ و دیگر ادوات مدرن غربی شکست‌‌های پی در پی ایران از روسیه را جبران کنند.
اثرات مهاجرت‌های اعتراضی ایرانیان نسبت به حکومت قاجار و یا اعزام گروهی از سوی حکومت بی‌تردید صفحه تاریخ معاصر ایران را برای آشنایی با غرب ورق زده است و چاپ روزنامه‌هایی مانند کاوه در برلین و قانون در لندن، حبل المتین در کلکته، ثریا در مصر و... اثرات آن را صد چندان کرد و به این ترتیب بود که ایرانیان با پدیده و تکنولوژی غرب بیشتر و بیشتر آشنا شدند.
کودتای رضاشاه در ایران و دوران سلطنت او تغییرات شگرفی را برای آشنایی ایرانیان با غرب و مدرن شدن ایران به دنبال داشت و او که خود تحصیلاتی نداشت برای بالا بردن سطح آگاهی و آموزش در ایران تلاش و کوشش بسیار به عمل آورد، بطوریکه مدارس ابتدایی و متوسطه و مهمتر از همه دانشگاه تهران با شکل و شیوه غربی در ایران ایجاد شد و تعداد زیادی را برای تحصیل و کسب تخصص به غرب اعزام داشت.
از سوی دیگر استبداد رأی رضاشاه نیز باعث ترک وطن و مهاجرت گروهی از روشنفکران و سیاستمداران ایران گشت که آن هم خود به نوعی دیگر اثرات مثبت برای جامعه ایران به همراه داشت و اگرچه این ترک وطن و کشورگریزی امروز ایرانیان را که به دلایل اجتماعی ـ سیاسی و تحت فشارهای حکومت مذهبی نمی‌توان با آن زمان مقایسه کرد، ولی فراموش نکنیم که بزرگترین مهاجرت ایرانیان در طول تاریخ کهنسال خود، مهاجرت دوران 22 ساله حکومت جمهوری اسلامی ‌ایران است که در اثر فشارها و تنگناهای خارج از حد تصور مردم را مجبور به ترک وطن نموده است که گاه با مخاطرات فراوان نیز همراه بوده است.
بررسی‌های مربوط به این مهاجرت که هدف اصلی این بررسی و مطالعه خواهد بود. امیدواریم که در دیدگاه‌های متفاوت و بشکل جامع انجام، و در اختیار هموطنان ایرانی خودمان و همین‌طور جوامع دیگری که تصمیم به انقلاب بدون فکر می‌گیرند قرار دهیم.
آوارگی و پناهندگی پدیده‌ای جهانی
سازمان ملل متحد در سال 2001 اعلام داشته است که در 50 سال گذشته به بیشتر از 50 میلیون نفر کمک کرده است که بتوانند زندگی خود را بازسازی کنند و از حمایت آن سازمان استفاده نمایند.
کشورهایی که میزبان پناهندگان در جهان هستند نیز در جدول زیر آمده است و توجه بدین مهم نیز لازم است که تعدادی از این کشورها مثل ایران که دومین رقم پناهندگان جهان را در خود جای داده‌اند خود در زمره کشورهیی است که بین 3 تا 5 میلیون نفر از اتباع خودش در سراسر جهان پراکنده و پناهنده هستند.
این تعداد پناهنده که به طور رسمی ‌شناخته شده هستند، جدای از آن گروهی می‌باشند که در مرحله اول در قالب پناهندگی جای نمی‌گیرند و در دنیا آواره و سرگردان هستند و گروهی دیگر که همچنان ماه‌ها و سال‌هاست به تناوب در کشورهای مختلف جهان در انتظار جواب پناهندگی خود هستند و یا آنهایی که جواب رد و عدم قبولی دریافت داشته‌اند و در انتظار تعیین تکلیف از سوی دادگاهها و یا در نهایت در انتظار برگشت اجباری به کشور مبدأ می‌باشند.
نکته جالب توجه اینکه براساس اطلاعات سازمان ملل متحد از هر 275 نفر در جهان، یک نفر در قالب پناهندگی در تحت حمایت سازمان ملل متحد می‌باشد.
تعداد واقعی این گروه‌های غیررسمی ‌(پناهنده رسمی ‌از دید سازمان ملل متحد)، گاه بالغ بر چندین برابر آمار موجود و ارائه شده می‌باشد.
ریشه‌های پناهندگی و آوارگی
نگاهی دقیق به پدیده پناهندگی و آوارگی مستلزم شناخت کامل این قشر اجتماعی می‌باشد و برای بهتر شناختن آن شاید طبقه‌بندی زیر این منظور را بیشتر برآورده نماید. عواملی که منجر به تصمیم برای ترک کشور مبدأ و آرزوی زندگی در کشور ایده‌آل می‌شود را شاید بتوان به شرح زیر طبقه‌بندی کرد که بدون شک طبقه‌بندی قطعی و کامل نمی‌تواند باشد.
عامل سیاسی:
پیدایش کشورهای نوبنیاد پس از جنگ چهانی دوم که با توافق کشورهای برنده در جنگ در دنیا بوجود آمد که در منطقه ما و همسایه‌های ما می‌توان به سوریه، لبنان، اسرائیل، اردن، عراق، کویت، قطر، بحرین، یمن شمالی، یمن جنوبی، امارات و... اشاره کرد، اکثرا در زمره کشورهایی بودند که حکومت‌های آنان نه با انتخاب مردم آن کشور که با صلاحدید کشورهایی که آنها را تحت نفوذ داشتند تعیین می‌گردید و این حکومت‌ها تا هر زمان که می‌توانستند منافع آن کشورها را برآورده سازند در رأس آن حکومت‌ها و اداره کشورها باقی می‌ماندند و در غیر این‌ صورت جای خود را به حکومت سر به راه دیگری می‌دادند. اداره چنین حکومت‌هایی تا قبل از انقلاب رسانه‌ها و در نهایت امر تا قبل از ظهور ویدئو، ماهواره و در نهایت اینترنت چندان مشکل نمی‌نمود. در حدود 30 سال پیش بدین سو اداره چنین حکومت‌هایی به دلیل روشن‌تر شدن مردم آن کشورها و تحولاتی که در آن جوامع به وجود آمده است هر روز مشکل‌تر شده و در نهایت افرادی از آن جامعه که امکان قبول فشارها و مشکلات سیاسی حاکم برایشان کمتر بوده است، تن به فرار از کشور و مهاجرت و در نهایت آواره در مرزها و پناهنده در کشورهای دیگر گشته اند، که بی‌هیچگونه تردیدی در صورتی که بتوان حکومت‌های مردمی‌ در کشورها به وجود آورد، فشار فرار و مهاجرت و ترک کشور بدلیل سیاسی به حداقل خود خواهد رسید.
عامل اقتصادی:
یکی از مهمترین عوامل مهاجرت، عامل اقتصادی است که بیشتر جوانان را به خاطر انگیزه درآمد بیشتر و زندگی بهتر بسوی مهاجرت می‌کشاند، و بخاطر همین زندگی بهتر است که معمولا هر خطری را نیز تحمل می‌کنند که به ایده‌آل‌های زندگی بهتر دسترسی پیدا کنند. از مهمترین اجزاء تشکیل‌دهنده عامل اقتصادی، رکود اقتصادی در یک کشور، بیکاری و عدم اشتغال و نابرابری‌های طبقات درآمدی می‌باشد که بیشترین ریشه‌هایش در عامل انحصار اقتصادی خلاصه می‌شود. کشورهای ذکر شده در مبحث قبل و تمامی‌ کشورهائی که حکومت‌های غیردموکراتیک و غیرمردمی ‌دارند معمولاً از مشکل انحصار اقتصادی فراوان رنج می‌برند.
نمونه مورد مثال مهاجرت به دلیل عامل اقتصادی اشاره به مهاجرت گروهی کثیر از جوانان ایرانی به ژاپن و کشورهای حاشیه خلیج فارس است. و دیگر کشورهای مورد ایده‌آل جوانان مثل کانادا و انگلیس می‌باشد که همچنان با افزایش رو به تزاید پناهندگان ادامه دارد.
عوامل اجتماعی ـ فرهنگی: بیشترین کسانی که مبادرت به مهاجرت می‌کنند در گروه‌های سنی جوانترین افراد جامعه خود می‌باشند، اگر چه گروهی نیز پس از سن بازنشستگی در صورت وجود امکانات اقتصادی بمناطق ایده‌آل و آرزوی خود برای زندگی دوران بازنشستگی می‌روند ولی خاصه در کشورهائی که در حال حاضر به عنوان کشورهای پناهنده فرست مورد مطالعه در این چارچوب می‌باشند، تعداد این گروه نیز بسیار اندک می‌باشد.
عواملی که در چارچوب اجتماعی مورد بحث است بیشتر به فشارها و سخت‌گیری‌های قانونی و غیرقانونی حکومت‌های مستبد مربوط می‌شود که افراد جامعه را وادار به فرار و ترک وطن می‌کند که نمونه‌های آن و در بیشترین تعداد اینگونه مهاجران را می‌توان به مهاجرت افغانی‌ها، ایرانی‌ها، عراقی‌ها، سوریه‌ای‌ها و... در منطقه و همسایه‌های خودمان پرداخت و در رابطه با ایران به حدود تقریبی 3 تا 5 میلیون نفر در خارج از ایران اشاره نمود که در چند ساله اخیر و خاصه دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی‌(1376-1380) اکثریت قریب به اتفاق آنان را جوانان و دختران و پسران در گروههای سنی 15-24 ساله و کمتر از 30 سال تشکیل داده‌اند.
انواع فشارها و تضییقاتی را که می‌توان در این رابطه ذکر کرد. باید به فشارهای بیش از حد برای زنان از جمله حجاب و پوشش اجباری، جلوگیری از کار و اشتغال، محدود بودن رشته‌های تحصیلی، و مهمترین آن، فرد درجه 2 به حساب آمدن و توهین به شخصیت آنان و نداشتن هیچگونه آزادی فردی و محروم بودن از حضور در مقامات دولتی ذکر کرد.
از سوی دیگر مشکلاتی که جوانان را بیشتر تشویق به ترک کشور می‌کنند نبود امکانات اشتغال و به تبع آن ازدواج و محدودیت بسیار معاشرت‌ها و ارتباط دو جنس مخالف است که خود یکی از عوامل محدود‌کننده آزادی‌ها و نیازهای اصلی نسل جوان در هر جامعه‌ای است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات