از زمان تشکیل کارگزاران سازندگی در کوران انتخابات مجلس پنجم تاکنون، سیدحسین مرعشی از جمله فعالترین و تاثیرگذارترین اعضای این حزب بوده است و برخلاف بسیاری از اعضای کارگزاران همیشه به عنوان چهرهای حزبی به فعالیت مستمر سیاسی ادامه داده است؛ چه آن زمان که غلامحسین کرباسچی بعد از زندان کنج عزلت را برگزید و چه زمانی که سیدعطاءالله مهاجرانی عطای سیاست را به لقایش بخشید و راهی لندن شد. او برخلاف بسیاری از دوستان هم حزبیاش در دوران رکود هیچ ابایی از آن نداشت که به تنهایی پرچم کارگزاران را بر دوش بکشد و اکنون نیز سخنگوی حزب است. مرعشی با تجارب مدیریتی بسیار اکنون تنها مدیرعامل سازمان عمران کرمان است که عرق ویژه او به زادگاهش را میرساند. حسین مرعشی سیاستمداری زیرک و شوخطبع است و به خوبی میتوان از چشمان ریز و جستوجوگر و تبسمهای همیشگیاش این را دریافت، در آخر مصاحبه به مزاح میگوید: نتوانستی از زیر زبانم حرفی بیرون بکشی؛ جواب میدهم: برای کشیدن زیر زبان نیامده بودم و گرنه ... با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم و بحث ائتلاف حداکثری اصلاحطلبان، مرعشی در این مصاحبه بیشتر ترجیح میدهد که به عنوان عضوی از ائتلاف اصلاحطلبان سخن بگوید، تا به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران.
* با توجه به اینکه ائتلاف اصلاحطلبان در سالیان گذشته با چالشها و مشکلات زیادی همراه بود، ائتلاف آنها برای انتخابات مجلس هشتم، تا چه اندازه میتواند مثمرثمرتر از ائتلاف قبلی، باشد و با مسائل و مشکلات آن مواجه نشود؟
** اصولاً ائتلاف در جبهه اصلاحطلبان یک ائتلاف کاملاً طبیعی است و مخاطبین ما در مردم و بدنه کادرهای سیاسیمان از هم جدایی ندارند و کاملاً متحد و یکپارچه هستند. در سطح شخصیتها و گروههای سیاسی متناسب با گرایشهای مختلفی که وجود دارد، گروههای متفاوتی نقشآفرینی میکنند؛ هر وقت که این گروهها با هم متحد شوند چون که در بدنه هم اتحاد وجود دارد، این اتحاد کاملاً طبیعی است و به نظر من خیلی اتحاد پایداری است و دچار هیچ مشکلی نیست و نقطه ابهامی در ائتلاف آینده نمیبینم.
* چیزی را که شما ائتلاف کاملاً طبیعی در بدنه اجتماعی میدانید، قابل مناقشه است و به نظر من واقعیت نشاندهنده چیز دیگری است و نمیتوان پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان را به روشنی مشخص کرد؛ در چند انتخابات اخیر مشخص شد که این پایگاه اجتماعی خیلی شکننده و لغزان است و حتی خیلیها که در انتخابات قبلی به اصلاحطلبان رای داده بودند. در انتخابات اخیر به رقبای آنها رای دادند. در سطح گروهها هم ائتلاف طبیعی نیست، چرا که گروهها خیلی از هم فاصله دارند و وقتی که در قدرت قرار میگیرند، فاصله و انشقاقها بیشتر خود را نشان میدهد.
** جامعه ایران جامعهای نیست که همه رایدهندگان آن دارای گرایشهای سیاسی روشن باشند. بخشی از جامعه سیاسی است که صفبندیها و جناحبندیهای این بخش در انتخابات کاملاً مشخص است، مخاطبین احزاب اصلاحطلب که بخش به اصطلاح چپ جامعه (که در واقع چپ نیستند) را تشکیل میدهند، مواضعشان کاملاً روشن است. بخشی از جامعه نیز تحت تاثیر فضای سیاسی روز و نوع تبلیغات و شعارها و برنامهها قرار میگیرد. درست است که گروهها متفاوت هستند ولی همکاری خیلی نزدیکی میتوانند با هم داشته باشند، البته در دورهای تحت تاثیر غرور ناشی از پیروزی گروهها مقداری از هم جدایی پیدا کردند ولی تجربه سوم تیر همه را منظم کرد.
* این تجربه سقوط بود که باعث شد دوباره به هم نزدیک شوند و به ائتلاف مجدد فکر کنند.
** به هر حال برای کشور و گروههای سیاسی اصلاحطلب تجربه خوبی بود و همه گروهها اکنون به همکاری اعتقاد دارند.
* با توجه به تجربه گذشته اکنون چه راهکارهایی دارید که اگر این بار به قدرت برسید، اختلافات قبلی بار دیگر نمایان نشود؟
** راهکاری را که من در جمع ائتلاف توصیه کردم تشکیل یک جبهه متحد، برای حداقل دورهای ده ساله است. به اعتقاد من یک جبهه متحد سیاسی اصلاحطلبان باید تشکیل شود و این موضوع بعد از انتخابات مجلس در دستور کار اصلاحطلبان قرار خواهد گرفت.
* این جبهه متحد سازوکار و ساختارش قرار است به چه شکلی باشد؟ چون اگر قرار بر اسم باشد که الان هم جبهه اصلاحات وجود دارد.
** نه، این فقط اسم نیست، باید به یک سازمان سیاسی تبدیل شود و مجمع و شورای مرکزی و کمیتههای متعدد داشته باشد. این جبهه سیاسی میتواند متشکل از گروههای سیاسی و شخصیتهای موثر سیاسی در جناح اصلاحطلبان باشد و در یک کار طولانی ده ساله هم میتواند بستر را برای ادغام کلیه گروهها در یک حزب فراگیر فراهم کند.
* یعنی این جبهه مجمع عمومی و انتخابات خواهد داشت؟
** بله، مجمع عمومی آن متشکل از نمایندگان گروهها و شخصیتهای تشکیلدهنده آن خواهد بود و به ثبت رسمی میرسد و تصمیماتش تصمیمات نافذی خواهد بود و جای ائتلافهای پروژهای فعلی را خواهد گرفت.
* فکر نمیکنید اگر در این جبهه گروهها و شخصیتها در کنار هم باشند، باعث مناقشه و چالش شود؟
** واقعیت این است که ما امروز در جامعه شخصیتهایی داریم که بعضاً تاثیر و نفوذ بیشتری از گروههای دارند و عضویت در این جبهه هر شخصی را در بر نمیگیرد بلکه شخصیتهای مدنظر است که عملاً در کشور به عنوان یک نهاد عمل میکنند.
* آیا بهتر نیست که این شخصیتها ابتدا حزب تشکیل بدهند و بعد وارد جبهه متحد شوند؟
** خیی بهتر است، منتها ما که نمیتوانیم برای آنها تعیین تکلیف کنیم. وجود آنها اثرگذار و تعیینکننده است، ما باید انعطاف لازم را داشته باشیم که بتوانیم احزاب و شخصیتها را کنار هم جمع کنیم. احتمالاً قبل از انتخابات ریاست جمهوری میتوانیم بحث جبهه بزرگ اصلاحطلبان را به پیش ببریم.
* با توجه به تجربه انتخابات شوراها، اصلاحطلبان چه برنامهای برای انتخابات مجلس دارند؟ به صورت مشخص آیا توانستهاند شخصیتهای شاخص خود را راضی به کاندیداتوری کنند؟
هنوز به این مرحله نرسیدهایم. آنچه تا الان انجام شده توافق کلیه گروهها برای حضور در ائتلاف است. علاوه بر آن تعیین چند سند در دستور کار قرار دارد که پس از تصویب گروهها ابلاغ میشود؛ سند اهداف، راهبردها و معیارهای حمایت از کاندیداها از جمله این سندها هستند. امیدواریم تا آخر تیر ستاد مشترک انتخاباتی هم تشکیل شود.
* در روزهای اخیر بحثی مطرح بود مبنی بر تشکیل یک گروه بیست و یک نفره در میان اصلاحطلبان برای ساماندهی و برنامهریزی ائتلاف. این بحث چقدر جدی است و تا کجا پیش رفته است؟
** من از آن چندان اطلاعی ندارم ولی آنچه که میدانم این است که گروهها رایزنیهای خوبی با هم داشتهاند و به توافق رسیدهاند.
* گفته شده که آقای خاتمی این بیست و یک نفر را مامور بررسی ائتلاف کرده است.
** به هر حال گروهها با یک مکانیسم خاصی به ائتلاف رسیدند و البته آقای خاتمی و آقای کروبی نیز نقش داشتند.
* آیا از اعضای کارگزاران کسی در میان گروه بیست و یک نفره حضور دارد؟
** من از این موضوع خیلی مطلع نیستم ولی قاعدتاً هر جمعی که برای انتخابات تشکیل میشود از کارگزاران کسی در آن هست.
* شما سخنگوی کارگزاران هستید مگر میشود اطلاع دقیقی نداشته باشید؟
** من هم که میگویم هست، حالا ...
* یکی از مشکلاتی که اصلاحطلبان در انتخابات مختلف همواره با آن مواجه بودهاند نظارت استصوابی شورای نگهبان است. در انتخابات مجلس برای عبور از مشکل چه برنامههایی دارید؟
** ما در یک افقی پرواز خواهیم کرد که پر و بالمان نسوزد. گذشته از اینکه نظارت استصوابی محل اختلاف است با فرض اینکه حق شورای نگهبان را در مورد نظارت استصوابی به رسمیت بشناسیم، اگر شورای نگهبان خودش را مقید به قانون بداند و احراز صلاحیت را به عرف ارجاع دهد، ما در هیچ سطحی مشکل نخواهیم داشت و در دورههای قبل هم میتوانستیم مشکل نداشته باشیم. ولی یک گروه سیاسی هوشمند و با تجربه فراوان سیاسی مثل اصلاحطلبان، قاعدتاً آنقدر میتواند دقیق و سیاستمدارانه عمل کند که بتواند حتی از سختگیریهای شورای نگهبان هم عبور کند.
* به نظر میرسد که اصلاحطلبان برای عبور از نظارت استصوابی دو تاکتیک را در دستور کار خود قرار دادهاند یکی اینکه در انتخابات مجلس همانند انتخابات شوراها افراد میانهرویی که کمتر از نظر موضعگیریهای سیاسی مساله دارند را کاندیدا کنند و دیگری رایزنیهایی است که با شخصیتهای با نفوذ انجام میدهند. لطفاً اگر امکان دارد جزئیات بیشتری در این زمینه بیان کنید.
** همین دو سیاستی که گفتید مورد توجه است. به علاوه ما نه برای عبور از شورای نگهبان، بلکه برای عبور کشور از بحرانها نیازمند میانهروی هستیم. این یک تاکتیک انتخاباتی نیست، در واقع تمایل جبهه اصلاحات به میانهروی یک استراتژی بلندمدت است.
* اما تلقی شما از میانهروی ممکن است برای عدهای از اصلاحطلبان تنها یک تاکتیک انتخاباتی باشد.
** ممکن است، ولی در جبهه اصلاحات مشی ما میانه و معتدل است. ریشه گروههای اصلاحطلب خط امامی بودنشان است و این ریشه حکم میکند که به اعتدال گرایش داشته باشیم و عامل دیگر تجربه است که انسانها را متوجه ضعفهای افراط و تفریط میکند و آنها را به میانهروی سوق میدهد. اقتضای سنی هم این گونه است، بالاخره متوسط سنی اصلاحطلبان هم نسبت به هشت سال پیش بالاتر رفته است.
* پس افزایش تجربه و سن باعث شده عاقلتر شوند؟
** به قول یکی از وزرای دوگل کسی که در جوانی چپ نباشد احساس ندارد و کسی که در میانسالی میانهرو نشود عقل ندارد. اصلاحطلبان هم، در جوانی احساس داشتند و الان در میانسالی عاقلاند.
* شما کارگزارانیها در جوانی هم احساس نداشتید.
** ما در جوانی احساس نداشتیم؟
* چون همیشه میانهرو بودید.
** نه، ما در جوانی هم میانسال بودیم. اصولاً کسانی که ضریب هوشیشان بالاتر است، سن بلوغشان هم زودتر است. کارگزاران ضریب هوشیشان بالا است و سن بلوغشان جلوتر بوده و در زمانی که بقیه بخشهای اصلاحطلب جوانی میکردند، ما آن موقع هم میانسال و عاقل بودیم.(با خنده میگوید که این را حتماً کار کن.)
* گروههایی هستند که عضو جبهه اصلاحات نیستند، اما مدعی اصلاحطلبی هستند و حتی گروههای موازیای مثل جنبش مردمی اصلاحات و ... تشکیل دادهاند. این گروهها در انتخابات شوراها جزء ائتلاف اصلاحطلبان نبودند، برای انتخابات مجلس آیا قصد ندارید که با آنها هم به ائتلاف برسید؟
** ما از همه گروهها دعوت کردیم و همگی هم قبول کردند ولی بعضی از عناوین واقعی نیست و عناوینی است که معمولاً تلویزیون و روزنامه کیهان میسازند، برای اینکه نشان بدهند در میان اصلاحطلبان ائتلاف وجود ندارد. بالاخره وقتی بیش از نود و پنج درصد از کسانی که به عنوان اصلاحطلب شناخته شدهاند دور هم جمع شوند معنایش این است که ائتلاف موفق است و امیدواریم همین مختصر ضعف هم برطرف شود ولی اگر افرادی هم وجود داشته باشند که در جمع هضم نشوند این به معنای شکست ائتلاف نیست. ائتلاف ما ائتلاف کاملی است.
* رابطه ائتلاف اصلاحطلبان با اصلاحطلب بیرون از حاکمیت در انتخابات چگونه خواهد بود؟
** ما اصلاً با اصلاحطلبان بیرون از حاکمیت کار مشترک نمیکنیم. حقوق شهروندی آنها را به رسمیت میشناسیم و اگر حاکم شویم فضا را برای زندگی عادلانه و فعالیت سیاسی آنها باز میکنیم ولی ما برای اصالتهای خودمان در درون نظام و چارچوب خط امام ارزش بیشتری قائل هستیم.
* ولی بخشی از جبهه اصلاحات مثل جبهه مشارکت با اصلاحطلبان بیرون از حاکمیت در انتخابات ریاست جمهوری فعالیت مشترک داشتند.
** خب، این مساله را باید خودشان توضیح بدهند ولی ائتلافی که الان شکل گرفته و مشارکت هم در آن هست، فقط با نیروهایی که چارچوبهای نظام را قبول دارند و میخواهند برای اعتلای کشور و نظام در چارچوب قانون اساسی فعلی حرکت کنند، کار میکند.
* بحث دیگر نگرانی اصلاحطلبان از سلامت انتخابات است، با توجه به تجربه انتخابات شوراها و همچنین اینکه انتخابات در روزهای آخر سال برگزار میشود، شما برای رفع این نگرانیها چه تدابیری اندیشیدهاید؟
** نگرانیهایی داریم، اما امیدمان بیشتر و پررنگتر از نگرانیهاست و فکر میکنیم حضور و حمایت وسیع مردم از جبهه اصلاحات در انتخابات همه این نگرانیها را رفع میکند. اگر مردم به پیام اصلاحطلبان اعتماد کنند، اختلالات احتمالی در اجرا و نظارت انتخابات رنگ میبازد. نکته دیگر آن است که ما از تمام تجربههایمان برای استفاده از دو سطح نظارت استفاده خواهیم کرد. یکی نظارت نمایندگان کاندیداها بر سر صندوقهاست که این را سعی میکنیم با همکاری مسئولان اجرایی و نظارت واقعی کنیم. مساله دیگر آن است که تلاش میکنیم نظارت عمومی را تقویت کنیم و با استفاده از پتانسیل مطبوعات و رسانهها حساسیت و نظارت عمومی را بالا خواهیم برد. در شرایطی که مجریان و ناظران ببینند که چشمهای تیزبینی به نمایندگی از مردم (نمایندگان مجلس، مطبوعات و ...) بر فعلیت آنها نظارت میکند، خودشان را بیشتر ملتزم به رعایت و اجرای قانون میدانند.
* با توجه به اینکه در چند انتخابات اخیر بدنه اجتماعی چندان تمایل و گرایشی به اصلاحطلبان نداشتند، در انتخابات مجلس چگونه میخواهید اعتماد مردم را دوباره جلب کنید و آنها را راضی کنید که پای صندوق بیایند و به شما رای دهند؟
** این تحلیلتان دقیق نیست. در انتخابات خبرگان تفاوت رای بین آقای هاشمی با رای آقای مصباح، به خوبی نشاندهنده گرایش اصلاحطلبانه و معقول مردم بود. در انتخابات ریاست جمهوری نیز اگر آرای مرحله اول را که طبیعیتر از مرحله دوم بود، نگاه کنیم، مجموع رای اصلاحطلبان بالاتر از رای اصولگرایان بود.
* آرای دو انتخاباتی که از آنها یاد کردید بیشتر معطوف به شخصیتها بود تا به گروه و طیف سیاسی.
** در مجموعه اصلاحطلبان در مرحله اول رای بیشتری آوردند ولی اشکال در تعدد کاندیداها بود.
* انتخابات مجلس هفتم و دور دوم شوراها را چطور میخواهید توجیه کنید؟
انتخابات مجلس هفتم در فضای بسیار نامساعدی برگزار شد که گروههای اصلاحطلب دچار دوگانگی استراتژیکی بودند، بخشی از جبهه اصلاحات مسیر تحصن و تحریم را در پیش گرفتند و عدهای هم در انتخابات باقی ماندند، اما الان فضا کاملاً تغییر کرده و مردم تجربه روشنی از مجلس هفتم و دولت نهم دارند و این تجربه به انتخاب آنها جهتگیری میدهد.
* ولی این قابل کتمان نیست که بخش زیادی از مردم اعتمادشان را نسبت به اصلاحطلبان از دست دادهاند.
** سیاست یک پدیده پویاست و همیشه جای اقلیت و اکثریت جابهجا میشود، چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند.
* اگر در انتخابات پیشرو نیز فضا به سمتی پیش برود که امکان انشقاق تقویت شود، چگونه فضا را مدیریت میکنید که تجربه به مجلس هفتم تکرار نشود؟
** این از تدابیر پیشبینی شده غیرقابل انتشاری است که داریم. کار حتماً به چنین نقطهای نمیرسد؟
* مقداری از آنکه قابل انتشار است را بگویید.
** اساساً بلوغ فکری گروههای دوم خرداد به حدی است و سنگینی تجربه دوران اخیر نیز به اندازهای درس آموز بوده که به چنین سمتهایی حرکت نمیکنیم.
* اگر موافق باشید مقداری هم اختصاصاً به وضعیت حزب کارگزاران بپردازیم. آیا همچنان میخواهید محفلی کار کنید و قصد توسعه تشکیلاتی ندارید؟
** ما که الان محفل نیستیم و تشکیلاتمان حسابی مستقر است ولی به تدریج و خیلی ملایم گسترش حزب و عمیق شدن در لایههای مختلف اجتماعی دنبال میشود.
* به این خاطر لفظ محفلی را به کار بردم که خیلی از گروههایی که حتی حزب رسمی هم نیستند، حداقل دو سال یک بار کنگره برگزار میکنند ولی کارگزاران تاکنون کنگره برگزار نکرده و بیشتر به صورت دوستانه اداره میشود.
** ما اعلام کردهایم که کنگره را در شرایط بلوغ حزب برگزار میکنیم. چون کنگره در کارگزاران از روسای کانونهای حزبی تشکیل میشود، تا تعداد کانونها به حد نصاب پیشبینی شده نرسد و عمق آموزش و تجربه سیاسی در حزب بالا نرود، کنگره برگزار نمیکنیم.
* شما که گفتید بلوغتان خیلی زودرس بوده است ...
** بلوغ نسبی است. آن بلوغ سیاسی بود و این بلوغ تشکیلاتی است. بلوغ سیاسیمان متکی به ضریب هوشی است و بلوغ تشکیلاتیمان زمان میخواهد.
* کسانی که به بلوغ رسیده باشند باید تشکیلاتشان هم به بلوغ رسیده باشد.
** نه، بلوغ تشکیلات زمانبر است و باید تشکیلات الزماً در حوادث سیاسی استخوان خرد کند. یک سری چیزها هست که حتماً نیاز به زمان دارد و تجربه باهوش به دست نمیآید.
* کارگزاران نسبت به خیلی از احزاب اصلاحطلب قدیمیتر است.
** به همین خاطر هم کنگره را دیرتر تشکیل میدهیم تا ماندگارتر باشیم.
* آیا برای کادرسازی برنامههایی دارید؟
** برنامههای آموزشی، توسعه تشکیلات، سازماندهی و ... با مدیریت آقای کرباسچی به صورت ملایم و تدریجی به پیش میرود.