عباس عبدی
وقایعی که در پی اعلام سهمیهبندی بنزین رخ داد، از دید عدهای ناشی از فقدان برنامهریزی صحیح در نحوه اعلام قضیه بود. اما به نظر میرسد که واقعیت قضیه چنین نیست. اگر دولت موظف شده بود که بنزین را سهمیهبندی کند، مسیر انجام شده برای تحقق این هدف کم خطا بود. طبیعی است که بخش اعظم کارتها صادر شده بود و مردم هم حدود یک ماه با این کارتها بنزین میخریدند و طبعاً به استفاه از آن عادت کرده بودند و نواقص احتمالی پمپهای بنزین نیز معلوم و رفع شده بود. از سوی دیگر این مقدار بنزین اعلام شده، برای هیچ گروهی، حداقل در زمان اعلام کم نبود. حتی آنان که مسافرکش بودند، از زمان اعلام قضیه میتوانستند تا مدتها به روال سابق عمل کنند تا بلکه مشکلشان حل شود و از نیمهشب سهشنبه هم مردم چون روال یک ماه گذشته میتوانستند بنزین بزنند. حداکثر احتمالی که میرفت، این بود که از زمان اعلام تا ساعت 24 که سهمیهبندی شروع میشد، مردم برای اخذ بنزین قبل از زمان سهمیهبندی به سوی پمپهای بنزین سرازیر شوند و تراکمی در جلوی پمپهای بنزین رخ دهد که این مساله در بسیاری از مواقع مرسوم بوده است و چنین امری به خودی خود نمیتوانست موجب مشکل شود.
بنابراین دستاندرکاران امر طبعاً خطایی مرتکب نشده بودند، گرچه عدهای معتقدند که باید پیشبینی این وقایع را میکردند و با استقرار نیروهای انتظامی در پمپهای بنزین، مانع بروز این رویدادها میشدند، اما این کار اگر هم میشد، اولاً معلوم نبود تا چه حد موجب مشکل میشد و ثانیاً مساله این یادداشت هم تشریح این نکته است که چرا باید چنین رویدادهایی در این مساله حادث شود. یک دلیل بروز این رویداد، فقدان زمینههای لازم برای پذیرش سهمیهبندی است. سهمیهبندی در زمان جنگ و بحرانها، امر پذیرفته شده است، اما در شرایط دیگر مردم تمایلی به پذیرش نظام سهمیهبندی ندارند. در واقع تا وقتی که میتوان از خلال سازوکار بازار اقدام کرد، دلیلی برای سهمیهبندی وجود ندارد. البته در شرایط جنگی پذیرفته میشود که سازوکار بازار و قیمتگذاری موقتاً در برخی زمینهها کاملاً تعطیل شود، اما در شرایط عادی و وفور درآمدهای نفتی، چنین مسالهای جا نمیافتد . البته این بدان معنا نیست که همه مردم با سهمیهبندی مخالف هستند، بلکه کافی است عدهای مخالف باشند و آن را نپذیرند و بقیه هم مخالفت جدی با آن نداشته و در برابر مخالفین گروه اول بیتفاوت رفتار کنند.