مقدمه:

هر زمان آمریکایی‌ها از جهان وارد می‌شوند، از جمله اقدامات آنها که به غنیمت هم تعبیر می‌شود، ایجاد پایگاه‌های نظامی بیشتر در آن منطقه است که این کار به موازات فعال شدن شرکتهای اقتصادی صورت می پذیرد. چنان که اکنون آمریکا عراق را اشغال کرده، تصمیم دارد 4 پایگاه نظامی در عراق ایجاد کند. طرحهای استقرار نظامی آمریکا در عراق از الگوی آمریکا در یک قرن گذشته در زمینه ایجاد پایگاه‌های خارجی بر پایه‌های پیروزی نظامی پیروی می‌کند. این طرحها همچنین تازه‌ترین بخش از گسترش فوق‌العاده قدرت نظامی آمریکا در سطح جهان از زمان وقوع حوادث 11 سپتامبر است. در چند سال اخیر جهان شاهد توسعه سریع استقرار نیروهای آمریکا در طول هزاران مایل از منطقه بالکان تا مرز چین، ناحیه قفقاز، آسیای میانه، خاورمیانه، شبه قاره هند و شرق آسیا بوده است.

"> دکترین کارتر در خلیج‌فارس
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۶  ، 
کد خبر : ۳۶۱۵۶
بررسی دلایل حضور نیروهای آمریکا در کشورهای حوزه خلیج‌فارس

دکترین کارتر در خلیج‌فارس

مقدمه:

هر زمان آمریکایی‌ها از جهان وارد می‌شوند، از جمله اقدامات آنها که به غنیمت هم تعبیر می‌شود، ایجاد پایگاه‌های نظامی بیشتر در آن منطقه است که این کار به موازات فعال شدن شرکتهای اقتصادی صورت می پذیرد. چنان که اکنون آمریکا عراق را اشغال کرده، تصمیم دارد 4 پایگاه نظامی در عراق ایجاد کند. طرحهای استقرار نظامی آمریکا در عراق از الگوی آمریکا در یک قرن گذشته در زمینه ایجاد پایگاه‌های خارجی بر پایه‌های پیروزی نظامی پیروی می‌کند. این طرحها همچنین تازه‌ترین بخش از گسترش فوق‌العاده قدرت نظامی آمریکا در سطح جهان از زمان وقوع حوادث 11 سپتامبر است. در چند سال اخیر جهان شاهد توسعه سریع استقرار نیروهای آمریکا در طول هزاران مایل از منطقه بالکان تا مرز چین، ناحیه قفقاز، آسیای میانه، خاورمیانه، شبه قاره هند و شرق آسیا بوده است.


رضا واعظی

آمریکا‌یی‌ها پس از پایان جنگ جهانی پایگاه‌های نظامیشان را از اروپا گرفته تا شرق دور امتداد دادند و در سال 1999 پایگاههای نظامی خود را از کمپ بونداستیل در کوزوو ت که ثمره اقدام نظامی ناتو بود تا پایگاه بیشکک در قرقیزستان توسعه دادند و 13 پایگاه دیگر در 9 کشور این منطقه ایجاد کردند. طرحهای دیگر آمریکا انتقال امکانات آن کشور در آلمان به کشورهای جدید ناتو در شرق اروپا بویژه لهستان، رومانی و بلغارستان در نزدیکی دریای سیاه است، روندی که در ماههای اخیر با استقرار سپردفاع موشکی در این کشورها و کشور چک دنبال می‌شود و دردسرهایی را برای اروپایی‌ها و روسیه به وجود آورده و زمینه بروز تنش و جنگ سرد دیگری را فراهم کرده است.

رویکرد نظامی‌گری در آمریکا پس از پایان جنگ جهانی و ادامه سیاست منازعه در دوران جنگ سرد باعث شد در پایان جنگ سرد در سال 1991 که با فروپاشی شوروی محقق شد، بیش از یک میلیون نیروی نظامی در خارج از آمریکا داشته باشد؛ اما تحت تحول استراتژیکی آمریکا که براساس دکترین دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا و دیگر سیاستمداران جنگ‌طلب پنتاگون شکل گرفت، تعداد نیروی نظامی آمریکا که گفته می‌شود حدود هزار پایگاه دائم و موقت در خارج مستقر هستند، حدود 60 درصد نیروهای آمریکایی در کشورهای خارج در 10 سال قبل را شامل شوند.

خلیج‌فارس و خاورمیانه یکی از نقاطی است که به دلیل شرایط استراتژیکی و همچنین نقش تعیین کننده در تامین انرژی جهان، طی چند دهه گذشته با افزایش حضور نظامی آمریکا مواجه شده است، چنان که این مساله باعث شد در دهه 1980 میلادی و در کوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بودجه نظامی آمریکا به بیش از 8/429 میلیارد دلار افزایش یابد. بودجه‌‌ای که با بودجه کنونی آمریکا در سال جاری برابری می‌کند. اگرچه حضور آمریکا در منطقه به موازات خروج استعمار انگلیس از این منطقه صورت گرفته و به همین دلیل ایران پیش از انقلاب اسلامی به یکی از پایگاه‌های مهم آمریکا بدل شد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و همزمان اشغال افغانستان از سوی شوروی حضور در منطقه خلیج‌فارس اهمیتی حیاتی یافت. جیمی کارتر، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در سال 1980 به انگیزه تقارن نگران کننده رویدادها، ندای مبارزه‌طلبی سر داد و در سخنرانی خود اعلام کرد: هر کوشش از سوی نیروی خارجی برای به دست گرفتن کنترل خلیج‌فارس، تهاجمی علیه منابع حیاتی آمریکا تلقی خواهد شد و به چنین تهاجم با هر وسیله لازم، از جمله نیروی نظامی پاسخ داده خواهد شد. این اعلامیه که به دکترین کارتر شهرت یافت، پایه اصولی طرح‌ریزی نیروی استقرار سریع آمریکا و انگیزه اصلی پیدایش فرماندهی نظامی جدیدی برای محافظت از منافع آمریکا شد و از سوی کابینه‌های بعدی مورد پیگیری و تقویت قرار گرفت. کابینه کارتر برای تقویت موضع نظامی آمریکا در خلیج‌فارس نیروی جدیدی پدید آورد و اول ژانویه سال 1983 همزمان با آغاز به کار رونالد ریگان جمهوریخواه در کاخ سفید، این واحد به سطح یک فرماندهی یکپارچه به عنوان فرماندهی مرکزی ایالات متحد [‌centcom] ارتقا یافت. در آن هنگام این نیرو متشکل از 220 هزار نیرو بود که رساندن این رقم به 440 هزار نفر در دستور کار کابینه ریگان قرار داشت. جالب آن که در آغاز دوره ریاست جمهوری کارتر، بودجه نظامی آمریکا 116 میلیارد دلار بود که در پایان کار وی، در سال 1982 به 198 میلیارد دلار افزایش یافت. پس از آن نیز ریگان با بهانه کردن تهدید فضایی شوروی که گویا متاثر از فیلمهای تخیلی هالیوودی بود، بودجه نظامی را افزایش داد و بودجه پنتاگون را به رقم عظیم 8/429 میلیارد رساند که در این میان گسیل دهها فروند ناو هواپیمابر و دهها هزار نیروی نظامی به منطقه خلیج‌فارس بسیار قابل توجه است، پیوندهای جدی مجتمع‌های نظامی، صنعتی با جناح راستگرای آمریکا بویژه در دوره ریگان و هماهنگ شدن این مجتمع‌ها بنیادهایی چون هریتیج و مرکز سیاست امنیتی آمریکا باعث شد روند نظامی‌گری آمریکا ادامه یابد و از دورن آن جنگ اول خلیج‌فارس در سال 1991 برون آید، جورج‌ بوش پدر که معاون ریگان بود ابتدای کار که از سال 1990 آغاز شد به رغم فروپاشی شوروی با سناریوی جدید جنگ خلیج‌فارس را اداره کرد و به دنبال آن روند حضور جدی‌تر نیروهای آمریکایی در منطقه فراهم شد که در این میان ایجاد چند پایگاه دائمی در کشورهایی چون کویت، بحرین، قطر، عمان، عربستان و امارات عربی متحده قابل توجه است.

پیامدهای و ملزومات جنگ دوم خلیج‌فارس (1991) و دوره زمانی پس از آن منجر به دگرگونی بزرگی در نوع حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و بخصوص منطقه خلیج‌فارس شد. این مساله از دو جهت صورت گرفت. اول، گسترش دایره امکانات نظامی در اختیار نیروهای آمریکایی واقع در پایگاه‌های، بنادر، فرودگاه‌ها، اردوگاه‌های نظامی و مراکز بیشتر کشورهای منطقه که هم‌پیمان آمریکا هستند و دوم افزایش تعداد پایگاه‌های نظامی عمده در نقاط مختلف جهان که تنها 5 مورد آن در منطقه خلیج‌فارس قرار دارد.

بحرین یکی از این پایگاه‌هاست، بندر سالمان و فرودگاه محرق و پایگاه هوایی شیخ عیسی در اختیار نظامیان آمریکایی است که در این پایگاه به طور متوسط بین 1200 تا 1500 نیرو حضور دارند و در واقع ناوگان پنجم آمریکا در این کشور قرار دارد.

کویت نیز دیگر کشور منطقه خلیج‌فارس است که آمریکا در آنجا پایگاه دارد. عناصر مختلفی از نیروهای آمریکایی تقریبا در تمامی پایگاه‌های نظامی عمده کویت عمل می‌کنند و محل استقرارشان پایگاه هوایی احمد الجابر، اردوگاه الدوحه، جزیره فیلیکا، فرودگاه کویت و بندرالاحمدی است؛ اما نیروهای هوایی و دریایی عمده‌ای از آمریکا و همچنین نیروهایی از ستاد فرماندهی کل ارتش، در پایگاه مهم علی‌السالم و اردوگاه نظامی اریفجان مستقرند. تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در کویت حدود 10 هزار نفر است که بیش از 50 تانک، 52 هواپیما و 75 بالگرد نیز در اختیار دارند.

قطر یکی دیگر از کشورهای حوزه خلیج‌فارس است که 2 پایگاه در اختیار آمریکا قرار داده و قرارداد آن نیز در سال 1992 و پس از جنگ دوم خلیج‌فارس با آمریکا امضا کرده است. بر اساس توافق امنیتی و نظامی دوحه – واشنگن نیروهای آمریکا در 2 پایگاه العدید در 35 کیلومتری دوحه و اردوگاه نظامی السیلبه در اختیار آمریکا قرار گرفته است. قطر به یکی از مهمترین پایگاه‌های آمریکا بدل شده و این پایگاه‌ها مستقر در پایگاه‌های قطر که بیشتر در این منطقه هم ساکن هستند، حدود 3000 نفر است.

چهارمین کشور در منطقه که پایگاه در اختیار آمریکا قرار داده عربستان سعودی است. عربستان بیشترین نیروهای آمریکایی را در خود جای داده و پایگاه‌های آمریکا در این کشور در مناطق دمام، هفوف، خبر، تبوک و ینبع قرار دارد و پایگاه‌های ملک عبدالعزیز در ظهران، پایگاه‌های دریایی ملک فهد در جده، پایگاه هوایی ملک خالد و پایگاه نظامی ریاض با نیروهای آمریکایی همکاری دارند. مهمترین پایگاه هوایی آمریکا، پایگاه امیرسلطان در جنوب ریاض است که بیش از 5 هزار نیروی آمریکایی در آنجا مستقر هستند. هنوز بخشی از مرکز فرماندهی آمریکا در عربستان مستقر و بخش دیگری به قطر منتقل شده است.

کشور پنجم در حوزه خلیج‌فارس کشور عمان است که در آن پایگاهی مشترک از نیروهای آمریکایی و انگلیسی حضور دارند.

در امارات عربی متحده جایگاه خاصی وجود ندارد، ولی چند پایگاه با حضور 50 نظامی آمریکا با نظامیان آمریکایی همکاری می‌کنند. این تعداد از پایگاه‌ها که مجموعه‌ نیروهای حاضر در آن کمتر از 50 هزار نفر است، بیشتر اوایل دهه 1990 ایجاد و هدف عمده نیز حفاظت از کشورهای حوزه خلیج‌فارس در برابر تهاجمات احتمالی بوده است.کشورهای حوزه خلیج‌فارس به دلیل این که از پایگاه مردمی برخوردار نیستند و مجموع نیروهای نظامی آنها هم کمتر از نیروهای نظامی کشورهایی چون عراق است، صیانت و حفاظت از خود را با اتکا به نیروی خارجی انجام می‌دهند و همین موضوع باعث شده آمریکا در چارچوب سیاست منطقه‌ای و حضور مستقیم در خلیج‌فارس در این کشورها پایگاه ایجاد کند و در کنار آن سالانه میلیاردها دلار تسلیحات نیز به این کشورها بفروشد که در این میان نباید نقش مجتمع‌های نظامی – صنعتی را از نظر دور داشت.

در کنار این پایگاه‌های نظامی کاخ سفید تلاش کرده است در چارچوب سیاست مبارزه با تروریسم، بخصوص پس از دهه 1991، ناوهای دریایی و هواپیمابریش را در مناطق مختلف جهان از جمله خلیج‌‌فارس حرکت دهد. چنان که در ماههای اخیر ناو هواپیمابر آیزنهاور و جان استینز و ناو هواپیمابر ریگان به منطقه آمده‌‌اند. این 3 ناو که در مجموع 400 هواپیمای جنگی حمل می‌کنند، مهمترین پایگاه‌های سیار آمریکا به شمار می‌روند. آمریکایی‌ها دقیقا سال 1993 پیش از طرح و برنامه‌ای برای حمله نظامی به عراق این تعداد از ناو و هواپیما را در منطقه مستقر داشتند و در دهه 1980 نیز تعداد ناوهای هواپیما بر آمریکا به مراتب بیشتر از شرایط کنونی بود.

در بر آوردی که از نیروهای پنتاگون در سال 1381 شده بود، تعداد نیروهای زمینی آمریکا در منطقه، 60 هزار نفر بود و حال آن که نیروی لازم برای عملیات در عراق 250 هزار نفر اعلام شده بود. تعداد جنگنده‌های موجود در منطقه نیز 400 فروند گزارش شده بود که برای عملیات باید به 600 فروند افزایش می‌یافت. 3 ناو هواپیمابر در دریای سرخ، 3 ناو در خلیج‌فارس و یک ناو هم در دریای مدیترانه مستقر بود.

حال آن که اکنون مجموع نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج‌فارس حدود 60 هزار نفر است و هواپیماها با احتساب ناو هواپیما بر حدود 400 فروند.

این گسترده بودن حجم نیروهای آمریکایی در خلیج‌فارس بیش از آن که برای آن کشور امنیت‌سازی کند، آسیب‌پذیری آمریکا را موجب شده است؛ زیرا پایگاه‌های این کشور در منطقه همواره در تیررس اقدامات تروریستی قرار دارد که مهمترین نمونه آن اقدام در پایگاه الخبر عربستان در چند سال گذشته بود. از سوی دیگر از آنجا که خلیج‌فارس نقطه‌ای حساس است می‌تواند جدال‌های منطقه‌ای و امنیتی را به حوزه‌های پیرامونی دیگر منتقل کند که این خود نوعی بازدارندگی و رفتار مبتنی بر تعقل را به آمریکایی‌ها گوشزد می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات