مقدمه :
سیاست خارجی فرانسه پس از گذشته 4 ماه از ریاست جمهوری سارکوزی، آرامآرام در حال خروج از وضعیت انفعالی است و حتی در هفتههای اخیر شکل بسیار فعالانهای به خود گرفته است. در واقع سارکوزی با اقداماتی نظیر تلاش برای رفع بحران بر سر قانون اساسی اروپا، حل و فصل مسئله پرستاران در لیبی، مشارکت در حل بحران لبنان و حضور جدیتر در عراق و اتخاذ مواضع سرسختانه در قبال برنامه هستهای ایران سعی کرده است به نفوذ و وجه بینالمللی فرانسه بیفزاید. سارکوزی با توجه به اقدامات محدود فرانسه به این نتیجه رسیده است که برای ارتقای جایگاه بینالمللی کشورش باید به جای تکیه بر اصول سنتی به همسویی با آمریکا و متقاعد ساختن این کشور بپردازد.
">مقدمه :
سیاست خارجی فرانسه پس از گذشته 4 ماه از ریاست جمهوری سارکوزی، آرامآرام در حال خروج از وضعیت انفعالی است و حتی در هفتههای اخیر شکل بسیار فعالانهای به خود گرفته است. در واقع سارکوزی با اقداماتی نظیر تلاش برای رفع بحران بر سر قانون اساسی اروپا، حل و فصل مسئله پرستاران در لیبی، مشارکت در حل بحران لبنان و حضور جدیتر در عراق و اتخاذ مواضع سرسختانه در قبال برنامه هستهای ایران سعی کرده است به نفوذ و وجه بینالمللی فرانسه بیفزاید. سارکوزی با توجه به اقدامات محدود فرانسه به این نتیجه رسیده است که برای ارتقای جایگاه بینالمللی کشورش باید به جای تکیه بر اصول سنتی به همسویی با آمریکا و متقاعد ساختن این کشور بپردازد.
در حدود 4 ماهی که از روی کارآمدن سارکوزی در فرانسه میگذرد، سیاست خارجی این کشور دستخوش تحول و دگرگونی جدی شده و از حالت انفعالی بیرون آمده و شکل فعالتری به خود گرفته است و نوشتار حاضر در پی روشن ساختن دلایل نقش فعالتر فرانسه در صحنه بینالمللی است.
در جستوجوی وجهه و نفوذ بینالمللی بیشتر
همانگونه که سارکوزی در جریان مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرده بود افزایش وجهه و نفوذ بینالمللی فرانسه در سطح بینلمللی را – به گونهای که شایسته کشوری مانند فرانسه با رسالت تاریخی خاص خود و پشتوانه فرهنگی غنی آن باشد - در دستور کار خود قرار داد. از جمله ابتکاراتی که سارکوزی در سیاست خارجی در پیش گرفت، به حوزههایی مربوط میشد که مورد توجه و علاقه خاص فرانسه قرار دارد؛ یعنی اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا. در خصوص مسائل مربوط به اروپا، براساس این شعار معروف که فرانسه قوی در چهارچوب اروپایی قوی عینیت پیدا میکند، پیشنهادهایی برای رفع بحران قانون اساسی اروپا ارائه کرد که به موجب آن سندی محدودتر تهیه خواهد شد که تصویب آن مستلزم مراجعه به آرای عمومی نخواهد بود و تایید آن توسط پارلمانها کفایت خواهد کرد. در قضیه 6 پرستار بلغاری و یک پزشک فلسطینی که در لیبی به جرم آلوده ساختن فرآوردههای خونی به ویروس اچآیوی و در نتیجه مبتلا شدن صدها کودک لیبیایی به بیماری ایدز به زندان افتاده و به اعدام محکوم شده بودند، فرانسه دخالت کرد و پس از سفر سسیلیا - همسر سارکوزی – به لیبی، سرهنگ قذاقی دستور آزادی پرستاران بلغاری و پزشک فلسطینی را صادر کرد. این اقدام دولت فرانسه، در سطح بینالمللی بسیار جلب توجه کرد؛ هر چند که برخی ناظران اظهار عقیده کردند که مقدمات آزادی این افراد توسط اتحادیه اروپا قبلا فراهم شده بود و فرانسه تنها با استفاده از فرصت، ابتکار اقدام نهایی را در دست گرفت و اعتبار کسب آزادی این افراد را به نام خود تمام کرد. متعاقب آزادی این افراد، سارکوزی به لیبی سفر کرد و در جریان سفر، یک رشته قرارداد در زمینه همکاریهای اقتصادی با این کشور به امضا رساند که مهمترین آنها احداث یک نیروگاه هستهای در لیبی به منظور شیرین کردن آب بود که با اعتراضاتی مواجه شد. دومین اقدام مهم دولت جدید فرانسه، در مورد لبنان بود؛ یعنی کشوری که پیوندهای دیرینه با فرانسه دارد. در راستای حل اختلافات گروهها و جناحهای سیاسی گوناگون لبنان بر سرانتخاب رئیسجمهور آتی این کشور، به ابتکار دولت فرانسه، کنفرانسی در سن کلو - در حومه شهر پاریس – با شرکت نمایندگان تمام جناحها و گروههای سیاسی لبنان برگزار شد و در اواخر ماه ژوئیه نیز برنارد کوشنر طی سفر به بیروت با رهبران سیاسی این کشور ملاقات کرد و بر انتخاب رئیسجمهوری تاکید ورزید که بتواند نماینده تمامی جناحهای سیاسی لبنان باشد. فرانسه همچنین بار دیگر به لزوم اجرای قطعنامههای مصوب شورای امنیت در مورد لبنان تاکید ورزید، در مورد نقش سوریه نیز سارکوزی در سخنرانی خود در جمع سفرای فرانسه، موضعی متفاوت از شیراک اتخاذ کرد و اعلام داشت در صورتی که سوریه نیز در حل قضایای لبنان موضعی سازنده در پیش گیرد، حاضر است باب مراوده را با آن کشور بگشاید. گفتنی است که سارکوزی فاقد روابط شخصی شیراک با خاندان حریری است و همین امر به ازادی عمل بیشتر او در رابطه با سوریه منجر میشود.
ابتکار دیگر دولت جدید فرانسه، سفر کوشنر به عراق بود؛ این اولین سفر یک وزیر خارجه فرانسه به عراق پس از سال 1988 میلادی به شمار میآمد. کوشنر در این سفر، ضمن تاکید براینکه پایان دادن خشونت در عراق تنها از راههای سیاسی امکانپذیر است. پیشنهاد کرد براساس مدل کنفرانسی که در مورد لبنان برای آشتی ملی برگزار شد، در مورد عراق نیز کنفرانس مشابهی با شرکت گروههای سنی، شیعه و کرد برگزار شود.
فرانسه با توجه به مناسبات دیرینهاش با سنیها- که از زمان حکومت صدام حسین به جا مانده بود - و همچنین با توجه به شخصیت کوشنر - که به دنبال جنگ دوم خلیجفارس در جهت حمایت از کردها در برابر سرکوب رژیم صدام تلاش فراوان به خرج داده بود – خود را موقعیتی مناسب برای میانجیگری بین گروههای مختلف عراقی یافت. این پیشنهاد فرانسه از سوی جلال طالبانی – رئیسجمهور عراق - مورد استقبال قرار نگرفت و او ابراز داشت بهتر است فرانسه در راه سازندگی و توسعه اقتصادی عراق نقش ایفا کند زیرا مشکل اصلی عراق، اختلاف میان گروههای مذهبی و قومی این کشور نیست بلکه این گروههای افراطی و تروریست هستند که ثبات و امنیت را در عراق به مخاطره انداختهاند.
به دنبال این سفر، کوشنر طی مصاحبهای خواستار آن شد که مالکی – نخستوزیر عراق – به دلیل ناکامی در ایجاد امنیت در کشور و ایجاد مصالحه بین گروههای مختلف برکنار شود که این امر با اعتراض دولت مواجه شد و دولت فرانسه مجبور شد از سخنان کوشنر عذرخواهی کند. با این حال، سارکوزی در سخنرانی خود در جمع سفرای فرانسه، ضمن تاکید بر به حاشیه راندن گروههای افراطی در صحنه عراق و ایجاد وفاق میان گروههای سیاسی داخل کشور، ابراز عقیده کرد که همه اینها بدون وجود افقی روشن برای خروج نیروهای خارجی از این کشور، به ایجاد ثبات و امنیت کمکی نمیکند.
موضعگیری جنجال برانگیز دیگر در حوزه سیاست خارجی، اظهارات کوشنر در باب پرونده هستهای ایران بود. مبنی براینکه در صورتی که ایران فعالیتهای هستهای خود را متوقف نسازد، همه باید خود را برای جنگ با ایران آماده سازند. کاربرد واژه «جنگ» توسط کوشنر – که هرگز حتی توسط مقامات آمریکایی نیز صورت نگرفته بود - انحرافی آشکار از مواضع اتحادیه اروپا محسوب میشد که همواره بر رویکرد دیپماتیک و نرم در برخورد با بحران هستهای ایران تاکید داشت و به همین علت اعتراضاتی را نیز در محافل اروپایی برانگیخت تا آنجا که سارکوزی کاربرد این واژه از سوی کوشنر را اشتباه توصیف کرد. البته سارکوزی خود پیشتر در سخنرانیاش در جمع سفرای فرانسه، وجود ایران مجهز به بمب هستهای را غیرقابل پذیرش خوانده و در عین حال بمباران ایران را نیز فاجعهبار توصیف کرده بود که برای جلوگیری از آن باید به هر کاری دست زد.
کوشنر سخنان خود را در راستای سیاستی توصیف کرد که توسط سارکوزی در مورد بحران هستهای ایران اعلام شده بود و جار و جنجال به وجود آمده را ناشی از تحریف سخنانش توسط رسانهها دانست و اعلام کرد حاضر است برای نشان دادن حسننیت خود حل بحران هستهای ایران، به تهران سفر کند. کوشنر مدعی شد پیرو دیپلماسی مبتنی بر حقیقت است و کسانی که واژه «جنگ» را تابو میدانند اما سخنانی بر زبان میآورند که بوی جنگ از آن میآید، ریاکار و مزدور قلمداد کرد. با این حال، از مجموع این اتفاقات میتوان نتیجه گرفت که فرانسه در خصوص بحران هستهای ایران نیز خواهان ایفای نقش فعالتری است.
در خصوص ترکیه نیز سارکوزی سیاستی اتخاذ کرده که راه پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را بیش از پیش دشوار میکند. وی اخیرا ابراز عقیده کرد که جای ترکیه در اروپا نیست.
سارکوزی ضمن آنکه اعلام داشته تا بعد از تصویب قانون اساسی جدید اروپا، گسترش اتحادیه نباید مدنظر قرار گیرد. با پیشنهاد ایجاد اتحادیه مدیترانهای، جای ترکیه را در این اتحادیه دانسته و گفته است که اتحادیه مدیترانهای میتواند از روابط ویژهای با اتحادیه اروپا برخوردار باشد.
علل و عوامل شکلدهنده نگرش جدید سیاست خارجی فرانسه
تحرکات فوق در سیاست خارجی فرانسه را میتوان براین اساس تبیین کرد که سارکوزی با در نظر گرفتن امکانات محدود فرانسه، به این نتیجه رسیده که برای ارتقای جایگاه بینالمللی فرانسه این بار باید به جای اینکه این کشور با تکیه بر اصول سنتی گلیستی به مخالفت با سیاستهای آمریکا در آید، همسو با سیاستهای آمریکا حرکت کند و با متقاعد ساختن آمریکا مبنی براینکه شریک خوبی برای این کشور به حساب میآید و میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماتیک خود، مشکلات آمریکا در ایجاد نظم مطلوباش را کاهش دهد، خود را به صورت مهمترین و با نفوذترین متحد آمریکا نشان دهد.