فاطمه محمدی
مقدمه:
دکتر رمضان عبدالله - دبیر کل جنبش جهاد اسلامی - پیش از آنکه بهعنوان رهبر یک جنبش جهادی شناخته شود، به اندیشهپردازی شهره است که با نگاه تیزبین خود در آیندههای دور زندگی میکند. او که در سال 1958 میلادی در محله الشجاعیه غزه به دنیا آمد، پس از تکمیل تحصیلات متوسطه عازم مصر شد تا کسب دانش را در دانشگاه الزقازیق و در رشته اقتصاد پی بگیرد و بعدها به انگلستان انتقال یافت تا دکترای خود را از دانشگاه درهام دریافت کند. تا پیش از شهادت دکتر فتحی شقاقی، کمتر کسی بود که رمضان عبدالله را به عنوان یکی از رهبران جهاد اسلامی بشناسد، حال آنکه سابقه همراهی او با مرحوم شقاقی به دوران تحصیل در شهر الزقازیق مصر باز میگشت؛ آن هنگام که هسته اولیه جنبش جهاد اسلامی شکل گرفت و رمضان عبدالله در آن حضوری چشمگیر داشت. اما تحولات فلسطین چنان شتابان و پر افت و خیز است که دشواری آن موجب شد تا دبیر کل جنبش جهاد اسلامی مدتی تلاش در سکوت را بر ظهور علنی ترجیح دهد. بنابراین از 5 ماه پیش تاکنون وی از هر گونه مصاحبه یا سخنرانی خودداری کرده است اما در پایان این دوره که خود آن را دوره سخن گفتن مینامد تقاضای ما را پذیرفت و در شهر دمشق البته در نقطهای ناشناس با او به گفتوگو نشستیم. او در پایان به ما وعده داد در آینده، همکاریاش با همشهری دیپلماتیک را در چارچوب بررسی مسائل راهبردی ادامه دهد. متن کامل این گفت و گو را میتوانید در آخرین شماره همشهری دیپلماتیک بخوانید.
فاطمه محمدی
مقدمه:
دکتر رمضان عبدالله - دبیر کل جنبش جهاد اسلامی - پیش از آنکه بهعنوان رهبر یک جنبش جهادی شناخته شود، به اندیشهپردازی شهره است که با نگاه تیزبین خود در آیندههای دور زندگی میکند. او که در سال 1958 میلادی در محله الشجاعیه غزه به دنیا آمد، پس از تکمیل تحصیلات متوسطه عازم مصر شد تا کسب دانش را در دانشگاه الزقازیق و در رشته اقتصاد پی بگیرد و بعدها به انگلستان انتقال یافت تا دکترای خود را از دانشگاه درهام دریافت کند. تا پیش از شهادت دکتر فتحی شقاقی، کمتر کسی بود که رمضان عبدالله را به عنوان یکی از رهبران جهاد اسلامی بشناسد، حال آنکه سابقه همراهی او با مرحوم شقاقی به دوران تحصیل در شهر الزقازیق مصر باز میگشت؛ آن هنگام که هسته اولیه جنبش جهاد اسلامی شکل گرفت و رمضان عبدالله در آن حضوری چشمگیر داشت. اما تحولات فلسطین چنان شتابان و پر افت و خیز است که دشواری آن موجب شد تا دبیر کل جنبش جهاد اسلامی مدتی تلاش در سکوت را بر ظهور علنی ترجیح دهد. بنابراین از 5 ماه پیش تاکنون وی از هر گونه مصاحبه یا سخنرانی خودداری کرده است اما در پایان این دوره که خود آن را دوره سخن گفتن مینامد تقاضای ما را پذیرفت و در شهر دمشق البته در نقطهای ناشناس با او به گفتوگو نشستیم. او در پایان به ما وعده داد در آینده، همکاریاش با همشهری دیپلماتیک را در چارچوب بررسی مسائل راهبردی ادامه دهد. متن کامل این گفت و گو را میتوانید در آخرین شماره همشهری دیپلماتیک بخوانید.
* میتوان گفت که شرایط در منطقه ناآرام است اما ارزیابی شما بهعنوان یکی از رهبران مقاومت در فلسطین میتواند برای خوانندگان ایرانی مفید باشد.
** گرچه سیاستهای ایالات متحده آمریکا در عراق به شکست انجامیده و رژیم صهیونیستی هر روز با شکستی جدید در فلسطین مواجه میشود اما این دو، عموما جنگافروزی در خاورمیانه را راه حل بحرانهای مختلف آن به شمار میآورند؛ بنابراین منطقه خاورمیانه روز به روز باتلاق درگیریها و بحرانهایی فرو میرود که آمریکا و اسرائیل به وجود آورنده آن هستند. جورج بوش به این نتیجه رسیده که نمیتواند خود را از گرداب عراق و افغانستان و تمام منطقه خارج سازد مگر آنکه در دیگر مناطق خاورمیانه، آشوبهای جدیدی را به وجود آورد. بنابراین به عقیده من، به طور کلی منطقه ما شاهد بحرانهای بیشتری خواهد بود.
* آشوبی که مدنظر شماست، آیا ممکن است به صورت یک جنگ در منطقه تجلی کند؟ این جنگ احتمالا در کجا واقع میشود؟
** رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا قصد دارند با تبلیغات گسترده خود، منطقه را به 2 گروه میانه رو یا طرفدار سیاستهای آمریکا و تندرو یا نیروهای مقاوم و مبارز و مخالف با طرحهای آمریکا تقسیم کنند. گروه اخیر، جمهوری اسلامی ایران، سوریه، نیروهای مقاومت در لبنان، فلسطین، عراق و حتی افغانستان را در بر میگیرد. طرح این نکته از سوی آمریکا و اسرائیل کاملا هدفمند است. هم اکنون تمرکز کشورهای غربی، اسرائیل و آمریکا روی ایران است. البته تصمیم اعمال فشار بر ایران بیش از همه یک تصمیم اسرائیلی است زیرا رژیم صهیونیستی احساس میکند بیش از همه از برنامه هستهای ایران آسیب میبیند. البته آسیب آنها به واسطه تغییری است که به دلیل قدرت گرفتن ایران در موازنه قوا در منطقه ایجاد میشود. مقامات اسرائیلی صراحتا اعلام کردهاند که هیچ موضوعی از جمله موضوعات تبلیغی، مذهبی و داخلی در اولویت قرار ندارد مگر پرونده هستهای ایران. اسرائیل در تلاش است تا از وجود جورج بوش و نومحافظهکاران در کاخ سفید بهره گیرد و فشار به ایران را تشدید کند. هر چه به پایان ریاست جمهوری بوش نزدیکتر شویم، فرصت این اقدام محدودتر شده و به همین میزان بر حجم آن افزوده میشود.
* آیا فلسطین با یک بحران بزرگ به نام درگیریهای داخلی مواجه است که برای نخستین بار رنگ مسلحانه به خود گرفته است؟
** اوضاع بغرنج فلسطین بر هیچ کس پوشیده نیست. من برای توضیح بیشتر به نوشته یکی از نویسندگی - پروفسور رشید خالدی، استاد دانشگاه کلمبیای آمریکا - بسنده میکنم. وی سال گذشته کتاب بسیار مهمی با عنوان قفس آهنی چاپ کرد و تاریخچه مقاومت و مبارزات ملت فلسطین را شرح داد. به نظر او، مردم فلسطین از آغاز بحران فلسطین (قرن پیش) به دلیل سوء مدیریت رهبران و از دست دادن فرصتهای طلایی، وارد قفس آهنی شدهاند. در زمان مقبولیت انگلستان، مردم فلسطین به قفس جدیدی در آمدند که قفس وعدههای این کشور و دیگر کشورهای بزرگ بود و انقلاب سال 1936 به وقوع پیوست. متأسفانه مردم فلسطین با اعتماد به انگلستان و دیگر کشورهای غربی، وعدههای آنان را پذیرفتند. این داستان همیشگی بار دیگر با آغاز روند صلح تکرار شد و مردم فلسطین پس از ناکامی انتفاضه نخست، به قفس وعدههای آمریکا وارد شدند؛ بنابراین میتوان گفت که مردم فلسطین با پیمان اسلو به قفس جدیدی وارد شدند که اسرائیل و آمریکا کلیددار آن بودند. اسرائیلیها مخفیانه عرفات را از بین بردند و تلاش کردند بار دیگر مقاومت مردم فلسطین را در هم بکوبند و آنها را با انتخابات، به فقس جدیدی وارد کنند.
* متاسفانه دامنه درگیریها اخیرا جنبش جهاد اسلامی را نیز در برگرفت و نیروهای حماس و جهاد با هم درگیر شدند. چرا این گونه شد و آیا امکان تکرار آن وجود دارد؟
** بله، متأسفانه اخیرا درگیریهایی میان نیروهای جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامی روی داد که الحمدالله آن را پشتسر گذاشتهایم و میتوان گفت که انشاءالله دیگر تکرار نخواهد شد. به فضل خداوند، رهبری جنبش جهاد اسلامی در داخل، اوضاع را کنترل کرد و در توافق با حماس، اساسی برای حل این مشکل و جلوگیری از تکرار آن به وجود آمد. این درگیریها خواست ما و حماس نیست. در سالگرد شهادت دکتر فتحی شقاقی، دهها هزار نفر در خیابانهای غزه به حرکت درآمدند و جنبش حماس نیز موضع مثبتی نسبت به آن داشت. آنها در این مراسم شرکت کردند. خود آقای هنیه در آن سخنرانی کرد. من خودم تلفنی در این مراسم سخنرانی کردم و نسبت به حماس بسیار مثبت صحبت کرده و برادران حماس و جهاد در داخل را به وحدت و حل اختلافات فرا خواندم.
* ملاحظه میکنید که غزه در یک محاصره خارجی کامل قرار گرفته است. راه حل چیست؟
** به اعتقاد من، مردم فلسطین اگر مبارزه را در صدر اولویتهای خود قرار دهند، بار دیگر زمام امور را در دست خواهند گرفت. درباره پایان این بحران نیز نقطهنظرات متعددی وجود دارد؛ برخی گروههای فلسطینی که در این درگیریها هیچ سهمی ندارند، میگویند اگر حماس از اقدامات اخیر خود، یعنی کنترل غزه دست بردارد و اوضاع به پیش از 14 ژوئن 2007 یعنی پیش از تسلط حماس بر غزه بازگردد، بحران داخلی فلسطین نیز پایان مییابد. برخی دیگر از گروهها نیز اعتقاد دارند، حماس باید به اشتباهات خود اعتراف کند. اما هیچ یک از راهحلهای مذکور نمیتواند نقطه پایانی برای بحران داخلی فلسطین باشد زیرا اگر اوضاع به روال گذشته خود بازگردد، بحران جدید دیگری را در پی خواهد داشت و کسانی که این پشنهادات را ارائه میکنند، مسئولیت کامل این مشکلات را به گردن حماس میاندازند و فتح را کاملا تبرئه میکنند. اما ما میگوییم دو طرف باید در این زمینه مسئولیتپذیر باشند.
* راهبرد جنبش جهاد اسلامی در مرحله آتی چه خواهد بود؟
** راهبرد جنبش جهاد اسلامی برای همه کاملا مشخص و شفاف است و حتی از زمان ورود به مرحله ایجاد دمکراسی نیز کاملا معلوم بود. جنبش جهاد اعتقاد دارد مردم تحت اشغال بیگانگان قرار دارند و هم اکنون مرحله آزادسازی ملی است. در این مرحله حساس، اولویت با مبارزه و جهاد است و تمام ابعاد و اوضاع داخلی اعم از فرهنگی، اجتماعی و فکری باید در همه امور ثانوی به نفع مقاومت کنار گذاشته شود. این جنبش در درجه اول به مقاومت و ادامه درگیری با دشمن و ایجاد جنگ فرسایشی برای آن معتقد است.
* اما شاید مهمترین مسئله در این روزها، بحث کنفرانس پاییزی باشد که آمریکا در تلاش است آن را منعقد سازد. تحلیلهای مختلفی در این باره ارائه شده اما شنیدن نقطهنظر یکی از برجستهترین شخصیتهای فلسطینی برای ما مهم است.
** سیاست همچون بازی شطرنج است. همه شکافها و نیز مسائل مطرح در آن، ابزارهای شطرنج به شمار میآیند. هر کس در این بازی نقش خود را دارد و گروهی هم تماشاگرند. گرچه این کنفرانس مهمترین مسئله در صحنه فلسطین است اما آخرین چیزی که ممکن است آمریکا و اسرائیل به آن بیندیشند، مراعات عدالت در مورد فلسطینیان و اعطای حق آنان است. متأسفانه این کنفرانس بیش از هر چیز نیاز آمریکاست؛ حتی در طرح آن به نیازهای اسرائیل اولویت داده نشده است. اهداف خطرناک آمریکا برای برگزاری این کنفرانس که شاید در مریلند برگزار شود، 2 چیز است: 1- وادار کردن برخی کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی به عادیسازی رابطه با اسرائیل 2- تحکیم مواضع کشورهای عربی میانهرو یا آمریکایی - عربی، تا یک چتر و سایبان عربی برای اعمال فشار بیشتر بر ایران فراهم آید. در واقع حضور فلسطینیان در این کنفراس، فقط برای فراهم کردن شرایط تحقق هدف آمریکاست. یقیناً این کنفرانس هیچ دستاوردی برای فلسطینیان نخواهد داشت؛ حتی موافقت بر سر اصول کلی - که در اسلو صورت گرفت - نیز حاصل نخواهد شد. بنابراین از یادداشت تفاهمی صحبت میشود که عنوان مطالبی را که در یک مذاکره طولانی مدت مورد بررسی قرار خواهد گرفت، فهرست کنند. کنفرانس اگر برگزار شود، در حالی منعقد میشود که اولمرت در بدترین شرایط داخلی خود به سر میبرد. وضعیت اولمرت این قدر خراب است که نمیتواند چیزی به فلسطینیان بدهد. ابومازن هم در ضعیفترین شرایط خود به سر میبرد. ابومازن برای نخستین بار با مشکل نمایندگی ملت فلسطین مواجه شده است. حتما اولمرت با رفتار خود به ابومازن خواهد فهماند که اگر غزه در دست حماس است، توافقات ما با شما چه تضمینی برای اجرا خواهد داشت؟ طرح ما برای حل مشکل فیمابین برادرانمان در فتح و حماس از آن روی بود که ادامه این روند به تضعیف هر دو خواهد انجامید.
همچنین از نقش احتمالی اردن در حل بحران فلسطین نیز سخن به میان آمده است. اردن براساس تقسیم وظیفه میان خود، اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین در تلاش است تا مسئله اصلی این «دولت موقت» را - که خدمتگزار منافع اسرائیل است و نه مردم فلسطین - ایجاد کند. این دولت جدید بیشتر برای ارائه کمک به اسرائیل است تا رژیم صهیونیستی از دشمنان خود رهایی یابد؛ نه آنکه تلاشی باشد برای ریشهکن کردن اشغال. به عقیده ما مردم فلسطین با راهحلهای پیشنهادی موافقت نخواهند کرد بلکه زمینه برای انفجار جدید روند مقاومت و انتفاضه فراهم خواهد شد.