"> آمریکا راه دوستی با ایران را در پیش بگیرد
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۲  ، 
کد خبر : ۳۶۱۷۵

آمریکا راه دوستی با ایران را در پیش بگیرد


گروه سیاسی - محمدی
 ما با «شرارت» گفتگو نمی‌کنیم! روزنامه آمریکایی «نیویورک دیلی نیوز» همزمان با سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در دانشگاه کلمبیا و نیز مجمع عمومی سازمان ملل در تیتری که از سر خشم و با الهام از عبارات «محور شرارت» رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شده بود، چنین نوشت: ‌شرارت فرود آمده است.

میزبانی توهین‌آمیز «لی بالینجر» که جایگاه خود را به عنوان رئیس دانشگاه کلمبیا با یک «اکتیویست سیاسی» اشتباه گرفته بود، امپراتوری رسانه‌ای روپرت مرداخ را بر سر شوق آورد و در این راستا روزنامه «نیویورک پست» با تیتری سرشار از عصبانیت و البته بی‌ادبانه به پوشش خبری سخنان رئیس‌جمهوری ایران در دانشگاه کلمبیا پرداخت و بدین ترتیب پیشقراولی شانتاژ و فحاشی رسانه‌ای را بر عهده گرفت.

واکنشها و عملکرد رسانه‌های آمریکایی در قبال سفر محمود احمدی‌نژاد به نیویورک و سخنرانیهای او همچنان در کانون توجه عمومی قرار دارد و محور نقد و نظرهای متفاوتی است. تدرال، روزنامه‌نگار و کاریکاتوریست آمریکایی در تازه‌ترین یادداشت خود با عنوان «ما با شرارت گفتگو نمی‌کنیم»، به واکاوی رفتار رسانه‌ها و محافل سیاسی آمریکا در برابر سفر رئیس‌جمهور ایران به این کشور پرداخته است.

تدرال در عرصه هنر کاریکاتور، نام ناشناخته‌ای نیست. آثار هنری او را که در بیشتر از 140 نشریه منتشر می‌شود، می‌توان در رسانه‌های مختلفی - از فیلادلفیا دیلی نیوز، ‌لس‌آنجلس تایمز، سن ازه مرکوری نیوز،‌ سن دیه گو ریدر، واشنگتن سیتی پیپر گرفته تا نیویورک تایمز، لاس و گاس رویوژورنال، نیوارک استار لجر و ...- سراغ گرفت.

رال در هنر کاریکاتور یک «نوسنت گرا» به حساب می‌آید و از شیوه‌ای منحصر به فرد برای زنده کردن مشی هنری «توماس نست» که معتقد بود کاریکاتور وسیله‌ای برای ایجاد تغییرات است، پیروی می‌کند. توماس نست از مشاهیر هنر کاریکاتور است که بین سالهای 1840 تا 1902 میلادی می‌زیست. بسیاری از صاحبنظران معتقدند «نست» معروفترین و مهمترین کاریکاتوریست سیاسی تاریخ آمریکا بوده است که نمادهای معروفی چون «فیلی» که سمبل جمهوریخواهان و «الاغی» که سمبل دموکراتهای آمریکاست را طرحی کرده است. این دو نماد همچنان از سوی دو حزب اصلی ایالات متحده بویژه در ایام انتخابات مورد استفاده قرار می‌گیرد. تدرال همچنین مجری چند برنامه رادیو و تلویزیونی پر شنونده و بیننده است و برای گزارشهای رادیویی زنده‌ای که از نقاط حساسی مانند کوبا، ازبکستان و صحنه جنگ در کشمیر فرستاده، نام خود را در تاریخ رادیو آمریکا ثبت کرده است. گزارش زنده رادیویی او از افغانستان را بسیاری از شنوندگان رادیو کی‌اف‌آی به خاطر دارند. تدرال علاوه بر دریافت چندین جایزه بین‌المللی کاریکاتور در سال 96 یکی از سه نامزد نهایی دریافت جایزه پولیتزر بود. ...

او در ابتدای تحلیل خود با اشاره به واکنش رسانه‌های آمریکایی نوشته است:‌ ایران محور بگومگوها و واکنشهای مسخره رسانه‌ای است. «رال» ادامه می‌دهد:‌ رئیس‌جمهور ایران در برنامه «60 دقیقه» شبکه تلویزیونی CBS گفت، هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا نتوانند دوست یکدیگر باشند؛ حتی دوستان صمیمی. اما در پاسخ تنها این جملات را شنید: صدایتان نمی‌شنویم، چه می‌گویید؟!

اسکات پلی، گزارشگر سی‌بی‌اس از احمدی‌نژاد پرسید: آیا هدف دولت و کشور شما، ساخت سلاح هسته‌ای است؟‌ و او پاسخ داد: ‌شما باید درک کنید که ما نیازمند داشتن بمب هسته‌ای نیستیم. ما نیازی به آن نداریم. چه ضرورتی دارد که بمب [هسته‌ای] داشته باشیم؟

«پلی» ‌ادامه داد:‌ آیا حرفهای شما را باید یک «نه» تلقی کنیم؟ و احمدی‌نژاد پاسخ داد: ‌یک «نه» محکم و جدی.

هیچ بعید نیست که برخی از آمریکاییها حاضر باشند برای شنیدن چنین پاسخ صادقانه و صریحی از رهبران خود پول بدهند. اما با وجود پاسخهای رئیس‌جمهور ایران، اسکات پلی همچنان با سماجت بر نخستین پرسش خود پافشاری می‌کرد:‌ وقتی پرسشی به این صراحت را از شما می‌پرسم: آیا تعهد می‌کنید سلاحهای هسته‌ای را آزمایش نکنید؟‌ شما از پاسخ دادن طفره می‌روید. شما هرگز «بله» یا «نه» نگفتید. تدرال با عجیب توصیف کردن سماجت اسکات پلی ابتدا می‌پرسد: آیا «پلی» مشکل شنوایی دارد؟‌ و سپس می‌افزاید: براستی نمی‌توانم درک کنیم که چگونه ایران را دشمن خود تلقی می‌کنیم؟ نه ما و نه متحدانمان در حال جنگ با ایران نیستیم. بنابراین ایران چگونه محکوم به دشمنی با ماست؟

حکومت بوش با سوء‌استفاده از بی‌خبری افکار عمومی آمریکا و ساده‌لوحی روزنامه‌نگاران، اهداف چندگانه خود را برای تغییر رژیم ادغام کرده است. ...

ایالات متحده پس از حادثه 11 سپتامبر علیه طالبان بسیج شد و رسانه‌های آمریکایی، بریده فیلمهایی را نمایش دادند که در آن چند فلسطینی مشغول دست‌افشانی بودند. این در حالی بود که بنا به گزارش بی‌‌بی‌سی، جمعیت زیادی در خیابانهای تهران به یاد قربانیان 11 سپتامبر مراسم شمعگردانی شبانه برگزار کرده و 60 هزار تماشاگر فوتبال در یکی از ورزشگاههای تهران به احترام آنها یک دقیقه سکوت کردند. براستی عجیب نیست که چرا آمریکاییها از این خبرها مطلع نشدند؟ گزارش این رویدادها در فاکس نیوز انعکاسی نداشت و مخاطبان رسانه‌های آمریکایی از آنها بی‌خبر ماندند!

این تحلیلگر غربی ادامه می‌دهد: حادثه 11 سپتامبر و در پی آن دشمنی مشترک ایران و آمریکا با طالبان، فرصتی برای آشتی دو کشور پدید آورد و ایران به متحد خاموش آمریکا تبدیل شد. ارتش ایران پیشنهاد انجام عملیات جستجو و نجات خلبانان هواپیماهای ساقط شده را در جریان جنگ پاییز 2001 با طالبان ارایه داد و از نفوذش در جمعیت دری زبان افغانستان برای میانجیگری در «لوئی جرگه» که حامد کرزای را به عنوان رئیس‌جمهور افغانستان برگزید، استفاده کرد. در این شرایط، همه انتظار داشتند یخهای رابطه ایران - آمریکا آب شود. حتی زمزمه‌هایی به گوش می‌رسید که از پایان تحریمها و مبادله سفیر بین دو کشور حکایت داشت. با این وجود، ‌نومحافظه‌کاران چند هفته بعد نام ایران را در فهرست «محور شرارت» قرار دادند و آن را از طریق نطق سالانه بوش (در سال 2002) بصورت رسمی اعلام کردند. جواد ظرفیت؛ سفیر [وقت] ایران در سازمان ملل در این باره می‌گوید: ‌ما از ناسپاسی مفرط آمریکا و اینکه چه زود اتفاقات ماه قبل را فراموش کرده بود، شگفت‌زده شدیم. بوش در حالی که ایران را - که دشمن سرسخت القاعده است - متهم می‌کرد به نیروهای فراری القاعده پناه داده است، با پرخاش گفت: ایران باید به روند جنگ بر ضد ترور کمک کند. ایران یا با ماست یا علیه ما. اما این اتهامات بیهوده بود. هیچ کس - نه سیا، نه متحدان آمریکا - باور نداشت که ایران به اعضای القاعده پناه داده یا درصدد پناه دادن به آنهاست. جیمز روبین، فرستاده ویژه بوش به افغانستان در این خصوص می‌گوید:‌ هیچ اطلاعاتی امنیتی که اتهامات وارده به ایران را تأیید کند، در اختیار ندارم. با این وجود، آمریکا هرگز ادعاهای خود را پس نگرفت. اواسط بهار 2003، ایران بر رنجش خاطرش از این بابت فائق آمد و بار دیگر راه مهربانی را در پیش گرفت. درآمد تحرکات تازه ایران، نامه‌ای بود که پس از سقوط بغداد تسلیم وزارت خارجه آمریکا شد. در آن زمان بی‌بی‌سی گزارش داد: به نظر می‌رسد ایران در پی آن است که همه گزینه‌ها را - از شفافیت در برنامه هسته‌ای گرفته تا کمک به برقراری ثبات در عراق و ...- روی میز و در دسترس بگذارد. مقامات ایالات متحده این موضوع را تأیید کردند.

به گفته عادلی، از معاونان وقت وزارت خارجه ایران، نامه فرستاده شده برای آمریکاییها در بردارنده نکاتی مانند آمادگی ایران برای گفتگو و پرداختن به مسایل دو جانبه بود. لری ویلکرسون، رئیس ستاد وزیر خارجه وقت آمریکا - کاولین پاول - هم می‌گوید:‌ گروه بوش به عمد تصمیم گرفت این نامه را نادیده بگیرد و تندروهای حکومت آمریکا به سرکردگی دونالد رامسفلد اعلام کردند: «با شرارت گفتگو نمی‌کنیم»! «راست‌های افراطی» تصور می‌کنند «شرارت ایران» حول سه محور متمرکز است: بحران گروگانها در سال 1979، مخالفت با اسرائیل و تلاش برای دستیابی به سلاح‌ هسته‌ای.

این گروه اما فراموش کرده‌اند که رئیس‌جمهور کارتر عامل تشدید دردسرها و آشفتگیهای بوجود آمده بود زیرا تا مدتها پس از سقوط آشکار حکومت پهلوی، همچنان از رژیم فاسد و ستمکار پهلوی حمایت می‌کرد و از سویی به او اجازه داد برای درمان سرطانش به آمریکا بیاید. کارتر می‌دانست که که تصمیمش مبنی بر محبت بیش از اندازه به یک دیکتاتور ساقط شده از قدرت به مشکلات دامن می‌زند.

والتر موندال، معاون جیمی کارتر درباره شرایط آن روزها می‌گوید: کارتر اطراف اتاق قدم می‌زد و بیشتر ما به او گفتیم: اجازه بده [شاه] بیاید [آمریکا]. کارتر پاسخ داد: اگر کارمندان سفارتمان را گروگان بگیرند، چه راه حلی را پیشنهاد می‌دهید؟ در این هنگام اتاق در سکوت کامل فرو رفت. هیچ کس پاسخی نداشت و بعدها هم هرگز پاسخی برای این پرسش پیدا نشد.

در بیشتر مباحثی که درباره برنامه انرژی هسته‌ای ایران - و اینکه آیا پوششی برای یک برنامه تسلیحاتی است - مطرح می‌شود، دو نکته مفقود وجود دارد که مورد غفلت قرار گرفته‌اند. نخست آنکه ایران در سال 1970 به پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی پیوست. ایرانیان پس از پیروزی انقلاب نیز همچنان به پیمان ان‌پی‌تی پایبند ماندند.

دوم آنکه ایالات متحده با مبنا قرار دادن معیارهای دوگانه [سیاست یک بام و دو هوا را در پیش گرفته است]، در حالی که امتناع اسرائیل را از گردن نهادن به قطعنامه 1996 سازمان ملل برای ایجاد یک خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای نادیده می‌گیرد، همزمان ایران را تهدید می‌کند. آژانسهای اطلاعاتی ایالات متحده اواخر دهه 90 میلادی به این نتیجه رسیدند که اسرائیل 75 تا 130 بمب اتمی در اختیار دارد اما ایران هیچ سلاح هسته‌ای ندارد. بنابر گزارش آژانس بین‌الملل انرژی اتمی، اسناد موجود علیه ایران بسیار کمتر از شواهدی است که علیه عراق زمان صدام وجود داشت.

تدرال در پایان تأکید می‌کند:‌ تنفر کشورها از یکدیگر نمی‌تواند مانع روابط دوستانه آنها شود.  بر این اساس مانعی بر سر راه روابط ایران و آمریکا وجود ندارد. ایران یک رقیب منطقه‌ای است که همزمان با ایفای نقش رقابتی در برابر آمریکا، می‌تواند دوست آمریکا هم باشد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات