ابوالفضل شریفی
اقتصاد اسرائیل شکنندهتر از آنی بود که تصور میشد. جنگ اخیر نشان داد اقتصاد اسرائیل به شدت به آرامش مطلق وابسته است و کوچکترین تکانی آن را تا مرز سقوط به پیش خواهد برد.
حملات حزبالله به شهرکهای اسرائیلی موجب وحشت فراوان در سرزمینهای اشغالی گشته و بانکها ـ مدارس ـ دانشگاهها و... در مناطق شمالی اسرائیل عملا به حال تعطیل در آمده است. بر اثر حملات متقابل حزبالله و اسراییل آسیبهای فراوانی به اقتصاد طرفین درگیری وارد آمده و خطر رکود آن را تهدید میکند. آشنایی با اقتصاد هر دولتی نقاط ضعف و قوت آن را نیز بر همگان عیان خواهد ساخت. امروز اسراییل میکوشد اقتصاد خود را پویا نشان دهد در حالی که نگاهی گذرا به بنیانهای آن این نظر را با تردیدهای جدی مواجه میکند.
روزنامه "اورشلیم پست" به نقل از یک کارشناس ارشد اقتصاد اسرائیل نوشت که حملات حزبالله به "حیفا" و دیگر شهرکهای اسراییلینشین روزانه 500 میلیون شکل (حدود 115 میلیون دلار) به اسراییل زیان وارد میکند. رووین کوونت گفت: "ادامه تنشها در خاورمیانه در کوتاه مدت تاثیر چندانی بر اقتصاد اسراییل نخواهد داشت اما با طولانی شدن این روند و ادامه حملات حزبالله به تاسیسات زیربنایی اسراییل، رشد اقتصادی این کشور در بلند مدت با چالش جدی رو به رو خواهد شد." سازمان صنایع نظامی اسراییل نیز اعلام کرد که از آغاز حملات موشکی حزبالله لبنان به شهر حیفا تاکنون بیش از 300 تا 400 میلیون شکل (700 تا 95 میلیون دلار) به تاسیسات صنعتی این شهر خسارت وارد شده است. هم اکنون 35 درصد از 1800 کارخانه شهر حیفا به طور کامل تعطیل شده و 35 درصد نیز به طور موقت فعالیت میکنند. در همین حال، خبرگزاری شینهوا گزارش داد که ادامه درگیریهای نظامیدر خاورمیانه به ضرر رشد اقتصاد جهانی خواهد بود.
اسراییل در بدو تشکیل در سال 1948 میلادی به سه نکته توجه کرد:
1ـ تاسیس ارتش جدید که به سلاحهای پیشرفته مجهز بوده و همواره آماده جنگ باشد.
2ـ جذب مهاجران جدید. براین اساس در سال 1948، حدود 100 هزار مهاجر به فلسطین وارد شدند و در سال 1949 این رقم دو برابر شد.
3ـ تاسیس سازمانهای حکومتی مانند: "مراکز خدماتی، بانک مرکزی، بیمه، رادیو و... دولت اسراییل همچنین به ملی کردن منافع و فعالیت اقتصادی مبادرت ورزید و بیشترین توجه به بخش کشاورزی و منابع آبی معطوف شد.
مابین سالهای 1945 ـ 1972، سرمایهگذاریهای خارجی به اسرائیل سرازیر شد و با افزایش نیروی انسانی که نتیجه مهاجرتهای انبوه بود، فعالیتهای اقتصادی رونق بسیاری یافت و میانگین تولید سرانه ملی از دو به 17 درصد افزایش یافت و میانگین مصرف فردی به 9 درصد رسید. در این دوره، تمامی زمینهای زراعی مورد استفاده قرار گرفت و صنعت، محور کار اقتصادی شد. بخش خدمات و ساختمان نیز در این برهه رشد قابل توجهی یافت و نظارت دولت در فعالیتهای اقتصادی و تامین بودجه، افزایش یافت، به صورتی که سهم دولت در سال 1950 از 23 درصد به 38 درصد در سال 1960 و 65 درصد در سال 1970 افزایش یافت. سالهای 1985 ـ 1973 را سالهای رکود اقتصاد اسرائیل مینامند. جنگهای 1973 تاثیر بدی بر اقتصاد اسرائیل گذاشت به صورتی که رشد اقتصادی در برخی سالها به صفر رسید و در مجموع از سه درصد تجاوز نکرد. در همین حال معادله پرداختهای بازرگانی و بودجه دولت، سیر نزولی خود را طی کرد. در مورد عوامل این رکود حرف و حدیثهای فراوانی گفته شده است اما هزینههای جنگ سال 1973 و از سویی بالا رفتن قیمت نفت به عنوان علل اصلی این رکود ذکر شده است. از آن جایی که 30 درصد از تولید ناخالص ملی اسرائیل به هزینههای نظامی اختصاص یافته بود و با افزایش بهای نفت، قیمت و ارزش انرژی در اسرائیل بسیار بالا رفت، برخی کارشناسان علل دیگری را برای رکود اقتصادی اسرائیل در این دوره ذکر کردهاند که به ساختار اقتصادی اسرائیل باز میگردد. رشد سریع اقتصادی در دهههای 50 و 60 به دلیل ادامه جذب مهاجر و حجم سرمایهگذاریهای خارجی، امکانپذیر نبود. هم چنین از یک سو، رشد صنعتی و تولید کالاهای جایگزین کالاهای خارجی به پایان رسیده بود و از سوی دیگر، اسرائیل امکان صادرات کالا و یافتن بازارهای جدید را نداشت. بنابراین، دوران رکود، موجب بحران سیاسی در اقتصاد اسرائیل شد و سران این رژیم را به تجدید نظر در سیاستهای اقتصادی، روابط خارجی و شرایط بازار کار و سرمایه واداشت. اسرائیلیها به سالهای 1985 تا کنون سالهای شکوفایی اقتصادی میگویند. با به قدرت رسیدن حزب لیکود، رکود اقتصادی و تورم و کسری بودجه با اتخاذ سیاستهای اقتصادی نادرست ادامه یافت و اسرائیل را در آستانه ورشکستگی اقتصادی قرار داد، اما با کمکهای ویژه ایالات متحده و روی کار آمدن دولت اتحاد ملی (کارگر ـ لیکود) و اتخاذ سیاستهای اصلاح اقتصادی تا حدودی از بحران نجات یافت. این برنامه موفق به کنترل تورم، کاهش هزینههای دولتی و پول ملی و جلوگیری از بالا رفتن قیمتها شد و در سال 1987 تا 1988 اقتصاد اسرائیل، رونق نسبی یافته و روند رشد را از سر گرفت. البته در سال 1989 به علت انتفاضه مردم فلسطین، اقتصاد اسرائیل دچار رکود شد اما در آغاز دهه 90 با مهاجرت یهودیان شوروی و رونق یافتن بازار و دریافت وامهای متعدد و جذب مهاجر روند رو به رشدی یافت. به این ترتیب، معدل افزایش قدرتها روند معقولی گرفت.
کشاورزی اسرائیل
اسرائیل به لطف زمینهای حاصلخیز اشغالی فلسطینیان در زمینه کشاورزی و تولیدات آن از توان خاصی برخوردار است. اسرائیل از توان تامین مایحتاج خود و نیز صدور محصولات کشاورزی به خارج از مناطق اشغالی نیز برخوردار است. مساحت سرزمینهای زیر کشت از 1650 میلیون هکتار در سال 1949 به 380/4 میلیون هکتار در سال 1987 افزایش یافته و در همین مدت، اراضی آبیاری شده از 300 هزار هکتار به 1153 میلیون هکتار فزونی یافته است. تولیدات کشاورزی نیز از سال 1977 تا 1988 از 25 به 31 درصد افزایش یافته و در سال 1993 این رقم 118 درصد بوده است. کیبوتس و موشاف دو موسسه و نهاد مهم کشاورزی اسرائیل محسوب میشوند که برنامهریزیهای کشاورزی اسرائیل نیز برعهده آنها است.
صنعت اسرائیل
از دهه 70 صنعت اسرائیل به خصوص در بخش صنایع نظامی و صادرات رشد قابل توجهی داشته است. صادرات صنعت الماس که حدود نیمی از صادرات اسرائیل را تشکیل میدهد، هم اکنون به یک چهارم رسیده و در مقابل، صنایع الکترونیکی رشد فزایندهای یافته و صادرات آن دو برابر شده است. شرکتهای صنعتی اسرائیل برخی زیرمجموعه دولتاند و برخی نیز مشترکند (دولت ـ بخش خصوصی) مهمترین مجموعه صنعتی اسرائیل «کلال» است که در دهه 60 توسط کارگران مهاجر از آمریکای لاتین تاسیس شد که در صنایع مختلف مانند الکترونیک، فلزات، مواد غذایی و سیمان و پوشاک فعالیت میکنند و دارای شرکتهای ملی و بیمه است.
عمران و شهرکسازی اسرائیل
این بخش در اسرائیل از اهمیت فوق العادهای برخوردار است چرا که ساخت منازل و شهرکها برای مهاجران جدید از اولویتهای تمام کابینههای اسرائیل بوده است، در 30 سال اول تشکیل این رژیم حدود یک میلیون و200 هزار خانه جدید ساخته شد، در سال 1980، حدود 90 درصد از یهودیان در خانههایی زندگی میکردند که پس از سال 1948 ساخته شده بود. تا پیش از نیمه دهه 70 دولتهای اسرائیل خود به ساخت شهرکهای صهیونیستی میپرداختند اما از این زمان به بعد، این کار به بخش خصوصی واگذار شد و دولتهای اسرائیل تنها بر آن نظارت میکردند.
تجارت خارجی اسرائیل
تجارت خارجی اسرائیل بر سه اصل استوار است:
1ـ تکیه بر واردات: نسبت واردات به تولید ناخالص ملی در دهه 50 از یک سوم، به 45 درصد در دهه 60 افزایش یافت و پس از آن نیز به بیش از 60 درصد رسید.
2ـ رای جبران هزینههای واردات، صادرات نیز افزایش یافته و از 10 درصد در دهه 50 به 25 درصد در دهه 60 و حدود 50 درصد دردهه 80 رسید.
3ـ به رغم افزایش صادرات موازنه میان صادرات و واردات به وجود نیامده و این رژیم همواره از عدم موازنه تجاری در رنج است. کسری موازنه تجاری اسرائیل نشانگر آن است که اسرائیل همواره بدون آن که هزینهای بپردازد از کالاهای خارجی بهرهگرفته و به این ترتیب از سیاست سرمایهگذاری فعال بدون استفاده از سطح مصرف عمومی پیروی کرده است.
آنچه برای اقتصاد اسرائیل مهم است
1ـ سازمان صنایع نظامی
اسرائیل از بدو تشکیل کوشید ارتش خود را به قویترین ارتش خاورمیانه تبدیل کند. براساس این راهبرد، ارتش اسرائیل باید توانایی رویارویی با تمام ارتشهای عرب و آمادگی حمله و جنگ حتی در چندین جبهه را دارا باشد. یکی از عللی که حتی امروز اعراب از مواجهه با اسرائیل هراس دارند. اعراب بر اثر تبلیغات و البته شکست سنگین سالهای دور از رویارویی با اسرائیل هراس دارند. دستیابی اسرائیل به این چشمانداز نیازمند دستیابی به پیشرفتهترین تکنولوژی نظامیدنیا است. افزایش هزینههای نظامیاسرائیل موجب رشد صنایع تسلیحاتی به ویژه پس ازجنگ 1967 شده است و دولتهای اسرائیل تمام توان خود را برخودکفایی در این زمینه اختصاص دادهاند تا جایی که اسرائیل امروز از سازندگان جنگنده، تانک، موشک و سلاحهای شیمیایی محسوب میشود. اهمیت صنایع نظامیدر اسرائیل تا آنجاست که در محافل نظامیگفته میشود نیمیاز دانشمندان و مهندسان اسرائیلی به نحوی با صنایع نظامی و تسلیحاتی در ارتباطند.
2ـ روابط آمریکا و اسرائیل
اسرائیل همواره از متحدان استراتژیک ایالات متحده، دارای روابط در تمامی سطوح اقتصادی، نظامی، سیاسی و. . . با آمریکا بوده است. البته نفوذ لابی صهیونیستی در دولتهای آمریکا نقش بسزایی در گسترش روابط آمریکا با اسرائیل ایفا کرده است. جالب آنجاست که شرکتهای اسرائیلی از اجازه ورود به مناقصههای وزارت دفاع آمریکا برای عقد قراردادهای صنایع تسلیحاتی برخوردارند.
3ـاقتصاد فلسطین در اسرائیل
اقتصاد اراضی اشغالی فلسطین به طور غیرقابل باوری به اسرائیل وابسته است. بسیاری از ضروریترین مواد کشاورزی مانند برنج و گندم و. . . از اسرائیل به اراضی اشغالی فلسطین وارد میشود و هم چنین بازارهای آنها پر است از کالاهای ساخت اسرائیل. پس از جنگ سال 1948 در اراضی اشغالی 1948 تنها 150 هزار عرب باقی ماندند و اکثریت اعراب در شهرهای بزرگی مثل قدس غربی، یافا، حیفا، الرمله از میان رفت و شهرهای صفد و طبریه به طور کلی از ساکنان عرب خالی شد. اکثر اعراب باقیمانده و ساکن روستاها ازتوانایی اقتصادی با تشکلهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی بی بهره بودند و با فلسطینیهای آواره و کشورهای عربی ارتباطی نداشتند: در نتیجه خود را در جامعهای بیگانه و در برابری دشمنی میدیدند که هدفش بیرون راندن اعراب از مرزها بود. به همین دلیل اقتصاد فلسطین در محاصره، همواره وابسته به اسرائیل بوده و کوچکترین درگیری فلسطینیان با اسرائیل موجب قطع شاهرگ اقتصادی اراضی اشغالی فلسطین خواهد شد.
انتفاضه و اقتصاد اسرائیل
بنا به گزارش سازمان تجارت و توسعه ملل متحد ارزش سرمایهگذاریهای مستقیم خارج در اسرائیل در سال 1995 به 269/6 میلیون دلار و در سال 2000 نیز تا سقف 450/21 میلیون دلار افزایش یافت. در سال 2001 این سرمایهگذاریها به 089/23 میلیون دلار رسید ولی در سال 2002 این رقم به 940/2 میلیون دلار رسید. برای نشان دادن عملکرد ضعیف اقتصاد اسرائیل پس از سال 2000، میتوان، به صنعت گردشکری، اشاره کرد. صنعتی که بنا به دلایل تعلقات مذهبی در سال 2000 شاهد رشد چشمگیری بود و بازدید از اماکن مذهبی به گونهای که میانگین ماهانه ورود گردشگری، در نه ماه اول سال به 000/225 هزار نفر رسید که این رقم در ماه دهم میلادی سال 2000 به 000/15 نفر کاهش یافت. در پایان سال 2002 نیز این رقم به 5000 نفر رسید. اسرائیل هر سه ماه حدود یک میلیارد دلار از صنعت گردشگری درآمد داشت که در حال حاضر با گذشت نزدیک به پانزده روز از حملات اخیر اسرائیل به لبنان و حملات متقابل حزبالله به مناطق توریستی اسرائیل، این رقم، به شدت کاهش یافته است.