حسین غریب
جالب است بدانیم قدرتهای زورگوی جهانی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، احساس خطر کردند. اما هماکنون با دست یافتن انقلاب ما به تکنولوژی (که امروزه تنها تکنولوژی قدرتساز و پولساز است) دیگر احساس خطر نمیکنند بلکه خطر را به عینه میبینند، این است که با گستاخی تمام و با وجود مغایرت با تمام قوانین و مقررات بینالمللی و به صورت کاملاً غیرمنطقی، حتی با تحقیقات علمی دانشمندان ما هم مخالفت میکنند و چنانکه رئیسجمهور محبوب و عزیز ما فرمودند: اگر لازم باشد میگویند دانشگاهها را هم تعطیل کنید. در ضمن باید بدانیم که اکنون مقابله قدرتهای زورگوی جهانی با ما بسیار جدیتر خواهد بود و هرگز شوخیبردار نیست، زیرا با درخشش جوانهای ما در زمینههای علمی از یکسو و پیروزی جریان اصیل انقلابی در انتخابات ریاستجمهوری و بر باد رفتن آرزوهای دشمنان از سوی دیگر، هیچ روزنه امیدی برای آنان باقی نمانده و بخوبی دریافتهاند که ایران در جاده پیشرفت قرار گرفته و این مسیر، مسیری است که منتهی به قدرت خواهد شد.
در نظام بینالملل کشورها به سه دسته تقسیم شدهاند:
1. مرکز (کشورهای پیشرفته صنعتی بخصوص آمریکا یعنی کشورهایی که تکنولوژی را در اختیار دارند و از نظر اقتصادی، نظامی، سیاسی و بطور کلی مؤلفههای قدرت در جایگاه نخست جهانی قرار دارند.)
2.شبه پیرامون (کشورهایی که پیشرفته نیستند بلکه در حال توسعه و بالاتر از جهان سوم میباشند همانند کره جنوبی و...)
3. پیرامون (کشورهای جهان سوم.)
تکنولوژی در اختیار کشورهای مرکز است و با استفاده از آن در تمام زمینهها یکه تازی میکنند و در صنایع نظامی و تولیدات صنعتی و رایانه و اقتصاد و... جایگاه اول را دارند و با زحمت بسیار کمتر تولید ثروت بیشتر و بیشترمیکنند و موقعیت خود را در نظام بینالملل حفظ مینمایند. تحت هیچ شرایطی و به هیچ وجه و به هر وسیله هم اجازه نمیدهند دیگر کشورها جای آنها (مرکز) رابگیرند، حتی با جنگ و بکارگیری سلاحهای ممنوعه و... .
مخالفت نظام سلطه با انرژی هستهای ایران از همینجا سرچشمه میگیرد، زیرا انقلاب ما ضمن دستیابی به تکنولوژی، به لحاظ اعتقادی و در واقع بصورت نرم افزاری با دیدگاه نظام سلطه کاملاً در تعارض است.
ممکن است این سؤال پیش بیاید که اگر مخالفت غرب با مسئله هستهای تهران بخاطر دستیابی ایران به تکنولوژی است، پس چرا با دیگر کشورها مانند هند، پاکستان، کره جنوبی و برزیل و... مخالفت نمیکنند و بعضاً کمک هم مینمایند؟ این موضوع به نرم افزار انقلاب اسلامی ایران و اینکه کشور ما تنها کشوری است که حکومت شیعی دارد، بر میگردد ضمن اینکه امالقرای جهان اسلام است و جهان اسلام ظرفیتهای بی کران مادی و معنوی و... در اختیار دارد. یعنی ایران پیشرفته میتواند الگوی یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان باشد و آنها را به حرکت درآورد که قدرتی بلامنازع خواهند بود اما هند و پاکستان و برزیل و... هرگز قادر به این کار نیستند یعنی نمیتوانند ملتهایی را گرد خود جمعآوری کنند و قدرت بوجود آورند و این موقعیت را ندارند و چنانچه آن کشورها به تکنولوژی دست پیدا کنند قابل مهار هستند اما جهان اسلام با ظرفیتهایی که دارد و به شدت ناسازگار با منافع غرب است، قابل مهار نخواهد بود.
نکته اینجاست که اگر مذاکرات ایران با غرب بر سر مسئله هستهای صد سال هم طول بکشد آنها حتی یک امتیاز نخواهند داد و تنها ما باید با شناخت روابط و نظام بینالملل و استفاده بهینه از امکانات مادی و معنوی داخلی و بینالمللی خود، برای خویش امتیاز سازی کنیم (در واقع قدرتسازی کنیم و براساس آن امتیاز بگیریم)، این یک بازی کاملاً جدی و واقعی است که باید تنها با واقعیت با آن برخورد کنیم. زیرا برای رسیدن به قله حقیقت و اهداف حق و درست خود، راهی نداریم جز اینکه از نردبان واقعیت بالا برویم.
به نظر میرسد اگر نتیجه پیشرفتهای خود در زمینه هستهای را در اختیار کشورهای اسلامی که به ایران نزدیک هستند و کشورهای غیرمتعهد مانند کوبا و ونزوئلا و دیگر کشورها بگذاریم و آنها را نیز به نفع خود وارد بازی نموده و رو در روی قدرتهای زیادهطلب قرار دهیم بسیار مفید خواهد بود.
نتیجه:
1. غرب پس از پروتستانیسم و سودمحوری به جای کلیسا محوری، رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی را برای مقابله با اسلام و حتی یهود و در نتیجه برداشتن مخالفان خود از سر راه و رسیدن به منافع نامشروع خود (و آسودگی مسیحیت در سایه درگیری اسلام و یهودیت)، بوجود آورد و به هر وسیله و به هر شکل از آن حمایت کرده و خواهد کرد.
2. مخالفت با انقلاب اسلامی ایران و مخصوصاً انرژی هستهای و دستیابی ایرانیان به تکنولوژی نیز با توجه به هویت انقلاب اسلامی برای مقابله با اسلام و حمایت از رژیم صهیونیستی و در نهایت حفظ جایگاه خود در نظام بینالمللی و در دست داشتن تکنولوژی و تولید قدرت و در نهایت رسیدن به منافع مورد نظر میباشد.