1ـ ایراد تهمتهای پی در پی به دولت نهم
این روزنامه میکوشد اقدامات وزارت کار و امور اجتماعی را در چارچوب انجام وظایف ذاتی خود در مورد نظارت بر تشکیل تشکلهای کارگری و کارفرمایی، نوعی توطئه از پیش طراحی شده علیه کارگران و کارفرمایان جلوه دهد و با استفاده از اصطلاحاتی چون «سناریوی وزارت کار»، «کلید زدن فاز دیگری از برنامه»، «برنامههای از پیش تعیین شده وزارت کار»، «دیکته کردن برنامههای وزارت کار»، «برنامه مداخله وزارت کار در امور تشکیلات» و... ذهن مخاطبان را به چنین سمت و سویی هدایت کند. جالب اینجاست که روزنامه اعتماد ملی برای چنین تهمتهای بزرگی، هیچ سند و مدرکی ارائه نمیکند و جالبتر آنکه گردانندگان این روزنامه، حتی در انتشار این مطلب به ابتداییترین اصل حرفه خود که همانا بیطرفی در انعکاس مطالب است، ذرهای توجه نمیکنند. به راستی آیا نویسندگان و انتشاردهندگان این مطلب نباید یک بار از وجدان خود میپرسیدند که اینگونه تاختن بر دولتی با این پشتوانه عظیم ملی چه مفهومیدارد؟
2ـ عبور از خطوط قرمز امنیت ملی
نویسندگان و منتشرکنندگان مطلب «پایان سه جانبهگرایی» برای به کرسی نشاندن نظر خود که همانا زیر سوال بردن دولت است، حتی از خطوط قرمز امنیت ملی هم عبور کردهاند. آنها با پیش بینی قطعی این مطلب که مجامع جهانی حتما در این موضوع ) به زعم ایشان، دخالت وزارت کار در امور تشکلها ( ورود خواهند کرد و این ورود، پرونده هستهای ما را دستخوش مشکلات تازهتری خواهد نمود، بیتعهدی خود را نسبت به مصالح ملی آن هم در شرایطی که همگان بر حفظ وحدت ملی برای فائق آمدن بر توطئههای جهانی اذعان دارند، مورد تاکید قرار دادهاند. عبارت روزنامه اعتماد ملی را در این مورد بخوانید و قضاوت کنید: «ورود سازمان بینالمللی کار به ماجرا، بسیار به زودی صورت خواهد گرفت و اعلام رای و گزارش آنها درباره آنچه در ایران در حوزه روابط کار در حال شکلگیری است، میتواند ایران را دارای پروندهای کند که سرنوشت کشور را در تعیین تکلیف پروندههای باز دیگر که ایران در شورای امنیت سازمان ملل و حقوقبشر دارد، دشوار کند.»
3ـ نادیده انگاشتن اقدامات وزارت کار و تلاش برای بحرانزایی
به راستی نویسندگان و منتشرکنندگان مطلب «پایان سهجانبهگرایی» از طرح مطلب زیر با عنوان «تلاش وزارت کار، واگذاری حق اخراج کارگران به کارفرمایان است» چه هدفی را دنبال میکردهاند؟
آیا جز تحریک کارگران به رودررویی با دولت، این مطلب میتواند هدف دیگری را دنبال کند؟ آیا با توجه به شرایط حساس کشور از جهت بینالمللی، این برداشت که نویسندگان و منتشرکنندگان مطالب به خیال باطل خود درصدد کلید زدن بحرانهای داخلی برای نظام هستند، برداشت درستی نیست؟
آیا نویسندگان و منتشرکنندگان مطلب، با نوشتن این جمله که «وزارت کار به انجام کارهای غیرقانونی عادت کرده» درصدد زیر سوال بردن بنیانهای یک وزارتخانه با مسوولیتی ملی ـ که همانا ساماندهی معضل اشتغال است ـ نبودهاند؟ طرح موضوع «عادت کردن به انجام کارهای غیرقانونی»، که مطلب «پایان سهجانبهگرایی» آن را در وصف رکنی از ارکان دولت نهم به کار برده، حتی درشان افراد خلا فکاری که پروندههای سنگین دارند هم قابل به کار بردن نیست.
«عادت به کارهای غیرقانونی»، وضعیتی است که شخص را حتی از انجام یک عمل قانونی هم عاجز میکند. آیا رواست مسوولان وزارت کار، که در دولت نهم متهورانه شانه خود را زیر بار سنگین تولیگری اشتغال کشور دادهاند و آنچه را که در طول سالهای پس از انقلاب، هیچیک از متولیان این وزارتخانه خود را در معرض آن قرار نداده، اکنون بر خود هموار ساختهاند، حتی از خلافکاران اجتماعی هم کمتر شمرده شوند و در وصف آنها گفته شود که «به کارهای غیرقانونی عادت کردهاند!» اگر حتی تنها یک فرصت شغلی از هزاران شغل ایجاد شده در دولت نهم از سوی وزارت کار مورد نظر نویسندگان و منتشرکنندگان مقاله قرار میگرفت، روا نبود که این اتهام را متوجه آن کنند؛ اما هیهات که وقتی قطار دشمنی بر ریل تهمت و افترا به حرکت در میآید، حتی از له کردن اعتبار افراد و مجموعههای خدوم هم واهمهای ندارد. بیتردید «بازی خطرناکی» که نویسندگان و منتشرکنندگان مطالب «پایان سهجانبهگرایی» به وزارت کار نسبت دادهاند، کاری است که خود آنها آغاز کردهاند و میتوان عنوان «پایان گرایش به منافع ملی و آغاز بیگانهگرایی» را برای آن برگزید.