تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۲  ، 
کد خبر : ۳۶۳۵۴
تحلیلی درباره از سرگیری سفرهای استانی و بودجه‌نویسی به شیوه جدید

محک تجربه در دور تازه


محمود احمدی‌نژاد با سفر به بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی دور دوم مجموعه سفرهای استانی خود را در آغاز نیمه دوم دولت نهم در حالی شروع کرده است که از یک سو پاره‌ای موانع تحقق اهداف خود را از پیش راه برداشته است و از جانب دیگر وضعیت نسبت به گذشته متفاوت می‌نماید. گفتار و رفتار او در نخستین سفر استانی دوره دوم نشان می‌دهد که رییس‌جمهوری اصول‌گرای جمهوری اسلامی همچنان به مولفه‌های خود از سیاست و قدرت پای‌بند و معتقد است. عناصری چون غافل‌گیرسازی، تهییج، تحمیل، محوریت بحث انرژی هسته‌ای و ساده و کوچک‌سازی امور از مواردی هستند که در دوره تازه نیز به چشم می‌آیند. با این تفاوت که دیگر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی نیست تا پاره‌ای اظهارنظرهای او با آنچه از زبان مقام سابق جاری می‌شد متفاوت و گاه متناقض جلوه کند یا دیگر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی وجود ندارد تا برای تخصیص بودجه به استان‌ها به نظر کارشناسی و تایید آنها نیاز افتد. بحث هسته‌ای اما هنوز باقی است هر چند که قاطعانه تصریح می‌کند: «از نظر ما بعد سیاسی پرونده هسته‌ای تمام شده است. موضوع به آژانس بازگشته و آژانس در این باره اظهارنظر می‌کند و معلوم است که مساله تمام شده است». البته همچنان دولت‌های قبلی را متهم می‌کند و کماکان سفرهای استانی را یک موفقیت بزرگ می‌خواند. در این میان قیمت نفت تا مرز افسانه‌ای یکصددلار برای هر بشکه بالا رفته و این به رییس دولت اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای می‌دهد. جیب دولت پر است و از این رو می‌توان با صدای بلند سخن گفت. در سفر اخیر البته جمله یا رفتار چندان غافل‌گیر کننده مشاهده نشد اما این به معنی آن نیست که در دیگر سفرها نیز چنین نشود. شاید یکی از مواردی که غافل‌گیری در پی داشته باشد عزل مدیرانی باشد که پیش از این گفته شد صورت محرمانه‌ای از آنها ارسال شده است. مردم ما اعم از خاص و عادی علاقه وافری به تنبیه متخلف دارند. هنوز افرادی با حسرت قصه واقعی یا ساختگی نانوای مشهدی را بازگو می‌کنند که به دستور رضاخان درون تنور انداخته شد و زنده زنده سوخت. با این که جان یک انسان در این میان مطرح است اما هر که این قصه را تعریف می‌کند وجه قاطعیت آن را بیشتر مورد توجه قرار می‌دهد. عزل استاندار، فرماندار یا بخشدار در سفرهای بعدی عجیب و بعید نخواهد بود تا عنصر غافل‌گیرسازی هم چنان در کانون توجه قرار داشته باشد. عناصر هیجان‌آور کماکان باقی هستند. شعارهای صریح درباره انرژی هسته‌ای و وعده هزینه کردن پول نفت در آن محل می‌تواند مردم را به هیجان آورد. خاصه این که قیمت نفت نیز چنین امکان و اجازه‌ای را می‌دهد. در همین حال این سفرها با بحث بودجه 87 هم زمان می‌شود که خود به خاطر حذف تبصره‌ها و شکل تازه بودجه‌نویسی که دست مدیران را در هزینه کردن باز می‌گذارد و از نظارت مجلسیان می‌کاهد بحث‌انگیز است. در نگاهی کلی به اهم این موضوعات و مسایل مرتبط از این قرار می‌توان پرداخت:

- پرونده هسته‌ای؛ رییس‌جمهور بار دیگر تصریح کرد: «مگر ما از قدرت‌هایی که مداخله کردند درباره این حق می‌پرسیم که شما از ملت ما این‌ها را می‌پرسید؟» به گفته وی قطعنامه‌های قبلی هم که صادر شده بود براساس گزارش‌های غلط و دروغی بود که به آژانس رفته بود. این اظهارات در حالی است که در این هفته گزارش تازه محمد برادعی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی منتشر می‌شود و صدور قطعنامه سوم نیز منوط به همین گزارش است.

با این حال آقای احمدی‌نژاد پیشاپیش درباره قطعنامه‌های احتمالی بعدی هم تکلیف را روشن می‌کند: «ملت ما برای این تحریم‌ها و اخم کردن‌ها تره هم خرد نمی‌کند و اگر دو کشور اروپایی هم، کنار آمریکا قرار بگیرند خودشان ضرر خواهند کرد.» نام این دو کشور اروپایی که به گفته احمدی‌نژاد در کنار آمریکا قرار می‌گیرند یا گرفته‌اند فرانسه و آلمان است که رییس‌جمهور اولی هفته گذشته میهمان جرج بوش بود و صدراعظم دیگری نیز به زودی به کاخ سفید می‌رود. نیکلاس سارکوزی که برخلاف اسلاف خود اصراری به اعلام استقلال فرانسه از آمریکا در موضع‌گیری‌های سیاسی ندارد در آمریکا گفت: «ما باید با نشان دادن بن‌بست بودن وضعیت مقامات کنونی به بحران پایان دهیم.» وی با بیان این که «هیچ راه‌حلی جز تحریم‌های سازمان ملل و اروپایی وجود ندارد» بر گفت‌وگوهای بیشتر تاکید کرد. آنگلا مرکل نیز قبل از آن که رهسپار ایالات متحده شود تصریح کرد: «اگر ایران از مواضع خود عقب‌ ننشیند آلمان از تحریم‌های بیشتر و شدیدتر علیه تهران حمایت خواهد کرد و چنانچه مذاکرات جاری موفقیتی در پی نداشته باشد آلمان آماده همراهی با دیگر کشورها برای گسترش تحریم‌هاست». با این اوصاف طبیعی است که همه نگاه‌ها به سوی وین و جایی باشد که قرار است گزارش دیگری از مدیرکل آژانس منتشر شود. رییس دولت نهم در قبال پرونده هسته‌ای چند محور مشخص را دنبال می‌کند: اول این که سیاست دولت قبل در اعتمادسازی و مذاکره با دولت‌های اروپایی را نکوهش می‌کند. او از 22 بهمن 84 می‌گوید که «مردم در امواج خروشان خواست خود را مبنی بر ایستادگی در حق هسته‌ای فریاد زدند» اما درست از سه سال قبل‌تر و از 22 بهمن 81 نمی‌گوید که سیدمحمد خاتمی رییس‌جمهوری وقت برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی و در جمع مدیران وزارت علوم از امکان تولید سوخت هسته‌ای در داخل کشور سخن گفت. همان‌گونه که رییس‌جمهور کنونی نیز اشاره کرده است در آن ایام اعضای گروه رجوی که حمله آمریکا به عراق را نزدیک و نزدیک‌تر احساس می‌کردند با شادمانی از این که در گزارش‌ هانس بلیکس رییس هیات عالی بازرسی سازمان ملل نشانه‌هایی از تولید سلاح‌های کشتار جمعی در عراق مشاهده نشده است می‌کوشیدند توجه کاخ سفید را به نقطه‌ای دیگر عطف کنند. خاصه این که آمریکا به جز عراق، ایران را نیز در کنار کره شمالی در محور شرارت قرار داده بود. از این رو مدعی تلاش‌های مخفیانه ایران برای غنی‌سازی اورانیوم به قصد تولید سلاح اتمی شدند. در این فضا و در شامگاه 22 بهمن 1381 محمد خاتمی رییس‌جمهوری وقت ایران صراحتاً بر فعالیت‌های صلح‌آمیز جمهوری اسلامی در این راستا تاکید کرد تا فعالیت‌ پنهان قلمداد نشود. منتها تمام توجهات به سوی عراق بود و زمین پای صدام حسین چنان داغ شده بود که بحث انرژی هسته‌ای ایران تحت‌الشعاع قرار گرفت. تنها چهل روز بعد و در حالی که مطابق گزارش‌های رسمی هیچ موردی از تولید سلاح‌های کشتار جمعی در عراق یافت نشده بود و سازمان ملل نیز مجوز حمله صادر نکرد، آمریکا به این سرزمین یورش برد. یک سال بعد که سروصدای عراق اندکی فرو نشست فیل آنها دوباره یاد هندوستان کرد و تحت تبلیغات و القائات همان‌ها که از فروپاشی صدام به شدت آسیب دیده بودند باز هم بحث پرونده هسته‌ای ایران پیش‌ آمد. در این فضا دولت خاتمی پرونده را به دبیر شورای عالی امنیت ملی سپرد و حسن روحانی که از حمایت سه ضلع از حاکمیت و گروه‌های تاثیر‌گذار (اصلاح‌طلبان، مصلحت‌گرایان و محافظه‌کاران) برخوردار بود و تنها اصول‌گرایان بودند که او را تایید نمی‌کردند درصدد اعتمادسازی برآمد. مذاکره با سه کشور اروپایی نیز از این رو بود که در آن زمان از این سه تنها یکی (بریتانیا) با سیاست‌های ایالات متحده هم سو بوده و دوشادوش آمریکا در حمله به عراق شرکت کرد. در حالی که فرانسه و آلمان مخالف بودند و این یک فرصت استثنایی به حساب می‌آمد. با این اوصاف می‌توان گفت روایت تاریخی آقای احمدی‌نژاد از پرونده هسته‌ای اگر هم نادرست نباشد به چند دلیل ناقص است: اولاً به خاطر این که شروع آن را 22 بهمن 84 ذکر می‌کند در حالی که «سه سال قبل از آن» درست (یا درست‌تر» است. ثانیاً اگر سه کشور اروپایی امروز با آمریکا همراه و هم رای هستند به این معنی نیست که در مقاطع گذشته نیز چنین بوده است. گرهارد شرودر در آلمان و ژاک شیراک در فرانسه هرگز مانند اخلاف خود (آنگلامرکل و نیکلاس سارکوزی) در کنار آمریکا قرار نداشتند. آمریکا این دو را تنبیه کرده و از عراق و عواید بازسازی آن، دور نگاه داشته بود و از این رو ایران برای آنان یک امکان انحصاری به حساب می‌آمد. ثالثاً به موجب توافق‌نامه‌های پاریس و سعدآباد تعلیق غنی‌سازی به صورت داوطلبانه و نه الزام‌آور پذیرفته شد. اگر دولت نهم توانست پلمپ‌ها را بردارد و غنی‌سازی را از سرگیرد به همین خاطر بود که آن توقف کوتاه‌مدت داوطلبانه صورت گرفت وگرنه نقض تعهدات بین‌المللی به حساب می‌آمد و همان موقع پرونده به شورای امنیت می‌رفت و مذاکرات ادامه نمی‌یافت. نکته چهارم هم این در بحث پرونده هسته‌ای تفکیک دولت‌ها خطاست. هم حسن روحانی و هم علی لاریجانی که در دو دولت‌ خاتمی و احمدی‌نژاد عهده‌دار مسئولیت پرونده بودند بیش از آن که به دولت منتسب باشند دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند. اکنون نیز پرونده به دبیر تازه سپرده شده است. با این حال یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد. این که آقای احمدی‌نژاد تهدیدات را جدی نمی‌گیرد یا نمی‌انگارد در حالی که هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی دیدگاه متفاوتی دارند. رییس‌جمهوری پیشین در تازه‌ترین اظهارنظر خود که در جمع ستادهای ائتلاف اصلاح‌طلبان صورت پذیرفت و هشدار داد: «کشور در معرض تهدید‌های بزرگ قرار دارد.» هاشمی رفسنجانی نیز در ماه‌های اخیر چنین موضوعی را عنوان کرده و حتی گفته است «در شرایط ویژه به سر می‌بریم». آقای احمدی‌نژاد اما در همان سخنرانی بیرجند تصریح کرد: «آقایی که فکر می‌کنی سیاست‌مدار برجسته‌ای هستی، اگر جانبازان و شهدا هم مثل شما فکر می‌کردند الان نصف ممکلت دیگر وجود نداشت و از عزت و اقتدار کشور دیگر خبری نبود. تا وقتی این فرهنگ و اتصال به ولایت زنده است انقلاب و کشور پیروز خواهد بود.»

با این همه هنوز هم این کشورهای اروپایی حتی در دوران سیاست‌مداران تازه‌شان هستند که کاملاً با آمریکا هم سو نشده‌اند. در جریان سفر اخیر رییس‌جمهوری فرانسه مرتباً با این پرسش روبه‌رو شد که چرا «توتال» به طور کامل به تحریم نمی‌پیوندد؟ درست است که آلمانی‌ها نیز به ظاهر و در گفتار با آمریکایی‌ها هم‌زبانی می‌کنند اما هم زمان بر مذاکره تاکید می‌ورزند و همین استمرار گفت‌وگوها به سود ماست زیرا از ابتدای سال خورشیدی آینده بحث اول در آمریکا انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود. انتقاد مکرر آقای احمدی‌نژاد از دولت گذشته به خاطر مذاکره با سه کشور اروپایی در حالی است که علی لاریجانی نیز با ادعای نگاه به شرق و جایگزینی روسیه و چین و هند به جای انگلستان و فرانسه و آلمان پرونده‌ را در دست گرفت. مهم‌ترین دلیل استعفای او نیز همین موضوع تلقی شده است. زیرا دریافت سیاست نگاه به شرق در مذاکره هسته‌ای شکست خورده است و اگر قرار باشد آبی گرم شود از اروپا خواهد بود. روس‌ها به تعبیر حسن روحانی ما را بازی داده‌اند. از یک طرف قطعنامه علیه ایران را امضا می‌کنند با این که از حق وتو هم برخوردار هستند، از جانب دیگر با بهانه کهنه‌شدن تجهیزات و تاسیسات نیروگاه اتمی بوشهر از تکمیل آن سر موعد مقرر سرباز می‌زنند و تاسف‌بارتر از اینها با اتکا به این پرونده درصدد امتیازگیری هستند. این استخوان لای زخم بیش از هر که، به سود آنهاست. طنز تلخ ماجرا این بود که درست در آستانه سفر پوتین به تهران استعفای لاریجانی تسلیم و اعلام شد در حالی که اگر سیاست نگاه به شرق به ثمر نشسته بود حضور رییس‌جمهور روسیه می‌توانست نقطه اوج آن باشد و دلیلی وجود نداشت که پس از آن نیز گفت‌وگو با خاویر سولانا ادامه یابد. از میان کشورهای اروپایی طرف مذاکره، آلمان‌ها در شورای امنیت عضو دایم نیستند و همین به آنها انگیزه مشارکت جدی در این بحث  را داده است. درست است که مقامات کنونی آلمان و فرانسه بیش از گذشته با آمریکا هم‌سویی و هم‌گرایی نشان می‌دهند ولی رفتار و گفتار آنها در معرض نقد احزاب رقیب داخلی است. کما این که عملاً در رودر بایستی قرار گرفته‌اند. از یک سو نمی‌خواهند مانند ماجرای عراق رویاروی آمریکا قرار گیرند و از جانب دیگر پرونده هسته‌ای ایران برای آنها یک موقعیت بسیار مناسب به حساب می‌آید. بخشی از اعتماد به نفس آقای احمدی‌نژاد در این قضیه و این که تهدیدها را بلوف می‌خواند و جدی نمی‌گیرد از این روست که می‌داند اروپایی‌ها اهل حساب و کتابند و اگر قدری زیرکی نشان دهند می‌توانند بازی را از آمریکا به زمین خودشان منتقل کنند. هرچند پیشبرد این استراتژی مستلزم بهبود معیارهای دموکراسی و حقوق بشر است. خاتمی با این کار و تقویت مبانی دموکراتیک از یک سو توجه اروپا را جلب می‌کرد و از جانب دیگر گفت‌وگو با انگلیس به منزله ارتباط با آمریکا بود. زیرا هیچ یک از کشورهای اروپایی به اندازه انگلستان با سیاست‌های آمریکا هم سو نیست. این که علی لاریجانی در تازه‌ترین مصاحبه با نشریه کویتی نیز به صراحت به دلایل استعفای خود اشاره نکرده به همین خاطر است که او نیز پس از 26 ماه به همان نقطه‌ای رسید که حسن روحانی و دولت قبل در آن قرار داشتند. اگر قرار باشد گشایشی حاصل آید از سوی طرف اروپایی است و نه شرق و بازگذاشتن روزنه مذاکره با سولانا به همین خاطر است. وگرنه اگر ایران صرفاً خود را با آژانس طرف بداند چه دلیلی دارد که همچنان و در دوران پس از لاریجانی نیز مذاکره با خاویر سولانا ادامه یابد؟

برخی با نگاه دیگری نیز این قضیه را تحلیل می‌کنند. از این منظر که در دیپلماسی این یک اصل پذیرفته است که در گفتار باید نرم بود اما در رفتار محکم. نرمی و انعطاف گفتار به استواری رفتار کمک می‌رساند. به نظر می‌رسد رییس‌جمهور اصول‌گرا سیاست معکوس آن را در پیش گرفته است.در گفتار و در سخنرانی‌ها در این باره بسیار سخت و غیرقابل انعطاف ظاهر می‌شود اما مذاکره کنندگان ایرانی چه در سطح اروپایی و چه در آژانس قدری نرمی از خود نشان می‌دهند. این می‌تواند شکل دیگری از سیاست هجومی و دفاع در زمین حریف نیز قلمداد شود. با این اوصاف تقلیل پرونده هسته‌ای به دو سال اخیر دور از اخلاق و انصاب می‌نماید. از سوی دیگر به سود دولت کنونی نیز هست که آن را در سطح نظام و بالاتر از این یا آن دولت ارزیابی کنند تا چنانچه از جانب ایران موضع تازه‌ای اتخاذ شد، به حساب صرف دولت گذاشته نشود. هر چند هم چنان قابلیت آن را دارد که در هر شهرستان و روستا جماعت را به هیجان آورد. لاریجانی نگفته اما قطعاً یکی از موارد اختلافی می‌توانسته همین باشد که موضوعی در این درجه از حساسیت و اهمیت واژه‌ها و ادبیات خاص دیپلماتیک خود را می‌طلبد و گرچه رییس‌جمهور مخاطبان خود را صرفاً مردم همان شهرستان یا روستای تجمع کننده می‌پندارند اما وقتی این اظهارات از شبکه خبر سیما و بر روی کانال ماهواره‌ای پخش می‌شود انگار از تهران و موضع کاملاً رسمی است.

- منتقدان و مخالفان، رئیس‌جمهور اصول‌گرا هم‌چنان مخالفان و منتقدان خود را از توده مردم جدا می‌کند. او به لحاظ نظری با ترویج دیدگاه‌های آخرالزمانی شناخته می‌شود و از حیث عملی با سفرهای استانی و مصوبه‌های فراوان و تخصیص بودجه در محل. درباره گروه اول که با مبانی اعتقادی او به تصور وی مشکل دارند می‌گوید: «این حرف‌ها را که می‌زنیم گروهی تمسخر می‌کنند. این‌ها بت‌پرست‌ها و شیطان‌پرستان مدرن هستند که قیافه روشن‌فکری می‌گیرند. امام ما دست یاری خدا و امام عصر را در صحنه‌هایی چون دانشگاه کلمبیا دیده‌ایم.» درباره گروه دوم نیز چنین نظر می‌دهد: «بعضی‌ها که در ویلا‌ها و برج‌های خود در مرکز نشسته‌اند از ما انتقاد می‌کنند که چرا به سفر استانی می‌رویم و می‌گویند رییس دولت باید در مرکز و در دفتر خود بنشیند و از آنجا کشور را اداره کند.» او احساس می‌کند با چند جبهه در مواجهه است. جبهه اول شیطان‌پرستان و بت‌پرستان که مبانی فکری او را بر نمی‌تابند. جبهه دوم از درون حاکمیت که در 16 سال گذشته مصدر امور بوده‌اند و جبهه سوم مجموعه‌ای از اروپا و آمریکا که با انقلاب و گفتمان انقلابی مخالفند. با این حال رییس‌جمهوری بهتر می‌داند که بهترین تلاش برای این القا کند تمام گفتمان انقلاب را نمایندگی می‌کند اغراق‌آمیز است زیرا در بهترین حالت و از گرایش‌های مختلف سیاسی و فکری دیدگاه‌های او تنها یک ضلع از اضلاع متنوع را باز می‌تاباند. آقای احمدی‌نژاد از یک سو اصرار دارد سخنان کلی بیان دارد که تا پیش از وی تاکنون از زبان رهبران شنیده می‌شده البته با لحن و ادبیاتی متفاوت و از جانب دیگر به ریزترین امور اجرایی بپردازد. از یک سو برای اداره جهان راهکار ارایه بدهد و از جانب دیگر بحث وام و اشتغال را پی‌ می‌گیرد. این دومی را برخی هدف‌گیری انتخاباتی نیز ارزیابی می‌کنند: «برخی انتقاد می‌کنند که با سفر استانی توقعات مردم بالا می‌رود. اما مردم این استان چه در آن سفر و چه در این سفر، هیچ خواسته غیرمعقولی نداشتند. می‌خواستند برای آنها جاده بکشیم. به شهرها و روستاهای آنها آب و برق و به آنها برای ساخت کارخانه و اشتغال فرزندانشان وام بدهیم ... به علاوه بگذارید توقعات مردم بالا برود. چرا توان‌مندی‌های ملت ایران را که با استعداد هستند کور می‌کنید و نادیده می‌گیرید؟» با این حال این واقعیت را نیز باید در نظر داشت که دور دوم سفرهای استانی با تبلیغات انتخاباتی مجلس هشتم هم زمان شده است. اگر کاندیدای مجلس، اصول‌گرا و حامی احمدی‌نژاد باشد با میزان تحقق وعده‌های استانی محک می‌خورد و اگر هم نامزد اصلاح‌طلبی باشد که توفیق عبور از غربال شورای نگهبان با منفذهای ریز آن را یافته باشد وعده‌های استانی را به چالش خواهد کشید. چندی پیش عبدالله رمضان‌زاده سخنگوی دولت خاتمی گفته بود با توجه به این دو سال پیش در استان ایلام وعده داده شد ظرف دوسال این استان از محرومیت خارج می‌شود اکنون سررسید آن وعده‌هاست می‌توان با مسافرت به این نقطه دریافت که چقدر از آن وعده‌ها محقق شده است. ضمن این که نمایندگان به هر گرایش‌ سیاسی مایلند که بهبود وضعیت زندگی در حوزه انتخابیه آنها به حساب تلاش‌ها و پیگیر‌های خودشان منظور شود حال آن که در سفرهای استانی فعال مایشاء دولت است.

- بودجه 87؛ عناصر غافل‌گیرسازی و تحمیل و کوچک‌نمایی امور را در لایحه بودجه نیز می‌توان سراغ گرفت. رییس‌جمهور پیش از این گفته بود از بودجه هزار صفحه‌ای با تبصره‌های متعدد کسی چندان سر در نمی‌آورد. تصویر ارایه لایحه بودجه سال بعد در آخرین ماه پاییز یا اولین ماه زمستان همواره به این صورت بوده است که رییس دولت (قبلاً نخست‌وزیر و در حال حاضر رییس‌جمهور) مجموعه حجیمی را روی سر می‌برد و به رییس مجلس که بالا دست او نشسته است تقدیم می‌کند. حجم و سنگینی این کتاب‌ها به قدری است که گاه دیگران به یاری می‌شتابند. با این اوصاف امسال شاهد چنین صحنه‌ای نخواهیم بود و یک جزوه 50 برگی به عنوان بودجه 87 تقدیم می‌شود. این نوع نگاه به بودجه به معنای آن است که بودجه شرح دخل و خرج است. چون دخل (درآمد) را دقیقاً نمی‌توان پیش‌بینی کرد حداقل‌ها را در نظر می‌گیرند تا تحقق آن قطعی باشد. بخش اصلی درآمد ایران از محل صادرات نفت خام است. قیمت هر بشکه نفت 1/34 دلار در نظر گرفته شده با این که به مرز 100 دلار هم رسیده است. البته این قیمت بورس نیویورک است و ایران براساس سبد اوپک و قدری هم پایین‌تر باید محاسبه کند. زیرا در اوپک نیز نفت‌های با کیفیت‌تری مثل لیبی گران‌ترند. درآمد یا دخل دولت به سه بخش صادرات نفت، صادرات غیرنفتی و مالیات قابل تقسیم است. بر این اساس دولت مثلاً 70 میلیارد دلار برای خود در نظر می‌گیرد. این 70 میلیارد دلار را نیز به دو بخش جاری و عمرانی تقسیم می‌کند. منظور از بخش جاری هزینه‌هایی است که سرمایه‌‌گذاری محسوب نمی‌شوند. مثل حقوق کارمندان دولت، یارانه‌ها و مانند اینها. عمرانی هم سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف است. در 50 صفحه می‌توان معلوم کرد که این 70 میلیارد دلار چگونه در دو بخش جاری و عمرانی هزینه می‌شود. اضافه بر آن نیز اگر درآمدی حاصل شد که کاملاً محتمل است به حساب ذخیره ارزی منتقل می‌شود تا دست دولت را در مانورهای اقتصادی باز بگذارد. اگر میوه گران شد، میوه وارد کند، اگر سررسید بدهی فشار آورد، آن پرداخت شود و قضایای دیگر. اما آیا موضوع به همین سادگی است؟ این روش تجار بازار است. آنها اگر هم حسابدار و منشی و دفتر داشته باشند، باز هم حساب را نزد خود نگاه می‌دارند. یک خط عمود و یک خط افقی به شکل صلیب می‌کشند و هر روز می‌دانند که چه داده‌اند و چه گرفته‌اند تعهدات (چک‌ها) هم روشن است. بخشی از آنچه می‌پردازند تعهدی است و نقدی نیست و قسمت قابل توجه نقدینگی در گردش نیز سرمایه آنها نیست و وام و اعتبار و تسهیلاتی است که دریافت کرده‌اند. از این رو یک بازرگان به سرعت و سهولت تصمیم می‌گیرد. چون قرار نیست به جز مالیات حسابی پس بدهد. اما آیا دولت نیز این گونه است. می‌توان میلیارد‌ها پول را به یک نفر واگذاشت تا هزینه کند؟ سازمان مدیریت سه کار مهم انجام می‌داد. اول این که اعتبارات را توزیع می‌کرد. دوم این که آنها را در مجرای کارشناسی جاری می‌ساخت و سوم به جای نگاه روزمره که مبتلا به ادارات و دستگاه‌های دولتی ماست با برنامه‌های پنج ساله و در افق بلندمدت‌تر که در حال حاضر می‌توان سند چشم‌انداز 20 ساله باشد محک می‌زد. بودجه 50 صفحه‌ای با این نگاه، امکان نظارت و برنامه‌ریزی مستمر را سلب می‌کند و دست نمایندگان را از این عرصه نیز کوتاه می‌سازد. اما در یک حالت مطلوب است. این که رییس‌جمهور با صراحت و شفافیت نحوه هزینه کرد را توضیح دهد. همچون پرسش جدی که هم‌اینک مطرح است و هم کارشناسان و اقتصاددانان و هم مردم عادی و عامی و رهگذران کوی و خیابان می‌خواهند بدانند درآمد افسانه‌ای 120 میلیارد درلاری که در این دو سال به جیب دولت ریخته شده دقیقاً و با کدام تفکیک و اولویت هزینه شده است؟ هر کاندیدای مجلس نیز که این هدف را تعقیب کند هم به احتمال پیروزی خود و هم به افزایش مشارکت عمومی یاری می‌رساند.

دموکراسی هم جز این نیست. مردم در انتخابات مجلس شرکت می‌کنند و نمایندگانی را بر می‌گزینند برای این که بدانند پولی که متعلق به آنهاست چگونه هزینه می‌شود. این تعریف کاملاً قابل لمس است و نیاز به توضیحاتی فلسفی و سیاسی را مرتفع می‌سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات