احمد رضایی
دو نوع تلقی از پدیده صهیونیسم وجود دارد: تلقی جزءنگر که رایج است و تلقی جامع که چندان رایج نیست.
در تلقی اول، صهیونیسم پدیدهای سیاسی، نظامی و حداکثر اقتصادی است که طول تاریخی آن نزدیک به 150 سال و عرض جغرافیایی آن، فلسطین اشغالی و سرزمینهای اطراف آن است.
در تلقی دوم، ضمن اینکه صهیونیسم پدیدهای سیاسی و نظامی است، پدیدهای عقیدتی، فرهنگی و اقتصادی است که طول تاریخی آن بیش از دو هزار سال و عرض جغرافیایی آن فراتر از فلسطین و خاورمیانه است. نگاه جزءنگر تمامیت صهیونیسم را در رژیم اشغالگر فلسطین میبیند و نگاه جامع، این رژیم را تنها یکی از مظاهر صهیونیسم و در واقع بخش آشکار و جلوی چشم این پدیده میبیند. در نگاه اخیر، «صهیونیسم»، عنوانی است جدید بر مکتب و مرامی که سابقه طولانیتری از این عنوان دارد. مکتبی که قرآن کریم با عنوان «یهودیت» از آن یاد کرده است و البته روشن است که هیچ نسبتی هم با حضرت موسی(ع)، داود(ع)، سلیمان(ع) و پیروان واقعی آنها ندارد.
غفلت مسلمانان از دشمنشناسی قرآنی
قرآن کریم، شدیدترین دشمن مومنان را یهودیان معرفی کرده است (سوره مائده، آیه 82) و آنها را حریصترین مردم به زندگی دنیا خوانده است. (سوره بقره، آیه 94) و از آنها به عنوان کسانی که سدکننده راه خدا (یصدون عن سبیلالله) هستند یاد کرده است. این کتاب، تلاش یهود را فساد در زمین بیان کرده (سوره مائده، آیه 64) و تحریفگری، مکر و نقض پیمان را از ویژگیهای آنان برشمرده و در سوره اسراء با قاطعیت، برتریجویی بزرگ بنیاسرائیل (و لتعلن علوا کبیرا) را در آخرالزمان پیشگویی کرده است. خلاصه اینکه در میان اقوام و ملل، سرگذشت قوم یهود و بنیاسرائیل و بیان ویژگیهای آنان بیشترین تعداد از آیات قرآن را به خود اختصاص داده است. با این توصیف، شایسته است که شیوع تلقی جزءنگر از صهیونیسم را حاصل غفلت مسلمانان از آیات قرآن کریم بدانیم. متاسفانه در میان علما، نویسندگان و محققان جهان اسلام تا پیش از فجایع فلسطین در یک قرن اخیر، کسی را نمییابیم که آیات قرآن را سرلوحه تحقیقات خود قرار داده باشد و مثلا در جستوجوی جوابی برای این سوال باشد که اگر قرآن، شدیدترین دشمن مومنان را یهود معرفی کرده است، این دشمنی از صدر اسلام تاکنون چه مصادیقی داشته است. در نیم قرن گذشته و در ایران پیش از انقلاب، در میان علما و محققان مسلمان به چهرههایی برمیخوریم که به نگاه جامع نزدیک شدهاند: افرادی همچون علامه طباطبایی در تفسیر المیزان (در ذیل آیات مربوط به یهود) و شهید مطهری در برخی مقالات و کتابهایشان. اما از آنجا که این عزیزان رسالتی دیگر بر دوش داشتهاند، به صورت تفصیلی، ویژه و تخصصی به این موضوع وارد نشدهاند.
امام خمینی(ره)، صاحب دیدگاه جامع در مورد صهیونیسم
امام خمینی(ره) را به حق میتوان بنیانگذار مبارزه همهجانبه با صهیونیسم در عصر حاضر دانست. بررسی سخنان حضرت امام از شروع نهضت اسلامی در سال 1342 تا زمان رحلت در سال 1367 این نظر را تایید میکند که ایشان مسئله صهیونیزم را تنها به ماجرای فلسطین محدود نمیکردهاند: «من نزدیک بیست سال است که خطر صهیونیسم بینالملل را گوشزد نمودهام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادیبخش جهان و انقلاب اصیل اسلامی ایران، نه تنها کمتر از گذشته نمیدانم، که امروز، این زالوهای جهانخوار با فنون مختلف برای شکست مستضعفان جهان قیام و اقدام نمودهاند. ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل این دسیسههای خطرناک، با شجاعت و آگاهی ایستادگی نمایند.» (صحیفه نور، جلد 14، صفحه 63، 22 بهمن 59) با این حال، از آنجا که امام خمینی(ره)، رهبری سیاسی و مذهبی بودهاند و اساسا وظیفه یک رهبر، بیان اجمالی و کلی مسائل و تعیین سرخطها و سرفصلها است و نه ورود تفصیلی و توضیحی به مسائل، این مسئله در سخنان ایشان، در افق اجمال باقی مانده است و تفصیل آن برعهده محققانی است که خود را پیرو ایشان میدانند. خوشبختانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با باز شدن فضای افشاگری علیه صهیونیسم، نسلی هر چند قلیل از پژوهشگران، وارد عرصه تحقیق تفصیلی در این موضوع شدهاند. نسلی که شمسالدین رحمانی و عبدالله شهبازی دو چهره شاخص آن هستند. اما آیا این عرصه، پیش از انقلاب اسلامی نیز چهرهای داشته است؟
کامبوزیا، پیشگام شناخت محققانه صهیونیسم
امیرتوکل کامبوزیا در سال 1283 شمسی در تهران متولد شد. وی که از تبار کردهای زعفرانلو بود، تحصیلات عالیهاش را در دانشگاه تاشکند، رشته فیزیک گذراند. این تحصیلات در بحران انقلاب روسیه ناتمام ماند و او به ایران بازگشت. کامبوزیا، دوره مدرسه نظام را به مدیریت و استادی کلنل محمدتقی خان پسیان سپری کرد و به علت شناختی که کلنل پسیان از وی پیدا کرد، او را به ریاست «تلگرافات و مرموزات» خود انتخاب کرد. کامبوزیا پس از شهادت کلنل، به سیستان و بلوچستان تبعید شد. این تبعید، بعدها به تصمیم وی برای زندگی همیشگی در زاهدان منجر شد. او تا زمان فوت، ضمن تلاش در عرصه کشاورزی، تمامی وقتش را به مطالعه، تالیف و تبلیغ گذراند. کامبوزیا به زبانهای فرانسه، آلمانی، انگلیسی، روسی، عربی و ترکی تسلط داشت و شمار ترجمهها و تالیفاتش که بیشتر آنها هنوز منتشر نشدهاند به حدود 80 جلد میرسد. نوشتههای وی طیف وسیعی از موضوعات شامل فیزیک، تاریخ، دین، جغرافیا و کشاورزی را در برمیگیرد.
تحقیق، کارو، مبارزه
از استاد کامبوزیا مزرعه و باغستانی سرسبز و خرم به وسعت 170 هکتار در 6 کیلومتری زاهدان و در دل کویر خشک و شورهزار باقی مانده است که به «کلات کامبوزیا» شهرت یافته است. در این کلات، کتابخانهای با حدود 15 هزار جلد کتاب قرار دارد که کتابخانه شخصی و محل مطالعه و تحقیق کامبوزیا بوده است و آرامگاه ابدیاش نیز در کنار آن قرار دارد. کامبوزیا در بدو تبعید به سیستان، در انجمن حقایق اسلامی که یک انجمن سیاسی مخفی بود فعالیت میکرد و در زاهدان، انجمن دانشپژوهان اسلامی را بنیان گذاشت. وی همچنین در محل زندگی خود، جلسات تفسیر قرآن برگزار میکرد و به تعلیم مفاهیم اسلام با توجه به نیازهای روز میپرداخت. اشتغال همزمان کامبوزیا به کشاورزی و تحقیق، باعث میشد که وی با وجود خستگی، شبها تا پاسی از شب برای مطالعه بیدار بماند و برای جلوگیری از غلبه خوابآلودگی، چشمهای خود را با دارو بشوید. در گزارشهای ساواک به ارادت او به امام خمینی اشاره شده است. کامبوزیا با کمک شاگردان و فرزندانش، به پخش رساله و تکثیر سخنرانیهای امام خمینی مبادرت میورزید و شاگردانش را به پیروی از رهنمودهای امام تشویق میکرد. اما آن ویژگی که او را در میان مبارزان علیه رژیم طاغوت، متمایز میکرد، توجه خاص وی به صهیونیسم و نفرت فراوانش از آن بود. معروف است که وی نام سگ مزرعه خود را «گلدا مایر» گذاشته بود! این نفرت، پشتوانهای از تحقیق داشت و با افشاگری مستند، همراه بود.
کامبوزیا در مورد یهود و صهیونیسم چه میگفت؟
کامبوزیا معتقد بود که برای تحقیق در تاریخ، همواره باید نقش یهود در تحریف تاریخ را مدنظر داشت. وی، بر پنهانکاری و نهانروشی، به عنوان یکی از تاکتیکهای یهود تاکید داشت و میگفت: «این قوم، خود را در لباس مردم مستتر میکنند و به عقیده مردم میزبانشان تظاهر میکنند، ولی در باطن جهود هستند.» او تمدن غرب را یهودزده تبیین میکرد و ریشه لیبرالیسم را در فراماسونری و یهود میدانست. با افشاگری در مورد یهودیالاصل بودن افرادی همچون محمدعلی فروغی و سعید نفیسی، تالیفات آنها را القائاتی از یهود میدانست. در زمانهای که کمتر کسی از همکاری صهیونیستها با هیتلر خبر داشت و در مورد آن سخن میگفت، وی از سرمایهداران صهیونیستی نام میبرد که در به روی کار آمدن هیتلر و تقویت وی نقش داشتهاند. کامبوزیا، هویدا، نخستوزیر وقت را یک صهیونیست میدانست و شاه و درباریان ایران را از عوامل یهود معرفی میکرد. استاد کامبوزیا حاصل تحقیقات خود در مورد صهیونیسم را در کتابی 900 صفحهای با عنوان «تاریخ صهیونیسم بینالمللی» به رشته تحریر درآورده بود. متاسفانه ساواک در زمستان سال 1349، در یورشی که به کتابخانه وی برد، دستنویسهای این کتاب را قبل از چاپ، به همراه بسیاری دیگر از نوشتههایش به سرقت برد و نابود کرد. ساواک در این یورش، استاد کامبوزیا را به بهانه فعالیت سیاسی، بازداشت کرد ولی بعد از سه هفته به علت شهرت علمی و محبوبیت او در بین مردم، مجبور به آزادیاش شد.
درگذشت کامبوزیا
کامبوزیا سرانجام در 24 مهر 1353 در حالی که در سلامت کامل به سر میبرد، از دنیا رفت. در آن زمان مردم زاهدان، علت فوت او را مسمومیت توسط ماموران ساواک تلقی کردند. شهرت کامبوزیا در بین مردم، اعم از شیعه و سنی چنان بود که بعد از اعلام خبر درگذشت وی، شهر زاهدان یکپارچه تعطیل شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دادگاه انقلاب، شهادت او را تایید کرد و یکی از اتهامات رئیس ساواک زاهدان که منجر به اعدامش شد، اقدام به قتل امیرتوکل کامبوزیا بود. از شاگردان برجسته کامبوزیا در حوزه صهیونپژوهی، میتوان به «شمسالدین رحمانی»، نویسنده کتابهای «جنایت جهانی»، «فرهنگ و زبان»، «نظام نوین جهانی»، «لولای سه قاره»، «ماهیت سازمان ملل» و... اشاره کرد.