گروه سیاسی، مریم جمشیدی: استعفای علی لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی صرفنظر از آنکه چه کسی جایگزین وی شد، آنقدر مهم و اتفاقی دور از انتظار بود که اظهار تاسف و انتقاد حتی برخی چهرههای متعلق به طیف محافظهکار را در پی داشت و آن را اقدامی نسنجیده در شرایطی که پرونده هستهیی ایران با آن دست و پنجه نرم میکند، ارزیابی کردند. در این رابطه علیاکبر ولایتی و محمد هاشمی به عنوان دو چهره شاخص سیاسی به انتقاد از وضع موجود پرداختهاند؛ وضعیتی که که در نهایت منجر به کنارهگیری علی لاریجانی شده است. ولایتی که در انتخابات ریاست جمهوری نهم قصد رقابت با سایر رقبا از جمله علی لاریجانی را داشت در همین رابطه با بیان اینکه در کل قضاوت در این خصوص آسان نیست، تاکید کرد: «با این حال اگر این اتفاق نمیافتاد، بهتر بود.» وی که در بهار 84 نهایتاً با کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی، به نفع او از کاندیداتوری انصراف داد، افزود: اینطور نیست که برای پرونده هستهیی در هر دورهیی هر مسئولی سر خود سیاستی را اعمال کند. اما محمد هاشمی هم از دیگر چهرههایی است که واکنشی اعتراضآمیز نسبت به استعفای علی لاریجانی داشت. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که در واکنش به استعفای وزرای صنایع و نفت کابینه احمدینژاد، این امر را به علت متزلزل شدن وزارتخانهها اقدامی نادرست میدانست، درباره استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: کنارهگیری لاریجانی نشاندهنده تنگتر شدن دایره مدیران اجرایی در کشور است که به کاهش یافتن ضریب تعامل دولت برای استفاده از مدیران کشور و سلایق مختلف برمیگردد.
هاشمی در گذشتهیی نه چندان دور پرونده هستهیی ایران را به استخوان لای زخمی تشبیه کرده بود که بر روی بسیاری از مسائل مهم کشور از جمله امور اقتصادی تاثیر گذاشته است. از این رو وی در گفتوگو با ایسنا افزود: «این نوع تغییرات با این درجه از اهمیت قطعاً برای جهان مهم و تاثیرگذار است، اما اینکه تاثیرش تا چه میزانی باشد در آینده معلوم خواهد شد؛ هر چند ممکن است در تعاملات ایران با کشورهای اروپایی اثرات متفاوتی داشته باشد.
اظهارات دو عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره استعفای علی لاریجانی و اینکه بهتر بود اتفاقی با این ماهیت در وضعیت فعلی رخ نمیداد، میتواند حاکی از آن باشد که پرونده هستهیی ایران در شرایطی قرار دارد که هرگونه سکوت در مواجهه با آن قطعاً به ضرر کشور خواهد بود. برای همین است که علاوه بر محمد هاشمی که از جمله منتقدان سیاستهای دولتهای خاتمی و احمدینژاد به شمار میآید، علیاکبر ولایتی نیز در همین رابطه آشکارا تاسف خود را اعلام میکند. ولایتی که معمولاً کمتر به طور علنی دست به انتقاد میزند و در عرصه سیاست تمایل به دوری از هیاهوهای آشکار دارد، اما این بار ترجیح داده است آشکارا انتقاد کند و کنارهگیری لاریجانی را تاسفبار بداند. در واقع آنچه باعث شده شخصیتهای محافظهکار از این استعفا انتقاد کنند شرایط ویژهیی است که کشور با آن مواجه است، چرا که قرار است فردا مذاکرات نهایی نمایندگان ایران و اتحادیه اروپا برگزار شود؛ مذاکراتی که به پایه گزارش تازه البرادعی به شورای حکام آژانس بینالمللی و شورای امنیت تبدیل خواهد شد. البته البرادعی در گزارشهایی که تاکنون به اعضای شوراهای امنیت سازمان ملل و حکام آژانس انرژی اتمی ارائه داده است، از آنها به عنوان «نکات غیرشفاف» فعالیتهای هستهیی ایران یاد کرده است. از این رو غرب به رغم اصراری که برای تصویب سومین قطعنامه علیه کشورمان داشته است و به خاطر اصرار کشورهای روسیه و چین مبنی بر مشخص شدن نتیجه این توافق و تعهدی که ایران به محمد البرادعی مدیر کل آژانس داده، در انتظار پایان این مهلت است تا بنابر گزارش البرادعی درباره صدور یا عدم صدور قطعنامهیی گستردهتر تصمیم بگیرد، اما در کنار این مساله اتفاق دیگری در شرف وقوع بود و آن برگزاری چهارمین دیدار لاریجانی و خاویر سولانا نماینده اروپا در مذاکرات هستهیی بود که بعد از وقفهیی چهار ماهه در شرف برگزاریاش هستیم.
گزارش سولانا از رایزنیهایش با دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز دومین ملاک تصمیمگیری نهایی گروه 1+5 خواهد بود. از این رو مذاکرات لاریجانی و سولانا که میبایست امروز در رم صورت بگیرد بیش از پیش اهمیت مییابد. با این وجود در شرایطی که لاریجانی میبایست به عنوان مسئول ارشد مذاکرهکننده هستهیی ایران با بستن چمدان دیپلماتیک خود، راهی ایتالیا شود، خبر استعفای وی و پذیرش آن از سوی محمود احمدینژاد رئیسجمهوری، در آستانه دیدارش با سولانا منتشر میشود و البته این در حالی است که بعد از انتشار این خبر و تایید آن از سوی سخنگوی دولت، برخی منابع آگاه متعلق به جناح اصولگرایان و نزدیک به احمدینژاد این اتفاق را تصمیمی تازه ندانستند که طی یکی، دو روز اخیر گرفته شده باشد. آنان با بیان اینکه لاریجانی بارها تصمیم به استعفا گرفته بود، کنارهگیری اخیر وی را اتفاقی مربوط به دو هفته پیش خواندند.
در کنار دلایل متعددی که درباره استعفای لاریجانی مطرح شده است به نظر میرسد مهمترین آنها اختلاف عقیده لاریجانی و محمود احمدینژاد باشد و اینکه رئیسجمهوری تمایل دارد علاوه بر کابینهاش، سایر نهادهایی که زیر نظر او اداره میشوند نیز، بدون کمترین اختلاف عقیده با سیاستهای وی مسئولیتهای اجراییشان را انجام دهند ولو آنکه این نهاد، شورای عالی امنیت ملی و موضوع مهمی همچون فعالیتهای هستهیی ایران باشد که همه فعالان سیاسی متعلق به گروهها و احزاب مختلف معتقدند و اذعان دارند که تحت استراتژی واحد نظام اداره میشود. با این حال جدایی اخیر لاریجانی از تیم هستهیی ایران اتفاق ناخوشایندی است که نمیتوان آن را در زمره تغییرات عادی کابینه لحاظ کرد. آن هم درست زمانی که ضرورت استفاده از تجربه رایزنیهای یک دیپلمات بیش از همیشه مشهود است. اهمیت توجه به این نکته نیز آنقدر بس که حتی شخصیتهای سیاسی راست میانه و سنتی نظیر علیاکبر ولایتی و محمد هاشمی به آن اشاره کرده و تاسف خود را از این اتفاق ابراز کردند. گزارش دیگری را در این زمینه در صفحه 7 بخوانید.
استعفای علی لاریجانی واکنش اعتراضآمیز چند تن از شخصیتها را در پی داشت.
علیاکبر ولایتی وزیر اسبق خارجه و محمد هاشمی از نیروهای تاثیرگذار و دو شخصیتی هستند که روز گذشته تاسف خود را از استعفای لاریجانی اعلام کردند.
در این زمینه علیاکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل، در آستانه چهارمین دور مذاکرات ایران و کشورهای 1+5 و در حالی که صندلی مدیریت پرونده هستهیی به سعید جلیلی سپرده شده است، بر لزوم قدردانی از عملکرد لاریجانی در دو سال و نیم گذشته تاکید کرد و به ایسنا گفت: «باید از کارهای آقای لاریجانی در جایگاه احساس دبیری شورای عالی امنیت ملی قدردانی کنیم، همانطور که از کارهای آقای روحانی باید قدردانی کنیم.»
مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل، با اشاره به استعفای علی لاریجانی در تایید اینکه بهتر بود در فضای منفی موجود بینالمللی علیه ایران، مسئولان با کمی خویشتنداری به مسیر حاکم بر پرونده هستهیی ادامه میدادند و مشکلات را بین خود حل میکردند، گفت: «به نظر میرسد اگر این اتفاق نمیافتاد، حتماً بهتر بود. در شرایط حساس و مهمی که پرونده هستهیی مطرح است، بهتر بود که این نوع تحولات مهم اتفاق نمیافتاد یا حتیالامکان از آن جلوگیری میشد.»
وی افزود: «اینکه چه عللی باعث استعفای دکتر لاریجانی شده است با توجه به اینکه هم ایشان استعفا دادهاند و هم دکتر احمدینژاد که استعفا را پذیرفتهاند تاکنون اظهارنظری نکردهاند، تمام مسائلی که مطرح میشود حدس و گمان است.»
وی با اشاره به اظهارات سخنگوی دولت مبنی بر اینکه این استعفا به دلایل شخصی بوده است، تصریح کرد: «این خیلی مساله را روشن نمیکند، بنابراین قضاوت در این خصوص آسان نیست.»
وی در عین حال تاکید کرد: «با این حال اگر این اتفاق نمیافتاد، بهتر بود.»
ولایتی در خصوص اینکه برخی به اختلافنظر دکتر لاریجانی و رئیسجمهور بر سر مسائل خزر و اجلاس اخیر سران کشورهای حاشیه دریای خزر اشاره میکنند، گفت: «تا جایی که من اطلاع دارم، نشنیدم که اختلاف بر سر دریای خزر باعث استعفای دکتر لاریجانی شده باشد بلکه بالعکس در این باره اتفاقنظر در کشور وجود دارد؛ حفظ و استیفای حقوق ایران در دریای نیمه بسته خزر و توسعه همکاری میان کشورهای همسایه خزر که میتوان از آن به عنوان چشماندازی برای تشکیل شورای همکاری پنج کشور ساحلی سخن گفت از مواردی است که همه بر آن تاکید دارند. بعید میدانم بین مسئولان اهل سیاست و اصحاب تصمیمگیری در این باره اختلافنظر وجود داشته باشد.»
ولایتی در خصوص عملکرد لاریجانی گفت: «لاریجانی انصافاً در این دوران تلاش بسیار خوبی کرد و زحمت کشید.»
مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل ابراز عقیده کرد: «تمام کسانی که طی این مدت در بحث هستهیی کار کردند، چه در گذشته و چه در دوره اخیر همه از سر حسن نیت و برای خدمت به کشور بوده است و حتماً باید به عنوان یک ایرانی از هر کسی که به هر عنوانی در هر کجا کار کرده است، قدردانی کنیم.»
این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه «اینکه دولت همکاران خود را میتواند تعیین کند، حق یک دولت است» ادامه داد: «اما این به معنی آن نیست که ما از کارهای آقای لاریجانی در جایگاه حساس دبیری شورای عالی امنیت ملی قدردانی نکنیم، همانطور که از کارهای دکتر روحانی باید قدردانی کنیم. بنده شاهد بودم که ایشان (دکتر روحانی) در آن دوران زحمات زیادی کشیدند. ایشان در هر دوره سیاستهای نظام را اجرا میکردند. این طور نبود که آقای خاتمی و روحانی سر خود سیاستی را اعمال کنند، به فرض هم زمانی مسوولی پیدا شود که خلاف سیاستهای نظام عمل کند، مگر چقدر میتواند روش خود را ادامه دهد؟»
وی در پاسخ به این پرسش که آیا دکتر لاریجانی از آینده نگرانی خاصی داشتهاند، گفت: «باید در این باره با خود دکتر لاریجانی صحبت کرد تا ببینیم مساله چه بوده است.»
در همین حال محمد هاشمی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره استعفای ناگهانی «علی لاریجانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی میگوید: در خصوص استعفای لاریجانی و دلایل پشت پرده آن اطلاعاتی وجود ندارد. تنها سخنگوی دولت اعلام کرد که این استعفا به دلیل مسائل شخصی بوده اما میشود حدس و گمان زد که این ادعای «الهام» ادعایی بیمورد است و مدیری در جایگاه لاریجانی با توجه به تجارتی که در انقلاب و کشور داشته، بعید است که به دلایل شخصی از مسئولیتی که داشت شانه خالی کند.
عضو ارشد کارگزاران سازندگی در گفتوگو با آفتاب گفت: این استعفا را بیشتر ناشی از اختلافنظر لاریجانی با احمدینژاد میدانم، همانطور که رسانههای مهم هم مطلبی در این مورد منتشر کردند مبنی بر اینکه لاریجانی روز چهارشنبه هفته گذشته اعلام کرده بود که «پوتین» رئیسجمهور روسیه حامل پیامی بوده و در خصوص پرونده هستهیی هشدار داده است.
وی افزود: کمتر از 24 ساعت پس از اظهارات لاریجانی، احمدینژاد گفت که پوتین هیچ پیامی جز پیام صلح و دوستی نداشته و این تناقضگویی و تعارض نشان از اختلافنظر در پرونده هستهیی دارد.
هاشمی تصریح کرد: استعفای لاریجانی نشاندهنده تنگتر شدن دایره مدیران اجرایی در کشور است که به کاهش یافتن ضریب تعامل دولت برای استفاده از مدیران کشور و سلایق مختلف برمیگردد.
وی ادامه داد: لاریجانی از نظر تقسیمبندی در گروه اصولگرایان قرار دارد و جایگاه بالایی هم در این گروه دارد، بنابراین وقتی در دایره اصولگرایی اشخاصی مانند لاریجانی و نظرات وی برای دولت قابل تحمل نباشد و با شیوه رایج خود با او برخورد حذفی کنند، واقعاً جای تاسف دارد، به خصوص اینکه مقام معظم رهبری امسال را سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نامگذاری کردند. هاشمی تاکید کرد: بر این اساس مسوولان نظام باید از نظرات و تجارب افراد مختلف در داخل کشور استفاده کنند در حالی که روز به روز این دایره محدودتر میشود و ضریب تحمل دولت برای پذیرش نظرات حتی در دایره اصولگرایی تنگتر میشود و معلوم نیست سرانجام این برخورد به کجا میرسد.
هاشمی در ادامه درباره پیام این استعفا برای جهان خارج و تاثیر آن بر پرونده هستهیی ابراز داشت: یقیناً در یک مسوولیت با این درجه از اهمیت که جزء مسائل مهم کشور است این نوع تغییرات بیتاثیر نیست اما اینکه این تاثیر به چه میزانی باشد در آینده معلوم خواهد شد ولی ممکن است در تعاملات ایران با کشورهای اروپایی تاثیرات متفاوتی داشته باشد هر چند به نظر میرسد که این تغییر تاثیر خیلی تعیینکنندهیی نداشته باشد، مگر اینکه سیاست هستهیی کشور تغییر کرده باشد.
وی در پاسخ به اینکه «فکر میکنید با استعفای لاریجانی پرونده هستهیی در آینده چه مسیری را طی خواهد کرد»، گفت: براساس آنچه بعضاً مدیران داخلی و رسانههای مهم اعلام کردند تصمیمات اصلی در پرونده هستهیی در سطحی فراتر از شورای عالی امنیت ملی و رئیسجمهوری صورت میگیرد و این افراد بیشتر مجری هستند تا تصمیمگیر. بر این اساس شاید در مسیر پرونده هستهیی تغییرات کیفی قابل پیشبینی نباشد مگر اینکه مسائل دیگری باشد که هنوز چیزی راجع به آن گفته نشده است.
عضو ارشد کارگزاران سازندگی در پاسخ به اینکه «سفر پوتین و مسائل پیرامون آن آیا در استعفای لاریجانی موثر بوده یا خیر؟ و اصولاً ارزیابی شما از این سفر چیست»، اظهار داشت: در مورد سفر پوتین ابتدا نیاز است که مقدمات مختصری مطرح شود و سپس راجع به سفر، اهمیت سفر و هدف از آن صحبت کرد که دو نکته به عنوان مقدمه لازم است یادآوری شود.
اول اینکه شعار انقلاب از آغاز نهضت اسلامی «نه شرقی نه غربی، استقلال آزادی، جمهوری اسلامی» بود و از سال 56 و 57 شعار ملت ایران بود.
وی افزود: دلیل انتخاب این شعار هم روشن بود چون قبل از پیروزی انقلاب، ابرقدرتها یعنی شوروی و آمریکا و همچنین انگلیس در ایران کارنامه سیاهی داشتند. کارنامه آنها نسبت به منافع ملت ایران کارنامه سیاهی است، بنابراین مردم آگاهانه این شعار را انتخاب کردند که از تسلط شرق و غرب بیزارند و آزادی و استقلال را در قالب جمهوری اسلامی میخواهند.
هاشمی تاکید کرد: در سالهای پیروزی انقلاب در روابط خارجی همواره شعارهای انقلاب به عنوان یک اصل راهنما در برابر مسوولان کشور بود و بر این اساس در سالهای پس از پیروزی انقلاب هیچگاه مسوولان نظام خود را مجاز ندانستند از این چارچوب خارج شوند. به این معنا که بیش از حد و بهگونهیی که استقلال کشور به خطر بیفتد به شرق یا غرب نزدیک شوند.
هاشمی تصریح کرد: آن زمان مسوولان کشور این پیشنهاد روسیه را نپذیرفتند و همچنان در استراتژی امنیتی جمهوری اسلامی ایران این اصل وجود دارد و بر مبنای این اصل است که ما همواره خواهان خروج نیروهای نظامی خارجی از منطقه هستیم و این اصل جزء استراتژی ماست.
هاشمی افزود: از سوی دیگر ارتباط گستردهتر با ایران میتواند منافع اقتصادی زیادی برای روسیه داشته باشد. آنچنان که احمدینژاد اعلام کرد روابط اقتصادی ایران و روسیه در 10 سال آینده به 200 میلیارد دلار خواهد رسید که البته این نظر اغراقآمیز است.
وی افزود: در شرایطی که آمریکاییها و روسها بر سر استقرار سامانه موشکی در اروپا اختلافنظر جدی دارند و برخی مقامات آمریکا گفتهاند که حاضرند استقرار سامانه موشکی را با پرونده هستهیی ایران معامله کنند، در این شرایط بسیار حساس خوب است کشور ما از اختلافنظر قدرتهای بزرگ استفاده کند به شرط آنکه یک سناریو برای این کار داشته باشد.
وی تاکید کرد: بنابراین با توجه به این نکات و اینکه احتمال میرود روسیه با آمریکا معامله کند مسئولان سیاست خارجی و امنیتی کشور باید سناریو داشته باشند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمعبندی اظهارات خود خاطرنشان کرد: سفر پوتین میتواند هم یک فرصت برای کشور باشد که بتوانیم از یک موضع عاقلانه بحران پرونده هستهیی را حل کنیم که البته بستگی به نحوه عمل مسوولان دارد به گونهیی که استقلال کشور را حفظ کنند و هم میتواند یک تهدید باشد به این معنا که روسها با آمریکاییها بر سر ایران معامله کنند و پشت ایران را خالی کنند و از موضع فعلی خود عدول کنند و به خواست آمریکاییها تن بدهند.
وی بر این اساس اظهار داشت: شرایط کنونی شرایط بسیار حساسی است و اگر برنامهریزی مناسبی برای سفر پوتین صورت گیرد، میتواند یک فرصت باشد اما اگر برنامهریزی مناسبی نداشته باشیم و آمریکاییها با پیشنهاد امتیازات بسیار روسها را وسوسه کنند، ممکن است به یک تهدید تبدیل شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در هر حال معتقدم باید همچنان بر شعار «نه شرقی، نه غربی» وفادار باشیم، منافع ملی در نظر گرفته شود و استقلال کشور حفظ شود و البته تصور ما این است که رهبری و مردم اجازه نخواهند داد استقلال کشور قربانی اهداف کوتاهمدت و تبلیغاتی شود.