"> پاکستان و تجربه ارتش بدون مشرف
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۶۳۹۷

پاکستان و تجربه ارتش بدون مشرف


نوشته: ران موریو، زاهد حسین

مترجم: فریدون دولتشاهی

پرویز مشرف به سختی می‌توانست تصور کند که چرا بعضی مردم اینقدر علاقه‌مندند که او در انتخابات ریاست جمهوری پاکستان در 16 اکتبر پیروز شود. دلیل آن این بود که او پیش از اینکه سوگند بخورد، باید (همانطور که مشرف پیش از اعلام رأی دیوان عالی کشور در مورد صلاحیت شرکت او در انتخابات قول داد) از فرماندهی کل نیروهای مسلح پاکستان کنار می‌رفت. این ژنرال باید بداند که نظامیان پاکستان چقدر شدید به یک فرمانده تمام وقت نیاز دارند، بویژه پس از اینکه او ماههای طولانی آن قدر درگیر مبارزه برای زندگی سیاسی خود بود که کمتر وقت داشت به آنها توجه کند. به این دلیل بود که مشرف سرانجام جانشین خود را انتخاب کرد:

ژنرال «اشفق پرویز کیانی» مدیر کل سابق سازمان اطلاعات نظامی و اطلاعات سرویس‌ها (آی.اس.آی). با اینکه کیانی همیشه سعی کرده است کمتر در انظار ظاهر شود، آنهایی که از نزدیک با او کار کرده‌اند از توانایی‌های بالای او سخت می‌گویند؛ آنقدر بالا که در بعضی موارد ممکن است خوش‌آیند اربابش نباشد. یک مقام نظامی غربی که خواست نامش در این مسئله بسیار مهم ذکر نشود، می‌گوید: «کیانی تنها یک فرمانده قوی نیست. او شایسته‌ترین نامزد برای این شغل بود.

جانشین مشرف به عنوان فرمانده کل ارتش، نیاز دارد که همه مهارت‌های مهم را در خود جمع و همزمان در چندین جبهه اعمال کند. پنتاگون می‌خواهد او ارتش پاکستان را به یک نیروی ضدشورش آموزش دیده و مجهز برای جنگ با القاعده و هواداران افراطی‌اش در امتداد مرز پاکستان تبدیل کند. مشرف به عنوان رئیس یک کشور غیرنظامی، به یک افسر ارشد قوی و توانا که بتواند روحیه جنگی یک ارتش به شدت روحیه باخته را احیا کند، نیاز داشت. در ماه‌های گذشته، بمبگذاران انتحاری، بیرحمانه به کاروان‌های نظامی، اردوگاه‌ها، سالن‌های عمومی و مساجد حمله کرده‌اند. افراطی‌ها بیش از 200 سرباز پاکستانی را در این مدت کشته‌اند و بیش از 250 سرباز دیگر را به گروگان گرفته‌اند. مقام نظامی غربی می‌گوید: «ارتش پاکستان در مناطق قومی ضربه دردناکی خورده است، اما با گزینه مشرف، یعنی کیانی، من خوش‌بین هستم. او می‌تواند شروع به دگرگون کردن ارتش کند.»

کسانی که کیانی را می‌شناسند، می‌گویند که او یک فرمانده هوشمند، قلدر، با استعداد و علاوه بر آن، هوادار غرب است. او که فرزند یک درجه‌دار ارتش است، به سرعت سلسله مراتب نظامی را پیمود. در سال 2003 وقتی اعضای نیروهای مسلح در دو تلاش سوءقصد به مشرف، متهم به همکاری شدند، رئیس‌جمهوری، کیانی را مسئول تحقیق کرد و تلاش او را برای وادار کردن سرویس‌های اطلاعاتی رقیب به همکاری با هم (برای یک بار هم که شده است) ستود. مشرف در خاطرات خود یادآور می‌شود: «وقتی کیانی به طور جدی وارد عمل شد، مشکل فقدان همکاری از بین رفت و موسسه‌ها مانند یک ماشین روغن خورده شروع به کار کردند. ظرف چند ماه، کیانی از دو توطئه پرده برداشت و بیشتر شرکت‌کننده‌ها در توطئه را بازداشت کرد. او در سال 2004 با ارتقاء به ریاست «آی.اس.آی» جایزه‌اش را گرفت و سازمان تحت امرش سال بعد با بازداشت «ابوفرج اللیبی» عضو ارشد القاعده که سوءقصدها را علیه جان مشرف سازمان داده بود، به موقعیت بزرگی دست یافت. یک مقام اطلاعاتی سابق ایالات متحده که شخصاً با کیانی کار کرده است، می‌گوید: «آی.اس.آی» تحت رهبری کیانی، افراد بد فراوانی را دستگیر کرد. کیانی اعتماد رئیس خود را جلب کرده و حتی تا حد نماینده شخصی مشرف در مذاکره با بی‌نظیر بوتو پیش رفته است. کیانی یک سیگاری افراطی با گرایش به حرف زدن زیرلبی است، اما او طوری با مشرف صحبت می‌کند که کمتر افسر ارشد دیگری جرأت آن را دارد. مقام‌های نظامی غربی می‌گویند که او به رئیس‌جمهوری گفته بود که هیچ شغلی را جز بالاترین شغل در ارتش قبول نمی‌کند و مشرف وحشت داشت این شغل را که منبع بیشتر قدرت او بود، رها کند. رئیس‌جمهوری که خود نزدیک به 8 سال قبل با یک کودتای نظامی بدون خونریزی قدرت را بدست گرفت، ماه‌ها در برابر تقاضای عمومی که می‌خواستند به عنوان فرمانده کل ارتش کنار برود، مقاومت کرد. خودداری او، شدیداً دشمنی مردم را علیه نیروهای مسلح برانگیخت و اگر کیانی بتواند در جلب محبوبیت برای ارتش موفق شود، احتمالاً بر اعتبار خود او افزوده می‌شود، نه مشرف. ژنرال بازنشسته «طلعت مسعود» می‌گوید: «ارتش بیش از 30 سال را در 60 سال گذشته بر کشور حکومت کرده است، بنابراین از نظر روان‌شناسی، مردم عادت کرده‌اند به فرمانده کل ارتش به عنوان مرکز ثقل سیاسی نگاه کنند. قدرت مشرف بطور چشمگیری کاهش خواهد یافت، چون مردم بیشتر از رئیس‌جمهوری، به طرف رئیس جدید ارتش جذب خواهند شد.» در حال حاضر تغییر افکار عمومی درباره ارتش بدون مشرف، کمترین نگرانی رئیس‌جمهوری را تشکیل می‌دهد. او شدیداً نیاز دارد ثبات را به مناطق تحت تسلط افراط‌گرایان مذهبی پاکستان بازگرداند. بیش از 100 نفر از شیوخ قبایل هوادار اسلام‌آباد در سال گذشته کشته شده‌اند و تقریباً هر روز یک یا دو تن از افراد قبایل به اتهام جاسوسی و همکاری با دولت، سرشان قطع می‌شود. در پاکستان اگر نتوانی از دوستانت حمایت کنی، بازنده خواهی بود و یک نظامی قدیمی مانند مشرف، باید این را بداند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات