اشاره:
اظهارات مکرر مسئولان درباره نارساییهای قانون بانکداری بدون ربا در شرایط کنونی بار دیگر پرونده به روز کردن بازنگری در این قانون را باز کرده است.
این شرایط با طرح جدید رئیس کل بانک مرکزی و سخنان وی در همایش اقتصاد اسلامی وارد مرحله تازهای شده است.
مظاهری در همایش مذکور، قانون بانکداری ربا را یکی از قوانین ما در نظام بانکی دانست که در زمان حاضر نیازمند بازنگری است. دکتر حسن سبحانی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه در رابطه با مشکلات اجرای قانون بانکداری بدون ربا به ارائه نظر پرداخته است.
سبحانی برخلاف دیگران معتقد است قانون بانکداری بدون ربا دارای مشکلات جدی نیست بلکه عدم آشنایی مسئولان در اجرای این قانون چالش پیش روی ماست.
اشاره:
اظهارات مکرر مسئولان درباره نارساییهای قانون بانکداری بدون ربا در شرایط کنونی بار دیگر پرونده به روز کردن بازنگری در این قانون را باز کرده است.
این شرایط با طرح جدید رئیس کل بانک مرکزی و سخنان وی در همایش اقتصاد اسلامی وارد مرحله تازهای شده است.
مظاهری در همایش مذکور، قانون بانکداری ربا را یکی از قوانین ما در نظام بانکی دانست که در زمان حاضر نیازمند بازنگری است. دکتر حسن سبحانی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه در رابطه با مشکلات اجرای قانون بانکداری بدون ربا به ارائه نظر پرداخته است.
سبحانی برخلاف دیگران معتقد است قانون بانکداری بدون ربا دارای مشکلات جدی نیست بلکه عدم آشنایی مسئولان در اجرای این قانون چالش پیش روی ماست.
** به علت حرمت ربا در اسلام، از سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، مطالب و مکتوباتی در مورد بانکداری بدون ربا وجود داشته است. چنانچه کسی پولی را قرض دهد و شرط کند که هنگام بازپسگیری آن، مازادی را از وامگیرنده مطالبه کند، این مازاد «ربا» بوده و جزو معدود مواردی است که به شدت مورد مذمت قرآن کریم قرار دارد. ربا، هم به موجب آیاتی از سوره بقره، به منزله جنگ با خدا و پیغمبر خداست و هم براساس روایاتی که از معصومین(ع) به ما رسیده، جامعه رباخوار، جامعهای است که به هلاکت فردی و جمعی خواهد افتاد. بنابراین میتوان گفت که مذمت شدید اسلام نسبت به ربا، فلسفه تمایل به سوی بانکداری بدون ربا بود. بانکداری ایران پیش از انقلاب، متاثر از اقتصاد سرمایهداری بود و ملزومات زیادی لازم داشت تا اقتصاد سرمایهداری و بانکداری مبتنی بر بهره به بانکداری بدون ربا تغییر پیدا کند. جاذبه اقتصاد سرمایهداری باعث شد که عدهای از دستاندرکاران سیستم بانکی روی آن پافشاری زیادی برای فهم ادبیات بانکداری بدون ربا نکنند و دستگاههای نظارتی نظیر مجلس به خوبی به وظایفش عمل نکردند.
از طرف دیگر مسئولان ارشد نظام بانکی به خصوص بانک مرکزی که آشنایی زیادی با بانکداری بدون ربا نداشتند باعث شدند بانکداری بدون ربا به شکل واقعیاش در ایران شکل نگیرد.
* یکی از پیشنهادهایی که اخیرا مطرح شده است بازنگری در قانون بانکداری بدون ربا به دلیل برخی از کاستیهاست. شما این کاستیها را تا چه میزان متوجه مسئولان و تا چه میزان متوجه قانون فعلی میدانید؟
** به نظر من قانون بانکداری بدون ربا مشکلات زیادی ندارد هرکس که بخواهد نظام بانکی را اصلاح کند باید اراده کارگزاران نظام بانکی را اصلاح کند. مساله مهمتر این است که اراده کافی، برای اعمال قانون عملیات بانکی بدون ربا، در سیستم وجود ندارد. مسئولان ارشد بانکی کشور که عمدتا انسانهای متدینی هم هستند، به جای اینکه موضوع قرض پول ـ و نه مشارکت سرمایه ـ و دریافت مازاد این قرض را تحلیل کرده و با احکام فقهی بسنجند، خود را به این ترتیب راحت میکنند که چون این قانون را شورای نگهبان قبول کرده، پس آلوده به ربا نیست. در حالی که بارها گفته شده، مجتهدین و علمای بزرگوار، در خصوص مسائل، حکم میدهند و تعیین مصادیق، برعهده کارشناسان است. به هر حال چون به این مساله توجه نمیشود، به نظر من از بدنه نظام بانکی، ولو اینکه آموزش هم دیده باشد، خواسته نمیشود که در اجرای این قانون، حساسیتها و دغدغههای خاص خود را اعمال کند. بنابراین به نظر میرسد که مساله، قدری فراتر از به کار بردن لفظ «بهره» و مسائلی از این قبیل است. مساله باور داشتن یا باور نداشتن قابلیت اجرایی شدن احکام اقتصادی اسلام، در جامعه فعلی است. ما معتقدیم که اگر این باور حتی وجود داشته باشد، در عملکرد مسئولان بانکی کشور متجلی نمیشود.
به نظر من اگر نسبت به همین قانون فعلی بیمهری صورت نگیرد و اراده قوی برای اجرای آن وجود داشته باشد، بسیاری از نگرانیها رفع میشود.
* در بانکداری بدون ربا هر بانک بیشتر از آنکه به عنوان یک ابزار پولی در نظر گرفته شود به عنوان ابزار سرمایه متصور شده است و حتی برخی از مسئولان عقود اسلامی را دلیل اصلی چنین مسالهای میدانند شما چه تحلیلی در اینباره دارید؟
** در این مورد عقود اسلامی را باید به دو دسته تقسیم کرد؛ یک دسته عقود با بازدهی ثابت و یک دسته با بازدهی متحرک. عقودی که بازدهی متغیر دارند نمیتوان بازار سرمایه را در مورد آنها اطلاق کرد و در عقود ثابت هم میشود از روشهای بانکداری بدون ربا استفاده کرد. به نظر من از بدنه نظام بانکی، ولو اینکه آموزش هم دیده باشد، خواسته نمیشود که در اجرای این قانون، حساسیتها و دغدغههای خاص خود را اعمال کند. بنابراین به نظر میرسد که مساله، قدری فراتر از به کار بردن لفظ «بهره» و مسائلی از این قبیل است. مساله باور داشتن یا باور نداشتن قابلیت اجرایی شدن احکام اقتصادی اسلام، در جامعه فعلی است. ما معتقدیم که اگر این باور حتی وجود داشته باشد، در عملکرد مسئولان بانکی کشور متجلی نمیشود. به عنوان نمونه، عمده کسانی که در این زمینه فعالیت میکنند و عهدهدار هدایت نظام بانکی کشور هستند، معتقدند که باید نرخ سود از نرخ تورم بیشتر باشد تا برای مردم مقرون به صرفه باشد که پول خود را به بانکها بسپارند. آنها در توجیه این کار میگویند که در کشورهای دیگر، نرخ بهره همیشه از نرخ تورم، بالاتر است. ملاحظه کنید که در کشورهای دیگر، نرخ «بهره» از نرخ تورم بالاتر است، حال آنکه در اینجا گفته میشود که نرخ «سود» باید بالاتر از نرخ تورم باشد. به عبارت دیگر، مسئولان بانکی، سود را به جای بهره مینشانند، در حالی که مشخص است که سود، بهره نیست و این یک شبیهسازی، از طریق تغییر واژههاست و بقیه کارها، عین بانکداری ربوی، اتفاق میافتد، بنابراین میتوان گفت اگرچه افراد مومن به توانمندی احکام اقتصادی اسلام بر نظام بانکی کشور، وجود و حضور دارند اما اراده خود را به ظهور نرساندهاند، اینجاست که ما گمان میکنیم، بانکداری فعلی، حداقل در بخشی از فعالیت خود، دارای شبه ربوی بودن است.
* رئیس کل جدید بانک مرکزی الگوی جدیدی ارائه کرده است که در آن از بانک مرکزی به عنوان موکل سپردهگذاران به عرضه خدمات یاد میکند و البته فرض اساسی این پیشنهاد نرخ تورم صفر درصد است شما پیشنهاد ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟
** من نتوانستهام پیشنهاد ایشان را مطالعه کنم اگر منظور ایشان این است که در بانکداری بدون ربا به دنبال سرمایهگذاری باشیم پیشنهاد ایشان میتواند مطلوب باشد.