احمدی
فروپاشی حکومت شوروی، این منطقه را دچار خلا قدرت کرد و این خلا زمینهساز نفوذ قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در این حوزه شد. آمریکا مهمترین بازیگر فرامنطقهای در این حوزه است که در جستجوی اهداف اقتصادی و ژئواستراتژیک، درصدد است منطقه را در کنترل خود بگیرد. یکی از مهمترین ابعاد استراتژی آمریکا در منطقه خزر، پیگیری سیاستهای ضدایرانی است. این سیاست که هدف نهایی آن محروم کردن ایران از مزیتهای جغرافیایی در منطقه خزر است، بیشتر در حوزههای ذیل پیگیری میشود:
رژیم حقوقی دریای خزر
آمریکا از زمان حضور در منطقه خزر، به یک بازیگر اصلی در روند رژیم حقوقی دریای خزر تبدیل شده است؛ سخنان "استیومان"، نماینده ویژه آمریکا در امور دریای خزر هنگام دیدار از قزاقستان و همچنین نظرات وی در گردهمایی حقوقی دریای خزر که با شرکت کشورهای ساحلی در مسکو برگزار شد، مبنی بر بهرهبرداری از منابع زیر بستر دریا پیش از تکمیل رژیم حقوقی و عدم انتظار شرکتهای نفتی غربی برای این امر، در این راستا قابل ارزیابی است.
آمریکا در اختلافات موجود بر سر رژیم حقوقی دریایی همیشه جانب طرفهای مخالف ایران را گرفته و کوشیده، افزون بر جلوگیری از همکاری ایران با کشورهای حوزه خزر، موضع این کشور را در مساله تعیین رژیم حقوقی دریای خزر نیز در انزوا قرار دهد. وزارت خارجه ایالات متحده در گزارشی درباره دریای خزر اعلام کرده تقسیم دریا به مناطق انحصاری ملی موجب توسعه و شکوفایی منطقه خواهد شد، حال آنکه استفاده مشترک آن را به تعویق خواهد انداخت. شایان ذکر است در صورت تحقق چنین دیدگاهی، سهم ایران چیزی در حدود 12 تا 13 درصد خواهد بود.
کنترل مسیرهای ترانزیت انرژی
آمریکا برای منحرف کردن راه صدور نفت و گاز خزر- آسیای مرکزی از مسیر ایران به طور رسمی احداث خط لوله از طریق خاک ترکیه را برای انتقال نفت و گاز دریای خزر پذیرفته و در این راستا برای عملی شدن پروژههایی همچون خط لوله باکو- تفلیس- جیهان یارانههای زیادی پرداخت میکند. مقامات رسمی آمریکا حتی پس از امضای موافقتنامه خط لوله گاز ترکمنستان- ایران- ترکیه- اروپا به صورت علنی با این طرح مخالفت کردند و با تحت فشار قرار دادن ترکیه، این کشور را از اجرای این طرح منصرف کردند. علاوه بر این، آمریکا به بهای تضعیف موقعیت ترانزیتی ایران، از هر طرح خط لولهای که از مسیر افغانستان میگذرد، حمایت میکند.
آمریکا با جلوگیری از نقشآفرینی ژئوپلتیکی ایران در مساله انتقال انرژی به دنبال تخلیه استراتژیک این کشور است. یکی از مهمترین انگیزههای آمریکا از اتخاذ استراتژی مزبور، این تصور است که توان جغرافیایی ایران به منزله تنها کشور واقع شده میان دو منبع تامینکننده انرژی قرن بیست و یکم، یعنی خلیجفارس و خزر، به ایران این امکان را میدهد تا در ژئوپلتیک قرن بیست و یکم نقش عمدهای را داشته باشد؛ موضوعی که باید از وقوع آن جلوگیری کرد تا امنیت جهانی مورد نظر ایالات متحده آمریکا به خطر نیفتد.
نکته قابل تامل اینکه، برخلاف نظر برخی تحلیلگران که گمان میکنند در صورت بهبود روابط تهران- واشنگتن و یا تغییر نظام در ایران، آمریکا اجازه نقشآفرینی ترانزیتی فعال به ایران میدهد، باید گفت حتی در صورت تحقق شرایط فوق، ایالات متحده همچنان از نقشآفرینی ایران در این منطقه جلوگیری خواهد کرد؛ به گفته تمام نمایندگان آمریکا در مسایل حوزه خزر یعنی "کالیکی"، "الیزابت جونز"، "ولف"، و "استیومان"، اگر آمریکا در هر جایی تحریم علیه ایران را لغو کند در دریای خزر چنین کاری را نخواهد کرد، زیرا منافع درازمدت راهبردی آن کشور حکم میکند که ایران در این منطقه بازیگر نباشد. یان کالیکی یکی از معاونان وزارت بازرگانی آمریکا در حاشیه همایش "رقابت برای سرمایه و بازار بینالمللی" در لندن میگوید: "حتی در صورت بهبود روابط کشورش با ایران، واشنگتن از مخالف با انتقال انرژی آسیای مرکزی و خزر از مسیر ایران دست برنخواهد داشت".
حضور نظامی آمریکا و ناتو در مرزهای شمالی ایران
هر چند پایان جنگ سرد خطر شوروی را در شمال ایران کاهش داد، اما نگرانیهای جدیدی در حوزه امنیت و منافع ملی برای ایران پدید آورده و دست آمریکا را برای اعمال فشار بر آن بازتر کرد. با وجود این نقطه عطف حضور گسترده آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز پس از حوادث تروریستی یازده سپتامبر 2001 است؛ در پی حملات تروریستی یازده سپتامبر، رهبران آسیای مرکزی و قفقاز به سرعت مراتب آمادگی خود را برای حمایت از "جنگ علیه تروریسم" اعلام کردند. افزون بر این، سیاست گسترش ناتو به شرق پس از فروپاشی شوروی موفق بوده است. در حال حاضر، تمامی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز در قالب طرح "مشارکت برای صلح" با ناتو همکاری میکنند.
گسترش ناتو به شرق و حضور درازمدت آمریکا در منطقه، علاوه بر تامین منافع شرکتهای نفتی غرب و تسلط آنها بر منابع انرژی منطقه و مسیرهای انتقال آن، میتواند به عاملی برای جداسازی استراتژیک روسیه و ایران، ایجاد توان دخالت در ایران از طریق تحریک ظرفیتهای قومی، مذهبی و گسترش فعالیتهای جاسوسی در حوزه شمالی ایران تبدیل شود.
جلوگیری از حضور و نفوذ ایران در منطقه، ممانعت از عبور لولههای نفت و گاز از ایران، محدود کردن مبادلات تجاری کشورهای منطقه با ایران، ترویج فرهنگ مبتذل غربی در بین مسلمانان منطقه و بخشهای همجوار ایران، منزوی کردن موضع ایران در خصوص تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، بیثباتسازی مناطق شمالی کشور ما از دیگر خواستهای غرب از حضور نظامی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است.
مقابله با نفوذ معنوی ایران
اگرچه موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد ایران، از مهمترین عوامل تاثیرگذار در پیگیری سیاست ضد ایرانی آمریکا در خزر است، اما عامل فرهنگی و ماهیت ایدئولوژیک و نفوذ تاریخی ایران و نقش آن در ارتقای وزن ژئوپلتیکی جمهوری اسلامی ایران، مساله بسیار مهمی است که در دیدگاه بسیاری از صاحبنظران مورد غفلت قرار گرفته است. به عبارتی، آنچه تئوریهای سنتی و کلاسیک دنیای سیاست و نظریههای ژئوپلتیک و استراتژیهای رایج و در یک کلام کلیت تمدن غربی را به چالش واداشته و مورد تهدید جدی قرار داده، پیام فرهنگی و انسانی انقلاب اسلامی ایران است.