">
علی صالحآبادی
سفرهای داخلی و خارجی در مدت 26 ماه که از عمر دولت نهم میگذرد، نسبت به دولتهای دیگر بیشتر بوده است. بنابراین اگر قرار باشد به کمیت سفر نمره داده شود، دولت نهم بالاترین نمره را تاکنون کسب کرده است. اما پرسش آن است که فلسفه و هدف انجام یک سفر داخلی و خارجی چیست و هر سفر چه دستاوردی میتواند داشته باشد؟ اگر به این پرسش پاسخ داده شود، آنگاه میتوانیم نسبت به هر سفری که صورت میگیرد، داوری کنیم. احمدینژاد به همراه هیأت دولت در سال 84 سفرهای استانی را در راستای آنچه تحقق شعارهای انتخاباتیاش میدانست، آغاز کرد. او در 18 آبان 84 نخستین سفر استانیاش به بیرجند را انجام داد، در این سفر 148 مصوبه و توافقنامه به تصویب هیأت دولت رسید و بالغ بر 60 هزار نامه مردمی نیز به دولت داده شد. دولت در این سفر 179میلیارد تومان اعتبار و تسهیلات برای توسعه استان اختصاص داد. در همین سفر اعلام شد که نرخ بیکاری در سال 84 در استان خراسان جنوبی 16 درصد بوده است، اما در سفر هفته گذشته احمدینژاد و هیأت دولت به استان خراسان جنوبی، جهرمی وزیر کار اعلام کرد که نرخ بیکاری 16 درصدی 2 سال قبل به 3 تا 5/3 درصد کاهش یافته است! اگر این خبر درست باشد، باید به دولت تبریک گفت و نشان میدهد که نرخ بیکاری در ایران به همت دولت نهم از کشورهای آمریکا، فرانسه، آلمان و ژاپن نیز بهتر شده است. بنابراین توصیه میشود بیکاران دیگر استانها به خراسان جنوبی برای پیدا کردن کار بروند. مگر میشود برای طرحهای زیربنایی به صورت خلقالساعه تصمیم گرفت و به سرعت آن را اجرا کرد؟ هر طرحی نیاز به مطالعه، بررسی و تشخیص اولویتها و تأمین منابع آن دارد. اگر به دور از هرگونه موضعگیری صرفاً به اعتراضات نمایندگان مجلس هفتم نسبت به اجرا نشدن مصوبات استانی و نیز استعفا و برکناری استانداران نگاهی بیندازیم، درمییابیم که بیشتر این مصوبات عملی نشده و یا بر روی کاغذ ماندهاند.
1ـ هرچند حضور مقامات در مناطق دور از مرکز و شهرها امر پسندیدهای است، اما در عمل دیده شده است که رییسجمهور با هلیکوپتر به برخی شهرها سفر میکند و تنها چند دقیقه در آن شهر میماند و با انجام یک سخنرانی، آن شهر را ترک مینماید.
2ـ آنهایی که کار اجرایی کردهاند، میدانند حضور در یک شهر زمانی مفید و مؤثر است که مدت آن حداقل یک روز کاری باشد و در آن روز مسایل و مشکلات بررسی و با کسب نظر کارشناسان تصمیمگیری شود، اما در سفر به یک شهر کوچک، رییسجمهور و همراهان وی حاضر شده و سخنرانی میکنند که این موضوع هرچند در ابتدا باعث خشنودی مردمی میشود، اما در انتها چون وعدهها عملی نمیشود، نارضایتی در پی دارد.
3ـ سفرهای استانی و وعدههای فراوانی که در آن داده شده، مطالبات مردم را بسیار بالا برده است. زمانی که مطالبات بالا رود و انباشته شود و از عمل خبری نباشد، این مطالبات باعث نارضایتی و بیاعتباری مردم به دولت و مجلس میگردد. شاید هشدارهای پیدرپی اصولگرایان در ماههای اخیر در خصوص از دست دادن پایگاه مردمی این گروه در همین راستا قابل تفسیر باشد.
4ـ به دلیل مشکلات فراوان مردم و باب شدن توزیع پول نقد توسط دولت در سفرهای استانی، سیل درخواستهای بیپایان به سمت دولت سرازیر شده که پاسخگویی به بسیاری از نامههایی که با گونی به مرکز آورده شده است، امکانپذیر نمیباشد و علاوه بر افزایش حجم نقدینگی، اثر تورمی نیز به دنبال دارد.
5ـ در دنیای مدرن که ارتباطات از طریق الکترونیکی آسان شده است، میتوان بسیاری از پروژهها و کارها را از راه دور کنترل کرد. بنابراین حضور فیزیکی آن هم در وقت اندک، چیزی را حل نمیکند. مگر آن که هدف، بهرهبرداری تبلیغاتی باشد. برای مثال در حال حاضر وزارت نفت و نیرو بر پروژهها در دورترین نقاط کشور به جای حضور فیزیکی، از طریق نصب دوربین و رایانههای پیشرفته کنترل و نظارت دارند. استفاده از این شیوه صرفهجویی مالی و وقت را که در کشورهای پیشرفته آن را طلا مینامند، برای کشور در پی دارد.
6ـ سفرهای خارجی احمدینژاد نیز باید بررسی شود. مثلاً سفر به کوبا، پرو، دو نوبت به ونزوئلا، ارمنستان و... چه دستاوردی برای کشور داشته است؟ اصولاً اتحاد با رهبران کشورهایی که قبلاً جزو مارکسیستهای دو آتشه بودهاند، نظیر هوگو چاوز رییسجمهور ونزوئلا که از دوستان نزدیک صدام حسین هم بود، آیا در عرصه جهانی برای ایران افتخار و اعتبار میآورد یا آن که اتحاد با چنین کشورهایی زمینهساز اتحاد بیشتر کشورهای تأثیرگذار جهان علیه ایران میشود؟ آیا هزینه سفرهای خارجی بیحاصل، نباید به صورت شفاف به اطلاع مردم رسانده شود؟ اگر این سفرها و دیپلماسی دولت موفق بوده است، چرا باید شاهد تنگتر شدن حلقه محاصره اقتصادی و سیاسی باشیم؟ رأی مجمع عمومی اینترپل (پلیس بینالملل) علیه ایران را در قالب دیپلماسی فعال و سازنده باید ارزیابی کرد یا دیپلماسی انفعالی و بینتیجه؟
پرسش دیگر این است که به صرف آن که گفته شود برای این قبیل تصمیمات مجامع بینالمللی تره خرد نمیکنیم، چه سودی برای منافع ملی در بر دارد، زیرا مردم آثار دیپلماسی خارجی کشور را در زندگی روزمره شاهد هستند، تولیدکنندگان و واردکنندگان متأثر از چنین سیاستهایی، بیشترین ضربه را در سالهای اخیر خوردهاند.
اشکالی که بر سفرهای استانی وارد است آن است که رییسجمهور به طور تکراری در مراکز استانها و شهرهای کوچک به جای آن که در مورد مسایل و مشکلات همان استان و یا شهر به طور ریز سخن بگوید، به مسایل هستهای، تحریمها و موضعگیریهای بینالمللی میپردازد. در حالی که در کشورهای پیشرفته موضعگیری بینالمللی از سوی یک کشور معمولاً پس از جمعبندی در شورای عالی امنیت ملی، هیأت دولت و یا گروه مشاوران صورت میگیرد. اگر به آرشیو سخنرانیهای رییسجمهور در سفرهای استانی مراجعه شود، به وضوح در اکثر سخنرانیها، موضعگیری کلان خارجی به چشم میخورد. اگر عملکرد سفرهای استانی مثبت باشد، مردم باید شاهد ارزانی، رفاه، رونق کسبوکار، امنیت شغلی و نبود بیکاری باشند. محمدرضا باهنر رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس و یکی از طرفداران پروپاقرص رییسجمهور، با اعلام این که تورم و گرانی پاشنه آشیل اصولگرایان است، کارنامه مجلس هفتم و دولت نهم را بازگو کرده است.