"> ورود ترکیه به شمال عراق نزدیک است
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۶۴۱۴

ورود ترکیه به شمال عراق نزدیک است


نویسنده: عبدالباری عطران

شکست مذاکرات میان ترکیه و هیات دولت جدید عراق که در آنکارا دنبال شد ما را به یاد شکست مذاکرات میان دولت صدام حسین و کویت در شهر طائف که با وساطت پادشاه وقت عربستان سعودی فهد بن عبدالعزیز و دو روز پیش از تجاوز عراق به کویت صورت پذیرفت می‌اندازد.

مذاکرات طائف با شکست مواجه گردید زیرا که شیخ سعد العبد‌الله ولیعهد وقت کویت با درخواست‌های عراق به مخالفت برخاست. ولیعهد کویت درخواست‌های عراق مبنی بر کمک مالی به عراق، متوقف ساختن استخراج نفت از میدان رمیله و متوقف ساختن تولید نفت که موجب گشته بود قیمت نفت به پایین‌ترین حد خود برسد مخالفت کرد و خاطرنشان ساخت که در این درخواست‌ها، مبالغه شده است و کویت نمی‌تواند درخواست‌های عراق را برآورده سازد و شیخ سعد العبدالله گفته مشهور خود را مبنی بر این که کویت در برابر باج‌خواهی‌ها سر فرود نمی‌آورد، اعلام داشت و او ناگهان صبح روز بعد با ورود تانک‌های عراقی به مرکز پایتخت کویت شگفت‌زده شد.

دولت ترکیه یک روز پس از مذاکرات طولانی با هیات عراقی گفت که پیشنهادهای عراق مبنی بر برخورد با درخواست‌های ترکیه جهت تسلیم اعضای حزب کارگران کردستان و نابودسازی پایگاه‌هایش در شمال عراق راضی‌کننده نیست زیرا اجرای این پیشنهادها به زمانی طولانی نیاز دارد و ترکیه در انجام کارهایش عجله دارد و نمی‌تواند بیش از این انتظار بکشد.

شکست مذاکرات، مورد انتظار بود زیرا ترکیه با طرفی مذاکره می‌کرد که کننده نبود زیرا دولت مرکزی عراق که هیات یاد شده آن را نمایندگی می‌کرد نمی‌تواند حتی یک سرباز در شمال عراق به حرکت وادارد مرزهای خود را با ترکیه ضبط‌ و ربط کند و از همه مهم‌تر این که پرچمش در همه مناطق کردهای عراق به اهتزاز در نمی‌آید.

رجب طیب‌اردوغان نخست‌وزیر ترکیه برای ورود و اشغال مناطق کردها در شمال عراق با پافشاری‌های مردمی و نظامی مواجه است و هرگونه تردید در انجام این ماموریت موجب می‌گردد که محبوبیت او در میان افکار عمومی پایین بیاید و در مقابل محبوبیت ارتش افزون شود.

حزب کارگران کردستان با انجام عملیات علیه ارتش ترکیه همه معادلات منطقه را برهم زد و برای جرج بوش که خود به شدت گرفتار مسایل دیگر است، دردسر جدیدی آفرید. این مورد نه از این جهت که زمان‌بندی آن اشتباه بوده و جرج‌بوش تا اندازه‌ای توانسته بود با متحد ساختن عشایر سنی در رویارویی با القاعده به موفقیت‌هایی دست یابد، دردسرساز بود بلکه از آن جهت که بوش را در برابر گزینه‌های دشواری قرار داده است باید مورد توجه جدی قرار گیرد. به عبارت دیگر، ایالات متحده آمریکا را در وضعیت بسیار دشواری قرار داده است که باید از میان دو گزینه یکی را انتخاب کند. آمریکا باید ترکیه که هم‌پیمان راهبردی است را انتخاب کند و یا هم‌پیمان کوچکتر خود که اگر کمک آنها نبود هرگز نمی‌توانست عراق را اشغال کند و برگزیند و این هم‌پیمان کوچکتر کردهای شمال عراق هستند.

اگر ترکیه شمال عراق را تسخیر کند، آمریکا بزرگترین بازنده خواهد بود زیرا اگر با ترکیه رودررو شود این کشور را از دست خواهد داد و اگر با ترکیه رودررو نشود کردهای شمال عراق را از دست خواهد داد و تلاش‌های آمریکا برای واداشتن ترکیه به کنترل خود، ثمری نداشته است.

اردوغان در پاسخ به فراخوان‌های کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا مبنی بر کنترل نفس و دادن فرصت بیشتر به دیپلماسی حرکت تند و ناگهانی از خود نشان داد. او گفت چرا آمریکا به رغم همه هشدارها مبنی بر کنترل خویش، حتی لحظه‌ای برای اشغال عراق به خود تردید راه نداد و اعلام داشت که از منافع و امنیت خود دفاع می‌کند گرچه با عراق ده‌ها هزار کیلومتر اختلاف مسافت داشت. حال چه شده تمام مواردی که رعایت نکرده ترکیه باید رعایت کند!

کردها، واشنگتن را به یک جنگ خونین فرسایشی که خسارت‌های مادی و انسانی زیادی داشت و هیچ‌گونه امیدی برای آن در افق دیده نمی‌شد، درگیر ساختند. آنها اکنون درصدد درگیر ساختن آمریکا علیه قدرتمندترین هم‌پیمان‌های خود در منطقه هستند و این در حالی صورت می‌پذیرد که آمادگی تحمل هیچ‌گونه عواقبی را ندارند به عبارت دیگر آنها نه قدرت رویارویی ترکیه را دارند و نه این که می‌توانند از بزرگ‌ترین دستاوردهای جنگ عراق که ایجاد کشوری شبه‌ مستقل و با ثبات در شمال عراق باشد، دست بردارند.

عجیب اینجاست که رهبران حزب کارگران کردستان در درگیر ساختن هر چه بیشتر آمریکا در جنگ‌های منطقه و درگیری‌های منطقه‌ای دیدگاه سازمان القاعده و رهبران آن اسامه بن‌لادن را پیاده می‌کنند زیرا نتایج حاصله برای رسیدن به هدف مورد نظر یکسان است.

سازمان القاعده با اجرای تهاجم به نیویورک و واشنگتن قصد داشت ایالات متحده آمریکا و نیروهایش را به جنگ‌هایی در خاک کشورهای عربی و اسلامی وا دارد زیرا در آن صورت می‌توانست جنگ فرسایشی علیه آمریکایی‌ها به راه اندازد و حزب کارگران کردستان با استفاده از مناطق امن ایجاد شده در شمال عراق تهاجم خود علیه ترکیه و نیروهایش را به اجرا درآورد و همین امر موجب خواهد شد که حزب کارگران کردستان با قدرتمندترین قدرت تاریخ در این منطقه رودررو شود شاید که بتواند رابطه راهبردی آمریکا- ترکیه را تباه و یا دست‌کم تضعیف کند و به نظر می‌رسد که در آستانه تحقق این اهداف باشد ولی باید دانست که عواقب این کار برای کردهای عراق کاملا معکوس و در عین حال وخیم خواهد بود.

ترک‌ها در دو نهاد سیاسی و نظامی میان اسلام‌گرایان و نادین‌محوران اختلافات زیادی را شاهد هستند ولی هر دوی آنها در یک مورد توافق کامل دارند و آن رویارویی با الگوی کردی در شمال عراق است زیرا این الگوبرداری آنها خطر زیرساختی ایجاد می‌کند و موجب می‌گردد که کشور بزرگ کرد قسمتی از خاک سوریه و ایران و ترکیه را در بر گیرد. اینکه تهدید ترکیه مبنی بر اشغال کردستان عراق از سوی سوریه (علنی) و ایران (به صورت مستمر) مورد حمایت قرار می‌گیرد جای تعجب ندارد و این حالت رضایتمندی شاید در میان محافل عراقی‌های سنی و شیعی وجود داشته باشد. روابط ویژه میان کردها و ایالات متحده آمریکا رابطه‌ای است که در بیشتر مواقع به سیاست نازپروردگی تعبیر می‌شد. کردها برای رسیدن به ساحل نجات و تحقق آرزوی تاریخی خود مبنی بر ایجاد یک کشور مستقل در عراق و یا در سوریه و ایران، رهبریت حکیمانه را کم دارند و بهترین دلیل برای اثبات این مدعا این است که رهبریت فعلی به دلیل سیاست‌های خود نتایج فاجعه‌باری به بار آورده است و موجب شده که کردها در منطقه‌ای زندگی کنند که یک دولت واقعی و همراه نداشته باشند و اکنون در برابر تهدیدهای ترکیه و شاید اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها کسی وجود نداشته باشد که به یاری آنها بشتابد.

دشمن، در حال حاضر صدام حسین نیست که می‌خواهد سلاح کشتار جمعی خود را کامل کند تا این که سلطه آمریکا را در منطقه تهدید کند، بلکه دشمن اکنون ترکیه است، ترکیه‌ای که در پیمان ناتو، دومین ارتش را داراست و اقتصادش در جهان رتبه نوزدهم را دارد.

باید به این نکته اعتراف کرد که کردها با وضعیت دشواری رو‌به‌رو هستند و هیچ‌گاه از حقوق قومی و فرهنگی و سیاسی برخوردار نشده‌اند و تاریخ آنها مملو از کشتارهای خونین است.

البته این نکته را باید نصب‌العین قرار دهیم که اگر ترکیه وارد شمال عراق شود نتایج هرگز نمی‌تواند تضمین شده باشد زیرا درگیری نظامی ممکن است به حالتی از آشوب و افزایش عملیات نظامی کردها و وارد آمدن خسارت بسیار عظیم و ابدی به هم‌پیمان راهبردی آمریکا منجر شود. ورود ترکیه به شمال عراق نزدیک است و جز یک معجزه، چیزی نمی‌تواند از آن جلوگیری کند ولی به هر حال باید گفت که ما دیگر در زمان وقوع معجزات به سر نمی‌بریم. تنها چیزی که می‌توان با قاطعیت بیان کرد این است که اگر این اتفاق بیفتد همه معادلات منطقه برهم خواهد خورد و ثبات به فروپاشی نزدیک خواهد شد و بازنده اصلی، ایالات متحده آمریکا خواهد بود زیرا آمریکا که محبوبیت خود را نزد عرب‌ها و مسلمانان از دست داده اکنون در میان اکثریت ترک‌ها نیز به موجود منفور تبدیل خواهد شد و این امر بار جدید و اضافی بر گردن آمریکا تحمیل خواهد کرد و تلاش آمریکا برای کسب محبت عرب‌ها و مسلمانان دیگر به جایی نخواهد رسید.

اما کشور شبه‌ مستقل در شمال عراق در مرحله احتضار قرار خواهد گرفت و وضعیتش همچون باقی مناطق عراق آشوب‌زده و خونین خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات