ابراهیم حاجمحمدزاده
«بر دانشآموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام، حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده و آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع نمایند و این توطئه بزرگ را بار دیگر شدیدا محکوم کنند. بر دانشآموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با تمام نیرو، وحدت خویش را حفظ و از انقلاب اسلامی خود طرفداری نمایند و بر ملت است که از این دو جناح عزیز با تمام قدرت پشتیبانی کنند. دست خدا به همراه همگی باد والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته دهم آبان 1358 روحالله الموسوی الخمینی»(1)
آذرخشی که مشعل مبارک انقلابی بزرگتر از انقلاب اول را برای همیشه برافروخت. از چند جمله بالا در کلام سه روز قبل حضرت امام(ره) الگو گرفته بود. باید دانشجوی پیرو خط امام بود تا بدون هیچگونه هماهنگی و تماس با امام از راه فوق سری معنویت و از راه ناپیدای قلب و روح تا آخر خط انتظار، در خط امام بود. اما شاید عدهای بگویند پس اینها که جا مانده و یا... میگویم به صدر اسلام نگاه کنید دو صف رودررو در جمل... و این سخن مولا که «... امر ما بسیار پیچیده و سخت و دشوار است و هیچکس را توان همراهی نیست، مگر بنده مؤمنی که خداوند قلب او را بر پایمردیهای دشوار آزموده باشد (نهجالبلاغه)
عشق از اول سرکش و خونی بود
تا گریزد هر که بیرونی بود
باید به تعبیر امام قهقهه مستانه عند ربهم شهدا را در همین دنیا در مقابل شیطان بزرگ تجربه نمود تا همچون شهید مهدی رجببیگی (یکی از دانشجویان پیرو خط امام در لانه جاسوسی) عاشقانه سرود
«سوگند خورده بودیم که پرده ظلمت را بدریم و نور خورشید را بر همگان عیان سازیم و دشمنان خلق را براندازیم. و دیدی که چگونه بر سر پیمان ایستادیم؟ دیدی که چگونه سلاحمان را بر دوش آویختیم و از امامت امام توشه ره به نبرد با ظالمان پرداختیم... تو باز هم ای دانشگاه شاهد باش که با صدای بلند میگویم: آنان که میپندارند از پای افتادهایم یا بر جای نشستهایم بر گور خیال خامشان بگریند که ما امت حسینیم و مرد کارزار... که آذر این قیام همیشه برافروخته خواهد بود(2)
دانشجویان متعهد به عمل در خط امام، در تاریخ جنبشهای دانشجوئی. (که بهتر است نام آن را به زیور انقلاب دانشجوئی ممتاز نمائیم) صلابت و توانایی را نشان داد که میتواند دو روزه طومار دولت غیرخط امام را درهم بپیچد. و درپی آن با گفتن نه به بنیصدر بهمراه سپاه پاسداران انقلاب با تحویل ندادن گروگانها بدون اجازه امام، اولین زمینههای مردمی سقوط و فرار او را نیز مهیا سازد. سرداران دانشجوی پیرو خط امام در تمام دنیا و در همیشه انقلاب اسلامی سمبل نه به آمریکا گردیدهاند. مگر نه اینست که در آغاز ریاست جمهوری دکتر احمدینژاد را پیرو خط امام و از تسخیرکنندگان لانه جاسوسی میپنداشتند و بیچاره عموسام و بوش که در رؤیاهای خویش تمام دنیا را میخواستند به لانه جاسوسی مبدل کنند ولی همانگونه که در ایران و پس از آن فلسطین، لبنان، افغانستان و عراق و... شاهدیم رفته رفته باید تمام آزادیخواهان در پی عدالت را دانشجوی پیرو خط امام بنامند.
در غوغای غیرقابل تصور ماههای اول انقلاب که به فرموده امام در طول چند روز دویست گروه اعلام موجودیت میکنند و با شعارهای مختلف برای مصادره و اخلال در انقلاب به نفع اربابان شرقی و غربی خود توطئه میکنند دانشجویان پیرو امام با هماهنگی صدای قلب خویش که پژواک پیام امام بود، به مرکز فرماندهی اصلی تمامی توطئههای رنگارنگ و بعضاً متضاد حمله کردند تا معلوم شود همین نهضت آزادی که تا قبل از تسخیر لانه جاسوسی صبح تا به شام مردم را به خالی نمودن صحنه ترغیب مینمود. از سویی دیگر همراه امیر انتظام معاون نخستوزیر و سخنگوی دولت موقت (جاسوس آمریکا با کد رمز اس.دی.بلادا در اسناد لانه) با رفتن جمعی پیش امام و پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان را داده بود، از لانه جاسوسی، سر در میآورد.
«... در لسان همین آقایان بود، معنای برگشتن به 22 بهمن، یعنی برگردیم به همان زمان قبل از 22 و شاهنشاهی، اینکه برگردیم به آن وقتی که انقلاب کردیم و همه این چیزهایی که تا حالا درست کردیم هیچ، بیاییم به هم بزنیم همه را! چیزی را که دو سال است برای آرامش و استقرار جمهوری اسلامی درست شده است ما بیائیم به همش بزنیم...»(3)
«... و قضیه طرح آنکه مجلس خبرگان منحل بشود که در زمان دولت موقت این طرح شد و بعد هم معلوم شد که اساسش از امیر انتظام بوده و آن مسائل، آن وقت آمدند آقایان پیش ما، همه این آقایانی که، آقای بازرگان و رفقایش گفتند: ما خیال داریم این مجلس را منحلش کنیم. من گفتم شما چه کاره هستید اصلش که میخواهید این کار را بکنید! شما چه سمتی دارید که بتوانید مجلس منحل کنید؟ پا شوید بروید سراغ کارتان. وقتی دیدند محکم است مسئله، کنار رفتند...»(4)
از آنجا که آمریکا میبایست در تمامی اشکال وابستگان خود را نفوذ دهد جناحی دیگر از همین نهضت آزادی، با مخالفت با مشی دولت بازرگان و با دادن تندترین شعارها و انتقاد از وضع موجود و طرفداری از امام امت و شعارهای دینی بزعم خویش سعی داشتند موجسوار انقلاب باشند در بیانیه این بخش از نهضت آزادی دقت کنید، چه فریبکارانه است!
«ما همانطور که حضرت امام بارها گفته است... در هیچ زمینهای انقلابی عمل نکردیم، ما میبایست قاطعیت به خرج میدادیم، مرز میان انقلاب و ضدانقلاب را معین میکردیم و ضدانقلابیها را شدیداً میکوبیدیم... کار را به دست انقلابیها میسپردیم... موقع و موضع عمل «شریعت سمحه سهله» را که جامعه مومنان به انقلاب و مکتب شریعت است را با محیط وجودی که ضدانقلاب در آن بیداد میکند یکی گرفتیم و در جایی به خاطر بسط و توسعه (قسط و عدل) و (رحمت) و (مغفرت) باید شدت عمل به خرج میدادیم عفو و رحمت در حق ضدانقلاب توصیه کردیم و در واقع ثابت کردیم که شایستگی همراهی با محمد رسولالله(ص) و قدرت تشخیص آنان را نداریم که مشمول «اشداء علیالکفار رحماء بینهم» شویم و در مقابل آگاه یا ناآگاه در حق خودیها، حذف و طرد آنها و با میدان دادن به این طرز کار و محدود کردن رابطهها و روابط و دوستی و آشنایی... بیعدالتی پیشه کردیم، عنوان کردن عفو در هنگامی که هنوز چهرههای ضدانقلابی... به صراحت و دقت شناخته نشده بودند و موضعگیری در برابر ضدانقلاب قرار و قاعده مشخص نیافته بود، یک عمل غیرانقلابی بود... در همه انقلابها، رهبری انقلاب همواره در متن کارها حاضر و ناظر است و در انقلاب ما حضور امام به دلایل متعدده از جمله سرعت به ثمر رسیدن آن و اختصاص معنویاش از لزوم بیشتری برخوردار بوده و هست. در انقلابی که اساس کارش آشتی دین با سیاست است و به هیچوجه نمیتواند بار دیگر تفکیک دین از سیاست را بپذیرد. این آشتی در همه مراحل، باید توسط کسی صورت گیرد که طی سالیان دراز تنها فردی بوده است که این نظر را تعقیب کرده و همه اقشار و گروهها را به هم نزدیک ساخته است...»
بیانیه با انتقاد از دولت موقت اینگونه ادامه مییابد:
«اگر دولت به جای تهدید کردن به استعفا در امور جزئی و هدر دادن وقت و نیروی امام در حل و فصل مسائل رفرمیستی و شکلی، به مسائل جدی کلی توجه میکرد... و در کنار امام قرار میگرفت، کار ما پس از شش ماه به اینجا نمیرسید»(5)
نهضت آزادی بنا به وظیفه خود تا قبل از اطلاع از نتایج اقدام انقلابی دانشجویان پیرو خط امام و اقشای ماهیتشان، دو روز پس از استعفای رفقای دولت موقت، طی بیانیهای به روش منافقانه خود ادامه داده و اعلام میکند:
«...دانشجویان انقلابی مسلمان با تصرف سفارت آمریکا به وضوح تمام خصلت ضداستعماری انقلاب اسلامی ایران را اعلام کردهاند و مردم مبارز ایران با تایید خود نشان دادهاند که بخوبی راهی را که باید در پیش داشت تشخیص میدهند... تصرف سفارت آمریکا یک اعتراض ساده به سیاست آمریکا نیست. اعتراض به راه و رسمی است که استعمار کور و خشن آمریکا در سراسر جهان رهبری میکند و یکی از مصادیق کوچک آن حمایت از محمدرضا پهلوی و اطرافیان او و پذیرایی آنان در خاک خود و یا با کمک و تاییدش در گوشه و کنارههای دنیاست. از اینرو منطق مبارزه ضداستعماری دانشجویان و همه مردم انقلابی ضداستعماری ایران را نباید نیمهکاره رها ساخت. شورای انقلاب که از طرف امام امت مسئول اداره امور کشور شده است باید... درصدد قطع رابطه سیاسی با آمریکا باشد. امام و امت منتظرند که شورای انقلاب این قطع رابطه را اعلام کند انشاالله»(6)
امام خمینی که به دستوری بودن این بیانیهها بدرستی آگاه است در همان روزها اعلام میکند که بتازگی آمریکا هم طرفدار انقلاب شده است:
«...آمریکائی که ادعا میکند که در این نهضتی که بوده است ما حالا خوشحال هستیم! این حرفهایی است که میزنند والا در حالی که نهضت بود، همین آمریکا من که پاریس کراراً فرستادند به اینکه شما شاه را حالا کاریش نداشته باشید ـ بگذارید باشد ـ چه ـ بعد هم بختیار را. در عین حال که اینطور بوده است، حالا آمریکا هم انقلابی شده است. همانطوری که حالا ملاحظه میکنید هر کسی میآید اینجا، اشخاصی که من میشناسمشان چه جور اشخاصی هستند، میآیند اینجا ادعا میکنند که ما در زمان سابق چه فعالیتها کردیم چه مجاهدهها کردیم و چه زجرها کشیدیم. در صورتی که من دانم که در زمان سابق آنها در رفاه بودند و هیچ فعالیتی هم نکردند. اگر چه فعالیت کرده باشند. فعالیت بوده است که برخلاف مسیر ملت بود. حالا این یک مسئلهای است دیگر رسم شده و چون دیدید که مثل یک سیل خروشانی در حرکت است، و چنانچه بخواهند خلاف این را بگویند این سیل آنها را میبرد البته بعضی از آنها هم یک حرفهائی زدند»(7)
چند ماه بعد آقای بازرگان با افشاء شدن اسناد لانه جاسوسی به عنوان رهبر نهضت آزادی و از قول تمام آنها با تفسیر جدیدی از شرف! و راه کج و یا درست کنار آمدن با آمریکا ارائه میکند:
«اسم خود را میگذارند خط امام، خط شیطانند اینها که افشاء میکنند... فلان فلان شدهها.. بیشرفند اینهایی که میگویند ما با آمریکا راه کج رفتهایم اینها ضدانقلابند...»(8)
حضرت امام در تجلیل و بزرگداشت انقلاب سیاسی الهی دانشجویان پیرو خط امام و ثمرات آن در تداوم انقلاب میفرمایند:
«...دیدید آن روزی که این جوانهای بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی را گرفتند. این شیاطین به دست و پا افتادند. یکی گفت اینها خط شیطان هستند و دنبال این کردند که ما الان اسیر آمریکا هستیم، نه اینکه نمیفهمیدند که نه، اسیر آمریکا نیستیم، میخواستند که ما را از استقلال بیرون بیاورند و به دامن آمریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه ناگوار بود برای آنها، برای اینکه پروندههای اینها هم ظاهر میشد، پیدا میشد این پروندهها. این همه کوشش برای اینکه، اینها را رها کنید بروند، ما در گرو آمریکا هستیم اینها را بگذارید بروند. این جوانهای عزیز ما که گفتند ما در خط اسلام هستیم میگفتند به آنها که شما در خط شیطان هستید، خوف این بود که این پروندهها ظاهر بشود و این چهرهئی که قالب زدند خودشان را، این چهرهها معلوم بشود که چه جور اشخاصی بودند.(9)