وجود دریا در هر کشوری همواره به عنوان یک موقعیت مثبت اقتصادی تلقی شده و بهرهبرداریهای مختلفی از آن صورت میگیرد.
اگر از جنبه داخلی در نظر بگیریم، میتوان به بحث گردشگری، ماهیگیری و کشتیرانی در آن به عنوان مثال اشاره کرد و البته اگر این دریا با آبهای آزاد جهان ارتباط داشته باشد حتی میتواند منبع خوبی برای جذب گردشگر و سایر فعالیتهای اقتصادی مرتبط با دریا باشد.
اما از جهت دیگر دریا را میتوان به عنوان یک عامل تسهیلکننده مبادلات تجاری دانست و شکلگیری بنادر بزرگ و در کنار آن شهرهای اقتصادی را به عنوان نمونههایی از آن ذکر کرد، همچنان که بزرگترین شهرهای دنیا در کنار سواحل شکل گرفتهاند.
اما سواحل دریای خزر، برخلاف سایر سواحل ایران به دریای آزاد راه ندارد و مسیر ارتباطی آن به چهار کشور دیگر محدود میشود، در عین حال اگر سری به سوی سواحل شمال کشور بزنید خواهید دید که شکلگیری بنادر بزرگ و کوچک و فعال و غیرفعال از گذشتههای دور در این خطه مورد توجه بوده است.
اگرچه از 17 سال قبل ایران فقط با یک کشور به نام اتحادیه جماهیر شوروی در این دریا سهیم بود، اما پس از فروپاشی این کشور بزرگ و شکلگیری جمهوریهای تازه استقلالیافته چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان نیز در این دریا با ایران همسایه شدند.
آزاد شدن این کشورها از قیود شوروی کمونیستی و توجه آنها به بازسازی و توسعه کشورهایشان باعث میشد که مزیتهای اقتصادی بیشتری پیش روی ایران در این دریا متصور شود، هر چند که پس از کشف میادین نفتی در بستر این دریا همین مزیت اقتصادی خود به عاملی برای دور افتادن این کشورها از یکدیگر تبدیل میشد.
در این میان برخی کشورهای غربی نیز که مزیت را در ارتباط این کشورها با ایران میدیدند و برخی از لحاظ سیاسی و حتی اقتصادی احساس خطر میکردند وارد عرصه شده و بر خرمن اختلافات کوچک هیزم افکندند که البته همه نقشههای آنها با متانت و درایت مسؤلان ایرانی نقش بر آب شد و برگزاری موفق اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر در تهران نیز نمونه آن میباشد.
در عین حال به عنوان مثالی روشن میتوان به تحت فشار قرار دادن برخی کشورها برای عبور خط لوله از بستر دریا به جای عبور از خاک ایران یا احداث خط لولهای که ایران در آن جای ندارد از جمله این دخالتها اشاره کرد.
هر چند که اکنون این کشورها به خوبی دریافتهاند که به هیچوجه نمیتوان از مناسبات اقتصادی با ایران چشم پوشیده، اما آیا ما هم طی سالهای گذشته توانستهایم از مزیت همسایگی خودمان با این کشورها سود کافی را ببریم؟
دخالت دیگران
هماکنون با هیچیک از کشورهای همسایه دریای خزر در سطح بالای مبادلات اقتصادی قرار ندارد و شاید بالاترین میزان مبادلات با هر یک از این کشورها فراتر از دو میلیارد دلار در سال نباشد.
این در حالی است که کشورهایی چون ترکیه و برخی کشورهای اروپایی بالاترین سطح روابط را با این کشورها دارند و آمریکا نیز بر دامنه نفوذ سیاسی خود در این منطقه به شدت افزوده و به همین دلیل هم بسیاری از مبادلات اقتصادی به نفع ایران رقم نمیخورد.
فشار آمریکا به ترکیه و ترکمنستان برای اجرای خط انتقال نفت و گاز این کشور از بستر دریای خزر و اختصاص 50 میلیون دلار به مطالعات این طرح از جمله مواردی است که ایران را از مبادلات اقتصادی دریا کنار میگذاشت.
پیشبینی چنین وضعی خیلی هم سخت نبود. چرا که با توجه به دشمنی آمریکا این انتظار میرفت به هر وسیلهای متوسل شود، آناتولی میخاییلوویچ، سردبیر یک ماهنامه روسیزبان در مقالهای که سالها قبل به چاپ رساند، از فعالیتهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل در منطقه پرده برداشت و عنوان کرد که آنها با بهرهگیری از نیاز اقتصادی کشورهای حاشیه خزر تخم کینه و نفاق را در منطقه میپراکنند.
شاید درگیریهای اقتصادی ترکمنستان و آذربایجان و یا آذربایجان و ارمنستان و عدم میانجیگری روسیه را بتوان از جمله این موارد نام برد.
ایران کجاست
با وجود گذشت 17 سال از فروپاشی شوروی و شکلگیری کشورهای تازه، هنوز دریای خزر دارای رژیم حقوقی مشخص و مدرنی نیست، اما این عامل هرگز نباید مانع همکاریهای اقتصادی ایران در سایر بخشها با این کشورها باشد و ایران را از سایر منابع توسعه دور بدارد، این در حالی است که به نظر میرسد ارتباط اقتصادی با کشورهای حاشیه خزر تا حدودی مورد غفلت واقع شده، به طوری که مبادلات ایران با این کشورها از سطح سه میلیارد دلار در سال فراتر نمیرود.
یک مقام مسئول در سازمان توسعه تجارت ایرانی با اقرار به این نکته که کشورهای حاشیه خزر میتواند بازار کالایی ایران باشد، میگوید: بدون تردید با ایجاد مراکز تجاری، اعزام رایزنان بازرگانی و استقرار آنها در سفارتخانهها میتوان سطح مناسبات تجاری را ارتقا داد.
وی میزان واردات کشورهای روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان را سالانه 252 میلیارد دلار عنوان میکند و میافزاید: کل صادرات ایران به این کشور به یک میلیارد دلار نمیرسد، اما واردات از این کشورها بالاتر از این رقم و رابطه تنگاتنگ دارد. آنان این تکثر را در جامعه مدرن، مفید و لازم میدانند. حال این سؤال پیش میآید که به لحاظ جامعهشناسی خانواده به کجا میرود و چه نوع خانوادهای در حال ظهور است؟
آنچه در فرهنگ مدرن متأخر قابل طرح است، کمبود ساحل دریای خزر قرار دارد به عنوان یکی از شرکای تجاری ایران مطرح بوده، اما هرگز این مبادلات از سطح دو میلیارد دلار در سال فراتر نرفته و این در حالی است که به گفته کارشناسان، زمینههای فراوانی برای گسترش مبادلات اقتصادی میان دو کشور وجود دارد.
رایزن بازرگانی روسیه میزان صادرات ایران به این کشور در سال 2006 میلادی را حدود 230 میلیون دلار عنوان کرده و میافزاید: میزان مبادلات تجاری ایران و روسیه در سال 2005 حدود یک میلیارد و 190 میلیون دلار بود که از این میزان یک میلیارد و 449 هزار دلار به صدور محصولات روسی اختصاص یافت.
در عین حال مقامهای مسئول ایران بیکار ننشستند و کسری تجاری ایران با این کشور مهم و تأثیرگذار منطقه را از بیش از یک میلیارد دلار در سال 82 به 814 میلیون دلار در سال 84 رساندند و در سالهای بعد نیز این روند ادامه یافت، این در حالی است که روسیه طی سالهای گذشته پس از آلمان، ایتالیا و اسپانیا، چهارمین شریک ایران بوده است.
در عین حال اکثر کارشناسان بر این باورند که هنوز بخش اندکی از ظرفیتهای اقتصادی متقابل دو کشور مورد بهرهبرداری قرار گرفته است و با یک عزم جدی میتوان این سطح مبادلات را بسیار افزایش داد.
نقش روسیه در کریدور شمال ـ جنوب، نیازمندی متقابل در کشور به کالاهای تولید ایران و صنایع و ماشینآلات روسی و وجود منابع غنی گازی در هر دو کشور این امکان را به آنها میدهد که سطح مبادلات پیمانهای اقتصادی مهمتری را با یکدیگر داشته باشند.
قزاقستان
پس از روسیه، قزاقستان بزرگترین کشور ساحلی دریای خزر است که به دلیل داشتن صنایع مادر، منابع و معادن غنی و داشتن پایگاههای موشکی مورد توجه کشورهای غربی قرار گرفت.
همین توجه باعث شد تا سرمایهگذاریهای زیادی در این کشور صورت گیرد، اما تنها مشکل این کشور بزرگ دسترسی نداشتن به آبهای آزاد است و همین امر میتواند ایران را به عنوان پل ارتباطی قزاقستان با دریای آزاد مطرح و مسیر منتهی روسیه را برای دسترسی به اروپا تغییر دهد. قزاقستان که سالها نظربایف را به عنوان مرد اول در رأس حکومت خود دارد توانسته سطح مناسبی از مبادلات اقتصادی با ایران داشته باشد که اگرچه شاید مطلوب به نظر آید، اما کافی نیست، به طوری که احمدینژاد در دیدار خود با رئیسجمهور این کشور خواستار افزایش سطح مبادلات تا سقف 10 میلیارد دلار شد و این در حالی است که هماکنون سطح مبادلات از دو میلیارد دلار تجاوز نمیکند.
سخنان رئیسجمهور کشورمان نشان میدهد که تاکنون از چه اندازه ظرفیتهای خالی اقتصادی استفاده نشده است. کشور ما در حالی کمتر از دو میلیارد دلار مبادله اقتصادی با قزاقستان داشته که ارزش واردات این کشور بیش از 50 میلیارد دلار عنوان میشود و بخش عمدهای از این واردات را کشورهای اروپایی تأمین کردهاند که هزاران کیلومتر فاصله با این کشور دارند.
ایران که همواره دارای تراز منفی تجاری با این کشور بوده بیشتر آهن و فولاد به صورت شمش و ضایعات فلزی از این کشور میخرد و انواع منسوجات، پسته، روغن سویا و آفتابگردان، رنگهای ورنی و وسایل روشنایی صادر میکند. قزاقستان نیز مانند آذربایجان و البته ترکمنستان، اولین شریک تجاری خود را روسیه قرار داده و البته مبادله نفتی به صورت سوآپ با ایران نیز دارد، هرچند که در ردیفهای بیش از دهم در مبادله اقتصادی با ایران قرار دارد.
به نظر میرسد این کشور که از دید سرمایهگذاران و صادرکنندگان ایرانی دور مانده با توجه به وسعت، جمعیت 10 میلیونی و منابع و صنایع مادری که در خود دارد میتواند زمینه همکاریهای اقتصادی بسیار بیشتری را در تمام زمینهها، حتی نفتی داشته باشد.
هر چند که امضای قرارداد احداث خط آهن میان ایران، ترکمنستان و قزاقستان میتواند حرکتی امیدبخش در زمینه گسترش روابط اقتصادی باشد، اما هرگز کافی به نظر نمیرسد.
ترکمنستان
ترکمنستان کشوری است که در شمالشرق ایران واقع شده و دارای بیشترین مرز مشترک با ایران در میان جمهوریهای شوروی سابق است.
این کشور همچنان دارای مشترکات فرهنگی زیادی با مردم ایران بوده و پس از روی کار آمدن نیازاف به عنوان اولین رئیسجمهوری، این کشور روابط نزدیکی نیز با ایران داشته است.
مبادلات اقتصادی ایران با این کشور در سالهای ابتدای استقلال این کشور بسیار بیشتر از اکنون بود، اما عملکرد بد صادرکنندگان ایرانی به سایر کشورها این فرصت را داد تا آنها بازار ترکمنستان را در اختیار گرفته و پای صادرکنندگان ایران را از بازار این کشور قطع کنند.
ترکمنستان نیز مانند قزاقستان راهی به آبهای آزاد ندارد و بیشترین کالاهای ترانزیتی به این کشور از ترکیه وارد ایران شده و سپس به این کشور میرود. این در حالی است که طی سالهای اخیر برخورد سختگیرانه مسئولان این کشور راه ترانزیت به سایر کشورها از ترکمنستان را تا حدودی مسدود کرده است.
اما ترکمنستان تقریباً در تمام زمینهها امکان همکاری با ایران را دارد، از کشاورزی گرفته تا صنایع و حتی نفت و گاز و گردشگری.
شاید در مورد ترکمنستان نتوان فقط مسئولان را مقصر دانست، چرا که دروازههای صادرات و تسخیر بازار این کشور به روی ایران گشوده شد، اما خود صادرکنندگان ایرانی بودند که بازار را به سایر کشورها تقدیم کردند.
هماکنون حجم مبادلات اقتصادی ایران و ترکمنستان سالانه حدود 500 میلیون دلار است که پیشبینی میشود حداکثر به 800 میلیون دلار افزایش یابد.
البته اکنون مشکلات زیادی فراروی تجار و بازرگانان ایرانی در این کشور وجود دارد که یک کادر قوی اقتصادی در سفارت ایران در عشقآباد میتواند بسیاری از این مشکلات را حل کند و رونق دوباره را به تجارت ایران و ترکمنستان باز گرداند.
آذربایجان
روابط ایران و آذربایجان که در شمالغرب ایران و غرب دریای خزر واقع شده همواره با فراز و نشیب همراه بوده است، استقلال آذربایجان و تلاش دولت وقت این کشور برای نزدیکی به غرب، همچنین گرایشهای ملیگرایانه برخی محافل و برخی شعارها باعث شده تا سردی بر روابط دو کشور حاکم شود.
در سال 1994 آذربایجان قراردادی را برای استخراج نفت با کنسرسیومی به رهبری شرکتهای آمریکایی امضا کرد که به اعتقاد بسیاری، دارای انگیزههای سیاسی بود و پس از آن نیز استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاک این کشور سردی روابط را دو چندان کرد.
در عین حال از سال 2000 یخهای روابط این کشور با روسیه کمکم ذوب شد و گرایش این کشور به ایران بیشتر شد که سرانجام به سفر حیدر علیاف رئیسجمهور این کشور به ایران و متعاقب آن سفر محمد خاتمی به آذربایجان منجر شد.
الهام علیاف به عنوان رئیسجمهور جدید این کشور نیز سفری به ایران داشت تا یخهای سالهای گذشته در دوره او نیز شکل نگیرد.
اما از نظر اقتصادی، ایران و آذربایجان روابط چندان گرمی را ندارند و ترکیه و روسیه اولین و دومین شرکای تجاری این کشور به شمار میروند.
ایران نیز با حدود 270 میلیون دلار صادرات و همین حدود واردات تجارت پایاپایی با این کشور داشته هرچند بخش عمده واردات از این کشور را بنزین تشکیل داده است.
ثبات همکاریهای اقتصادی
نفت و گاز موجود در بستر خزر باعث شده تا بسیاری از شرکتهای بزرگ نفتی به این منطقه سرازیر شده و برای رسیدن به مطامع خود طرحهای تفرقهافکنانهای را طراحی کنند.
اختلاف میان ترکمنستان و آذربایجان به خاطر دو حوزه نفتی و آذربایجان و روسیه و... از جمله اهدافی است که باعث شده تاکنون این پنج کشور به یک تفاهم اقتصادی و سیاسی مشخص دست نیابند و این در حالی است که ایران، این اختلافات را همواره با مذاکره و به بهترین شکل حل کرده و اکنون نیز معتقد است که با تفاهم و همدلی میتوان به بهترین راهکار برای دسترسی به منابع و منافع تمام کشورها دست یافت.
نقش ایران در ترانزیت نفت و گاز خزر و حتی نفت و گاز سایر کشورهای حوزه خزر بر کسی پوشیده نیست و اکنون پس از سالها حتی ترکمنستان نیز دریافته که مقرون به صرفهترین راه صدور گاز از خاک ایران میباشد، از طرفی کشوری چون قزاقستان برای صدور نفت و روسیه برای در دست داشتن بازار گاز اروپا نیازمند همکاری با ایران هستند که میتواند به تحکیم مناسبات فیمابین کمک کند.
بیشک اگر قرار باشد کشورهای ساحل خزر برای آینده این حوزه استراتژیک چشماندازی روشن با نمایی از تحکیم صلح، ثبات و امنیت پایدار قایل باشند، باید توسعه همکاریهای اقتصادی منطقهای و همکاریهای همهجانبه را در چارچوب نظام حقوقی مورد قبول تمام کشورها تعریف کنند.