حسین شریعتمداری
استعفای لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و جایگزینی جلیلی به این سمت همانگونه که انتظار میرفت طبیعی نیز بود بلافاصله بعد از اعلام خبر با تفسیر و تحلیل و گمانهزنیهای گستردهای در داخل و خارج کشور روبرو شد. در برخی از این تحلیلها و گمانهزنیها ردپایی از واقعیت دیده میشود و برخی از آنها به اندازهای سطحی و دمدستی است که «خندهدار» به نظر میرسد.
اختلاف سلیقه میان لاریجانی و رئیسجمهور در پارهای از مسائل واقعیتی است که در برخی از تحلیلها دیده میشود ولی اختلاف آنها در اهداف و راهبرد هستهای کشورمان نظریهای سخیف و ناشی از کماطلاعی و نگاه سطحی برخی از تحلیگران است، چرا که تصمیمهای کلان و راهبردی در پرونده هستهای برعهده شورای عالی امنیت ملی است و این تصمیمها با حضور همه اعضا، از جمله رئیسجمهور به تصویب میرسند و فقط با تایید رهبر معظم انقلاب، رسمیت مییابند، بنابراین دبیر شورای عالی امنیت ملی هر که باشد ملزم به اجرا و عملیاتی کردن مصوبات این شورا خواهد بود و بدیهی است که اختلافنظر راهبردی میان رئیسجمهور و دبیر شورای عالی امنیت ملی اساساً بیمعنی است. اگرچه اختلافنظر در محدوده اجرا و یا گزینش تیم معاونان و امثال آنها که در حد اختلاف سلیقه است همیشه امکان بروز دارد و این تفاوت سلیقه در جابهجایی اخیر بیتاثیر نبوده است.
با توجه به ساختار شورای عالی امنیت ملی و گردش کار مصوبات آن که تایید رهبری نقطه پایان و نهایی آن است، تحلیل و گمانه افراد و گروههایی که تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی را به مفهوم تغییر در استراتژی هستهای ایران تلقی میکنند - یا بهخاطر وابستگیهای جناحی اینگونه وانمود میکنند - گمانهای بیاساس است چرا که تغییر استراتژی هستهای کشور حتی با جابهجایی رؤسای دولتها نیز امکانپذیر نیست و تا کنون نبوده است. هر چند بینش و منش رؤسایجمهور در میزان پیشرفت امور نقش موثری دارد بی آن که در تغییر استراتژی موثر باشد.
و اما، سطحیترین تحلیلها که از سوی برخی گروههای سیاسی مدعی اصلاحات ارائه شدهاست، ارتباط این جابهجایی با سفر پوتین به ایران است. این گمانه به اندازهای سخیف و دمدستی است که فقط میتوان آن را «خندهدار» توصیف کرد. چرا که؛ وقتی جمهوری اسلامی ایران در برابر زورگویی و باج خواهی 1+5 کمترین چرخشی از خود نشان نداده است، آیا تصور چرخش در برابر پوتین که فقط یکی از اعضای این گروه - آنهم نه اصلیترین و قویترین آنهاست - خندهدار نیست؟! و بر فرض محال - چون فرض محال که محال نیست – اگر چنین چرخشی در دستور کار باشد، تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی چه نقشی میتواند در این تصمیم داشته باشد؟! و بالاخره چرا این چرخش به صورت آشکار و در جریان مذکرات هستهای اعلام نشود؟
این تحلیل خندهدار فقط از سوی برخی گروههای مدعی اصلاحات و مخصوصاً یکی از آنها که به پستونشینی شهره است ارائه شده و محافل خارجی به خاطر حفظ پرستیژ خود از اینگونه تحلیلهای مضحک خودداری کردهاند.
بهعنوان مثال، یکی از اعضای مرکزیت این گروه پستونشین در واکنش به جابهجایی اخیر گفته است «بالاخره خبر استعفای آقای لاریجانی که بلافاصله پس از بازگشت پوتین از تهران صورت گرفته بود، با سه روز تأخیر رسماً اعلام شد»!
کجسلیقگی و ضعف مدیریت خبری مسئولان ذیربط در پیدایش اینگونه تحلیلهای دمدستی بیتأثیر نبودهاست. زیرا واقعیت آن است که آقای لاریجانی نزدیک به دو هفته قبل استعفای خود را به رئیسجمهور تسلیم کرده و این استعفا بعد از چند روز نهایی شده بود و خبر آن نیز در بسیاری از محافل سیاسی - حتی در برخی محافل خارجی - پیچیده بود، بنابر این جای این سؤال هست که چرا این خبر در گرماگرم جریان سفر پوتین به ایران و بازتابهای پر حجم آن، اعلام میشود تا برخی از مغزهای «آکبند» - بخوانید کار نکرده - بهانهای برای تحلیلهای مندرآوردی و خندهدار پیدا پیدا کنند؟! البته ممکن است گفته شود اگر این خبر قبل از سفر پوتین اعلام میشد همان مغزهای آکبند در تحلیلهای خندهدار خود، از این استعفاء به جای «مؤخره»، با عنوان «مقدمه»! سفر پوتین استفاده میکردند، ولی خبر قطعی - آنهم خبری که قبلاً ولو در سطح محدود منتشر شدهاست - بهتر آن که به موقع خود اعلام شود.
و اما، برخی نیز استعفای دکتر لاریجانی را با هدف آغاز فعالیت گسترده و پیگیر ایشان در جبهه اصولگرایان و در راستای انتخابات مجلس هشتم ارزیابی کردهاند. این دسته از تحلیلگران که گمانه آنها - صرفنظر از صحت و سقم آن - هوشمندانه است برای اثبات نظر خویش، عمدتاً روی سه نکته تاکید داشتهاند. 1- هوشمندی و سابقه مدیریت قوی لاریجانی 2- اعتماد راسخ وی به اصولگرایی 3- توان تجربه شده تشکیلاتی و سازماندهی.
این تحلیل در هر دو طیف اصولگرایان و اصلاحطلبان دیده میشود با این تفاوت که طیف اول با خرسندی و طیف دوم با نگرانی و اضطراب از آن یاد میکنند.
و بالاخره، اگرچه لاریجانی در دوران مسئولیت هستهای خود موفقیتهای فراوانی داشتهاست ولی جابهجایی او - بدون اظهارنظر درباره آن - اولاً تغییری در سیاست کلان و راهبرد هستهای جمهوری اسلامی ایران ایجاد نمیکند، ثانیاً؛ تجربیات او مخصوصا بهعنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی همچنان در خدمت نظام و جبهه اصولگرایان است و ثالثاً؛ جایگزین او از شجاعت توانمندی آزمون شده و عزم راسخی برخوردار است که این ویژگیها مانند بسیاری از موارد مشابه دیگر میتواند در فاصلهای کوتاه، کمبود تجربه ایشان در عرصه هستهای را جبران کند....