دکتر نادر ساعد / تحلیلگر حقوق بینالملل
آمریکا در راستای افزایش نفوذ خود در اروپا و کاهش قدرت عمل روسیه که رقیب اصلی در رقابتهای جهانی قدرت و نظام هژمونی است، در اوایل قرن بیستویکم برنامه خود برای استقرار سیستم دفاع ضدموشکی خود در شرق اروپا را علنی کرده و با جلب موافقت مقامات کشورهایی مانند چک و لهستان، این مسیر را تا حدودی هموار ساختهاست.
اما مخالفت بسیار شدید روسیه که تاکنون نیز ادامه داشته در کنار مخالفتهای بینالمللی، این روند را در ابهام فرو برده و مانعی جدی فراروی برنامههای هژمونی آمریکا در اروپا ایجاد نموده است؛ مانعی که به سادگی قابل رفع نیست.
از آن سو، آمریکا با این که هنوز اطمینانی قطعی در مورد کارآیی سیستم ملی دفاع ضدموشک خود کسب نکرده، اما کارایی نسبی آن را علیه منابع قدرت روسیه در اروپای شرقی به کار گرفته است. نخستین و مهمترین دلیل استراتژیک آمریکا در این راستا، از میان برداشتن ارزش دکترین بازدارندگی توان نظامی روسیه به ویژه بازدارندگی هستهای در این منطقه است. با استقرار این سیستم، آمریکا قادر خواهد شد احتمال ضربه اول یا واکنش مؤثر روسیه در به کارگیری موشکهای دوربرد هستهای و موشکهای متعارف را به حداقل برساند. نباید فراموش کرد، با این که ابزارهای قدرت در اعمال سیاست بینالملل متنوع و متکثر شده، اما هنوز هم قدرت نظامی، نقش زیادی را ایفا میکند. بنابراین، آمریکا با در پیش گرفتن راهبردی جدید برای تحقق هژمونی و جهانی تکقطبی، درصدد اضمحلال قدرت نظامی روسیه و یا خنثی کردن ارزش راهبردی و استراتژیک آن است. در استراتژی امنیت ملی 2002 آمریکا تصریح شده که روسیه در برابر این کشور تغییر وضعیت داده و از «رقیب» به «شریک» تبدیل شده است. اما به نظر میرسد که آمریکا با این اقدامات در تلاش است تا سهم روسیه در تشریک مساعی برای مدیریت امور بینالمللی را به حداقل ممکن برساند.
در چنین چارچوبی، طبیعی است که روسیه اقدام مذکور را تهدید مستقیم منابع ملی خود بشمارد و نه تنها به آمریکا هشدار دهد، عضویت در معاهده سلاحهای متعارف در اروپا (سی اف ای) را به حال تعلیق درآورد، در دوما علیه این اقدام آمریکا مصوبه بگذراند و حتی مصمم شود که در صورت استقرار این سیستم، آن را هدف موشکهای روسی قرار دهد. نکته دیگر آن که پیامدهای منفی استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا به منافع و امنیت ملی روسیه محدود نمیشود، بلکه صلح و امنیت بینالمللی را نیز تحتالشعاع قرار خواهد داد. این سیستم، گویای شکلگیری جنگ سرد دوم در جهان است که رقابتهای نظامی و سیاسی را در فضای بینالمللی تشدید میکند. در چنین فضایی که توجیهی برای حمایت از برنامه آمریکا وجود ندارد، بلکه افکار عمومی نیز در برابر آن ایستاده است، طراحان آمریکایی برنامه مذکور با سیاسی کردن مسأله و خلط آن با مباحث مربوط به مقابله با تروریسم، درصدد جلب رضایت روسیه و جامعه بینالمللی برآمدهاند. به عقیده آنها، هدف این سیستم، مقابله با تهدید سلاحهای کشتار جمعی و موشکی کرهشمالی و کشورهایی نظیر ایران است. اما روسها این توجیههای بیاساس را رد کرده و اقدامات آمریکا را مسألهای مجزا از ماهیت برنامه صلحآمیز هستهای ایران، توان هستهای کرهشمالی و مبارزه با تروریسم شمردهاند. به نظر میرسد با رو شدن مقاصد آمریکا در استقرار این سامانه در اروپای شرقی که اقدامی مخرب برای صلح و امنیت بینالمللی است، این کشور مجبور است از این گونه تعقیب راهبردهای هژمونیطلبی خود، به نفع جامعه بینالمللی و منافع جمعی نهفته در صلح و امنیت بینالمللی دست بردارد. اعمال فشار بر این کشور برای دست برداشتن از این برنامهها، به تعامل و تمرکز افکار عمومی جهانی بستگی دارد.