مهینالسادات صمدى
مدودف چندى پیش گفت: من رییسجمهور رسمى و فرمانبردار نمىشوم.
با آنکه نتایج انتخابات ریاست جمهورى روسیه در روز دوم مارس کاملا مشخص شده، این کشور وارد یک مرحله غیر عادى مىشود.
یعنى به احتمال قریب به یقین، بعد از دوم مارس بر کشور روسیه یک باره دو رهبر حکومت خواهند کرد: دمیترى مدودف، به عنوان رییسجمهور و ولادیمیر پوتین، به عنوان نخستوزیر.
دو دسته شدن اینچنینى قدرت در روسیه از زمان موسوم به ویلکایه سموتاو تا دوران شوروى عملا براى این کشور نتایج خوبى را به بار نیاورده است و اوضاع روسیه را هر بار به بى ثباتى مى کشاند، ولى حضور پوتین و مدودف در کنار هم روسیه را به کجا خواهد برد؟
در صحنه سیاسى روسیه براى اظهار صداقت مقامات در رده هاى پایین تر به رهبر دولت، یک سلسله سنت هاى خاصى وجود دارد، مثلا مسئول تبلیغات رییسجمهورى، دیوار کلیه دفاترکار دولتى را پر از تبلیغات خود مى کند. یا همراه رهبر دولت وارد سالن ریاست جمهورى شدن سنت است که بقیه همه به نشان احترام شخص او از جاى بر مىخیزند.
اما ولادیمیر پوتین در نشست گسترده خبرى که در ۱۴ فوریه بر پا کرد، به صراحت اعلام کرد که در قبال وارث برگزیده اش دمیترى مدودف این سنت ها را مراعات نخواهد کرد: نخستوزیر شدن من به هر صورت یک کار بى نظیر است. زیرا من خود طى ۸ سال رییسجمهور روسیه بودم و این در حالى است که من در طى این دوران بد کار نکردم. براى داشتن مناسبات با دمیترى آناتالیویچ مدودف لازم نیست که حتما عکس او را به دیوار ها و ساختمان ها بیاویزیم. ما براى ساختن مناسبات روش هاى دیگرى هم داریم که برایمان کافى است.
روسیه فعلا در آستانه ورود به یک مرحله گذار که تا به حال برایش نا آشنا بوده است. مدودف همچون یک وارث برگزیده پوتین انتخابات دوم مارس را به آسانى برد.
پوتین به نوبه خود گفته است که در دولت مدودف به منصب نخستوزیرى روسیه خواهد نشست. در چنین وضعى این سوالها را در اذهان بیدار مى کند: پس در این صورت رهبر واقعى کشور کدام یک از آنها خواهد بود؟
آیا همان طور برخى از تحلیلگران روس مکرراً یادآور شده اند، این همان دو حاکمیتى نیست که در گذشته هر دفعه براى روسیه بى ثباتى آورده است؟
این امر از پیش معلوم است که مناسبات بین پوتین و مدودف در چهارچوب عادى مناسبات بین نخستوزیر زیردستى که پیش رییسجمهور زانو مىزند، نخواهد گنجید. زیرا که مدودف خود مرد سیاسى است که او را پوتین ساخته است. پوتین بود که در ظرف بیش از ده سال مدودف را راهنمایى مى کرد و او را پله به پله و رتبه به رتبه بالاتر مى برد و بالاخره در عالىترین کرسى و مقام موجود در روسیه نشانید.
گذشته از این پوتین در بین مردم معروفیت و محبوبیت بىمانندى را بدست آورده است. مدودف دست کم از این لحاظ از رهبر فعلى و زیر دست بعدىاش در آینده کم مىآورد.
ولادیمیر ریژکایف، سیاستمدار مخالف رییسجمهور فعلى مىگوید:
پوتین با این بیانیهها از جمله صحبتهایش در نشست خبرى روز ۱۴ فوریه مى خواهد به سردمداران سیاسى کشور نمایش دهد که او در راس قدرت مى ایستد. این سخنرانى رهبرى نبود که از سر قدرت رفتنى است. بلکه این سخنرانى رهبر فعال و نیرومندى بود که مى خواهد پس از این هم در رهبرى کشور بماند. یعنى مى خواهد نشان دهد که نفر اول کیست و دوم کیست!
اما بعد از اداى سوگند و بر سر کارآمدن قدرت ریاست جمهورى در ماه مى سال جارى مدودف رسما رهبر اول روسیه خواهد شد و به کرملین پا مى گذارد و نظارت رسمى بر کلیه خدمات نظامى و امنیتى را به دست خواهد آورد و حتى رمز چمدان هسته اى این رمز مهم قدرت در روسیه صاحب سلاح هسته اى نیز به مدودف واگذار مى شود. خود وى در مصاحبه با مجله هفتگى ایتاگه گفته است که وى نقش تنها یک رهبر رسمى، ولى عملا فرمانبردار را بازى نخواهد کرد.
دیمیترى مدودف که پرورده مکتب ولادیمیر پوتین است او را تقریبا مثل پدر مى خواند، ولى تاریخ روسیه حتى تاریخ معاصر این کشور مالامال نمونه هایى است که چه گونه مبارزه براى قدرت، دوستان پیشین را به سنگر هاى مختلف مى کشاند.
میخائیل گورباچف و بوریس یلتسین هم در آغاز دوران باز سازى دو متحد نزدیک بودند ولى در نهایت به دو رقیب آشتى ناپذیر تبدیل شدند بوریس یلتسین ابتدا با رییس پارلمان اش روسلان اتایف و معاون خود الکساندر روتسکاوى متحد خیلى نزدیکى بود، اما بعدها دچار اختلاف شدند و نزدیک بود روسیه را در سال ۱۹۹۳ به دامن جنگ شهروندى بکشانند. زدوردکینن، پرفسور تاریخ روسیه در دانشگاه آمریکایی هاروارد، باز هم به دورتر نگاه مى کند و مى گوید: دو دسته شدن اینچنینى قدرت، روسیه را وارد دوران پرآشوب قرن ۱۷ مى کند و تا سقوط سلطنت رومانوف ها در سال ۱۹۱۷ و بى بندوبارىهاى سالهاى ۹۰ قرن گذشته همراهى مى کند وقتى سرآمدان سیاسى بین خود مى جنگند، کار دیگر تمام است. آنها باید حداقل وانمود کنند، که اتحاد بین آنها اتحادى ثابت و ماندنى است.
شیوه دو حاکمیتى در روسیه در حالى به میدان مى آید که سردمداران سیاسى این کشور به سنگر هاى مختلفى تقسیم شده اند. به نظر برخى از تحلیلگران ولادیمیر پوتین از این اختلاف نظر ها بین گروه هاى گوناگون سیاسى به نفع خود و به خاطر تحت نظارت نگاه داشتن دیمیترى مدودف استفاده خواهد برد.
گفته مى شود نمایندگان مقامات قدرت به رهبرى ایگار سیچین معاون قدرتمند دستگاه پوتین و حزب روسیه واحد نخواهند گذاشت که مدودف بیرون راهى چه که پوتین در نظر دارد، پا گذارد.
ولى از سوى دیگر افراد تکنوکراتى چون الکسى کودرین، وزیر دارایى روسیه و آناتولى چوبایس، رئیس شبکه هاى واحد نیروى برق روسیه ایستاده اند که به احتمال قوى از مدودف حمایت خواهند کرد.
در همین حال آندریا ریبایف، تحلیل گر مرکز دى ال کرنیگى مسکو، در این برخورد براى حاکمیت روسیه اراده طرفین و عوامل شخصى را عمده مى داند، ولى اشاره مى کند که این نبرد دیر یا زود با پیروزى یکى از این دو جناح تمام خواهد شد. اینجا مساله فقط برخورد منافع نیست، بلکه ما برخورد دیدگاهاى مختلف درباره آینده روسیه و آینده سیاست روسیه را مى بینیم. در شرایط چنین دو حاکمیت، البته حفط این دیدگاه ها و سیاست هاى مختلف غیر ممکن است. یعنى یکى از این دو جناح در مدت خیلى کوتاه مقام اولاتر خود و همین طور الویت دیدگاه خود نسبت به آینده روسیه را تایید خواهد کرد.
اما تحلیلگران از تاریخ، نمونههاى موفقتر دو دسته شدن قدرت را نیز مثال مىآورند که عمدهترینشان:
- نخستوزیرى نیکلاى کاسگین در دوران رهبرى وقت شوروى لئونید برژنف.
- و یا دوران کوتاه ولى پرشور نخستوزیر پیاتراستالیپین در دوران پادشاهى نیکلاى دوم، آخرین پادشاه سلاله رومانوفها است.
- نمونه دیگر پادشاهى اول این سلاله میخائیل اول است که در قرن ۱۷ به تخت نشسته بود، ولى عملا بر روسیه پدر او پتر آرخ فلاریت حکومت مى کرد.
دیمیترى مدودف نیز ولادیمیر پوتین را مثل پدر خود مىخواند، به این دلیل زدورد کینن از دانشگاه هاروارد، وضع کنونى را با آن دوران پر آشوب قابل قیاس دانسته و مى گوید که شاید پوتین هم فکر مى کند و هم مثل فلاریت روسیه را از نو احیا و به پا خواهد کرد.