تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۶  ، 
کد خبر : ۳۶۴۷۴

پیام اشتباه اجلاس دمشق


نوشته: بشاره مرهج / ‌مترجم: نادر مازوجی‌

اجلاس اخیر رهبران اتحادیه عرب در دمشق اگرچه موفقیت‌ها و دستاوردهایی در زمینه‌های مختلف در بر داشت اما اینگونه دستاوردها هیچ تناسبی با خواسته‌های جامعه عربی ندارد. اجلاس دمشق در برگزاری آن به رغم تلاشهای دور و نزدیک برای جلوگیری از این برگزاری و نیزدر ایجاد فضایی آرام برای تصمیمات صادر شده از سوی آن موفق عمل کرد، اما این اجلاس به دلیل شکاف و دو دستگی در میان کشورهای عربی نتوانست در هماهنگ کردن دیدگاهها درخصوص مسائل مهم و مطرح در عرصه ملی، موفق عمل کند. از آن جمله، پیامی معنادار پیرامون طرح صلح عربی برای اسرائیل ارسال کرد و این در حالی است که رژیم اشغالگر آنرا نادیده گرفته و بادیدی حقارت‌آمیز به آن نگریسته است.

اعلامیه دمشق به مقامات اشغالگر اسرائیل درباره ادامه سیاست محاصره فلسطینی‌ها، بستن گذرگاهها، تشدید تجاوزات به ملت فلسطین و به ویژه مردم غزه هشدار داده و اینگونه اقدامات را جنایات جنگی خوانده است. اعلامیه دمشق به همین دلیل خواستار اتخاذ تدابیر لازم در این خصوص شده و از اسرائیل خواسته است هرچه سریعتر این تجاوزات را متوقف کند.

این اعلامیه همچنین از شورای امنیت و طرف‌های ذی‌ربط بین‌المللی در این خصوص خواسته است مسئولیت‌پذیر باشند و در جهت پایان دادن محاصره و گشایش گذرگاهها با هدف بهبودی اوضاع انسانی در فلسطین تلاش کنند. اما ضروری است ابعاد چنین هشداری به اسرائیل، با دقت تبیین شود تا به عنوان سابقه‌ای در بیانیه‌های نشست‌های اتحادیه عرب قرار نگیرد.

واقعیت آن است که هشدار به اسرائیل درخصوص ادامه تجاوزات به مردم فلسطین، امری اشتباه است زیرا اینگونه تلقی می‌شود که مشکل اساسی، ادامه سیاست‌های اسرائیل علیه فلسطینی‌ها است، نه حضور این رژیم به عنوان اشغالگر در سرزمین‌های فلسطینی. آنچه جالب توجه است اینکه یک اجلاس عربی که موضوع فلسطین محور اصلی آنرا تشکیل می‌دهد، به جای آنکه تدابیری مقابله جویانه در مقابل اسرائیل اتخاذ کند و این رژیم را محاصره اقتصادی و نفتی کند و برخی کشورهای عربی که با آن رابطه دارند اقدام به قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک با این رژیم کنند، از اسرائیل درخواست می‌کند به اقدامات جنایتکارانه و ساخت شهرک‌ها پایان دهد. اجلاس اتحادیه عرب می‌تواند از کشورهای غیرعرب برای کمک به قضیه فلسطین و فشار بر اسرائیل، کمک بخواهد. همچنین می‌تواند از شورای امنیت سازمان ملل بخواهد تصمیمات قاطعی را براساس قوانین بین‌المللی اتخاد کند تا ستمی که علیه ملت فلسطین اعمال می‌شود، رفع گردد. امانکته مهمی وجود دارد و آن اینکه اجلاس اتحادیه عرب بهتر است قبل از درخواست از دیگران برای کمک به مسأله فلسطین، از برخی کشورهای عربی بخواهد به محاصره غزه و مردم فلسطین پایان دهند چرا که مردم فلسطین چشم به راه از سرگیری کمک‌های مالی اعراب که از مدتها قبل قطع شده است، هستند.

بدون تردید می‌توان گفت نظام اعراب به طور کل در فاجعه‌ای که فلسطینی‌ها در آن به سر می‌برند سهیم است، زیرا این نظام، از ایجاد حاکمیت ملی در کشورهای عربی یا کمک به ملت فلسطین برای بازگرداندن حقوق خود یا کمک به ملت عراق برای تحقق آزادی‌اش و یا حمایت از مردم لبنان برای خروج از تنگنای کنونی، ناتوان است. دو عامل یعنی تکیه بر دولت آمریکا و امضای توافقنامه‌ها با اسرائیل، منجر به گسترش خصومت این رژیم، شهرک‌سازی و یهودی کردن سرزمین‌های فلسطینی از سوی اسرائیل شده و حقوق مردم فلسطین را در قدس که کاملاً در کنترل صهیونیست‌ها است یا در کرانه باختری که وجب به وجب خاک آن در حال مصادره از سوی اسرائیل است و یا در غزه که تحت محاصره شدید این رژیم است نادیده می‌گیرد. اینها در حالی است که کشورهای عربی این فجایع را نادیده می‌گیرند و در اجلاس اخیر دمشق تنها به این موضوع بسنده کردند که اسرائیل هیچ یک از تعهداتش در کنفرانس آناپولیس و یا کنفرانس‌های پیش از آنرا به مورد اجرا نگذاشته است. البته دلیل آن روشن است زیرا سران واشنگتن برای رفع این مسأله (تبرئه اسرائیل از نقض تعهداتش) اقدام به دیدار با رهبران عربی در کشورهایشان می‌کنند و این رهبران را در موضع انفعال قرار می‌دهند. این مانع، موجب ساقط شدن مقاومت سلحشورانه در فلسطین و مقاومت مجاهدانه در جنوب لبنان شده است. این انفعال اعراب در حالی است که چهره اسرائیل پس از جنگ 33 روزه تابستان 2006 نسبت به آن تصویر اسطوره‌ای که از این رژیم به ویژه پس از پیروزی‌اش در جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل در 1967 در اذهان وجود داشت به کلی مخدوش شده است. اما رهبران عرب هنوز هم تحت تأثیر جنگ 1967 قرار دارند و به شدت از تهدیدات اسرائیل و فشارهای آمریکا در هراسند و به همین دلیل ترجیح می‌دهند خود را از قضیه فلسطین دور نگه دارند. مشکل بزرگی که جامعه عربی، امروز با آن مواجه است دو عامل می‌باشد:‌

نخست اینکه در سیاست آمریکا یک واقعیت وجود دارد و آن ناتوانی از فشار بر اسرائیل است. به همین دلیل آمریکا برای سرپوش گذاشتن بر این ناتوانی، بحران‌هایی را در برخی کشورهای دیگر عربی از جمله لبنان به وجود می‌آورد و در عین حال ایران را خطری بزرگ علیه اعراب قلمداد می‌کند.

دوم آنکه اسرائیل با تمام طرح‌های صلح از جمله طرح ملک عبدالله پادشاه عربستان و نقشه راه مخالف است و بر نادیده گرفتن حقوق فلسطینی‌ها و ادامه سیاست یهودی کردن کامل سرزمین مقدس فلسطین اصرار می‌ورزد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات