حسین علویراد
چنانچه برکناری وزرای صنایع و نفت را به جای تهدید، فرصت فرض کنیم آنگاه براساس واقعیتهای جهانی برنامهای برای آن بنویسیم، شاید از گرفتاری و دور باطل رهایی پیدا کنیم.
تصویر اقتصاد کلان با درآمد هنگفت نفتی
درآمد حاصله از فروش نفت و گاز در فاصله سالهای 1386ـ1382
جایگاه ایران به لحاظ ذخایر نفتی و صادرات در اوپک
نرخ تورخ 17 درصدی (IMF)، در سال 2007
نرخ 15 درصدی (IMF) بیکاری، در سال 2007
صادرات 15 میلیارد دلاری غیرنفتی
جمعیت 7/70 میلیون نفری
سهم 35/0 از یک درصد تجارت جهانی
240 میلیارد دلار
جایگاه دوم بعد از عربستان سعودی
جایگاه 69ام از میان 70 کشور مهم دنیا
جایگاه 146ام از 190 کشور دنیا
جایگاه 65ام همطراز بحرین ـ جمهوری آذربایجان
یک درصد جمعیت دنیا
رؤسای جمهور کشورهایی که دو دوره پیاپی امکان انتخاب شدن را دارند، در طول دوره اول به گونهای برنامهریزی و کار میکنند تا در دوره دوم انتخاب شوند. در دوره دوم سعی و تلاششان بر آن است که نامشان به نیکی در تاریخ کشورشان و حتی جهان ماندگار باشد. در یک صد سالی که از پیروزی نهضت مشروطیت در ایران میگذرد تنها یک سال و آن هم در سال 1332 در زمان نخستوزیری مرحوم محمد مصدق تراز بازرگانی خارجی کشور مثبت بوده است. در آن زمان همانند شرایط کنونی به دلیل ملی شدن صنعت نفت ایران در تحریم کامل بینالمللی به ویژه از نظر فروش نفت بود. سردمدار تحریم ایران در حال حاضر ایالات متحده آمریکا است، اما در زمان مصدق انگلیسیها میداندار بودند. امارات متحده عربی کمتر از 4 دهه است با حمایت انگلیسیها که مجبور شدند خلیج فارس را ترک کنند به وجود آمد. این کشور کوچک دهه 90ـ1980 را دهه صادرات به جمعیت 4/1 میلیارد نفری آفریقا و آسیا هدفگیری کرد، دهه 2000ـ1990 را دهه توسعه گردشگری اعلام کرد. در این دوره هتلهای 7 ستارهای با اجاره شبی چند هزار دلار ساخته شد. دهه سوم را اماراتیها با قطب علمی خاورمیانه نامگذاری کردهاند و با سرمایهگذاری عظیم 20 میلیارد دلاری قصد دارند شعب مهمترین دانشگاههای دنیا از قبیل هاروارد، کمبریج، اکسفورد، استنفورد، ام.آی.تی و ... را برای بسط و توسعه تکنولوژی، فن آوری و به روز کردن دانش مردمان منطقه در این کشور کوچک که تا سه دهه پیش در مقابل ایران به حساب نمیآید، مستقر کند، اما در ایران شعار این قبیل مسایل داده میشود، ولی از عمل خبری نیست. دو سال و نیم تا پایان برنامه چهارم توسعه که با شعار "رشد پایدار اقتصادی دانایی محور" نامگذاری شده باقی ماندهاست. برنامه پنجم توسعه باید از سال 1389 شروع و در سال 1394 پایان یابد. پرسش این است که تاکنون چه اقدامی برای نوشتن چنین برنامهای و رقابت با کشورهای همجوار از جمله امارات نوشته شده و یا در دست تهیه است. شعار برنامه پنجم "تثبیت مبانی رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی" میباشد. یقینا آن چه در دولت هشتم و مجلس ششم تصویب شده وحی منزل نیست، نگارنده پیشنهاد میکند شعار این برنامه به: "اداره کشور بدون اتکا به درآمدهای نفتی" تغییر یابد و برای آن برنامه نوشته شود. صاحب این قلم با بضاعت اندک تجربی و علمی حاضر است این برنامه را با یک گروه کارشناسی نخبه و به شرط اجرایی بودن و عملی بودن و وجود عزم و ارادهای جدی بنویسد. اجرای سهمیهبندی بنزین یک گام به پیش است. هرچند قضاوت در مورد این مسئله نیاز به زمان دارد، اما به نظر میرسد این تجربه میتواند سرآغازی باشد برای اداره کشور بدون نگاه به درآمد نفتی. فرض محال، محال نیست. اگر ملت ایران تصمیم بگیرد فقط برای 5 سال 1394ـ1389 که اصلا نفت و گازی در کشور در اختیار ندارد تا با استخراج آن نیازهای داخلی را تامین و کالاهای مورد نیاز را وارد کند و بپذیرد که حتی یک سنت از فروش نفت و گاز را به داخل تزریق نکند و آن را با سود معقول و صرفا برای سرمایهگذاری ذخیره کند، کاری که در حال حاضر انگلیسیها، نروژیها و اخیرا اماراتیها، کویتیها، سعودیها و روسها دارند با درآمد نفتیشان میکنند. برای مثال کشور نروژ که 3 میلیون جمعیت دارد روزانه 2 میلیون بشکه نفت میفروشد و درآمد آن را در حسابی برای نسلهای بعد ذخیره میکند. چه زیباست مثلهای عامیانه ایرانی:
یک سال بخور نون و تره
صد سال بخور نون و کره!