*فضای مجلس را چطور ارزیابی میکنید؟
**فضای مجلس اول، فضایی کاملا اسلامی و انقلابی بود؛ یعنی اکثریت قاطع ضمن برخورداری از سوابق مبارزاتی قابل توجه، با صداقت و صمیمت وارد مجلس شده بودند و همگی داعیه خدمت داشتند. ضمن اینکه در آن زمان فضا به گونهای بود که نمایندگان برای ورود به مجلس نیاز به تبلیغات مادی نداشتند و اساسا این همه تبلیغات و هزینههایی که بعدها بسیای از کاندیداها به مدد آن به مجلس راه یافتند، آن زمان وجود نداشت. در کل، مجلس اول مجموعهای از سلیقهها بود و نمایندگان در فضای متکثر سلیقهای هدفشان، خدمت بود. هر چند ما (نیروهای خط امام) با دوستانی مثل مرحوم دکتر سبحانی و مهندس بازرگان و ... بحث میکردیم ولی سلیقههایمان متفاوت بود، ولی یک هدف داشتیم. به نظر من مجلس اول در تاریخ پس از انقلاب بینظیر بود، هر چند که بعدها تغییراتی کرد.
*ویژگی بارز مجلس اول چه بود؟
**از ویژگیهای آن مجلس، همکاری خردمندانه و منتقدانه با دولت مهندس موسوی بود. گاهی مجلس با دولت همکاری دارد و تابع دولت میشود؛ اما گاهی مجلس علیرغم همسویی و هماهنگی با دولت و حمایت از آن، به موقع هم نقد و انتقاد میکند که این سازنده است. مجلس اول هم اینگونه بود، یعنی نمایندگان دنبال این بودندکه دولت را تقویت و افراد کاردان، شایسته و توانمند را به دولت معرفی کنند. در عین حال از وظیفه نظارتی خود نیز غافل نبودند. در همان زمان بحث استیضاح هم مطرح شد، اما به دلایل قانونی. یادم میآید یکی از رخدادهای مجلس اول، استیضاح آقای ناطق نوری، وزیر کشور آن مقطع بود که بنده هم در آن نقش داشتم. انگیزه من به عنوان کسی که بیشترین سهم را در استیضاح داشت، نارضایتی نمایندگان استان خوزستان از وضعیت جنگ زدگان بود که گزارش آقای عبد خدایی، رئیس کمیسیون آموزش و پرورش نیز که از سوی آقای هاشمیرفسنجانی مامور رسیدگی به این قضیه شده بود، همین موضوع را تایید میکرد. به هر حال استیضاح انجام شد و نمایندگان هم دوباره به آقای ناطق نوری رای اعتماد دادند و ما هم در ادامه کار مجلس تعامل با ایشان را حفظ کردیم و احترام وی را داشته و داریم. از دیگر رویدادهای مجلس اول که به خاطر دارم، طرح قانون انتخابات و تبلیغات آن بود. یادم میآید آیتا... سیدهاشم حمیدی، نماینده مردم همدان که در حال حاضر امام جماعت مسجدی در شرق تهران را برعهده دارند، از طراحان این طرح و حامیان آن بودند. بر اساس این طرح شهرداریهای مناطق موظف میشدند از نامزدهای نمایندگی مبلغی را دریافت کنند و عکسهای تبلیغاتی نامزدها را به تعداد و اندازه مساوی چاپ و در مکانهای مشخص نصب کنند تا رقابتی سالم و بدون مشکل داشته باشیم، اما متاسفانه تعدادی از نمایندگان به این قانون رای ندادند؛ در نتیجه الان کار به جایی رسیده است که اقدامات نامناسب از جمله توزیع انواع کالاها مثل تیشرت و مواد غذایی و... توسط برخی کاندیداها در زمان تبلیغات انجام میشود که این امر با ضوابط اسلامیو روح قانون اساسی مطابقت ندارد و من هم جوابی برای این کارها نزد دانشجویانی که درباره آن میپرسند ندارم! مدتی پیش نمایندهای در تلویزیون صحبت و ادعا میکرد که مردم منطقه ایشان به افرادی که اینچنین تبلیغات میکنند، رای نمیدهند، اما با توجه به اینکه نماینده مذکور را به خوبی میشناسم، باید بگویم که اتفاقا خود ایشان دقیقا با همین شیوهها رای آوردهاند؟
*به نظرتان چرا اصلاح قانون انتخابات رای نیاورد؟
**هنگام بحث بر سر این پیشنهاد، یکی از چهرههای مطرح در هیات رئیسه، موضوع رقابتی بودن انتخابات را مطرح کرد و چون برخی نمایندگان هم حس میکرند در آینده نمیتوانند پایگاه مردمیخودشان را حفظ کنند، از پیشنهاد آن آقای محترم حمایت کردند و پیشنهاد ما رای نیاورد. در واقع شیوه مورد نظر آنها همین شیوه فعلی است که هر کاندیدا هر چقدر میخواهد عکس و پوستر چاپ و بخش میکند و از شیوههای پر خرج تبلیغاتی مدد میگیرد و همه کسانی را که جامعهای قانونمدار و دور از این تبلیغات میخواستند پیش مردم از حمایت مجلس و شورای نگهبان ناتوان مینمایند.
*مهمترین چالش مجلس اول چه بود؟
**مخالفت عدهای از نمایندگان با دولت مهندس میرحسین موسوی بود. واقعیت این است که از نیمههای راه مجلس اول، گروهی از نمایندگان با وجود آنکه میدانستند امام(ره) نسبت به مهندس موسوی و عملکرد دولت ایشان نظر مساعد و مثبت دارند، با رفتار و گفتارشان به مخالفت با دولت برخاستند و با ابراز سلیقههای متفاوت فضایی چالشی ایجاد کردند. همان مخالفتها آرامآرام ادامه یافت تا مجلس دوم. عملا از همان زمان بود که دو جریان فکری شکل گرفت؛ یکی جرایانی که مورد نظر امام بود که ضمن حفظ مبانی فرهنگ اسلامی، دموکراسی، آزادی بیان و آزادی نقد و انتقاد و نیز اصلاحات کشور و ادارات و قوانین را خواستار بودند و جریان دوم آنهایی بودند که علی رغم سخن گفتن از مرمسالاری و دموکراسی، در عمل چندان به این مسائل پایبند نبودند.
*این مخالفان همانهایی بودند که در مجلس دوم آن جمع 99 نفری معروف را شکل دادند؟
**تقریبا همینطور است. تحلیل شخصی من این است گروهی که بیشتر با طیف بازار سروکار داشتند، (البته بنده از بازارها مانند مرحوم عالی نسب همواره دفاع کرده و میکنم و همه بازاریها را نمیگویم) افرادی را که مقابل آنها میایستادند، مورد انتقاد قرار میدادند و از آنها حمایت نمیکردند. یادم میآید سوال وابستگان این گروه فکری در مجلس اول این بود که «شما با بازاریها مخالفید؟!» این طیف با دیدگاه اقتصادی خاص خود به مخالفت با طیف مدافع مهندس موسوی در مجلس و دولت برخاستند و آنقدر این مخالفتها ادامه پیدا کرد تا در مجلس دوم، جریان 99 نفر شکل گرفت.
*اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم. در سخنانتان اشاره کردید که شاکله مجلس اول انقلابی و مردمیبود. اگر از جریانهای لیبرال، ملی ـ مذهبی و طرفداران بنیصدر هم بگذریم، باز هم تعداد زیادی از نمایندگان بودند که به مجلس دوم راه پیدا نکردند. چرا؟
**قطعا به دیلیل نظارت نبود. به عقیده من یکی از دلایل، شیوههای تبلیغاتی خود نمایندگان بود. دلیل دیگر نیز این بود کسانی که دیدگاههای اصللاحی شدیدتری داشتند و احساس میکردند خیلی موفق نیستند، تلاش نکردند به مجلس بیایند. ضمن اینکه فضای سیاسی آن سالها و توجه بیشتر مردم به جریان خط امام هم در این موضوع بیتاثیر نبود.
*به نظر شما فضای مجلس در پایان دوره چهار ساله، با ابتدای دوره فاصله داشت؟
**بله! در واقع گروه بزرگی از نمایندگان ایدههایی داشتند که به دلیل فشارهای خارجی بر مجلس نتوانستند آن اهداف و دیدگاهها را محقق کنند. هر چند این فشارها خیلی زیاد نبود و امام(ره) نیز مقابل فشارها میایستادند، به هر حال توان مجلس و نمایندگان هم حدی داشت.
*شما سابقه نمایندگی مجلس اول و وزرات دولت مهندس موسوی در دوره دوم را دارید. به نظر شما تعامل مجلسیان با دولت مذکور چگونه بود؟
**در مجلس دوم که وزیر بودم، ملاحظه کردم کم و بیش برخی نمایندگان از همان ابتدا دنبال مخالفت با دولت میرحسین موسوی بودند. در ابتدا مجلس دوم، هنگام رای اعتماد به دولت میرحسین موسوی، مخالفتهایی شد. در پایان مجلس دوم نیز همزمان با آغاز به کار دولت دوم میرحسین موسوی مخالفتها شدت گرفت که در جریان معروف 99 نفر پیش آمد، اما در جریان مقایسهای، تعامل مجلس اول با دولت بهتر از مجلس دوم بود.
*شما در دروه مجلس اول، به عنوان عضو خبرگان قانون اساسی از امضاکنندگان پیش نویس قانون اساسی بودید. یکی از بحثهای جدی در این حوزه شکلگیری شورای نگهبان و البته با اختیارات مشخص بود. آیا وظیفه مورد نظر نمایندگان برای چنین شورایی لزوما وظیفه نظارتی بود؟
**نگرانی نمایندگان مجلس این بود که مبادا انقلاب به مسیری برود که اسلامیت آن به خطر بیفتد و قوانین اسلامی و الهی مدنظر امام(ره) و انقلابیون، دستخوش خدشه شود. این نگرانی وجود داشت که اگر شورای نگهبانی برای حفظ قانون اساسی نداشته باشیم، به همان وضعی دچار میشویم که مشروطیت دچار شد.
*شما اشاره میکنید به «حفاظت از قانون اساسی» پس چرا وظیفه نظارت بر انتخابات به این شورا واگذار شد؟
**هدف این بود کسانی که به مجلس راه پیدا میکنند، افرادی باشند که انقلاب را قبول داشته باشند، متدین باشند و به مصالح کشور توجه کنند. تصور این بود که افرادی که سالها با فرهنگ اسلامیسروکار داشتند، اجازه نخواهند داد خواستههای شخصی، گروهی و جمعی، مصوبات اجرای قانون را تاثیر قرار دهد. الان هم فکر میکنیم هر کس واقعا تربیت اسلامیداشته باشد، به خود اجازه نمیدهند ذرهای حق کسی را ناحق کند.
*به نظر میرسد منظور اعضای شورای تدوین قانون اساسی از نظارت، نظارت استطلاعی بوده است.
**بله ...
*اما این منظور در سالهای بعد دچار تغییر میشود ...
**در سه دوره اول مجلس، نظارت شورای نگهبان استطلاعی بود؛ سوابق افراد را از چند مرجع قانونی دریافت میکردند و بر اساس آن و شرایط مصرح در قانون افراد را، تایید یا ردصلاحیت میکردند، اما از دوره سوم به بعد قضیه فرق کرد و عملا نظارت، شکا استصوابی گرفت. متاسفم که کار به جایی رسید تا کسانی مثل خانم رجایی، دکتر نجفقلی حبیبی، آقای رشیدیان و صدها نفر دیگر با همه دیانت و سوابق شفاف انقلابی که مورد تایید بسیاری از بزرگان هم هست، ردصلاحیت شدند. واقعا این اقدامات چقدر برای نظام درست است؟ چقدر برای مملکت مفید است؟ چقدر به ضرر روحانیت است؟ من یک بار خدمت آقای جنتی گفتم این اقدامات در وهله اول برای خود شما مشکل ایجاد میکند. جالب این است که مستندات ردصلاحیتها هم ارائه نمیشود و چرایی این اتفاق بیپاسخ میماند.
*فکر نمیکنید لازم بود در موقع تدوین قانون اساسی، این نظارت شفافتر مطرح میشد؟
**تصور ما این بود که قانون شفاف و روشن است و نمونهاش هم انتخابات اول و دوم مجلس شورای اسلامی است.
*یعنی معتقدید که میشد انتخابات مجلس را با همان قانون مجلس اول و دوم ادامه داد؟
**بله، سلامت انتخابات اول و دوم مگر چه اشکالی داشت که آمدیم آن را تغییر دادیم. سوال من هم این است که چه شد این قانون تغییر کرد.
*واقعا چرا این قانون تغییر کرد؟
**نیروهایی که مواضع آشکاری نداشتند و هنوز هم نام و نشان درستی ندارند، آهستهآهسته جلو آمدند و با نظراتی که دادند، روی افکار اشخاص تاثیر گذاشتند و این قانون را تصویب کردند.
*هدفشان چه بود؟
**تصورشان این بود که اگر مجلس از نمایندگانی که احیانا نظرشان با بعضی نظرات شورای نگهبان تفاوت داشت و انتقادهای قابل توجهی هم به کارها داشتند خالی شود، به نفع آنهاست، در حالی که اگر کسی آگاهی سیاسی عمیقتری داشته باشد، میداند که هر اندازه انتخابات فراگیر باشد و همه افرادی که قانون اساسی را قبول دارند و افراد سالمی هستند، به دین و آیین کشور معتقدند، بیشتر وارد مجلس شوند، امنیت و سلامت نظام بیشتر تامین میشود. تاسفآور است که در مجلس هفتم، نمایندگان ما در تهران، تقریبا با 25 درصد رای وارد مجلس شدند، یعنی 75 درصد مردم در انتخابات شرکت نکردند. اینها خطر دارد. حوادث اجتماعی یکباره اتفاق نمیافتد،تدریجا اتفاق میافتد. الان و در سال اتحاد ملی، اگر شورای نگهبان و نهادها که موظف به تحقق خواست مقام رهبری مبنی بر اتحاد ملی هستند، این خواستهها را محقق کنند، برای همه خوشایند خواهد بود، اما اگر با سختگیری برخورد کنیم، جمع محدودی را صالح بدانیم و وارد مجلس کنیم و مردم هم کم شرکت کنند، هم نظام را دچار تزلزل کرده، هم در درازمدت برای کشور مشکل ایجاد کردهایم.
*با توجه به حضور شما در مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی، جایگاه مجلس در قانون اساسی چگونه تعریف میشود؟
**همه چیز در همان مجلس معروف امام خلاصه شده که «مجلس در راس امور است» نمایندگان باید منافع ملی را بر هر چیزی ترجیح دهند.
*آیا مجالس ما در حال حاضر با این اهداف سازگارند؟
**نمیتوان بگویم که چقدر با آن آرمانها و اهداف سازگارند؛ اما با اطلاعاتی که در حد خود دارم، احساس میکنم گاهی از آن اهداف دور شدهایم. نمایندگان به صورتهایی به مجلس میآیند که با روح فرهنگ اسلامی و قانون اساسی مطابقت کامل ندارد البته همه نمایندگان محترم را نمیگویم، نمایندگانی هم آمدهاند که منافع ملی را بر شخصی ترجیح دادهاند. بعضی افراد منافع ملی را در نظر نمیگیرند، بعضیها هم اصلا سیاست را نمیشناسند و به مجلس آمدهاند، اینها هر چقدر هم تلاش کنند، نمیتوانند منافع ملی را درست تشخیص دهند. به نظر من در بعضی دورهها مجلس از بعضی اهداف تدوینکنندگان قانون اساسی دور افتاده است. امیدوارم که شورای محترم نگهبان، نمایندگانی را ردصلاحیت کند که رای آوردهاند، اما همه میدانند که با چه شیوههای نامناسبی رای آوردهاند.
*بررسی صلاحیت کاندیداها عملا یک کار اجرایی شده است. در حالی که شهید بهشتی در جلسه تدوین قانون اساسی، گفتند ما نظارت را میدهیم به شورای نگهبان که از کار اجرایی دور باشد و به دور از حب و بغض عمل کند. آیا اینگونه است؟
**ما از آن هدف کمیدور شدهایم، فاصله گرفتهایم.
*به نظر شما مجلس متکثر و حزبی میتواند به کشور کمک کند؟ اساسا همسویی مجلس با دولت چه تبعاتی دارد؟
**هر جامعه که دارای احزابی با مرامنامه و اساسنامه مدون و با برنامه باشد، به امنیت کشور و پیشبرد آن و به اصلاح امور کمک بیشتری میکند؛ اما احزابی با شناسنامه روشن، نه گروههای بینام و نشان که گاهی ممکن است به کشور زیان برسانند. مجلس متکثر به توسعه و رفع مشکلات کمک میکند. هر اندازه مجلس متکثر و نماینده آرا بیشتر مردم باشد به تقویت کشور کمک میکن، مجلس همسو که نمایندگانش اکثر وکیلالدوله باشند هم میتواند ضرباتی وارد کند. البته مجلسی را که همیشه با دولت درگیر باشد تایید نمیکنم. مجلس متکثری که مد نظرم است باید همه منافع را در نظر بگیرد. یک وقت ما مجلسی داریم که تابع دولت است که این همسویی نیست، یک موقع هم مجلسی است که همسو است اما منافع را در نظر میگیرد و بیتوجه به همسوییاش با دولت، تصمیم میگیرد. امام(ره) که میگویند، مجلس در راس امور است، یعنی بر قوه مجریه و قضاییه ریاست دارد و بر همه امور کشور باید ناظر باشد. اینکه بیاییم مجلس را تضعیف کنیم، نماینده را به خاطر نطق قبل از دستورش، متهم کنیم و.. با قانون اساسیای که ما تدوین کردیم، همخوانی ندارد.
*آیا هیچ کدام از مجالس هفتگانه حزبی بودهاند؟
**نه!
*ولی مجلس اول که بسیار متکثر بود...
**متکثر بود اما حزبی نبود، مردمیبود. درست است که حزب جمهوری اسلامی نقش زیادی در آن مجلس داشت؛ اما بیشتر مجلسی بود که امام و مردم میخواستند.
*از نظر قانونگذاری و نظارت کدام مجلس از نظر شما مقتدرتر بوده است؟
**اشراف کاملی ندارم تا ارزشیابی کنم اما احساس میکنم مجالس اول تا سوم قوانین مناسب تری را تدوین کردند. شاید نظارت را هم به نحو قوی تری انجام میدادند.
*به نظر شما لازم نیست شورای نگهبان علاوه بر شرایط عمومی، کمی هم به تخصص، علاقه و آشنایی کاندیداها به امر وکالت مجلس توجه کند؟
**آشنایی کلی باید داشته باشد، تخصص در بعضی رشتهها هم کاملا لازم است و نمیدانم که شورای نگهبان به این موضوعات هم توجه دارد یا خیر. ای کاش دوستان ما، در شورای نگهبان از نظرات تدوینکنندگان قانون اساسی و نمایندگان مجلس اول که واقعا الان مشخص است که چقدر و چه تعدادی از نمایندگان با صداقت و با سلامت کار کردهاند، استفاده میکرد تا مجلس بهتر و مطلوبتر و قویتری میداشتیم اما به هیچوجه این اقدامات صورت نگرفته است و به یکی از اعضای شورای نگهبان بارها این موارد را گفتهام اما هیچگاه نخواسته اند از نظرات دیگران استفاده کنند.
*درباره مطالب اخیر آقای جنتی که اصل برائت را فاقد وجه حقوقی دانستهاند چه نظری دارید؟
**متاسفم که با اعلام این مطلب آقای جنتی اقدام مجتهدان و دانشگاهیانی را که در مجلس خبرگان قانون اساسی که این ماده را تصویب کردهاند و بر برائت مردم ایران صحه نهادهاند، فاقد وجه قانونی بداند. این قانون اساسی با خون شهدای محراب و شهید بهشتیها تایید شده است. آیا شایسته است بگوییم چیزی که اینان تصویب کردهاند مبنای حقوقی ندارد؟ استادی همین روزها در دانشگاهی میگفت با توجه به آنچه آقای جنتی گفته است گوبا از نظر ایشان، اصل بر مجرمیت اشخاص است مگر خلاف آن ثابت میشود. وقتی متولیان قانون اساسی بنای آن را این چنین از پایه بزنند از دیگران چه توقع؟ قبلا هم گفتم این اظهارنظرها و رفتارهایی که رد ردصلاحیت افراد واقعا شایسته میشود اعتماد مردم را به اعضا و کل شورای نگهبان متزلزل میسازد.