*محمدرضا باهنر اخیرا از تدوین این منشور به علت شکست منشور قبلی در انتخابات اخیر شوراهاست. چند ماه پیش هم بحثی مبنی بر تدوین منشور اصلاحطلبی در میان نزدیکان آقای خاتمی جریان داشت که البته بعدا مسکوت ماند. حال این پرسش مطرح است که چرا اصلاحطلبان قابلیت وحدت در انتخابات مختلف را حتی بدون منشور دارند، اما اصولگرایان با منشور هم به وحدت نمیرسند؟
**این معجزه قدرت است. در تقسیم قدرت دعوا بر سر قدرت هم زیاد میشود، اما وقتی از قدرت کنار بروید چون چیزی برای از دست دادن وجود ندارد زمینه اتحاد هم بیشتر است. من فکر میکنم یک عامل مهم که اصلاحطلبان راحت تر به نزدیکی میرسند، این است که اکنون در قدرت حضور ندارد و دیگر آن مسائل که در هنگام حضور در قدرت مشکل ایجاد میکند، وجود ندارد و در ضمن باید تاکید کر: در انتخابات اخیر شوراها نقش آقای خاتمی در میان اصلاحطلبان بسیار تعیینکننده بود. تا به حال آقای خاتمی اینچنین عمل نمیکرد ولی در انتخابات شورا ایشان به ایجاد همگرایی، همدلی و انسجام میان اصلاحطلبان بسیار کمک کردند و این نقش واقعا آنقدر منحصر به فرد بود که از عهده شخص دیگری جز ایشان بر نمیآمد. من امیدوارم که آقای خاتمی در انتخابات مجلس هشتم هم همین نقش را مجددا ایفا کنند و به نظر میرسد ایشان هم بنا را بر همین کار گذاشتهاند.
*اگر اختلافات میان اصولگرایان تبعات دستیابی به قدرت باشد، آیا ما باید منتظر باشیم تا اگر روزی اصلاحطلبان مجددا به قدرت بازگشتند، اختلافات میان آنها هم سرباز کند؟
**بله! تا وقتی که اصلاحطلبان نتوانند استراتژی واحد و یک سازمان نیرومند برای خودشان ایجاد کنند، پس از رسیدن به قدرت باز هم دچار مشکل خواهیم شد. البته نه صرفا تنها یک سازمان نیرومند، این سازمان میتواند جبههای باشد متشکل از مجموعه گروهها و جریانات اصلاحطلب که استراتژی مشخص داشته باشد. ما الان باید فکر این سازمان باشیم تا تجربه گذشته تکرار نشود. ما باید استراتژیهای معین و مشخص داشته باشیم و سازمان خودمان را تعریف کنیم تا وقتی که به قدرت رسیدیم هر کسی ساز خودش را نزند. اگر ما نتوانیم این کار مهم را انجام دهیم پس از رسیدن به قدرت باز هم به مشکل بر خواهیم خورد و یک عده، دسته دیگر را به تندروی و یک عده دیگران را به کند روی متهم میکنند، هر مجموعهای خودش را مرکز میبیند و مدعی خواهد بود که بهترین عملکرد را او داشته است. بنابراین تا هنگامی که این استراتژی تدوین و سازمان اصلاحطلبی تعریف نشود، این مشکلات باقی خواهد ماند.
*مدل شرکت اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم چگونه است؟ آیا باز هم مکانیسمی مانند آنچه در انتخابات اخیر شوراها رخ داد و افرادی مانند خاتمی، کروبی و حتی هاشمیرفسنجانی در ایجاد اجماع میان این جریان نقش ایفا کردند، تکرار خواهد شد؟
**البته در انتخابات شوراها هم دقیقا به این روال عمل نشد. ما یک حرکت از پایین به بالا داریم و یک حرکت از بالا به پایین. در انتخابات مجلس معمولا آنچه اتفاق میافتد حرکت از پایین به بالاست. به این معنا که اصلاحطلبان در استانها و شهرستانها نامزدهای خود را تعیین میکنند و اگر یک سازمان متمرکز در مرکز وجود داشته باشد، نظر خود را به آنجا منتقل میکنند و احیانا برخی جرح و تعدیلها هم صورت میگیرد که عمدتا به خاطر ایجاد وحدت حداکثری بین نیروهای اصلاحطلب و حتی نیروهای مستقل غیر اصلاحطلب است. در انتخابات آینده مجلس هشتم، طبعا اینگونه رفتار میشود. البته در انتخابات اخیر شوراها هم تا آنجایی که من خبر دارم آقای خاتمیحتی یک نفر را شخصا برای ورود به فهرست پیشنهاد نکرد بلکه تلاش کرد تا نظرات مختلف را به هم نزدیک کند و طرفداران نامزدهای متفاوت را به هم نزدیک سازد تا اصلاحطلبان در نهایت به یک لیست ائتلافی برسند. این مکانیسم که عمده آن با تلاش آقای خاتمی بود کماکان باقی خواهد ماند و در انتخابات مجلس هشتم هم ایشان این نقش را بازی میکنند البته با کمک دیگر شخصیتها و بزرگانی که میتوانند در این زمینه کمک کنند.
*آیا تاکنون تصمیمی در این خصوص که اصلاحطلبان در چه شرایطی در انتخابات شرکت میکنند و در چه شرایطی شرکت نمیکنند، گرفته شده است؟ به عبارت دیگر آیا اصلاحطلبان پیششرطی هم برای شرکت در انتخابات آینده مجلس دارند؟
**در مورد انتخابات مختلف یک فرمول کلی وجود دارد. براساس تفکر اصلاحطلبی، اصلاحطلبان در هر انتخاباتی حضور پیدا میکنند تا شرایط یک انتخابات آزاد، رقابتی و سالم را به وجود بیاورند. یعنی ما باید از امروز تلاش کنیم تا این شرایط به وجود بیاید. آزادی انتخابات بدین معناست که ما اجازه حرف زدن داشته باشیم زیرا اگر قرار است مردم انتخاب کنند، آنهایی که قرار است نامزد معرفی کنند باید اجازه حرف زدن داشته باشند. انتخابات رقابتی هم به این معناست که ما بتوانیم امکان رقابت داشته باشیم. اگر قرار است باشد مانند انتخابات مجلس هفتم تکلیف 190 کرسی از قبل مشخص شده باشد که دیگر امکان رقابت وجود ندارد: در انتخابات شرکت کنیم که چه بشود؟ وارد صحنه انتخابات بشویم در صورتی که 190 کرسی از 290 کرسی تکلیفی از پیش روشن شده دارند؟ چه فایدهای دارد؟ سالم بودن انتخابات هم به این صورت است که فعل و انفعالاتی بر سر صندوقهای اخذ رای رخ ندهد. رقابتی بودن انتخابات بستگی به عملکرد شورای نگهبان دارد اما سالم بودن انتخابات هم بستگی به عملکرد شورای نگهبان دارد و هم بستگی به عملکرد دستگاه اجرایی در چگونگی برگزاری انتخابات. اگر تخلف، تقلب، رایریزی در صندوقها و دخالت احزاب پادگانی در انتخابات وجود نداشته باشد، انتخابات را به انتخاباتی سالم تبدیل میکند. بنابراین، مرحله اول ما برای شرکت در هر انتخاباتی، ایجاد شرایط برای برگزاری انتخاباتی آزاد، رقابتی و سالم است. کار دوم ما این است که اگر بتوانیم حداقلی از این شرایط را فراهم کنیم. دست کم از این جهت که ما در خلا زندگی نمیکنیم و شورای نگهبان را میشناسیم، همانطور که دستگاه اجرایی کنونی خودمان را میشناسیم، به خاطر همین است که میگوییم اگر حداقلی از شرایط قابل قبول برای شرکت در یک انتخابات آزاد، رقابتی و سالم ایجاد شد ما وارد میدان میشویم. حداقل یعنی اینکه اگر در شهری 10 نفر کاندیدای اصلاحطلب داشتیم و از این 10 نفر یک نفر باقی ماند که بتواند با رقبای مقابل خود رقابت کند: البته نه شخصی که ته جدول باشد و معلوم باشد رایی ندارد بلکه فردی که مطرح و قدرت رقابت داشته باشد، طبیعی است که وارد میدان شویم. اگر این یک نفر هم نماند که دیگر ما توان ورود به میدان را نداریم . بنابراین، اگر حداقل شرایطی که عرض کردم تامین شود، در انتخابات مشارکت فعال خواهیم داشت و وقتی مشارکت فعال داشته باشیم از تمام اصلاحطلبان و نیروهای مستقل واجد شرایط خواهیم خواست تا در انتخابات ثبت نام کنند. البته نه به این معنا که ما این افراد را حتی کاندیدا میکنیم، بلکه برای اینکه امکان شرکت در انتخابات رقابتی برای ما به وجود بیاید. ما که زورمان به شورای نگهبان نمیرسد، یک مقدار هم باید از این طرف کار کنیم. باید هر اصلاحطلب و نیروی مستقل واجد شرایطی برای شرکت در انتخابات ثبت نام کند که در آخرین مرحله بعد از اقدامات شورای نگهبان ببینیم چه چیزی برای ما باقی میماند تا آنگاه تصمیم بگیریم. مرحله چهارم و نهایی هم حضور فعال و گسترده در عرصه انتخابات است.
*به انتخابات مجلس هفتم اشاره کردید. آیا شما و جبهه مشارکت کماکان از روشی که در آن انتخابات پیش گرفتید، دفاع میکنید؟
**ما به تنهایی در آن انتخابات موضع عدم شرکت را اتخاذ نکردیم. کل جبهه دوم خرداد در آن انتخابات شرکت نکرد، تنها بخشهایی از این مجموعه در آن انتخابات شرکت کردند.
*به هر حال، آیا شما هنوز از آن روش که مبتنی بر تحریم انتخابات بود، دفاع میکنید؟
**اگر شرایط نظیر انتخابات دوره هفتم باشد، بله!
منظور من آن اقداماتی است که شما در آستانه انتخابات مجلس هفتم انجام دادید.
آن کاری که در مجلس هفتم انجام دادیم، آن موقع امکانش را داشتیم. الان دیگر آن امکان را نداریم. آن هنگام امکان تحصن در مجلس را داشتیم و الان نه. تحصن یک تاکتیک بود.
*تحریم انتخابات چطور؟
**اگر امروز هم شرایط طوری باشد که حداقلی از آزادی هم نباشد، مثلا یک روزنامه نداشته باشیم که بتوانیم نامزدهای خود را معرفی کنیم چون ما که صدا و سیما و دیگر امکانات اطلاعرسانی و تربیونهای مختلف نداریم. فرض کنید اگر هم میهن، شرق، اعتماد، اعتماد ملی و همبستگی و کلا این چهار، پنج تا روزنامه اصلاحطلب همه را بستند، ما چکار بکنیم؟ چگونه با مردم ارتباط برقرار کنیم؟ برویم با BBC فارسی صحبت کنیم و کاندیداهای خود را معرفی کنیم؟ این که حرکت صحیحی نیست ما هم آن را قبول نداریم. بحث دوم این است که اگر اتفاقی مانند انتخابات مجلس هفتم که به قول رئیسجمهور و رئیس مجلس وقت 190 کرسی از قبل تکلیفش معلوم شده بود، در آینده هم رخ دهد، در آن 190 حوزه از کجا نامزد بیاوریم که رقابت کنیم؟ در این شرایط عملا به عدم شرکت میرسیم. البته من تصور میکنم امکان تکرار آن شرایط برای حاکمیت فعلی وجود نداشته باشد. شرایط مجلس هفتم شرایط ویژهای بود، چون میخواستند از شر جریانی خلاص شوند. بنابراین، گفتند هر چه بادا باد! زدند به سیم آخر و اقداماتی کردند که در دوره ای دیگر به سادگی نمیتوانند آنها را تکرار کنند.
*تلقی در میان برخی از نیروهای سیاسی و در عین حال اکثریت جریان مقابل اصلاحات وجود دارد که چهرههایی از اصلاحطلبان که به آنها «اصلاحطلبان رادیکال» گفته میشود و به خصوص جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب از سوی نیروهای معتدلتر این جریان به حاشیه رانده شدهاند. این عده به انتخابات اخیر شوراها که در آن هم فهرست ائتلاف اصلاحطلبان و هم مدیریت ستادها در اختیار افراد و گروههایی بودند که لااقل اصولگرایان آنها را «اعتدالیون اصلاحطلب» میشناسند، اشاره میکنند. البته اخیرا آقای زاکانی از چهرههای شاخص اصولگرا گفته اند که این چهرهها به حاشیه رانده نشدهاند بلکه به پشت پرده رفتهاند و از پشت پرده اصلاحطلبان را هدایت میکنند. واقعیت موجود در این میان چیست؟
**اولا باید گفت که افراطی خطاب کردن جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب، حرفهایی است که کیهان از سالهای 77 و 78 شروع کرده بود که البته برخی از دوستان خودمان هم بعضا این تعبیر را به کار میبردند. این تقسیمبندی، تقسیمبندی جدی نیست. از همان سال 77 برای ایجاد شکاف میان اصلاحطلبان، این تقسیمبندی توسط مخالفان و جریان ضد اصلاحات به شکل برنامهریزی شده، شروع کرد. من در بین نیروهای اصلاحطلبی که این روزها جبهه اصلاحات را تشکیل میدهند، افراطی و معتدل و تعقلگرا نمیشناسم. این طیف، یک طیف گسترده است که همه اعضایش در کنار هم و با هم فعالیت میکنند. در انتخابات شورای سوم و خبرگان چهارم هم اینها در کنار هم بودند، لیستهای مشترکی ارائه دادند و همراه همدیگر بودند و امروز هم اگرچه برخی افراد و گروهها از این ناراحت هستند اما اصلاحطلبان در کنار هم و با هم جلو میروند.
میان اصلاحطلبان شخص یا گروهی وجود ندارد که از پشت پرده خط بدهد. طبیعی است که مشارکت، سازمان و همه گروههای اصلاحطلب در جریان انتخابات شوراها خط، نظر و پیشنهاد میدادند و هم در انتخابات مجلس هشتم این کار را انجام خواهند داد. اصلا چرا برخی اصلاحطلبان از پشت پرده یا یواشکی باید خط بدهند؟ مگر گروهی از جبهه اصلاحات بیرون رفته که یواشکی به بقیه اصلاحطلبان خط بدهد؟ این حرفها را متاسفانه برخی از خود اصلاحطلبان هم باور کردهاند، مانند ماجرای ملا نصرالدین که به دروغ گفت فلان جا سور میدهند که در آخر خودش هم باورش شد و دنبال جمعیت راه افتاد. همان جبهه اصلاحات 10 سال پیش، امروز هم فعالانه هم در انتخابات شورای شهر و هم خبرگان چهارم شرکت کردهاند و هم در مجلس هشتم شرکت خواهند کرد. البته زمانی ممکن است سیاست یک حزب این باشد که در ائتلاف تعداد بیشتری نامزد داشته باشد که البته این سیاست هیچ وقت سیاست سازمان مجاهدین انقلاب نبوده است. ما در هیچ انتخاباتی لیست ندادیم که سر لیست هم با کسی دعوا بیفتیم. اما ممکن است حزبی باشد که مایل باشد در یک انتخابات نامزدهای بیشتری داشته باشد ولی در یک انتخابات دیگر برای حفظ وحدت و برای اینکه ائتلاف شکل بگیرد خیلی روی نامزدهای اختصاصی خودش چانه نزند. این نوع مسائل معنایش این نیست که یک حزب کنار گذاشته شده یا به عقب و جلو رفته، این مساله دقیقا بستگی به شرایط و مقتضیات دارد؛ مثلا در انتخابات اخیر شوراها در لیست اصلاحطلبان خصوصا آنهایی که انتخاب شدند، توافق تقریبا اجماعی تمام اصلاحطلبان بود.
*راجع به نقش آقای هاشمیرفسنجانی میان اصلاحطلبان و فرماندهی ائتلاف این جریان به خصوص در انتخابات اخیر شایعات ضد و نقیض زیادی وجود دارد. بگویید نقش ایشان در ائتلاف اصلاحطلبان چیست؟
**درباره نقش آقای هاشمیرفسنجانی میان اصلاحطلبان، نه آن نگاه حداکثری صحیح است و نه آن چیزی که مخالفان اصلاحات میگویند که آقای هاشمی هیچ نقشی ندارد. آقای هاشمی همیشه یک شخصیت مستقل بوده، آن موقع که در کشور ما جناح چپ و راست وجود داشت، ایشان نه چپ بود و نه راست. امروز هم نه میتوان گفت که هاشمی در اردوگاه اصلاحطلبان و نه میتوان گفت که در اردوگاه مخالفان اصلاحات قرار دارد. هاشمی یک شخصیت مستقل است که متناسب با تشخیص خود عمل میکند و هر جا تشخیص بدهد کاری خوب است آن را انجام میدهد و هر جا تشخیص بدهد کاری خوب نیست، آن را انجام نمیدهد. ممکن است برخی نظرات وی بیشتر با دیدگاههای ما هماهنگ باشد، مثلا در انتخابات شوراها و کلا یکی، دو سال اخیر، مواضع هاشمی و اصلاحطلبان نزدیکتر به هم شده اما اینکه هاشمی وارد ائتلاف با یک طیف سیاسی شده است، نه، اینگونه نیست. البته بین اصلاحطلبان گروههایی هستند که حامیان آقای هاشمی هستند یا گروههای جدیدی هستند که ممکن است با اصلاحطلبان هماهنگی و همسویی داشته باشند و به آقای هاشمی هم نزدیک باشند مانند« اعتدال و توسعه» که ممکن است نزدیکی بیشتری با اصلاحطلبان در انتخابات آینده مجلس داشته باشد اما این مطلب که هاشمی به عنوان رهبری یک جریان وارد ائتلافی با اصلاحطلبان یا مخالفان اصلاحات شده باشد هیچ کدام درست نیست .هاشمی، هاشمی است. هر گاه صلاح بداند به یک جریانی نزدیک و هر گاه تشخیص بدهد از یک جریان دور میشود، بستگی به این دارد که دیدگاه ایشان با دیدگاه آن مجموعه چقدر نزدیک و دور باشد.
*شما در جلسهای پس از انتخابات شوراهای سوم از قول آقای هاشمی گفتید که اگر اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر خوب عمل کنند، پیروز میشوند. این مساله به معنای نقش آقای هاشمی در ائتلاف اصلاحطلبان نبود؟
*آن نظر، نظر شخصی آقای هاشمی بود. ایشان نگفته بود که من رهبر اصلاحطلبان یا جزو ایشان هستم. ایشان به ما قبل از انتخابات گفته بود که اگر اصلاحطلبان خوب عمل کنند، میتوانند در تهران به طور کامل شورای شهر را در اختیار بگیرند.
*پس آیا خوب عمل نکردند که تنها چهار نفر را به شورای شهر فرستادند؟
**چرا! اصلاحطلبان در آن انتخابات خوب عمل کردند. ممکن است برداشت آقای هاشمی کمی خوشبینانه بود و فکر میکرد هر 15 نامزد، ممکن است از اصلاحطلبان باشد. البته من فکر میکنم اگر ما مقداری روی لیست خودمان بهتر کار میکردیم، توان تبلیغاتی و فرصت بیشتری داشتیم و شمارش آرا بهتر انجام میشد، قطعا نتیجه آرا تفاوت داشت. یعنی چیزی میشد نزدیکتر به نظر ایشان. با تمام این اوصاف شما فکر میکنید در نهایت کدام یک از جریانات اصلاحطلب را اصولگرایان به یک ائتلاف حداکثری در انتخابات مجلس هشتم دست پیدا میکنند؟
امکان اینکه از الان پیش بینی کنم پیروزی متعلق به کدام یک از این دو جریان است وجود ندارد ولی تصور من این است که شرایط اصلاحطلبان برای یک ائتلاف حداکثری نسبت به مخالفان اصلاحات خیلی بیشتر و بهتر است و قطعا این را هم میتوانم پیشبینی کنم که هر کاری هم در شورای نگهبان بکند، نقش اصلاحطلبان در مجلس هشتم بیشتر از مجلس هفتم خواهد بود. البته به شرط اینکه شرایط آن هم مانند امروز باشد. اگر فردا به طور مثال یکدفعه دو هزار نفر از اصلاحطلبان را دستگیر کردند و تمام روزنامهها را بستند و هر شخصی که امکان نامزدی او بالقوه وجود داشت را دستگیر کردند، در این شرایط، اصلا اوضاع یک جور دیگر خواهد شد. این پیشبینی من تنها مختص روند کنونی است.