برگزاری اجلاسهای مجلس خبرگان رهبری، هر ساله نگاهها را به جایگاه رفیع این نهاد و مسؤولیت آن معطوف میسازد. نقطه عطف این نگاهها را بیشتر میتوان در پرداختن فعالتر خبرگان در این نشستها به مسایل جاری کشور و دغدغهها و حساسیتهای موجود جست. چه این که اطلاع رسانی بیشتر نشستهای خبرگان، فرصت بهتری را برای جامعه فراهم میسازد که از دستور کار اجلاس و موضوعات و مسایل پیرامونی آن آگاهی یابند.
درباره مباحث و مذاکرات، در نشستهای بعدی خبرگان نکاتی چند درخور توجه است:
1ـ به جز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شده بودند، چنان که در اصل یکصد و هفتم قانون اساسی آمده، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان یعنی نمایندگان مردم با تشخیص خود، از میان همه فقهای موجود، رهبر را انتخاب و معرفی میکنند و بدین وسیله، ولایت امر و مسؤولیتهای ناشی از آن را برعهده وی میگذارند.
گزینش رهبری با توجه به شرایط و وظایف و اختیاراتی که دارد و نقش نظارتی و به تعبیر دقیقتر، تشخیص فقدان شرایط رهبری، به شرحی که در اصل یکصد و یازدهم قانون اساسی آمده، مسؤولیت خطیر و سرنوشتسازی است که خاستگاه و فلسفه وجودی این نهاد حساس و پر اهمیت میباشد. البته مجلس خبرگان در بازنگری قانون اساسی نیز با داشتن پنج نماینده در کنار دیگر نهادهای نظام و مسؤولان آن، نقش خواهد داشت؛ کما این که هر گونه تغییر و تجدیدنظر در قانون تعداد و شرایط خبرگان و چگونگی انتخاب آنان و آیین نامه داخلی جلسات و سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود این نهاد میباشد. این مسؤولیت سنگین، مجلس خبرگان رهبری را در جایگاهی رفیع و پر برکت و بسی فراتر از دیگر نهادهای نظام و طبعاً آن را ناظر بر مصالح اسلام و کشور و برتر از گرایشهای درون حکومتی و نهادهای آن قرار میدهد. قداست، نفوذ کلمه، حسن تدبیر و تشخیص درست این نهاد برجسته، سرمایهای است که انقلاب، نظام و مردم عزیز ما همواره نیازمند آنند و از همین رو تقویت این جایگاه، حفظ قداست و شأن آن، وظیفهای همگانی است. بیتردید در این خصوص، وظیفه نخست، متوجه اعضای خبرگان است که از شأن و مسؤولیت این مجلس پاسداری کنند. طبعاً مردمی نیز که با رأی و گزینش خود فقهایی شایسته را به عنوان نمایندگان خود به مجلس خبرگان فرستادهاند، به درایت و تدبیر، مصلحتاندیشی و حسن انجام وظایف نمایندگی در کسوت خبرگان ملت، اعتماد لازم دارند.
2ـ جایگاه و مسؤولیت این نهاد ایجاب میکند اعضای آن حتی اگر در قانون اساسی سخنی از اوصاف و شرایط آن به میان نیامده باشد، همگی از برجستگان و نخبگان جامعه در تشخیص و معرفی رهبری طبق موازین شرعی و قانونی و دارای نفوذ کلمه در میان مردم باشند. همین ضرورت باعث شده است در گزینش خبرگان در چارچوب اختیارات اصل یکصد و هشتم، شرایطی در نظر گرفته شود که برگزیدگان آن متناسب با جایگاه رفیع مجلس خبرگان و اظهارنظر و اعلام رأی درباره عالیترین مقام رسمی کشور یعنی رهبری باشند. لزوم نفوذ کلمه و معتمد بودن در میان جامعه نیز واقعیتی است که آرای مردم نمایانگر آن میباشد.
خبرگان رهبری هرچند مسؤولیت مستقیمی نسبت به امور جاری کشور و نهادهای آن به جز آنچه به رهبری و از طریق رهبری برمیگردد، ندارند، اما توجه به دو نکته اساسی به ویژه برای مسؤولان محترم نظام و دستاندرکاران مدیریت کشور در هر سه قوه، میتواند آمادگی و فرصت بهتری را در بهره جستن از دیدگاه جمعی خبرگان و نیز نظرات آحاد آنان فراهم سازد و این خود توفیقی بزرگ برای نظام و دستگاههای آن است که چنین فرصتی را برای خود به وجود آورند و صد البته به معنای تداخل امور و یا پاسخگو شمردن این قوا در مقابل خبرگان نیست و قانون اساسی چنین مسؤولیتی را متوجه خبرگان ندانسته و از این نظر ابهامی ندارد.
نکته نخست آنکه، با وجود روشن بودن محدوده وظایف و اختیارات قانونی دستگاهها و دستاندرکاران امور کشور و حتی با این فرض که مرزهای مسؤولیت دقیقاً مشخص باشد، اما عنصر وفاق و همدلی و همکاری و اعتماد و احترام متقابل و هر تعبیر دیگری که بیان کننده این اصل حیاتی باشد، شرط اصلی موفقیت در انجام وظایف و بهره جستن مطلوب از اختیارات میباشد؛ همان وظایف و اختیاراتی که قانون برای دستگاههای مختلف نظام مشخص کرده است. تقویت همدلی و گسترش همکاری و تحکیم پایههای اعتماد و احترام متقابل، در واقع در جهت هرچه بهتر اجرا شدن قانون و با هدف بهره جستن بهتر از امکانات انسانی و مادی کشور در چارچوب قانون است و نه نادیده انگاشتن آن. باید این همدلی و همفکری و همکاری را پاس داشت و در تقویت آن کوشید.
دوم آن که صرف نظر از مجلس خبرگان که جایگاهی مشخص و با مسؤولیتهایی روشن در قانون اساسی دارد، اعضای خبرگان هر یک به فراخور جایگاه دینی، علمی، اجتماعی و انقلابی، دارای نفوذکلمه و عمدتاً از شخصیتهای شناخته شده و باسابقه
انقلاب و مورد احترام و جمعی از آنان از مسؤولان شناخته شده و اصلی نظام اند و یا در حوزههای علمیه منشأ اثر میباشند. این عزیزان همانگونه که میتوانند یاران شایسته و پشتیبانان دلگرمکنندهای برای دستگاههای مختلف مدیریت کشور به معنای وسیع آن باشند، میتوانند چشمان تیزبین و شاهدان دلسوز و رائدان امینی باشند که در جایگاه دیده بانی امر امت، به موقع هشدار میدهند و از سر وفای به اسلام و مردم و انقلاب و نظام برحسب تشخیص خود، به انصاف سخن میگویند. باید این نعمت را ارج نهاد و همواره به استقبال آن رفت.
3ـ مجلس خبرگان رهبری به تناسب اهمیت خود، طبعاً مسؤولیت سنگینی را مطابق آنچه در قانون آمده برعهده دارد؛ مسؤولیت در مقابل خدای تبارک و تعالی که حقیقت و حقانیت او، سرآغاز همه حقهاست و امر و خواست او سرمنشأ همه مسؤولیتهاست. این مسؤولیتی است که اولاً و بالذات بر دوش یکایک اعضای این مجلس مقتدر است.مسؤولیت دیگر در مقابل میلیونها انسانی است که تشخیص و اراده آنان مایه شکلگیری این مجلس و گزینش خبرگان به عنوان نمایندگان شایسته برای انجام وظیفه در چارچوب وظایف و اختیارات آن میباشد. این نیز مسؤولیتی سنگین است که ثانیاً و بالعرض برعهده یکایک خبرگان در جایگاه وکالت و نمایندگی مردم میباشد. ناگفته پیداست که خبرگان خود را در مقابل جامعه در چارچوب وظایف و اختیارات خویش پاسخگو میدانند و باید نیز چنین باشد و از همین نقطه و برخاسته از همین دو مسؤولیت است که مقام معظم رهبری را به عنوان رهبر انقلاب برگزیده و همواره از ایشان حمایت قاطع کرده است و در ادامه نیز در حمایت از انقلاب، نظام و رهبری به گونهای عمل خواهد کرد که در مقابل خدای تبارک و تعالی و مردم مسلمان پاسخگو باشد.